دانلود رمان همخانه ارواح ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان همخانه ارواح ویژه نگاه دانلود
(4.5)میانگین امتیاز از(35)رأی(90.86%)

دانلود رمان همخانه ارواح ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان همخانه ارواح ویژه نگاه دانلود ماجرا از اون‌جایی شروع میشه که دنیز به همراه ارغوان برای تحصیل به خانه‌ی قدیمی پدربزرگ مادرش سفر می‌کنند؛ غافل از این‌که دست سرنوشت زندگی اون رو با دو دختری که در گذشته در این خونه زندگی می‌کردند گره زده. دو خواهر که سال‌های گذشته، زندگی مخفیانه‌ای توی این خونه داشتند و حالا دنبال آزادی از بند اون خونه‌اند.

دانلود رمان همخانه ارواح

دانلود رمان همخانه ارواح

پبشنهاددانلود رمان جن گیر ویژه نگاه دانلود


مقدمه:

بر لبانم سایه‌ای از پرسشی مرموز
در دلم دردی‌ست بی‌آرام و هستی سوز
راز سرگردانی این روح عاصی را
با تو خواهم در میان بگذاردن، امروز
گر چه از درگاه خود می‌رانی‌ام؛ اما
تا من این‌جا بنده، تو آن‌جا، خدا باشی
سرگذشت تیره‌ی من، سرگذشتی نیست
کز سرآغاز و سرانجامش جدا باشی

پیشنهاد :دانلود رمان سایه ی بی پروای ترس ویژه نگاه دانلود

قسمتی از داستان :

– آمده‌ایم که برویم، هیچ‌کس ابدی نیست. زندگیمان مانند کتاب داستانی است که اولش ساده و آرام پیش می‌رود،

وسط‌هایش هیجان می‌گیرد و در آخر پیروز یا مغلوب می‌شویم.
گاهی همه‌چیز راحت و آرام پیش می‌رود و یک‌راست به خانه‌ی ابدیمان راه می‌یابیم.
و گاهی برای سنگ قبر نداشته، آرزوهای از دست رفته و یا انتقام می‌مانیم و سرگردان می‌شویم…!

***
کنار گل‌های یاس باغچه ایستادم. در حالی که چمدونم رو جلو-عقب می‌کردم، یاد دیشب افتادم که بابا بعد از یک ماه، اجازه‌ی رفتن از تهران رو صادر کرد. این هفته به کل نازش رو کشیدم؛ دیشب هم گفتم:
– اگه نذاری برم، مثل مریم دختر فراری میشم و از این زندونی که برام ساختی فرار می‌کنم!
بابا چه‌قدر از این حرفم شوکه شده بود! سیلی که به گوشم زد رو به یاد دارم. آخر هم گفت:
– هر قبرستونی که می‌خوای بری، برو! توی خونه‌ی من کمتر از گل به تو نگفتن؛ اما اگه می‌خوای از این خونه بری، باید جایی که من میگم بری!
کلیدی رو از روی میز برداشت و به دستم داد. می‌گفت مادرم یه زمانی توی اون خونه زندگی می‌کرده؛ حتی علتش رو هم نپرسیدم. به مادرجون نگاه کردم؛ صورت گرد و لپ‌های برآمده‌اش من رو به سمتش کشوند. بی‌محابا بـ ـوسه‌ای به صورت کوچولوش زدم.
لبخند عمیقی زد و گفت:

دانلود رمان همخانه ارواح ویژه نگاه دانلود
(4.5)میانگین امتیاز از(35)رأی(90.86%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : رمان همخانه ارواح

نویسنده : fateme078 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : ترسناک. معمایی

ویراستاران : ~Desire~

تعداد صفحات کتاب : 319 پی دی اف.892 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/116515/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

17
دیدگاه بگذارید

avatar
15 نظر دادن ها
2 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
16 نظرات نویسندگان
Fateme078behnambehnamAfro samurai.... اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
behnam
مهمان

لطفا ادامش بدید

behnam
مهمان

لطفا ادامش بدید جلد سومش رو توروخدا لطفا

Fateme078
مهمان
Fateme078

سلام، متاسفانه امکان نوشتن جلد سومش نیست.

behnam
مهمان
behnam

عالی بود

Afro samurai
مهمان
Afro samurai

دسخوش داشتی
یکمی هم شبیه فیلم rings بود.
اخرشم میشد باحال تره بشه.
غلط املایی هم داشت که باعث شد سخت تر بفهمم.
ولی تک تک ثانیه ها ارزش داشت.
بازم بفرس.

sahar
مهمان
sahar

ببخشید جلد دوم این رمان اومده؟؟؟اگه اومده اطلاع بدین لطفن ممنونم(:

....
مهمان
....

سلام دو تا جلدش اینجا باهمه. همین فایل رو دانلود کن جلد دومشم داخلشه

eli
مهمان
eli

رمان خوبی بودالبته جلد اولش…بیشتر معمایی بود نه ترسناک…جلد دومش یکم دور از فکر بود

Zhinous_Sh
مهمان
Zhinous_Sh

رمانی زیبا با قلمی فوق العاده و ایده‌ای ناب!
امیدوارم همیشه در موفق‌تر از قبل باشی، علی‌الخصوص در عرصه‌ی نویسندگی! ^.^

Hani
مهمان
Hani

خدایی جلد اولش خیلی ترسناک بود من خودم عاشق رمان ترسناکم ولی این دیگه خیلی ترسناک بود مخصوصا که تنهایی شب بخونیشمرسی از نویسنده فقط جلد دومش اخرش خیلی هندی بازی شد کاش جوره دیگه ایی بود که طعم ترسناکیش میموند…

نکیسا
مهمان
نکیسا

عالیههههههههه
عاشقش شدم بازم ترسناک بنویس

zohre
مهمان
zohre

هرکسی ک یه رمان تخیلی و معمایی میخواد این رمانه مناسبیه زیبا بود

سپيد
مهمان
سپيد

به نظرم بعضى از قسمتای رمان گنگ بود، دنیز نامزد بهترین دوستشو ندیده بود یا حتی اسمشو نمیدونست ؟؟ یا مگه دنیز ندید که نیره افتاد توى چاه؟؟ مرد همسایه داستانش گنگ و نامعلوم موند، نسبت فامیلیه علیرضا و نیره هم یکم هندى بود، جلد اولش خیلى خوب بود جلد دومش یکم غیرواقعى، در کل میشه گفت خوب بود، خسته نباشید

نسترن
مهمان
نسترن

رمانش خیلی ترسناکه. من ترسیدم

نگین
مهمان
نگین

دوسش داشتم….خسته نباشی،اولین نویسنده ایرانی که من داستانشو خوندم بودی که وقتی رمانش ژانر ترسناک داره واقعا داخلش وحشت حس شد
خشته نباشی

زهرابهاروند(نویسنده رمان)
مهمان
زهرابهاروند(نویسنده رمان)

اولین باره رمان ترسناک میخونم
بنظرم ژانر معمایی و ترسش رو به خوبی نشون داده
ان شاءاللّه همیشه موفق باشی نویسنده ی عزیز

źáhŕá
مهمان
źáhŕá

رمان قشنگی بود
متشکر از نویسنده محترم