دانلود رمان همنوای دل

دانلود رمان همنوای دل
(2.9)میانگین امتیاز از(38)رأی(58.42%)

دانلود رمان همنوای دل

دانلود رمان همنوای دل

آوا دختری درون‌گراست که دریای زندگیش به‌آرومی و بدون موج در حالبو گذره و طوفانی به نام

کسری (نامزدش) زندگیش رو به حالت موج‌های پر از آشفتگی درمیاره. با برملاشدن راز پنهان‌شده در

گذشته‌ی کسری، مراسم عروسی به هم می‌خوره و آوا برای دوری از تنش‌ها و پیداکردن دوباره آرامش

قبل از این طوفان، به سفری طولانی‌مدت دست می‌زنه تا شاید بتونه پیداش کنه.

"<yoastmark

پیشنهاد : دانلود رمان سنگدل برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

قسمتی از رمان همنوای دل :

با بازیگوشی بچگانه‌ای روی برگ‌های خزان‌‌زده پاییزی، بدون توجه به نگاه متعجب عابران، می‌پرید.

بهترین روز عمرش تا به آن لحظه بود. خبر نامزدی بهترین دوستش، سمیرا، خوش‌ترین خبری بود که به گوش

جان شنیده بود. حتی می‌توانست به جرئت ادعا کند که از خود سمیرا هم خوشحال‌تر است. تمام مدتی که

سمیرا در حال تجربه عشقی عمیق بود، او هم حضوری پررنگ کنارش داشت. هول‌وهراس‌های سمیرا،

هول‌وهراس‌های خودش بود و حال، این عشق داشت به وصال می‌رسید؛ وصالی که به دوری از دوستش

ختم می‌شد. وقتی به خانه پدری سمیرا رسید، هنوز از عروس و داماد خبری نبود. با دیدن پدر سمیرا که

در حیاط مشغول سرکشی به کارها بود تا همه‌چیز به بهترین شکل ممکن انجام شود، به‌سمتش

رفت و مثل همیشه، پدر سمیرا قبل از او سلام کرد.

پیشنهاد: دانلود رمان نفس نفس دل جاوا،اندروید،pdf،ایفون
– سلام دخترم، خوش اومدی.
– سلام عمو آرش، خوبید؟
– خدا رو شکر خوبم. تو اینجا چی‌کار می‌کنی دختر؟
– کجا باید باشم؟!
– مگه قرار نبود الان همراه سمیرا، آرایشگاه باشی؟
آوا با یادآوری اصرارهای روز قبل سمیرا جهت رفتن به آرایشگاه و جروبحثشان، لبخندی شیرین زد و در جواب گفت:
– قراری در بین نبوده، جز اصرارهای سمیرا که از سمت من به انکار تبدیل شد، همین!
– پس حسابی دخترم رو کفری کردی.

دانلود رمان همنوای دل
در حال هم‌قدم‌شدن با پدر سمیرا گفت:
– اوه بدجور، تا دلتون بخواد کلفت بارم کرد. عمو این دخترتون اصلاً ادب رو از شما و خاله به ارث نبرده‌ها.
عمو خنده بلندی سر داد و گفت:
– از بس من و قدسی لی‌لی‌ به‌ لالای این دختر گذاشتیم، جورری بار اومده که همیشه توقع داره آدما گوش به فرمانش باشن.
– دیگه کم‌کم دارید از دستش خلاص می‌شید و من‌بعد حرص‌خوردن‌ها روی دوش آقاداماده که سنگینیش رو نشون میده.
عمو با خنده‌ای بلند حرفش را تأیید کرد و پرسید:

 

دانلود رمان همنوای دل
(2.9)میانگین امتیاز از(38)رأی(58.42%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : همنوای دل

نویسنده : ghabkhatre کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

ویراستاران : Zahra? ،Atlas 1998، غزاله*H

تعداد صفحات کتاب : 1063 صفحه ی جار ، 220 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/268330/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

4
دیدگاه بگذارید

avatar
3 نظر دادن ها
1 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
4 نظرات نویسندگان
rooz.modelghabkhatreNilaخنده های شیرین اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
rooz.model
مهمان
rooz.model

رمان خوبی نبود.روال داستان فقط مکالمه بود.مکالمه آوا با سمیرا یا برادرش یا بقیه…اصل موضوع در دو خط خلاصه شده بود…کاملا معلوم بود نویسنده بدون هیچ مطالعه ای و حتی بدون در نظر گرفتن عرف و فرهنگ این رمان رو نوشته…آخه یه دختر تنها اونم بمدت چهار ماه بره ایرانگردی؟واقعا کدوم خانواده ای اینو قبول میکنه؟در کل خیلی افتضاح بود.به نویسنده پیشنهاد میشه حتما سطح مطالعشونو بالا ببرن.

Nila
مهمان
Nila

سلام نویسنده عزیز خسته نباشید. امیدوارم از کامنتی که نوشتم ناراحت نشید اما این سایت برامون قسمتی تشکیل دادن که بتونیم بعد از خواندن رمان نظرهایمان رو به اشتراک بگذاریم تا بتونی رمان های موفق تری بنویسی و نویسنده ای با تجربه تر و حرفه ای تر بشی من به عنوان خواننده جذب رمانتون نشدم چون در عرض ۲۰ صفحه ی اول هم با دوستش سمیرا اشنا شدیم بعد سمیرا عقد کرد بعد عروسی کرد بعد سفر کرد و اوا تصمیم گرفت ادامه تحصیل بده بعد در تیتر بعدی که قرار شد ادامه تحصیل بده تو کنکور قبول شد. فاصله… ادامه مطلب »

ghabkhatre
مهمان
ghabkhatre

سلام
ممنون بابت نقدتون، نقد به جایی بود. بالاخره بیشتر نویسنده‌ها، توی کارای اولشون خیلی اشتباه و نقص وجود داره منم از این قائده مستثنی، نیستم و می‌دونم راه درازی تا نویسنده موفق شدن در پیش دارم.
ان‌شاءالله اگه رمان دیگه‌ای در کار بود سعی می‌کنم اصولی‌تر بنویسم.
بازم ممنون بابت تقدتون دوست عزیز.

خنده های شیرین
مهمان
خنده های شیرین

سلام نویسنده محترم
باید بگم که رمانتون منه خواننده رو مجذوب خودش نکرد و متاسفانه بعد چند صفحه تصمیم گرفتم که ادامه رمان رو دنبال نکنم
احساس من این بود که شخصیت رمان ناپخته بود
هر کاری که میکرد فوری به دوستش اطلاع میداد
جوری بود که چند صفحه فقط مکالمات آوا با سمیرا بود
و مکالماتشون هم متاسفانه کسل کننده بود
امیدوارم که در رمانهای دیگری خوش قلمیتون رو ببینیم و نهایت لذت رو ببریم
با آرزوی بهترین ها