دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود
(3.4)میانگین امتیاز از(64)رأی(68.75%)

دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود

در خیالم درد کشیدم و درد را تا جان و تنم چشیدم؛ درد خیانت، درد تنهایی، درد نبودنت. مرغ خیالم را به روزهای خوش فرستادم؛ آنجا که دختری جوان بودم؛ پر از ناز و پر از احساس. آنجایی که با هم عشق را تجربه کردیم و قول ماندن دادیم.
من خیالم؛ دختری که توانست با قدرت عشق خاطره‌ها را زنده کند. ما عاشق بودیم، ما نشان‌کرده بودیم؛ اما یک حرکت اشتباه، یک لغزش کوچک، یک پرواز از آسمان دل‌تنگی تو، همه‌چیز را تغییر داد.

دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود

پیشنهاد: دانلود رمان قدم به دنیای نارنجی‌ام بگذار ویژه نگاه دانلود

مقدمه:

تو رو آرزو نکردم
ته تنهایی جاده
آخه حتی آرزوتم
واسه من خیلی زیاده
تو رو آرزو نکردم
این یعنی نهایت درد
خیی چیزا هست تو دنیا
که نمیشه آرزو کرد
تو رو تا یادمه از دور
از همین پنجره دیدم
بس که فاصله گرفتی
به پرستشت رسیدم
من گذشتم از تبی که
تو رو تو خونه‌ام ببینم
راضیم به این که گاهی
تو رو می‌تونم ببینم
نه امیدی به سفر نیست
از همین فاصله برگرد
خیلی از فاصله‌ها رو
با سفر نمیشه پر کرد
عمری پای تو نشستم
که منو حالا ببینی
تو مث کوهی که باید
منو از بالا ببینی

پیشنهاد : دانلود رمان ترنج و عطر بهار نارنج ویژه نگاه دانلود

قسمتی  از رمان:

– نه… آراد نرو.
و از پشت به لباسش چنگ زد.
همین یک حادثه کافی بود تا در عین ناباوری از گذشته چیزی به یادش بیاید:
«- آراد… نرو، تو رو خدا!
و از پشت دستش را ب*غ*ل کرد.
اخمی بر روی صورتش نشاند و خیال گفت:
– آراد من به هیچ‌کسی نمیگم که تو باعث شدی سر ماکان زخمی بشه، به ماکان هم میگم اگه به کسی گفت دیگه باهاش بازی نمی‌کنم.
سرش را به طرف خیال برگرداند و گفت:
– خیال آخه تو می‌دونی اگه زن‌عمو بفهمه تو هم به من کمک کردی چقدر عصبانی میشه؟
با پافشاری گفت:
– مهم نیست.
اشک در چشمانش حلقه زد:
– تو رو خدا نرو آراد!»
صدای هق‌هق خیال به گوشش می رسید:
– آراد… آراد همه‌چی درست میشه… توروخدا نرو آراد!
نمی‌توانست حرفی بزند.
آن‌موقع خیال هفت‌سالش بود و حالا بیست‌ونه‌سالش است؛ اما باز هم به‌خاطر او فداکاری می‌کند. چقدر دردناک!
***

 

دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود
(3.4)میانگین امتیاز از(64)رأی(68.75%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : همیشگی

نویسنده : خیال (ستایش) راد کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تراژدی، عاشقانه

ویراستاران : ZrYan

تعداد صفحات کتاب : 1227صفحه جار ، 257 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/239276/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۷) دیدگاه برای “دانلود رمان همیشگی ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • Mary گفت:

    سلام بابت کتابای خوبتون فقط چرا میخوای پی دی اف برای گوشی دانلود کنی بار که میشه صفحه خالیه باید صبر کنی تا کلمه به کلمه نوشته ها بیان؟

  • Sabrina گفت:

    دوست عزیزم “هادی”
    فک میکنم شما اولین باره که سایت رمانی رو باز میکنید و از شانس بد نویسنده این رمام رو دیدید…در نوشتن رمان فرد مختاره به زبان های عامیانه،ادبی،کوچه بازاری و هرطور که دلخواهش هست صحبت کنه…
    اون جملاتی که شما مثال زدید هیچکدام اشتباه نبود…اخم بر چهره مینشیند و لبخند بر لب…مگر اینکه اعضای صورت شما جا به جا باشد…
    وقتی نویسنده میگوید چقدر دردناک میخواهد اوج غم و ناراحتی را نشان دهد…مثل اینکه چهره شما غمگین باشد و وقتی کسی میپرسید حالت چطوره بگویی خیلی ناراحتم…این یعنی صحبت در مورد اوج ناراحتی…
    و در ضمن شک نکنید نویسندگان موفق از روز اول کارشان موفق نبودند…
    پاینده باشید

  • khiyal.rad گفت:

    مرسی عزیزم

  • میترا گفت:

    مثل اینکه شما نویسنده هستین یا منتقد یا دانشجو ادبیات ولی این رو بدونیم هر چقدر هم کتاب بخونیم قلم نوشتن عوض نمیشه

  • Deniz78 گفت:

    دوست عزیز خسته نباشید میگم بابت رمانتون
    امیدوارم روز به روز بیشتر از قبل پیشرفت کنید ـ
    موفق باشید

  • هادی گفت:

    واقعا اگه این اسم های مثلا خاص را (آراد، ماکان، خیال و …) از این نوشته ها بگیرند چه حرف دیگری باقی می ماند؟ گذشته از این، این همه اصرار نویسنده های نوجوان برای استفاده از اینجور اسامی چه دلیلی داره؟
    نثر و زبان نوشته هم از بعضی مشکلات رنج می بره. مثلا : (اخمی بر روی صورتش نشاند) هرجور که حساب بکنی این جمله غلط هست، یا حداقل بسیار نازیبا. دوست نویسنده فکر می کنه خیلی ادبی و درست نوشته در حالی که نازیباست. این جمله به سیاق (لبخندی بر روی لبانش نشاند) مثلا هست. در حالی که در یکی وجه فاعلی داره و در دومی (مثال من) مفعولی هست. یعنی کسی نمی تواند اخم روی صورتش بنشاند. یک عامل دیگری باعث می شود اخم در صورت ظاهر شود. درست مثل لبخند.
    یا جمله ای مثل این (آن‌موقع خیال هفت‌سالش بود و حالا بیست‌ونه‌سالش است؛ اما باز هم به‌خاطر او فداکاری می‌کند. چقدر دردناک!) / واقعا چقدر دردناک! اگر نویسنده به درستی و با اصول روایت بکند و رمانش را بنویسد دیگر نیازی نیست خودش نتیجه گیری بکند و بگوید “چقدر دردناک”. این درد بهتر است در سیر روایت و حوادث و کنش شخصیت ها مستتر باشد. درد گفتنی نیست، نشان دادنی است. تا نشان ندهی مخاطب حس نمی کند.
    امیدوارم دوستان مطالعه را سرلوحه ی کارشان قرار بدهند و اصراری برای نوشتن و انتشار مشق های شان نداشته باشند.