داستان کار خیر وشیطان

داستان کار خیر وشیطان
(5)میانگین امتیاز از(1)رأی(100%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

داستان:کارخیر وشیطانمردی صبح زودازخواب بیدارشدتانمازش رادرمسجدبخواند.لباس پوشیدوراهی مسجدشد.درراه مردبه زمین خوردولباسهایش کثیف شد.اوبلندشدوبه خانه برگشت.لباسهایش راعوض کردودوباره راهی مسجدشد.در راه باز درهمان نقطه مجددازمین خوردولباسهایش کثیف شد.باردیگربه خانه برگشت ولباسهایش راعوض کردوراهی مسجدشد.در راه بامردی چراغ به دست روبروشدونامش راپرسید.مردپاسخ داد((من دیدم شمادرراه مسجددوباربه زمین افتادید؛ازاین روچراغ اوردم تابتوانم راهتان راروشن کنم.مرداول تشکرفراوان کردوهردوباهم راهی مسجدشدندهمین که به مسجدرسیدندمرداول از مردچراغ بدست خواست تاواردمسجدشودوبااونمازبخوانداما مرداز رفتنن به داخل مسجدخودداری کرد.مرداول بازخواسته اش راتکرارکردامامجددا همان جواب ...

ادامه مطلب

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر
(3)میانگین امتیاز از(2)رأی(60%)

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن - www.negahdl.com
خلاصه داستان :

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن خلاصه ی داستان: دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن ریرا دختریه که با شرایط سختی بزرگ شده...پدر سخت گیری داشته و از این بابت خیلی افسردست...بخاطر یه اتفاق یا بدشانسی یا هر چیزی که اسمش هست...عزیز ترین گوهر وجودیشو از دست میده و دیگه کاملا خودشو میبازه و اعتقادش به عشق رو هم از دست میده... آیا میتونه دوباره اعتقادش به عشق رو بدست بیاره....عاشق شدن به همین راحتیه؟ داستانو بخونید...پایان خوب...۶۱۶صفحه موبایل [caption id="" align="alignnone" ...

ادامه مطلب

انعکاس زندگی

لطفا به این مطلب امتیاز دهید

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

پسر و پدری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید:آآآی‏ی‏ی!! صدایی از دوردست آمد:آآآی‏ی‏ی!! پسربا کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟ پاسخ شنید: کی هستی؟ پسرک خشمگین شد و فریاد زد ترسو! باز پاسخ شنید: ترسو: پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی! ...

ادامه مطلب

دریای عجیبی که در قرآن آمده + عکس

لطفا به این مطلب امتیاز دهید

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

آخرین نیوز: در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید. و این همان چیزی است که در قرآن آمده است. سورة مبارکه الرحمن مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲) ۱۹٫ دو دریا ...

ادامه مطلب

دانلودرمان ناشناخته برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت

دانلودرمان ناشناخته برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت
(4.3)میانگین امتیاز از(7)رأی(85.71%)

دانلودرمان ناشناخته - www.negahdl.com
خلاصه داستان :

دانلودرمان ناشناخته برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت خلاصه:رمانی که کاملاً تخیلی و بر گرفته از خاطرات خون آشام و خون واقعی و توایلایت و...کلاً شیرتوشیریه واسه خودش....توی این رمانم همه چی از قبل ِ گرگینه و خون آشام و پری و...هس...موضوع:تخیلی،عاشقانه   خلاصه:راجع به دختری ِ که از مادر ِ پری و پدری خون آشام به دنیا می آد و..باپیداکردن دفترخاطرامادرش پی به گذشته اش میبره و.........پایان خوش

ادامه مطلب

اهدای خون

اهدای خون
(4.5)میانگین امتیاز از(2)رأی(90%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

اهدای خون سالها پیش زمانی كه به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول كار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم كه از بیماری جدی و نادری رنج می برد. ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود كه او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود و هنوز نیاز به مراقبت پزشكی داشت . پزشك  معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و ...

ادامه مطلب

پیرمردوپرنده

پیرمردوپرنده
(5)میانگین امتیاز از(1)رأی(100%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

دریک دهکده پیرمردخردمندی زندگی میکرد.افرادی که به مشکلی برمی خوردندیاسوالی داشتند،به اومراجعه می کردندیک روزیک بچه ی باهوش وزبل که میخواست سربه سرپیرمردبگذاردپرنده ی کوچکی گرفت وان راطوری دردستش گرفت که دیده نشود.بعدپیش پیرمردرفت وبه اوگفت:پدربزرگ من شنیده ام شماباهوش ترین مرددهکده هستیدامامن باورنمی کنم.اگرراست است  می توانیدبگوییدکه این پرنده ای که دردست من است زنده است یامرده؟ پیرمردنگاهی به پسرانداختوفکرکرداگربگویدپرنده زنده است پسربایک حرکت کوچک دستش پرنده رامی کشدواگربگویدمرده است اوپرندهه را ازادمی کندتابه خیال ...

ادامه مطلب

پند عابدپند عابد

پند عابدپند عابد
(1.3)میانگین امتیاز از(3)رأی(26.67%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

پند عابد گویند صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت . نماز گزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید. پذیرفت . نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوی او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت: مردم ! هر كس از شما كه ...

ادامه مطلب

تکه ای که دوست نداری!؟

تکه ای که دوست نداری!؟
(3.2)میانگین امتیاز از(5)رأی(64%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

شیوانا صبح زود از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد. دید نانوا عمدا مقداری آرد ارزان جو را با آرد مرغوب گندم مخلوط می کند تا در طول روز به مردم به اسم نان مرغوب گندم بفروشد و سود بیشتری به دست آورد. شیوانا از مرد نانوا پرسید:" آیا دوست داری با آن بخش از وجودت که به تو دستور این کار را داد و الآن مشغول انجام این کار است تمام عمر همنشین باشی!؟" مرد ...

ادامه مطلب

آب شور

آب شور
(5)میانگین امتیاز از(1)رأی(100%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست . استاد لیوان آب نمكی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟ آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است. استاد وی را به كنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟ مرد گفت: خوب است و می توان ...

ادامه مطلب

شیوانا و زن

شیوانا و زن
(2.3)میانگین امتیاز از(3)رأی(46.67%)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

شیوانا و زن بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا كشاورزی بود كه او را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانستند) و گفت: "مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی كه به كاهن معبد دارد، خواهر كوچكم را قربانی كند، لطفا خواهر بی گناهم  را نجات دهید". شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید كه زن دست و پای دختر خردسالش را بسته و ...

ادامه مطلب