دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ، pdf

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ، pdf
(4)میانگین امتیاز از(5)رأی(80%)

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ،pdf

خلاصه داستان: مادر و پدر ترانه بخاطر مشکلات خانوادگی از هم دیگه جدا میشن. بدون اینکه به فکر تنها فرزندشون

باشن. ترانه بعد از جدایی پدر و مادرش یه شب همراه پدرش به مهمونی میره که همه اتفاق های داستان از این مهمونی

شروع میشه. آشنایی با آدم های جدید و مرموز.. قبولی در دانشگاه… و خیلی اتفاق های دیگه.

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ،pdf

سر و صداشون کل خونه رو برداشته بود. همینطور که با خونسردی به داد و هوارشون گوش

می  کردم با برداشتن کیف از

اتاق خارج شدم.
مامان: دیگه از زندگی با تو خسته شدم. می فهمی ؟ خستـــه. دیگه نمی تونم تحملت کنم.
مثل همیشه داد مامان کار ساز شد و بالاخره بابا از میدان جنگ به در شد و بیرون رفت. این دعواها برام عادی شده بود به

طوری که دیگه خودم می تونستم آخرش رو حدس بزنم. از پله ها پایین اومدم. مامان توی آشپزخونه نشسته بود و

سرشو گذاشته بود روی میز. یه نگاه سرسری بهش انداختم و از رو به روی آشپزخونه رد شدم. با این که آشپزخونه اُپن

بود ولی اصلا متوجه من نشد ! میخواستم از در بیرون برم که توی آیینه کنار در، خودم رو دیدم. کمی مداد مالیده بود زیر

چشمم. با انگشت کوچیکم پاکش کردم و چشم از آیینه گرفتم. با صدای بلند گفتم:
من دارم میرم بیرون.
اما جوابی نداد. کفش هامو پوشیدم و از خونه زدم بیرون. بی هدف برای خودم قدم می زدم. همیشه قدم زدن تو این

شرایط آرومم می کرد. باعث می شد که از حال و هوای غمگین اون خونه یا همون میدون جنگ بیرون بیام. همینطور که

از کنار جوب پریدم سمت پیاده رو به این فکر می کردم که آخر عاقبت دعواهاشون

عضویت در انجمن نگاه دانلود

http://forum.negahdl.com

 

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ، pdf
(4)میانگین امتیاز از(5)رأی(80%)

شناسنامه ی کتاب

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات

(۲۸) دیدگاه برای “دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید ، pdf” ثبت شده است.
  • یکی از خواننده های رمان گفت:

    سلام لطفا چند تا رمان که سبک قوی دارند و پایان خوش معرفی کنید ممنون

  • milad گفت:

    رمان خیلی زیباااااااااااااااااااااااااایی هست پبشنهاد خوندنشو میکنم:)

  • رها گفت:

    خدایی خیلی رمان قشنگی بود حتما بخونید مرسی از نویسنده

  • رها گفت:

    سلام ممنون از رمان قشنگتون لطفا چند تا رمان که مثل ژانر های تاریخی هست منظورم رمان های که شاهزاده و قصر و اینا داره بهم معرفی کنید

  • مریم گفت:

    سلام چرا فایل جار دانلود نمیشه

  • سامین گفت:

    خوب بود ارزش خونده شدن و داره ولی میتونست خیلی بهترم باشه انشالله واسه رمانهای بعدی موفق تر باشید

  • Hamoos. V گفت:

    مصییی ایووووللل عالیی بود دخی خوشم اومد

  • Hamoos. V گفت:

    خدایی رمانت اولین رمانی بود که قسمت عاشقانشو خوندم عالییی بود

  • آیسو گفت:

    هاااا خوشمان امد:)

  • هانی گفت:

    معصونه جونم رمانت حرف نداشت گلم عاشقتم بوووووووووس از طرف دختر عمت♡♡

  • حدیث گفت:

    مصییییییییییی حرف نداشت معرکه بود رفیق ایول داری اولین رمانت بودو انقدر خوب خدایی فک نمیکردم تا این حد خوب باشه کیف کردم وای ک عاشقه عطرین شدم اخرشم سینگل ب گورکردی لااقل یه رمانم بنویس عطرینو مزدوج کن از خوبیا بگذریم بدیه رمانت ب عنوانه انتقاد این بود ک صحنه تعطیل بود ک کلا یکم صحنه جاذبه رمانه خدایی نمگم زیاد یکم فقط

  • shm گفت:

    به نظرم زیاد جالب نبود یه جاهایی خیلی بچگونه نوشته شده بود و بعضی جا هم از کلمات غلط مثله یه جایی که فرگل بهش زنگ زده بود و ماه منیر ج داد و بعد که فرگل از ترانه پرسید کیه گفت مستخدم و به نظرم این خیلی اشتباه بود .درسته رمان بود و واقعی نبود اما درست نویسی هم شرط یه نویسنده ی خوبه.

  • هانی گفت:

    سلام میشه رمان های تخیلی مثل تیدا ویا رمان های افسانه ای مثله عزوس گیسو بریده معرفی کنید.
    شومه دست درد مکنت(دستتون دردنکنه)

  • eli گفت:

    سلام خوب بود اما جذاب نبود ادم و جذب خوندنش کنه

  • ﺳﺘﺎﺭﻩ گفت:

    ﺳﻼﻡ.
    ﻭاﻗﻌﺎ ﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﮔل ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺩﺭﺩ ﻧﻜﻨﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ.
    ﺑﻪ اﻣﻴﺪ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ.

  • تگرگ گفت:

    سلام…میشه لطف کنید چند تا از بهترین رمانای سایتتون رو بهم معرفی کنید؟؟؟

    • بانو مسعودی گفت:

      رمان عشق پیری_برای من بمون برای من بخون_صدای بارون عطر نفسهات_کبریت خطرناک من_ازدواج اجباری_پسرغیرتی_من تو عشق_آینه ای برابر آینه ات میگذارم_کنیزک زشت من_بچه مثبت

  • مارینا گفت:

    با سلام و خسته نباشید.
    خانم گل میشه جاوای رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو را هم بذارید.
    ممنون میشم

  • paeizeh گفت:

    نگاه جان میشه لطفا کامنتم تایید شه ضروریه…..اسم دوتارمان رو میخواستم خودت یا دوستان اگه لطف کنن اسمشو بهم بگن…..اولیش یه پسره ی خلافکاره ب اسم یاس که یه دختری که شیمی خونده بود با درست کردن مواد میره تو باندش اما عاشقش میشه و در اخر دختره میمیره…..دومی هم ی پسره است به اسم سیاوش به اسم مستعار امیر…که ب خاطر بدهی برادرش دخترای پولدارو گول میزد و پول ازشون میگرفت…که بعدش عاشق یه دختر پولدار میشه اما از قبل با خواهر همون دختر که اسمش ارزو بود ی مدت دوست بود….اسم برادرش هم شهروز بود دو جلدی هم هست…لطفا اگه میدونید کمک کنید پیداشون کنم

  • eli.d گفت:

    سلام….تبریک میگم معصومه جان….رمانتون خیلی خوب هست….خسته نباشید.
    موفق باشید.

  • فاطمه سادات:) گفت:

    رمان خیلی زیباااااااااااااااااااااااااایی هست پبشنهاد خوندنشو میکنم:)