دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد ویژه نگاه دانلود
(4.1)میانگین امتیاز از(16)رأی(82.5%)

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد 

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد . قصه از اون‌جایی شروع میشه که بهمن یه دل نه صددل عاشق میشه

و میره خواستگاری تک دختر پیر و معتمد شهر کوچیک قصه‌ی ما. حاج‌اسدالله هم که مرد مهربون و بی‌ادعایی بوده،

قبول می‌کنه و اون دوتا شیرینی‌خورده‌ی هم میشن؛ ولی مشکل از اون‌جا شروع میشه که حاجی نمی‌دونه

بهمن یه راز بزرگ رو از اون‌ها مخفی کرده.

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد 

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد

 

از دیگر آثار این نویسنده:

دانلودرمان گل شیفته برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf

دانلود رمان پرستش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلود رمان غم نبودنت جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

قسمتی از داستان :

– خب نگفتی باباجون، نظرت چیه؟
سرم رو پایین انداختم و با انگشت دنباله‌ی موهام رو به بازی گرفتم.
– سخته تو هم بری بعد از عطیه. مامانت که نیست، تو هم که از این خونه بری این‌جا دیگه صفایی نداره؛

ولی آخرش که چی؟ دختر امانته دست پدر و مادرش.قسمت که در خونه‌ی آدم رو بزنه نمی‌تونی دست به سرش کنی.

خیره به گل‌های قالی و با صدای گرفته ادامه داد:
– می‌دونم عطیه هم راضیه.
بغض نبودِ مامان و دل گرفته‌ی حاج‌بابا فرصت شادبودن رو تو این لحظه به من نمی‌داد، به جاش پر بودم از ترس و نگرانی از فردا و فرداها.
– پسر بدی نیست. دادم بچه‌های مسجد راجع بهش تحقیق کردن. حرف بدی پشت سرش نیست. همه از خوبی و پشتکار و تلاشش گفتن؛ مخصوصا

اینکه اون هم تنهاست و پدر و مادر و پشتوانه‌ای نداشته. وضع مالیش خوبه. قد و قامتش هم که خودت دیدی،

می‌دونم دخترا بیشتر دل به این چیزا می‌بندن.جمال خوبی هم داره، فقط می‌مونه دین و ایمونش که کمی نگرانم کرده.

چیز بدی ازش ندیدم و نشنیدم؛ ولی خب شناخت زیادی هم ازش نداریم.تو چشم‌های حاج‌بابا پر از نگرانی واسه

تک دختر و تک فرزندش بود. طبیعیه؛ پدر بود و می‌خواست دخترش رو به کسی بسپاره که نمی‌شناستش.

به مرد تازه از راه رسیده‌ای که از قرار معلوم داشت خودش رو تو دل حاج اسدا… فخار، پیر و معتمد محل جا می‌کرد.

رمان که روزی دل خسته خواهد شد | سحربانو۶۹ کاربر انجمن نگاه دانلود

 

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد ویژه نگاه دانلود
(4.1)میانگین امتیاز از(16)رأی(82.5%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : که روزی دل خسته خواهد شد

نویسنده : سحربانو69 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه، جنایی

ویراستاران : ZrYan

تعداد صفحات کتاب : 549 پی دی اف.1596 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/199208/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۲۶) دیدگاه برای “دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • Nazgoliii گفت:

    سلام میشه لطفا چندتا رمان زیبا با قلم خوب و پایان خوش معرفى کنید!

  • Yalda گفت:

    سلام، میشه لطف کنین و چند تا رمان خنده دار و جذاب مثل دلواپس توام بهم معرفی کنین، ممنون میشم

  • سپیده گفت:

    چرابهمنو اینجوری کشتی اخهخ خوب بود❤️

  • کوثر گفت:

    نسبت به رمان های پرستش و غم نبودت ک خوندم واقعا پیشرفت داشتین از نظر قلم و داستان پردازی و اینک مثل قبل نصف رمان سر توضیح لباس و ارایش نبود.بهتون تبریک میگم این رمان نسبت به قبلیا واقعا عالی بود.ولی خب جریان جاهایی کاملا شبیه رمان های قبلیتون بود. امیدوارم در رمان های بعدیتون جریان تازه تری رو شاهد باشیم.

  • فاطی گفت:

    به نظرم هنوز جای کار داشت بعضی جاها عالی بود بعضی جاها زیادی اغراق شده بود کلا تو داستان نه خبری از پلیس بود نه چیزی کلا واسه خودشون دولت جدا داشتن بعدم فکر کنم کسی که این همه مشکلات داشته باشه که به خاطرش شهر و خانوادش ول کنه یکم اغراقه در عرض سه ماه بشه عاشق سینه چاک بشه. ولی قلم خوبی داشتید مرسی

  • هليا گفت:

    خیلى خیلى قشنگ بود این تعارف نیست واقعیته

  • Zahra گفت:

    ب دوستان پیشنهاد میکنم ک بخونند واقعا رمان لذت بخشیه مخصوصا ک برخلاف بقیه رمانا شخصیتای داستان با حرف زدن و مطرح کردن مسائل مشکلاتو حل میکردن و داستان بیخودی کش نمیومد…

  • هاني گفت:

    خیلی عالی بود

  • F.sh.76 گفت:

    عالی بود 🙂 مثل همیشه زیبا و روان 🙂

  • حدیث گفت:

    این داستان تویه کدوم کشوره ؟ ایران ؟؟؟ چرا پلیس وجود نداره ؟؟؟

  • yekta گفت:

    عاااالی فوق العاده

  • پانی نی گفت:

    سلام.مرسی سحربانو جان..مثل همیشه عااااالی.موفق باشی

  • رهرا گفت:

    دستت نویسنده ی عزیز درد نکنه خیلی زیبا بود

  • فاطی گفت:

    مرسی از قلم خوب نویسنده ی عزیز بسیار رمان خوب و پخته ای بود مشتاقانه منتظر رمان های بعدی هستیم

  • فری66 گفت:

    خیلی قشنگ بود.دیار خوب بود..محمد باحال بود و بهمن عالی..دوسش داشتم.مرسی از نویسنده ی عزیز..

  • Zahra گفت:

    ♥️Azizam mesle hamishe aliiiiiii bod ♥️

  • Parisa گفت:

    رمانتون عالی بود واقعا خسته نباشید

  • Sana گفت:

    قلم زیبا و رمان دلنیشینی بود

  • شهریار گفت:

    رمان خیلی جذابی بود.مرسی از نویسنده ی محترم.عالی..

  • ثری جون گفت:

    دست نویسنده ی عزیز درد نکنه.هیجان زیاد داشت.شخصیتا هم جالب بودن.عالی بود

  • ثری جون گفت:

    عالی بود.دست نویسنده اش درد نکنه.پراز هیجان بود.

  • ffh گفت:

    سلام
    من در حال تایپ خوندمش خوب بود روان وساده بدون پیچیدگی

  • غزاله گفت:

    در جواب به خانم نسترن
    باید به عرضتان برسانم خانم سحربانو چند تا رمان نوشتن و همشون قشنگه پس قطعا همینم شاهکاریه برا خودش
    فهمیدی یا بیام برات

    • فاطمه د گفت:

      دوست عزیز. من هم معمولاً به نظرات نگاه می کنم. حرف شما متین. حتماً ایشون فوق العاده رمانشون رو به نگارش در آوردن که تگ موفق رو به دست آوردن. اما نظرات بیشتر آدم رو ترغیب به خوندن می کنند. مابین نظرات معمولاً اطلاعات کنجکاو کننده ای وجود داره یا وقتی کسی رمان رو در بخش نظرات نقد می کنه، باعث می شه من کمی از ماجرا سر در بیارم و کنجکاو تر بشم. شاید دوستمون هم شبیه من باشه؟

  • فاطمه تاجیکی گفت:

    رمان خوبیه موفق باشی سحر جان

  • نسترن گفت:

    پس کو نظراتتون☹خب وقتی میخونید نظر بدید که من که الان میخوام‌دانلود کنم‌ببینم می ارزه وقتمو بزارم‌یا نهخیلی بد شدید شماها☹