دانلود رمان گذشته نگذشته ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان گذشته نگذشته ویژه نگاه دانلود
(3.8)میانگین امتیاز از(4)رأی(75%)

دانلود رمان گذشته نگذشته ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان گذشته نگذشته

رمان راجع به زندگی خانواده‌ای است که در گذشته دچار مشکلاتی شده‌اند و دختری بی‌گـ ـناه‌تر از همه‌ی دنیا درگیر اتفاقات بزرگ زندگی می‌شود. این داستان بیشتر اجتماعی و رمانتیک است .
زندگی دختری را بازگو می‌کند که با وجود سن کم، کل مسئولیت زندگی را به دوش می‌کشد و در این راه با کشمش‌هایی مواجه می‌شود . در آخر متوجه کل داستان می‌شود و..‌‌‌.
در کل گذشته نگذشته!
دختری که خستگی‌هایش از چشم هیچ کس دور نیست؛ چون بار سنگینی به دوش کشیده است، آرامش را جستجو می‌کند.
این رمان سعی دارد چیز‌های خوب و بد را با هم نشان دهد. این‌ جا خبری از چیز‌های آنچنانی و پایانی عجیب و غریب نیست، این‌ جا فقط زندگی جریان دارد.
 
دانلود رمان گذشته نگذشته

دانلود رمان گذشته نگذشته

 

قسمتی از داستان :

باید تمام دغدغه‌هایت را کنار بگذاری تا بتوانی خوب لذت ببری.

باید فراموش کنی که چه کسی هستی یا چقدر در زندگیت مشکل داری.

باید فقط به لحظه توجه کنی و به آدم‌هایی که مثل خودت آمده‌اند تا فراموش کنند.

کسانی که شاید خیلی بدتر از تو باشند‌؛ اما این بدی‌ها را بین خنده‌های بلندشان سر کوب می‌کنند.
***
یه اقیانوس آبی توی عمق چشم‌هاته، یه ریتم شادی توی پیانوی صداته.‌‌
تو رویاهام می‌بینم که موهام رو می‌بوسی، همه دنیام تو میشی توی عکس خصوصی‌‌‌.
بذار طوفان بگیره ما کم خطر نکردیم، بیا دنیا رو با یه قایق بگردیم.
یکم مرزهای بین من رو دست‌هات رو کم کن من رو بغل بگیر رو از این طوفان ردم کن.
من رو تو با یه دوریبین یکم بارون یه دریا، بیا بریم از این‌جا تا انتهای دنیا.‌
بیا جوری بریم که جهان تنها بمونه.‌‌‌‌
قدم‌هامون به یاد خیابون‌ها بمونه، یه آهنگ قدیمی یه حس خوب و مبهم تو خواب بچگی‌ها
من این لحظه رو دیدم.
آهنگ قطع شده بود، منم از هپروتم پریدم بیرون. چشم‌هام رو آروم باز کردم با دیدن چهره‌ی خسته‌ی مامان جا خوردم.

کی اومد تو اتاقم، متوجه نشدم!
– همین‌جوری زل زدی به من دختر، از کِیه دارم صدات می‌کنم، فکر کردم واسه صدای زیادشه که نمی‌شنوی (اشاره‌ای به لپ تاپم کرد) ولی دیدم نه خانوم کلا تو این دنیا سیر نمی‌کنه!
آب دهنم رو با زور پایین دادم، فکر کنم گلوم خشک شده و در همین حال به چهره‌ی خسته‌ی مامان لبخند بی‌جونی زدم.
– مهرنوش خل شدی مادر؟

دانلود رمان گذشته نگذشته ویژه نگاه دانلود
(3.8)میانگین امتیاز از(4)رأی(75%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : گذشته نگذشته

نویسنده : mahakbanoo1996 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه. اجتماعی

ویراستاران : Aster و سحر

تعداد صفحات کتاب : 164 پی دی اف, 629 جار

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

24
دیدگاه بگذارید

avatar
23 نظر دادن ها
1 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
14 نظرات نویسندگان
RoghayeنیلوپریاArshaآرمان اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Roghaye
مهمان
Roghaye

اقا چتونه بحث می کنین اگه خوشتون نمی یاد نخونین چرا دل نویسنده رو می شکونین در هر صورت زحمت کشیده باید بهش احترام بزاریم
رمانت عالی بود منتظر رمانی بعدی هستیم

نیلو
مهمان
نیلو

ب نظر من باید به مکاتبات نویسنده ها احترام گذاشت.اگه قلم برای دختر ۱۵ ساله ست خب دخترای ۱۵ ساله بهتر از شما ک بزرگتری میتونن درک کنن.مث این میمونه ک کتاب تاریخچه زمان استیون هاوکینگو بدی بچه ۱۰ ساله بخونه خب نمیشه.هر کسی ک ایراد میگیره بهتره کتابای در رنج سنی خودشونو بخونه ولی اگه واقعا حس کرد قلم بیش از حد ضعیفه عاقلانه و بدور از توهین نقد کنه تا نویسنده بتونه در کارای بعدی اونو رفع کنه.باتشکر از نویسنده عزیز❤ب امید کارای بهتر و قوی تر

پریا
مهمان
پریا

نویسنده عزیز رمانتون در اوایل خیلی سیر خوبی داشت طوری که واقعا دوست داشتم ادامه بدم و از اونجایی که رمانای زیادی باشباهت به موضوع شما نوشته شده انتظار بیشتری داشتم از رمان اما خوب بود
خسته نباشید

Arsha
مهمان
Arsha

افتضاااااح

آرمان
مهمان
آرمان

سلام
مرسی از نویسنده محترم
رمان شما را دوست داشتم

mahakbanoo1996
مهمان

سلام ممنونم از وقتی که براش صرف کردید امید وارم کارای بهتری باونم ارائه بدم تا خواننده ها لذت بیشتری ببرن راستش تو شرایط خوبی رمان نوشته نشد شاید نقص کارها از اونجاس ولی علاقم باعث شده برد هر جور شده تمامش کنم بازم ممنونم از اینکه با احترام نظرتوه رو گفتین کاش بقیه هم اینطور باشن

mahakbanoo1996
مهمان

نگفتم از خودتون در اوردید گفتم اولین رمانم بود منم واسه نوشتنش ١٠ماه زمان صرف کردم اما خب نشد که خوب بشه میتونستید به شخصی من نقدتون رو بگید نه که جلوی همه ١٠ماه زمانی که صرف کردمو خراب کنید امید وارم روز خوبی داشته باشید

mahakbanoo1996
مهمان

با سلام بنده هم وقت گذاشتم برای نوشتن نباید له نریینده توپید که ایشون اول بد ایراد گرفتن هر کاری اولین بارش خوب نمیشه مهربون برخورد کنن

مهلا
مهمان

سلام خسته نباشید ببخشید من چندسال پیش یک رمان خوندم اما الان هرچقدر فکر میکنم به هیچ وجه اسم رمان خاطرم نیست وجزئیات رمان رو به یاد دارم اما اسم رمان رو نه درباره ی (…) اگه اسم رمان یادتون اومد بهم بگید ممنون میشم

CAPRICORN
مدیر

دوست عزیز تو قسمت نظرات رمان ها جای خلاصه دادن نیست و مدت هاست که نظرهای اینچنینی ثبت نمیشن. اگه به بالای صفحه سایت دقت کنید لینکی جهت همین خلاصه ها و پیدا کردن نام رمان تعبیه شده: http://forum.negahdl.com/threads/94582/
در انجمن عضو باشید میتونید خلاصه رو بگذارید و مطمئنا هرکی بلد باشه جواب میده. موفق باشید

کتی
مهمان
کتی

با سلام ٬من تازه الان رمانو تموم کردم ٬و بابت وقتی که نویسنده برای نوشتنش گذاشته ممنونم٬ البته که نقص هایی داشت و البته که میتونست محتوای غنی تری داشته باشه.با توجه به موضوع رمان دوست داشتم به عنوان یه خواننده بیشتر درگیر رمان شم ٬معمولا دوست دارم انقدر رمان منو جذب کنه که مشتاق باشم برای پایان داستان ٬ولی متاسفانه اینطور نبود ٬ که البته نویسنده اشاره کوچکی به این موضوع داشت .میتونست اتفاقات بیشتری بیفته و … انگار که با خوندن چند رمان این رمان نوشته شده باشه ٬البته اصلا قصدم کپی و اینا نیست موضوعش تفاوت های… ادامه مطلب »

کتی
مهمان
کتی

با سلام ٬ به نظر میرسه که رمان اشتباهاتی داره٬ که باعث رنجیدن دوستان خواننده شده٬ البته من هنوز نخوندم ٬تازه داره لود میشه برام٬ ولی بعد از خوندن حتما پست میذارم و نظرمو میگم ٬با تشکر.

متینه
مهمان
متینه

وااااااای مگه از این بدتر هم هست

نسیم
مهمان
نسیم

خدا رو شکر قبل دانلود اول این پایین رو خوندم اعصاب ندارن چرا ملت

Darya
مهمان
Darya

مردم که بیکار نیستن از رو غریزه شخصی انتقاد کنن وقت گذاشتن شمای نویسنده هم بهتره اشتباهاتونو بپذیرین تا دعوا و جبهه گیری

مهشيد
مهمان
مهشيد

حیف نمیتونم أسکرین شات یا اتچ بزارم جاهایی که اشتباه نوشته رو به نمایش عموم بزارم ببینم این خانم نویسنده چرا زیر بار اشتباهاتش نمیره
خانم هر کسی با نقد کردن پیشرفت میکنم نمیدونم چرا نمیپذیرین که رمانتون پر از أشکال بود و واسه من شمشیر رو از رو بستین
من اون غلطهارو از خودم در نیاوردم که تو رمان بود ایمیلتون رو برام بفرستید تا اسکرین هاشو نشونتون بدم

mahakbanoo1996
مهمان

@مهشید, در ضمن این رمان عاشقانه اجتماعی هست نه پلیسی و ترسناک که هیجان داشته باشه خانم منتقد

mahakbanoo1996
مهمان

@مهشید,
غیر از اون هیچ اسمی اشتباه نشده شما با دقت مطالعه نکردید درضمن بهتره شمام اصول نقد رو یاد بگیرید نباید فعالیت کسی رو سر کوب کنید اولین کارم بود و بطبع اشکالات پیش می اید لطفا کمی با اشکلات نویسنده های تازه کار راه بیاید و اصولی تر نقد کنید دعوا نیومدید که….

مهشيد
مهمان
مهشيد

@mahakbanoo1996, خانم نویسنده من نگفتم رمانتون مثل بقیه رمان ها پیش بره گفتم هیجانش خیلی نبود در ضمن شما فقط اسم مادربزرگ رو یادتون نرفت چنتا اسم دیگه هم به کل تغییر دادین شما وقتی رمانی مینویسین ویرایش لازم داره مگه چند صفحه بود که به خودتون زحمت ندادین از اول چک کنید اشکالاتش رو بر طرف کنید بعد زورتون میاد ازتون انتقاد میشه در ضمن من یه چیزی میخونم با دقت میخونم مثل نوشتن شما هول هولکی رد نمیشم که این همه ایراد از توش رد آوردم

mahakbanoo1996
مهمان

من خودم نویسنده رمانم توی رمانم ی جا اسم مادر بزرگ شخصیت اصلی رو فراموش کردم ی چیز نوشتم اخرم یادم رفت درستش کنم همونجوری رفته واسه دانلود ابروم رفت وای کلی خندیدم هر کی رمانمو خوند شرمنده قاطی شد نشد درستش کنم۲۵r30wi25r30wi

mahakbanoo1996
مهمان

@مهشید, با دقت مطالعه نکردید قرار بود انتقام بگیره ولی داستان جور دیگه ای رقم خورد قرار نیست همه ی رمان ها مثل هم پیش برن

mahakbanoo1996
مهمان

شما خودت از خواب بیدار شدی که نظر میدی کسی که کاری انجام میده حتما براش با ارزشه به ارزش کسی کار نداشته باشید خوشتون نمی اد نظر ندید با تشکر

leyla76
مهمان

توروخدا برین کلاس های نویسندگی …نمیدونم چرا هرکی از خواب پا میشه دست به قلم میبره؟؟

مهشيد
مهمان
مهشيد

داستانش ادمو جذب نمیکرد عشق و انتقام أنجوری نبود که هیجانی باشه
ولی میخواستم یه نکته به نویسنده بگم وقتی این داستان رو نوشتن تمرکز کافی داشتن یا همزمان مشغول نوشتن یه رمان دیگه بودن چون اسم ها هی قاطی پاتی میشد برای مثال
آرمان وسطاش شد پرهام اخرش دوباره درست شد
یا مادربزرگش اولاش پریچهر اسمش بود بعد شد مهتاج
یا پژمان شد پیمان
یکی دو تا نبودن از یه نویسنده این اشتباهات بعیده