دانلود رمان من تکرار نمی شوم ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان من تکرار نمی شوم ویژه نگاه دانلود
(4.3)میانگین امتیاز از(56)رأی(85.71%)

دانلود رمان من تکرار نمی شوم 

دانلود رمان من تکرار نمی شوم  . سرنوشت همان جمع و تفریق خاطرات است، همان لحظه‌هایی که دلمان می‌خواهد کمش کنیم و یا شاید هم ضرب که زیاد شود و ماندگار بماند.
این هم یک سرنوشت است. درست از جایی که خاطره فکر می‌کند در اوج خوشبختی‌ست و حقیقت زندگی به رویش لبخند زده، تلخی‌ها شروع به رشد می‌کنند و ریشه‌اش همه‌‌ی زندگی‌اش را در هم می‌تند؛ اما صبر، عشق می‌رویاند و لبخند.

دانلود رمان من تکرار نمی شوم 

دانلود رمان من تکرار نمی شوم 

قسمتی از داستان :


حال و احوال این روزهاش چیزی شبیهِ داغون گفتنش بود. نِی نِی چشم‌های پردغدغه‌ش رو به نمایش گذاشته

بود، درحالی‌که دل من براش غریبه‌تر از غریبه شده بود. پرده‌ی حریر سفید رو انداختم و لبخندم روی صورتم نقاشی

شد، شاید لبخندم اخمش رو خنثی می‌کرد. نذاشتم صدای چرخش کلید توی در، به گوشم برسه و زودتر از اون

دستگیره رو کشیدم.
-سلام آقا، خسته نباشی.
گره‌ی لای ابروهاش رو محکم‌تر کرد و گفت:
-سلام.
جواب دادنش همین قدربود، واسه به جا آوردن واجب بودن جواب سلام و شاید برای رفع تکلیف. کفش‌هاش

جلوی در لنگه به لنگه افتاده بود و این مرتب نبودنش یعنی بی‌حوصله‌ست. کفش‌هاش رو جفت کردم و

گذاشتمشون همون جای همیشگی.
-شامت آماده‌ست؟
تا چند وقت پیش حال و احوالی می‌پرسید؛ اما این چند وقته نه.
-تا شما دست و صورتت رو بشوری آماده‌ست.
-نمی‌خوام، این قدر دستور نده.
صدای بلندش دلم رو تو سینه لرزوند؛ اما نذاشتم لبخندِ روی لبم بماسه، با خودم گفتم «کدوم دستور؟!»
-باشه الان شام رو می‌کشم.
نگاهش با قدم‌هام پیش اومد، حرص خوردن‌های بلند و کش‌دارش رو که تبدیل به نفس شده بودن، حس می‌کردم و نمی‌فهمیدم وسط سختی چرا خودش رو شکنجه می‌کنه؟!
دیس رو پُر از دون‌های سفیدی که عطر دم کشیدنشون تو هوا پخش شده بود، کردم. دست چپم دوباره به سمت

بی‌حالی می‌رفت؛ اما تو بشقاب سرامیکی سفتش کردم و تو دلم گفتم «حالا نه.»
کلافه موهاش رو چنگ می‌زد، بشقابی که پر کرده بودم رو جلوش گذاشتم و گفتم:
– سیاوش؟
سر بلند نکرد، نه من و نه چیدمان سفره‌ی امشبم رو ندید. کلافگیش انگار به حدِ اعلا رسیده بود، حتی با این‌‌که

چند روز گذشته بود هنوز از اون التهاب اولیه‌اش کم نشده بود.

رمان من تکرار نمی‌شوم | M_alizadehbirjandi کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان من تکرار نمی شوم ویژه نگاه دانلود
(4.3)میانگین امتیاز از(56)رأی(85.71%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : من تکرار نمی شوم

نویسنده : M_alizadehbirjandi کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه.تراژدی

ویراستاران : .:~LiYaN~:.و nilofar.gh

تعداد صفحات کتاب : 592 پی دی اف.1548 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/239020/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

107
دیدگاه بگذارید

avatar
66 نظر دادن ها
41 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
66 نظرات نویسندگان
Pinatاکرمستارهبتیفاطمه اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Pinat
مهمان
Pinat

ممنون از نویسنده . رمان خوبی بود

اکرم
مهمان
اکرم

عالی بود مرسی لذت بردم از خوندنش

ستاره
مهمان
ستاره

عااالللیییی بود

بتی
مهمان
بتی

با سلام نویسنده عزیز خسته نباشید رمان بسیار خوبی بود ولی قسمت تلخ و راکد آن هم اول داستان به این حد طولانی ، باعث دلزدگی خواننده می شود بهتر بود یک توصیف کوتاه اول داستان می آوردید و بقیه خاطرات تلخ در خلال داستان به صورت فلاش بک می آمد تا اول داستان اینقدر سنگین نشود.(من خودم چند بار اول داستان می خواستم خواندن را رها کنم). و در آخر داستان روی ویژگی های زننده حدیث و سختی کشیدن سیاوش که باعث تحول او و خانواده اش می شود بیشتر کار می کردید.

فاطمه
مهمان
فاطمه

اول از همه خسته نباشید میگم به نویسنده ی عزیز من توی پنج سال اخیر انقدری رمان خوندم که تعدادشون از دستم در رفته. درواقع این اواخر رمان خوندنم برحسب عادت شده بود نه علاقه. ینی از روی کنجکاوی یه رمان رو شروع میکردم و بعد بی حوصله ادامه ش میدادم ک فقط تموم شه. خیلیاشونو هم ادامه نمیدادم حذف میکردم بره پی کارش. رمان خوب هم کم نخوندم البته. نویسنده های توانایی داریم خداروشکر. اما درمورد این رمان، باید بگم بعد از مدت ها واقعا لذت بردم. سلیقه ها متفاوته و شاید نظر منو قبول نداشته باشین، ولی همینکه… ادامه مطلب »

zohre
مهمان
zohre

سلام نمیدونم کجای این رمان ب نظرتون جالب بود ۱۰۰۰ صفحه خوندم تا بعد فهمیدم دختر معصوم و فقیر و بیچاره و پاک داستان چرا اول داستان طلاق گرفته و فرت فرت داره گریه میکنه،

Maede
مهمان
Maede

وای عالی بود عالی ❤️ اگه اثر دیگه ای هم دارید معرفی کنید لطفاً

فاطمه از سیستان
مهمان
فاطمه از سیستان

سلام به اقای بیرجندی بزرگوار.من هردو رمانتون رو خوندم هردوش عالی بودن. خصوصا رمان به همین سادگی که ارزش های اصلی رو تو زندگی نشون میده ارزش هایی که الان از نگاه مردم دیگه ارزش نیستن.رمانتون به این دلیل منو جذب کرد که واسه جذابیتش از پیست رقص و ….اینجور چیزا کمک نگرفتین وساده ولی عالی بودن.منتظررمان بعدیتون هستم.موفق ودرپناه خدا باشید

سلام
مهمان
سلام

سلام و عرض خسته نباشید خدمت نویسنده محترم، از قلم پاک و زیبای شما بسیار لذت بردم،امیدوارم شاهد رمان های بیشتری از شما باشم

Nazi
مهمان
Nazi

سلام.نویسنده ی عزیز خسته نباشید .بسیار عالی بود حتی جاهای ساده و روتین رمان به قدری دلنشین‌نوشته شده بود که اصلا آدم کسل نمیشد ،تبریک به شما ،ان شا الله که همیشه موفق باشین

سمر
مهمان
سمر

سلام و عرض ادب خدمت نویسنده محترم…
من رمان رو هنوز تموم نکردم اما اینکه خاطره اینقدر ساده بود،اینقدر کودکانه رفتار میکرد و خیلی در به تصویر کشیدن جزئیات اغراق شده بود
اما خب در کل تا الان خوب بوده

مهتا
مهمان
مهتا

من ک تازه اینو دانلود کردم …………ولی خب رمان به همین سادگی شما رو خوندم و خیلییییییییییییی خوشم اومد ….منتظر رمانای جدیدتون هستم

m-alizadeh birjandi
مهمان
m-alizadeh birjandi

بانو مریم من انتقاد از رمانم زیاد شنیدم وبسیار هم برام شیرین بود چون نظر هرکس برام محترمه ولی شما نقد نکردی توهین کردی بانو .اولا شما اگر رمان رو درست خونده باشین میفهمیدین که من اسمی ازبهزیستی نبردم نوشتم خیریه خصوصی!که اتفاقا یکی از آشناهای نزدیک من مسئول یکی از این موئسساته وبسیار حساس روی بچه هاش حتی اگه سی سالشون بشه من خیلی ها رو اونجا دیدم که طلاق گرفتن و بازم ساکن اونجان و این وبدونین کسی که رمان رئال مینویسه نه تنها مطالعه داره بلکه ازرو دیده ها وشنیده های اطرافش دست به قلم میبره نه… ادامه مطلب »

مریم
مهمان
مریم

نمی دونم اصلا تحقیق کردین یا کلا یه دنیای جدید تو ذهنتون برای کتابتون به وجود اوردین اصلا بهزیستی بعد از هجده سالگی بچه ها رو نگه نمیداره با کمال میل هم از رفتنشون استقبال میکنه اون خانواده اگه این قدر علاقه داشتن به این دختره سرپرستیشو بر عهده میگرفتن پایه کتاب کلا غلط بود تحقیقم خوبه :////////

Leila
مهمان

مدتی بود که تنها کتاب های خارجی مطالعه می کردم و بعد از ماه ها مطالعه رمان ایرانی رو با رمان شما شروع کردم. و بیشتر از ده ساله که کتاب میخونم، کتاب های خوب. نویسنده عزیز بهت تبریک میگم، قلم بسیار جذاب و گیرایی داری، از خوندن این رمانت بسیار لذت بردم. یه چند تا نقد داشتم… مشکل ‌‌شخصیت پردازی داشت، شخصیت تارا، پریا، کیوان بسیار شبیه به هم بود جنس کمدی شون خیلی شبیه به هم بود.من از شما انتظار خلق شخصیت های متفاوت تری داشتم. با هر دین و عقیده ای به خیانت سیاوش فکر کنی، به… ادامه مطلب »

ناشناس
مهمان
ناشناس

سلام اول باید بگم رمان خوبى بود و لذت بردم ازش دوم اینکه یه سرى از نظرات که باعث شده بود توى خوندنش تردید کنم به نظرم اومد کم لطفى بود مثل اینکه گفتن شخصیتش زیادى مهربون و غیر قابل باور بود به نظرم درست نیومد چون شخصیت بیشتر یه خانم محترم و بى کینه بود و همین طور راجب شخصیت مرد یکى از دوستان طورى گفته بود خیال کردم یه شخصیت ه*رزه است ( آخه یه عده واسه بیان جذاب آقا میگن که با هزار نفر رابطه داشته که به نظرم این نشونه بى بند وباریه نه جذابیت !)… ادامه مطلب »

h.t.m.rosha
مهمان
h.t.m.rosha

ممنون از نویسنده عزیز رمان قشنگی بود یه عاشقانه شیرین نه اغراق شده بود نه غیر طبیعی بود

هستی
مهمان
هستی

قشنگ بود

Yasamin
مهمان
Yasamin

سلام مرسی از نویسنده عزیز..تنها چیزی ک خواستم راجب این رمان بگم اینه ک (خیلی ارامش بخش بود) و این چند روزی ک خوندم رمانو یه ارامش خاصی بهم منتقل کرد…. درجواب اونایی ک گفتن خاطره زیادی و الکی مهربون بود و درش اغراق شده باید بگم ک خودم دیدم همچین ادماییو ک خییییلی مهربونن و هرچی بقیه میگن چشم پوشی میکنن و میبخشن!

meri
مهمان
meri

درود وشاد باش به نویسنده عزیز
رمان بسیار زیبایی بود برای شما قلمی مانا واندیشه ای پویا آرزو دارم باشد که همیشه دلتان پر طراوت باشد

مریم شربیانی
مهمان

تشکربابت رمان زیبایی که نوشتیدکه باعث میشه ما برای مدتی فکرمون از دغدغه ها ومشکلات دور بشه

Mohadese
مهمان
Mohadese

موضوع میشه گفت نسبتا تکراری بود اما قلم نویسنده این اجازه رو به خواننده نمیداد که از خوندن دست برداره
در کل رمانِ نسبتا خوبی بود

fer feri
مهمان
fer feri

اول یه خسته نباشید به نویسنده البته با یه آفرین پر رنگتر!!! من تا حالا واسه هیچ کدوم از رمانایی که خوندم کامت نذاشته بودم اما این یکی رو دلم نیومد که نذارم یعنی حقش بود … همین الآن تمامش کردم … ز خوبیش همین بس که تا الآن ک سه تضف شبه بیدارم تا حالا ندیده بودم رمانی رو که اینقدر آرامش بخش باشه حتی غم کاراکترا هم آدمو وادار به ناراحتی زیادش بکنه اگه بخوام از نثر نویسنده بگم من که خیلی اذت بردم ازش و واسخ همین به نویسنده احترام میذارم در جواب بعضی دوستان که گفته… ادامه مطلب »

دلارام
مهمان
دلارام

سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز. خوشحالم که این رمان رو خوندم. شخصیت زن داستان برام خیلی قابل احترام بود چون خیلی نزدیک به شخصیت مادرم هست با همون طرز تفکر.در مورد بچه های یتیم رمان قبلا چند تای خونده بودم اما این یکی خیلی دوست داشتنی بود. تلخیها رو همراه کرده بود با شیرینیهای خواسته شدن و اینطوری توی ذوق خواننده نمیزد در حالی که اون رو به فکر وا میداشت. ممنون از داستان و افکار زیباتون.

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنون از نظر زیباتون که باعث دلگرمیه لطف دارید 🙂

سپیده
مهمان
سپیده

سلام و خسته نباشید به نویسنده ی عزیز واقعا رمان قشنگی بود به دل مینشست هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند .من عاشق رمانم میتونم بگم بعد از مدت ها موضوعات تکراری که دیگه رغبت نمی‌کردم بخونم خوشم اومد از رمان .عاااااااااالی بود و دوستانی که گفته بودن شخصیت خاطره سفید مطلق و غیر قابل باور میدونیدچرا اینطور فکر میکنید به خاطر اینکه رمان ها از بس اغراق دارن چیزی که می‌تونه واقعیت باشه قبولش برامون سخت شده مطمئناً همه آدم ها میتونن سفید مطلق باشن ولی تو‌گذر زمان‌ هممون این بعد شخصیتی رو گم کردیم من همین… ادامه مطلب »

Zahragoli
مهمان
Zahragoli

سلام من معمولا نظری برای رمان ها نمیزارم اما دیدم این رمان ک شما زحمت کشیدین حیفه بدون نظر بمونه اول یه تشکر برای اینکه دختر داستان لوس و حاضر جواب نبود چون این قضیه در اکثر رمانها شده سوژه و دیگه به شدت تکراریه . تحمل و صبر شخصیت خاطره رمان برام قشنگ بود ولی بخشش در مهریه و در انتهای رمان اصلا با عقاید و طرز فکر من جور در نیومد ک این مسلما شاید با شخصیت خیلی ها جور در نیاد چون به نظر من سیاوشی ک خیانت (پ ن:خیانت ذهنی منطورمه با این ک به همسرش… ادامه مطلب »

Nilofar
مهمان
Nilofar

من دوازده صفحه ی رمان رو خوندم به شدت سعی شده بود دختر داستان پاک نشون داده بشه..سفید مطلق! سفیدی زیاد هم دل ادمو میزنه..یعنی توی این دوازده صفحه دلش برای دیوار ظرف ها و شیشه ی پنجره هم سوخت دقیقا! رمان با واقعیت جورتر که باشه خواننده هم مطمعنا بیشتر میتونه ارتباط برقرار کنه..شخصیت دختر رمان زیاد به دلم ننشست البته قلم نویسنده واقعا خوب بود..حیفه

setareh
مهمان
setareh

رمان قشنگی بودفقط حیف که زیادی بعضی جاهاش توضیح داده شده بودبه جزاین موردبقیه اش خوب بود

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنونم

م. ا
مهمان
م. ا

تبریک به نویسنده کتاب. خیلی از توصیفات لذت بردم. اونجایی که انتظار نداشتم تشبیهاتی بود که حالمو خوب میکرد. داستانش هم دلنشین بود. در کل راضیم:)))

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام خوشحالم خوشتون اومده

AIDA
مهمان
AIDA

قلم زیبایی داشت جدای از دور یا نزدیک بودنش به واقعیت حس خوبی رو تزریق میکرد مخصوصا آیه پایانی کتاب خارقالعاده بود و کلا مهربونی گم شده این روز ها رو بیش تر به رخ میکشید باز هم بنویسید لذت بردم

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنون از لطفتون

Moaz17
مهمان
Moaz17

وای!
مرسی مرسی مرسی.
خیلی دوستش داشتم. اصلا عالی بود.
سبک نوشتن و موضوعشو خیلی پسندیدم.ُ

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنون خوشحالم خوشتون اومده:)

ary
مهمان
ary

با تشکر از نویسنده ی عزیز…قلم خوبی دارید و از توصیفات به جا و دیالوگ های آرام و مطینتون خیلی خوشم اومد. اما تنها دلیلی که اجازه نداد ادامه بدم شخصیت خاطره بود که اصلا به دلم ننشست.زیادی اغراق داشت و انگار م خواست بگه ببین من خیلی خوبو مهربونم من خوشم نمیاد از این مدل شخصیت ها.
موفق باشی.

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام مچکرم .بله به هرحال رمانها سلیقه ای هستن:)

کیمیا
مهمان
کیمیا

ممنون قشنگ بود خسه نباشید

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنونم:)

Zahra
مهمان
Zahra

خسته نباشید خیلی رمان نازو شیرینی بود
انقد که دلم میخواس بازم بخونم نمیخواستم انقد زود تموم شه کاش فقط همینجوری زندگی سردشون توصیف شد شیرینیه زندگی دوباره شونو میخوندیم ب نظرم تفاوت قشنگی میشد اول و اخر داستان موفق باشید قشنگ بود

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام مچکرم. خوشحالم خوشتون اومده.

F.sh.76
مهمان
F.sh.76

خاطره بودن خیلی سخته و درک کردنش سخت تر. داستان جذاب و گیرایی بود که به راحتی پیچ و خم زندگی و تلخی و بخشش ها رو عنوان کرده.
خاطره نشون داد که زن یعنی مهربانو، یعنی مظهر بخشش و مهر.
این خاطره ها مطمئنا سرتاسر جامعه هستن ولی کسی نمی بینشون، هرچند روزانه شاید چندین بار از کنارشون بی صدا و گذری رد شده باشیم!!
سپاس از مهدیه ی عزیز♥

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

ممنونم بانوووو:)

zahra
مهمان
zahra

همشم داداسم داداشم میکنه انگار چی، والله ما با برادرانون اینجور نیستیم با اینکه صمیمی هستیم بنظرم رمان خوبی نبود محتوای جالبی نداشت با اینکه نوع نوشتنش خوب بود

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

و البته اگه شما از داداشتون دور هستید این دیگه به خودتون بستگی داره . خیلیها هستن که رسما توی چهارچوب برادرن و رسم برادری بلدن. محبت خواهربرادری یک حس دیرینه است و دنیای قشنگی داره. به هرحال مرسی تا همینجاهم وقت گذاشتید.

zahra
مهمان
zahra

وای خدا حالم بهم خورد از این دختر بطور اغراق امیز مهربون، انگار هرکی یتیمه همش باید تو سری خور باشه ،الان که صفحهه۱۸۰هستم بدم اومده از رمان مثلا میخواد بگه من خیلی خوبم من سفیده مطلقم طلاقش میدن مهریه می بخشه طعنه میزنن میخنده کیوان تارا رو میخواد از تارا خوشش میاد عب چقد بد بد بد

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام . آدمها به طوراغراق آمیز مهربون نمیشن .آدمها به طور اغراق آمیز اثولا تورپانها پولدار میشن. مهربونی تو وجود آدمهای زیادی اغراق نیست. گذشت و مهربونی جزئی از وجودشونه.اونها هستن تا تلخی های زندگی به چشم نیاد و اینکه بدونید تو رمان من خاطره اصلا توسری خور نیست فقط گذشت بلده و تورمان من دیدگاه متفاوت آدمها نسبت به این قضیه مطرحه شما ادامه ندادید وگرنه میفهمیدید در ادامه پشیمونی برای کی میمونه. من به هیچ عنوان هیچ تحقیر و توهینی و توسری خوردن رو وصف نکردم .من توصیفاتم بیشتر روی از خودگذشتگی محبت و اینه که همه ماآدمها… ادامه مطلب »

Nakisa
مهمان
Nakisa

من تازه میخوام این رمان رو دانلود کنم و بخونم ولی یه چیزی برای حرف شما؛مامان من به طور اغراق آمیزی مهربونه هرکس بهش چیزی بگه جواب نمیده و خیلی زود میبخشه میخوام بگم مهربونی توی وجود بعضی آدما خیلی خیلی زیاده نمیشه خورده گرفت.به جرات میتونم بگم مامان سفید مطلقه

سارا
مهمان
سارا

رمان بسیار زیبایی بود.

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام خیلی مچکرم.

*نونا بانو*
مهمان
*نونا بانو*

خیلی خیلی لذت بردم:)
نویسنده ی عزیز، خسته نباشی:)

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

ممنونم بانو لطف دارید:)

yosi
مهمان
yosi

خوب بود دست نویسنده درد نکنه

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام .بسیار ممنون:)

Melody
مهمان
Melody

عالی بود!
دست نویسنده ی عزیز درد نکنه!
به قدری قلم پخته و روانی داشتن که احساس میکردم دارم فیلم میبینم و شخصیت اصلیش خودمم! و این ینی شرح صحنه ها و احساسات خوب بودن!

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنون از نظرزیباتون. خوشحالم خوشتون اومده.

شبنم
مهمان
شبنم

رمان قشنگ و نزدیک ب واقعیتی بود ک این روزها کم داریمشون

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنون لطف دارید.

meriizad
مهمان
meriizad

سلام من در انجمن عضو شم اما لینک تایید به جیمیلم نمیاد . لطفا سریعا رسیدگی کنین میخوام رمان تایپ کنم ؛ نام کاربری : meriizad و ایمیلم هم با همین جیمیلی که نظر گذاشتم ، خواهشا رسیدگی کنین

CAPRICORN
مدیر

سلام. حساب کاربری شما تایید شد و می تونید وارد بشید.

یاس
مهمان
یاس

سلام. رمان زیبا و آموزنده ای بود….توصیه میکنم بخونید:))

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام .ممنون از نظر زیباتون.

درسا
مهمان
درسا

رمان خوبی بود نسبتا
یه خورده طولانی بود ولی به نسبت بعضی از رمان ها که خیلی چرتن موضوش به واقعیت نزدیک تر بود

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام .ممنون:)

arina
مهمان
arina

راستش رمان قلم خوبی داشت اما پایان داستان به دل من ننشست..خاطره خیلی زود کنار اومد بماند که من جای خاطره هم بودم اصلا دیگه سیاوشو نگاهم نمیکردم چ برسه که بخوام باهاش هم کلامم بشم…نمیدونم حس میکنم با این ژانر رمانها یه جورایی قبح خیانت از بین میره پسره داستان در طول زندگی مشترکشون هرروز تو فکر یه زن دیگه بوده و هی به خاطره تیکه می انداخت تهشم میگفت منظوری نداشتم و آخرم به سادگی بخشیده شد…اما اگه یه زن هم هرروز خیانت کنه به همین راحتی بخشیده میشه؟از کل دنیا طرد میشه.

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام اول ممنونم که وقت گذاشتید برای رمانم . راستش و بخواید دنیای مردو زن تفاوت زیادی داره نظر شماهم بسیار محترمه و خب این هم هست که اگه اشتباه ازسمت یک زن باشه دیدگاه جدایی داره. ولی اگه این اشتباه سیاوش ازسمت یک زن باشه خیلی بدتره چون حرمت یک زن زیرسوال میره و یک زن از نظرمن مظهر ببخش مهربونی و گذشته . قصد من برداشتن قبح نبوده هرچیزی تاوانی داره درست میگید اما زن لطافتی دروجودش هست که قصد من به تصویر کشیدن این بوده. بازم ممنون ♡♡♡

Zahra
مهمان
Zahra

رمان شیرین و دوست داشتنی بود..وقتی فهمیدم خاطره بچه پرورشگاه انتظار داشتم ب طور اتفاقی خانوادشو پیدا کنه ک خیلی هم پولدار هستن بعد یکسری دلایل بیخود بیارن برای طردشولی واقعا خوب بود ک اینطوری نشد و خیلی اروم روند داستان پیش رفت و هیچ حاشیه پردازی نداشت …امیدوارم همیشه موفق باشی

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام بسیار ممنون:)

قطره
مهمان

پنجره ی نگاه خاطره روخیلی دوس داشتم خیلی از ماها یاد گرفتیم پشت شیشه های دودی به همه چی نگاه کنیم .داستان خاطره هرچند یه سری ناراحتیارو داشت اما هرگز این شیشهی دودی احساس نشد چه خوب که این نگاه مثبت حفظ شده بود. بااینکه یه کم، کم لطفی هست نسبت به دین واعتقادایی که داریم خوش حال شدم که ازشون نوشته بودی. ممنون به خاطر قلم دلنشینت وامید به دیدن اثر های بهترتر ازت.

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام ممنون از لطفتون. مرسی وقت گذاشتید:)

Roya
مهمان
Roya

واقعا قشنگ بود … توصیه میکنم حتما بخونید

m-alizadehbirjandi
مهمان
m-alizadehbirjandi

سلام مچکرم از لطفتون♡