دانلود رمان چشمان عاشقم راببین جاوا،اندروید،ایپد

دانلود رمان چشمان عاشقم راببین جاوا،اندروید،ایپد
(4.3)میانگین امتیاز از(12)رأی(86.67%)

دانلود رمان چشمان عاشقم راببین جاوا،اندروید،ایپد

دانلود رمان چشمان عاشقم راببین جاوا،اندروید،ایپد

دانلود رمان چشمان عاشقم راببین جاوا،اندروید،ایپد

نام رمان:چشمان عاشقم راببین.
نویسنده:س.شب
ژانر: عاشقانه.

خلاصه :
دباره ی دختری که عاشق میشه.
عاشق کسی که حق نداره عاشقش بشه.
یک عشق ممنوع..ومنتظر میشه..
به امید اینکه معشوق چشمان عاشقش روببینه

کلیدو تو در چرخوندم .
صداشون از تو حیاط میشنیدم.
به در ورودی خونه نزدیک شدم.
صدای داد بابا بلند شد.
-من بهت گفتم مرسده با کسی ازدواج کنه که من میگم همون یکی رو به تو سپردم بسته.
-اخه پسره خیلی خوبه خانوداش خیلی خوبم.
تا کی میخوای نگهش داری ۲۶ سالشه.
-خانم نمیخوام شوهرش بدم همون یکی ابرومو برد بسته.
-تاکی میخوای نگهش داری مرد.این بچه داره سنش میره بالا بعد کسی نمیاد بگیرتش.
تا حالا هم که خواستگار داره چون خوشگله. وگرنه الان مردم دنبال دخترای ۱۸-۱۹سالن.
-به درک که ازدواج نکنه اون یکی که ازدواج کرد چه گلی به سرمون زد .بعد یک سال برگشت.
بهت گفتم هرکسو خودم انتخاب کنم مرسده زن اون میشه حق مخالفتم نداره.
-این جوری که نمیشه باید خودشم بخواد.
-من باهاش شرط کردم اگه میخواد درس بخوبه باید فقط با کسی که من میگم ازدواج کنه.
اونم قبول کرد.

بازم دعواهای همیشگی سر خواستگاری من.
بازم ماجرای مهرسای بیچاره.
از پله های کنار حال اروم بالا رفتم مامان وبابا تو اشپزخونه بودن هر چند وقت که برام خواستگار

میامد همین آش بودو همین کاسه.
میدونستم الان مهرسای بیچاره داره عذاب میکشه.
مهرسا خواهرم بود ۳۰سال داشت دلم برای سرنوشتش میسوخت.
وارد اتاق شدم مهرسا گوشه ی اتاق نشسته بود دستاش رو گوشاش بود.
رفتم جلوش.

سرشو بالا آورد نگام کرد.اشک تو چشماش جمع شده بود.
دستاشو آورد پایین.
-سلام.
_سلام.کی آمدی.
-الان.
-خوبی.
-می بینی که بازم شروع کردن.
-ولشون کن تو هنوز عادت نکردی.
-نه…دیگه از سرکوفتای بابا خسته شدم.
الان ۴ساله داره بهم سرکوفت میزنه.

دانلود رمان چشمان عاشقم راببین جاوا،اندروید،ایپد
(4.3)میانگین امتیاز از(12)رأی(86.67%)

شناسنامه ی کتاب

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره REZA

سلام رضا هستم سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات

24
دیدگاه بگذارید

avatar
21 نظر دادن ها
3 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
20 نظرات نویسندگان
sara0413ماریناTarsa 86آواpari اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
sara0413
مهمان
sara0413

عاشق عکس جلدشم

مارینا
مهمان
مارینا

با سلام و خسته نباشید خدمت دوست عزیزم. عالی بود. دوسش داشتم. سبک و موضوع رمانتون عالی بود. مرسی. منتظر رمانهای بعدی تون هستم.
موفق باشید.
یاحق

Tarsa 86
مهمان
Tarsa 86

خیلی قشنگ بود

آوا
مهمان
آوا

گیراوجالب نبود…

pari
مهمان
pari

Misiìiiiiiiiiiiii khob bod

وحید
مهمان
وحید

خیلی قشنگ بود، خیلی خوشم اومد‌ ممنون بابت این رمان زیبا. منتظر رمان های بعدی ات هستیم

عاشق
مهمان
عاشق

سلام رمان قشنگی بود موفق باشین نویسنده عزیز

ﻻﺩﻥ
مهمان
ﻻﺩﻥ

ﺩﻭﻳﺴﺖ و ﻧﻮﺩ ﻧﻔﺮ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﻭﻟﻲ ﻫﻴﺸﻜﻲ ﻧﻆﺮ ﻧﺪاﺩﻩ?
ﻋﺎﻏﺎ ﻛﻤﻚ ﺭﻣﺎﻧﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺎﻡ ﺑﺨﻮﻧﻴﻢ?

سارا
مهمان
سارا

به نظر من که قشنگ بود

مهناز
مهمان
مهناز

رمان خوبی بود

مری
مهمان
مری

واقعا رمان قشنگی بود

فاطمه
مهمان
فاطمه

قشنگ بود مرسی

فاطمه
مهمان
فاطمه

خیلی قشنگ بود مرسی

نگاه
مدیر کل

خواهش میکنم

maya
مهمان
maya

یعنی جامعه پزشکی ما میتونه بر علیه این رمان شکایت کنه
اخه اینا دکترن ؟ نه واقعا دکترن ؟
یک کتاب به شدت ضعیف که حتی به صفحه ۵۰ هم به زور میتونی برسی با دیالوگهای فوق تخیلی که از زبان یک دکتر قرار شنیده بشه اینا مثلا دکترای مملکت بودن رفتارشون حتی در حد بچه های کلاس ششم هم نبود اخه
دوست عزیز نویسنده خواهشا قبل از نوشتن کمی مطالعه کن

Hinata
مهمان
Hinata

شروع قشنگی داشت ، ولی در کل خوب بود ، ممنون از نویسنده عزیز و این سایت عالی

فاطی5000
مهمان
فاطی5000

سلام ممنون به خاطر رمانای خوبتون،میشه چند تا رمان مثل رمان طلاهای این شهر ارزانند رو بهم معرفی کنید

لیلا
مهمان
لیلا

قشنگ بود

سارا
مهمان
سارا

دوستش داشتم

هستی
مهمان
هستی

قشنگ بود

ندا
مهمان
ندا

خیلی زیبا بود

ندا
مهمان
ندا

خیلی قشنگ بود

ghazal
مهمان
ghazal

سلام چطوری عضوسایت بشم؟

نگاه
مدیر کل

سلام..در انجمن نگاه دانلود عضو شوید