دانلود رمان ویروس مجهول ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان ویروس مجهول ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان ویروس مجهول ویژه نگاه دانلود

مریم یا به قول دوستاش، ماریا، یه دانشمند ایرانی مقیم آمریکاست که توی یه پروژه‌ی تحقیقاتی

بزرگ که به بیمارای مبتلا به ایدز کمک می‌کنه تا از چنگال ویروس اچ.آی.وی رها بشن، شرکت

داره. اوایل همه‌چی خوب پیش میره؛ ولی… اتفاقی پیش میاد که تحقیقات رو به هم می‌ریزه.

کسی هم نمی‌دونه این اتفاق از کجا آب می‌خوره و قصد کسی که خراب‌کاری کرده از این کار

چی بوده؛ ولی ماریا یه چیزی رو متوجه میشه؛ اینکه جون همه، همه‌ی دنیا، مخصوصاً ایرانی‌ها در خطره!

دانلود رمان ویروس مجهول ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان ویروس مجهول ویژه نگاه دانلود

پیشنهاد : دانلود رمان شوره زار ویژه نگاه دانلود

مقدمه:

دانش برای اینکه خودش رو بین آدما جا کنه، حاضره قربانی بگیره. علم همون‌طور که خوبه، ویرانگره.

پارادوکس ترسناکی از خوبی و بدی!
بستگی به خودت داره چه شکلی ازش استفاده کنی، از وجه خوبش یا بدش؛ ولی مطمئن باش از

هر وجه‌ش که استفاده کنی، همیشه یه نفر هست که منتظر تو ایستاده تا بعد از انتخاب مسیر

خوب یا بدت، سریعاً وجهی که استفاده نشده رو در دست بگیره. پس مراقب باش وقتی داری

با علمت به مردم خدمت می‌کنی، کدوم وجهش رو به دست می‌گیری و کدوم وجهش رو دیگری به دست می‌گیره.

پیشنهاد : دانلود رمان قطب احساس ویژه نگاه دانلود

قسمتی از رمان ویروس مجهول :

پشت به من ایستاده بود. سرش با حالت عجیبی روی گردنش می‌لرزید و تکون می‌خورد.

صداش زدم تا شاید متوجه حضور من بشه.
– هی آقا، شما حالتون خوبه؟
صدام طنین‌وار منتشر شد و کل فضای اطرافم رو گرفت؛ ولی مرد مقابلم هنوزم نفهمیده بود که

من هم کنارشم. فضای اونجا نیمه‌تاریک بود؛ انگار که کسی یه لامپ ضعیف رو یه گوشه روشن کرده.

هرچند اون نور کم، این توانایی رو نداشت که شعاع زیادی رو پوشش بده و روشن کنه. چون تنها

بودم، می‌ترسیدم. یه حسی بهم گفت تا به اون مرد نزدیک بشم. باید می‌فهمیدم اینجا کجاست

و تنها کسی که می‌تونست به من جواب بده اون بود. برای همین یه‌کم جلو رفتم و دست راستم

رو به شونه‌ش زدم.
– آقا…
وقتی دستم روی شونه‌ش قرار گرفت، لرزیدنش متوقف شد، آهسته سر چرخوند و نگاهم کرد.
وحشت کردم و از نگاه تهی و حدقه‌های خالی از چشمش زهره ترک شدم و با تمام قدرتم جیغ

کشیدم؛ یه جیغ خیلی گوش‌خراش.

پیشنهاد : دانلود رمان پایان راه نا تمام ویژه نگاه دانلود

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : ویروس مجهول

نویسنده : نگار 1373 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : ترسناک، معمایی، علمی و تخیلی

ویراستاران : Atlas 1998

تعداد صفحات کتاب : 1475 صفحه ی جار ، 374 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/236339/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

19
دیدگاه بگذارید

avatar
16 نظر دادن ها
3 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
17 نظرات نویسندگان
Eng.n.abdivartaMahlaغزاله.شkama اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Eng.n.abdi
مهمان
Eng.n.abdi

رمان بسیار عالی با ایده ای نو و قلم بسیار خوب نویسنده مشتاقانه در انتظار جلد دوم این رمان خواهم ماند❤

varta
مهمان
varta

سلام….رمان جالب و قشنگی بود فقط اخرش خیلی مبهم تموم شد..امیدوارم جلد دومیم داشته باشه و اگه هست اطلاع بدین…

Mahla
مهمان
Mahla

جذبم نکرد

غزاله.ش
مهمان
غزاله.ش

شباهت زیادى به مجموعه فیلم هاى عامل شیطانى و سریال مردگان متحرک داشت؛ دوستانى که گفتن إیدز از طریق پاشیدن خون منتقل نمى شه، اولاً این ویروس إیدز نبود و دوماً ویروس مورفیا بود که شناسنامه مختصرى ازش بود و از کجا مى دونیم شاید از طریق پوست هم جذب مى شد! گمونم جلد دوم هم داشته باشه؛ چون از ویروسى به اسم وى. ام پلاس نام برده شده!

محمد
مهمان
محمد

اولا ایدز با پاشیدن خون منتقل نمیشه.دوم.زن مسلمون نمیشه با مرد غیر مسلمون ازدواج کنه.سوم لطفا ژانر داستان رو بگید

kama
مهمان
kama

احتمالش وجود داره ها، نشدنی هم نیست
نویسنده هم جایی نگفته که ازدواج کردن. از کجا معلوم، شاید جلد دو داشته باشه تو جلد دوم ماریا مسیحی شده باشه. کلا حرفی از ازدواج ب میون نیومده، هر عشقی که منتهی به ازدواج نمیشه :/
ژانرش هم تو شناسنامه ی رمان زدن

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

ایدز با ترکیب شدن خون منتقل میشه ،
دو نمیدونم کی تو داستان گفتن این دوتا با هم ازدواج کردن

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

سلام بر نویسنده عزیز
با اینکه وقت نکردم کامل رمانو بخونم ولی اسم جذابی که داشت هی مصمم ترم میکنه ادامه بدم تا اینجا عالی بود.
موفق باشید

ngn
مهمان

درود نگار عزیزم
تموم شدن رمانت رو تبریک میگم.
قلمت مانا جانم

مریلا
مهمان
مریلا

رمان خیلی خوبی بود ،به نویسنده عزیز تبریک میگم فقط این رمان جلد دوم داره؟؟؟

F.m
مهمان
F.m

سلام
واقعا خسته نباشید نویسنده عزیز ایده جالبی بود و قلم خوبی داشت … دعا میکنم این اتفاق حتی شبیه این اتفاق هم هرگز هرگز اتفاق نیفته …. فقط اینکه من نفهمیدم این ویروس وی ام مگه نابود نشده بود؟
و اینکه اون فرد ناشناس که داشت رو اون دسته تحقیق میکرد کی‌بود؟
و دسته مال کی بود؟
و اینکه رمانتون جلد دوم داره؟

ZrYan
مهمان
ZrYan

همون‌طور که قبلاً هم گفته بودم، رمانت فوق‌العاده‌ست نگارجان! قلمی عالی و متنی پر از هیجان.
مجدد خسته نباشی.

مارال
مهمان

سلام و خسته نباشید.یه سوال داشتم
این رمان ها کامل میشن بعد میزارید تو سایت یا به مرور کامل میشن؟

فاطمه تاجیکی
مهمان
فاطمه تاجیکی

سلام سلامت باشید.
تاپیک رمان توسط نویسنده در انجمن استارت زده میشه و کم کم پست میذاره تا وقتی که رمان تموم بشه تموم شد یه سری مراحل رو طی میکنه و بعد به صورت فایل برای دانلود در سایت قرار داده می شوند

F.sh..76
مهمان
F.sh..76

داستانی با قلمی زیبا و ایده های ناب و خلاقانه
نگار عزیز عادت داره همیشه ما رو با ماجراهای پر هیجان و دوست داشتنیش متعجب کنه
پیشنهاد می کنم رمان های دیگه ی ایشون رو هم حتما بخونید 🙂
موفق باشی نویسنده جانمان♥

Fateme
مهمان
Fateme

یکی از بهترین رمان‌هاست!

هستی
مهمان
هستی

میشه زود به زود رمان بزاری ممنون

هستی
مهمان
هستی

قشنگه .بخونید.

غزل نارویی
مهمان
غزل نارویی

خیلی رمان قشنگیه.
من به دوستام هم معرفی کردم.
عالیه!
به خودشون هم گفتم این اولین رمان غیر عاشقانه ای بود که خوندم.