دانلود رمان معادله احساس

دانلود رمان معادله احساس
(3.4)میانگین امتیاز از(61)رأی(68.2%)

دانلود رمان معادله احساس

دانلود رمان معادله احساس

راحله معتمد، دختر آرام و سربه‌زیر داستان ماست که با واردشدن فرهاد به حیاط خلوت

زندگی‌اش آرامش از او گرفته می‌شود و حالا راحله که از کودکی همه‌چیز برایش فراهم بوده

باید برای رسیدن به عشقش تلاش کند.
سرنوشت او را وارد یک معادله می‌کند؛ اما این بار نه از جنس ریاضیات و فیزیک، بلکه از جنس احساس!.
تذکر:
کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر تا وقتی مجوز چاپ نگرفته متعلق به سایت خوب و فرهنگی هنری

نگاه دانلود هست. عزیزان ما راه نیفتیم بیاییم تو وبلاگ ها و سایت هاتون در خواست حذف کتاب رو بدیم!
تا وقتی اجازه از ما نگرفتید اقدام به این کار غیر قانونیه و مطابق قوانین جرایم رایانه ای با اون برخورد میشه!

دانلود رمان معادله احساس

دانلود رمان معادله احساس

دیگر آثار نویسنده :

مقدمه:

سه معادله سه مجهول
دو زن و یک مرد
روایت تلخ و شیرین یک عاشقانه
یک قلب و دو عشق!
روایتی متفاوت از داستان عشق
نگاه‌های پررمزوراز
پیچیدگی احساس!
معادله‌ای که به ظاهر پاسخ آن آسان است اما…

قسمتی از رمان معادله احساس : 

پاکت چیپس را روی میز تکان داد و انگشت‌هایش را به هم سایید. بالاخره نگاهش برگشت،

بالاخره دید که جلویش ایستاده‌ام. نگاه غریبه‌ای به چهره‌ام انداخت، نگاهی به سردی عصر یخبندان.
– به اصرار سمیه‌خانم اینجام!
مطمئن بودم چشمان درشتم از تعجب بدجور باز مانده.
– مامانم؟
تکیه‌‌‌‌اش را به صندلی چوبی داد و دستانش را روی ســـینه‌‌‌‌اش قلاب کرد.
– دیشب اومده بود هتل محل اقامتم. از من خواست باهات صحبت کنم. اینکه ازدواج کنی،

اینکه همه منتظر جواب بله‌ی تو هستن. منتظرشون نذار!
باز این بحث ناخوشایند را باز کرده بود. کی قرار بود تمام شود؟
نگاه شیشه‌ایش را توی صورتم چرخاند و پوزخند زهرداری زد.
– چیه؟‌ نمی‌خوای ازدواج کنی؟
چشمانم را چند ثانیه روی هم گذاشتم و باز کردم.
– بس کن فرهاد!
نیشخندش ‌آن‌قدر زهر داشت که می‌توانست درجا نابودم کند.
– پسر خوبیه… داریوشو میگم. از چشماش معلومه چقدر دوستت داره و خاطرتو می‌خواد.
چینی به ابروهایم انداختم و با غیظ گفتم:
– مهم‌ منم که دوستش ندارم!
از روی صندلی بلند شد و صندلی را با بغــل پایش پشت میز فرستاد.

کت اسپرتش را از روی دسته‌ی صندلی برداشت. اولین چیزی که بعد از بلندشدنش توجهم را جلب کرد،

شلوار جین دودی و خوش‌دوختی بود که خیلی بهش می‌آمد.
– چی شد؟ تو که باهاش نامزد کرده بودی، داشتی جشن عقد می‌گرفتی.

چی شد که سر بزنگاه همه‌چیزو به هم زدی؟
عصبی شدم. ناخن‌هایم را روی کف دستم فشار دادم و صورتم را سمت دیگری چرخاندم.
دستانش را در جیب شلوار جینش جا داد و جلوی پنجره بزرگ و شیشه‌ای استخر ایستاد. نفس عمیقی کشید.
– البته اینو هم بگم، مهم نیست که تو دوستش نداری!

می‌دونی توی این دنیا چقدر‌ آدم وجود داره که همدیگه رو دوست ندارن‌؛ ولی ازدواج می‌کنن؟!

مثل من! دوستش ندارم‌؛ ولی ‌می‌خوام باهاش ازدواج کنم.

دانلود رمان معادله احساس
(3.4)میانگین امتیاز از(61)رأی(68.2%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : معادله احساس

نویسنده : سروش73 و سییما کاربران انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

سطح رمان : موفق - پرطرفدار

ویراستاران : Zahraツ، فاطمه صفارزاده

تعداد صفحات کتاب : 2590 صفحه ی جار ،516 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/261827

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

39
دیدگاه بگذارید

avatar
18 نظر دادن ها
21 پاسخهای موضوعی
1 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
21 نظرات نویسندگان
زری*bab&bahar66AtenaZahraツمادر سه فرشته اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
زری
مهمان
زری

متن روان و سلیس بود..ممنون از کار قوی و فوق العادتون…ادم و جذب میکرد.واقعا دست مریزاد.

*bab&bahar66
مهمان
*bab&bahar66

سلام به اقای خواستار نویسنده خوب نگاه دانلود عزیز همین جور که میدونید من این رمان رو وقتی در حال تایپ کردن بودید میخوندم با شادی های شخصیتها شاد و غصهاشون غصه خوردم همراه تمام مشکلاتشون شدم واین از قلم قوی شماست که جوری مینوشتید که ما با اونا همزاد پنداری میکردیم موضوع جالب و البته از نظر من واقعی که امروزه تو جامعه ما متاسفانه داره دیده میشه اینکه کسی بگه نیست اشتباه چون من خودم به چشم خودم دیدم باز هم متاسفانه،اقای خاستار عزیز من هم با چند راوی بودن رمان مشکل داشتم اما در کل جدید و… ادامه مطلب »

Atena
مهمان
Atena

من خودم این رمان و خیلی دوست داشتم چون اتفاقاتی رو بیان می کرد که تو جامعه داره اتفاق می افته و هم تلاش می کنند رو این اتفاقا سرپوش بذارن و اینکه رمانیه که همش ذهنتونو درگیر خودش می کنه

Zahraツ
مهمان
Zahraツ

برخلاف همه نظرات منفی نسبت به تعویض راوی، من به شخصه مشکلی باهاش نداشتم. درواقع فکر می‌ کنم این نوع از نگارش رمان رو به یه سریال تبدیل می‌کنه ما وقتی فیلم می‌بینیم تقریباً از همه‌ی ناگفته‌ها مطلعیم و همه‌ش در هیجانیم که فلان رازی که ما می‌دونیم طرف مقابل فیلم نمی‌دونه کی آشکار میشه بستگی به دید مخاطب داره به نظرم گاهی چیزی که از نظر اکثریت نقصه، تو دید یه عده یه پوئن مثبت یا یه گزینه جذب مخاطبه درمورد متن رمان هم با اینکه رفتار شخصیت‌های اصلی به‌خصوص راحله خیلی مسخره بود و تو ذوق می‌زد ولی… ادامه مطلب »

مادر سه فرشته
مهمان
مادر سه فرشته

سلام من سرابی در مه رو هم خوندم و به نظرم یک کار ارزشی بود و نمیشه سراب رو با معادله احساس مقایسه کرد چون کاملا با هم متفاوته ولی معادله هم در بین نوشته های عامه پسند کار خوبی بود با توجه به اینکه سلیقه من کارهای ارزشی است اما از خوندن معادله دلزده و خسته نشدم حالا هم بهار سرد که تا الان خوب پیش رفته و با شناختی که من از کارهای آقای خواستار دارم میتونه قویتر هم بشه و در قسمت عالیترین رمانهای سایت قرار بگیره

برای آقای خواستار قلمی انسان ساز آرزو می کنم .

SheRviN DoKhT
مهمان
SheRviN DoKhT

سلام آقای خواستار عزیز … تبریک بابت اتمام رمانتون که با خوندنش، کاملا تغییر رویه ی سبک نگارشی تون رو نسبت به کارِ سرابی در مه احساس کردم. این خیلی خوبه که آدم توی برهه نویسندگیش، سبک های متفاوت نگارشی رو تست کنه . تقریباً می شه گفت فوق العاده ست و من خودمم همین سال تصمیم گرفتم این کار رو بکنم و می دونم گاهی چقدر سخت و طاقت فرسا می شه چون پردازش ذهن بر اساس نگارش های قبلی سازمان بندی شده … ! حقیقتاً دیدنِ یه رمان با ژانر عاشقانه از شما منو به اندازه ی کافی… ادامه مطلب »

SheRviN DoKhT
مهمان
SheRviN DoKhT

نظرات منفی هم همیشه وجود دارن و گفتنش از زبون من انچنان توفیری نداره چون شما خودتون در این عرصه، تجربه های بیشتری داشتید حتماً.
آدما سلایق متفاوتی دارن و شما نمی تونید مطابق میل همه باشید !
وقتی بابِ میل اون تعداد کاربر از انجمن بودید که تگ “پرطرفدار” گرفتید، قطعاً کار دلنشین و عامه پسندی داشتید .

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

البته من فکر کنم موضوع داستان بیشتر ذهن خواننده رو تحریک کرده و چون مسئله ی جدال دو خواهر به خاطر یه عشق یه مقدار تابوست اینه که هضمش برای دوستان سخته

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

سلام مهدیه خانم.
نظراتتون قابل تامل بود ولی خب چه میشه کرد؟ نظر بقیه ی دوستان هم قابل احترامه اما با تخریب نمی دونم چه کنم؟

رزمین رولینگ
مهمان
رزمین رولینگ

شما من رو می شناسید و می دونید نظر بیخود نمی دم. متاسفانه با این رمان خودتون و نگارشتون رو زیر سوال بردید جناب خواستار. انگار فقط چند جمله ی کنار هم قرارگرفته شده بود و هیچ بویی از داستان پردازی نبرده بود.نه شخصیتی ساخته شده بود و نه حتی پرداخته شده بود.داستان فرم روایی نداشت.دائم از یک راوی به راویِ دیگه پاس داده می شد بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشه.حتی پیچیدگی های فُرمیک هم وضعیت افتضاح داستان رو تغییر نمی دادن.می دونم می خواستید بگید بلدید عاشقانه ی جوان پسند هم بنویسید اما کاش هرگز این کار رو… ادامه مطلب »

فاطمه تاجیکی
مدیر

سلام کامنت شما ویرایش شد و بعضی از قسمت ها حذف شدند.
کامنت کاملتون رو اگر میخواید به دست نویسنده برسه در انجمن به صورت گفته خصوصی ارسال کنید براشون.

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

سلام دوست عزیز. با توجه به شناختی که از شما دارم می دونم که منتقد خوبی هستید اما… اما شما منتقدهای محترم دوست ندارید موضوع غیر متعارفی وارد داستان بشه و چون جدال دو خواهر رو از لحاظ ادبی نپسندید اینگونه قضاوت می کنید. با کمال احترامی که برای شما قائلم اما باید عرض کنم من داستانی رو می نویسم که حس میکنم نیاز یک جامعه هست و معادله هم با اینکه موضوع خارج از عرفی داشت اما با استقبال مخاطب رو به رو بود چون حقیقت جامعه ی ناهنجار ما رو نشون می داد. اما خب قبول دارم سراب… ادامه مطلب »

مهربانوی ایرانی
مهمان
مهربانوی ایرانی

سلام،خدا قوت من این رمان رو وقتی داشت تو انجمن تایپ می شد دنبال کردم و خوندم و به نظرم نمی گم بی نقص ولی اونقدری خوب بود که علاوه بر سرگرم کردن خواننده پیام های خاص خودش رو به طرق مختلف به اون انتقال بده،پس لطفا فقط با خوندن پست های اول در موردش قضاوت نکنید تا انتها بخونیدش و اگرم نقدی بهش داشتید تو این جا مطرح کنید فقط خواهشا نقد رو با تخریب اشتباه نگیرید و موقعی که دارید نظرتون رو می گید حواستون باشه که ممکنه با گفتن یه حرف به نظر خودتون حق اما به… ادامه مطلب »

Pari
مهمان
Pari

باسلام و خسته نباشید به نویسنده معادله احساس . ،میدونم نوشتن کار هرکسی نیست و کار سختی هست.
تا به امروز رمان های زیادی خوندم و چون این رمان جز پر طرفدارها بود انتخاب کردم،اما فکر میکنم رمانهای زیادی هست که موضوعی زیباتر از این دارن ،اینکه ذهن پردازشی قوی دارین جای تشویق داره،اما واقعا موضوعی غیر قابل پذیرش و دلزده کننده داشت و من هرچه جلو میرفتم تا ریسمانی پیدا کنم برای متقاعد کردن خودم از این آشفتگی نبود.اینطور بگم سردرد گرفتم از خوندن این رمان و از اینکه وقتم صرف خودنش کردم.

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

سلام.
مرسی بابت نقد اصولی!

Parvaze
مهمان
Parvaze

اصلا نمی شه خوند. خیلی ادبیات ضعیفی داره. تو زمان گم می شه خواننده.موفق باشی دوست عزیز.

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

انتقاد شما وارد نیست چون اصولا به نظرات مغرضانه ی شما شک دارم. یک بار دیگه هم نظر دادید و من جواب دادم پس دلیلی نداره دوباره اظهار نظر کنید.
از نگاه عزیز خواهشمندم یوزر ایشون رو چک کنند یا حداقل کامنت هاشو تایید نکنن

فاطمه تاجیکی
مدیر

سلام بررسی میشه

ary
مهمان
ary

سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیز.
راستش من نتونستم تا انتها رمانتون رو بخونم.به چند دلیل
تعویض زیاد راویا باعث خستگی می شد،تا میومدم به یکی عادت کنم دیگری شروع به تعریف می کرد.
موضوع اونقدر پیچیده و خاص نبود حداقل منو نتونست وادار کنه که ادامه بدم.
راستش هیچوقت متوجه نشدم چه نیازیه این همه راوی داخل یک رمان باشند؟اگه می خواید وضعیت حالات همه کارکتر ها رو نشون بدید زاویه دید “راوی،دانای کل”بهترین انتخابه تا خواننده هم خسته نشه!
با اینکه خیلی دوست داشتم تا انتها بخونم اما اصلا کشش نداشت.
در کل رمان باب سلیقه من نبود.
قلمتون سبز

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

سلام دوست عزیز. انتقادتون رو وارد می دونم‌‌. انشاالله تو کارای بعدیم جبران میکنم.

MAHSA
مهمان
MAHSA

در مورد زاویه واقعا موافقم.این رمان رو نخوندم و کلی عرض میکنم که درک نمیکنم چرا تو بعضی رمان ها راوی داستان انقد بی حساب کتاب شناوره.لزومی نداره خواننده از هر چیزی مطلع شه و اگه لازم باشه نویسنده با درایت میتونه با همون راوی ثابت نکات لازم و بگه

Parvaze
مهمان
Parvaze

فاصله ام لحظه به لحظه با او و محل نشستنش کمتر میشد. (حالا اگه ایستاده بود فاصله کمتر می شد یا بیشتر؟ کلا مگه مهم هست پوزییشن. مگه قراره بمب گذاری شه؟) پشتش به من بود و
یک دل سیر میتوانستم تماشایش کنم. (دقیقا کجا رو نگاه می کرد?)
دادا خوب این چه ادبیاتی هستش اخه. البته من هنوز در صفحات اول هستم. امیدوارم بتونم کامل بخونم .

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

با کمال احترامی که برای مخاطب قائل هستم نقدتون رو وارد نمی دونم دوست عزیز. انتقادهایی مبنی بر تغییر زیاد روای رو وارد می دونم اما انتقاد شما به سبک ادبی بنده هست و اینکه شما اگه ذهنتون با خوندن نوشته های من به بیراهه میره باید در خودتون تامل کنید. لطفا با لغات بازی نکنید، اینکه نشسته یا سرپا فاصله با محل نشستن کمتر و کمتر میشه نوعی وارد کردن هیجان به مخاطبه. نقدتون به هیچ وجه وارد نیست. نقد باید اصولی باشه، ذکر نکات منفی و مثبت داستان با هم میشه نقد اصولی. کامنت شما با تمام احترامی… ادامه مطلب »

Mahya
مهمان
Mahya

فقط در یک کلمه میتونم بگم ضعیف
باب میل یک رمان خون حرفه ای نیست متاسفانه
ممنون از نویسنده بابت زحمتی که برای نوشتن رمان کشیدن

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

مرسی بابت نظر.
قول میدم تو کارای بعدیم جبران کنم.
پیشنهاد میکنم رمان بهار سردم رو مطالعه کنید.
( در حال تایپ هست تو انجمن)

ahmaf
مهمان
ahmaf

کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر تا وقتی مجوز چاپ نگرفته متعلق به سایت خوب و فرهنگی هنری نگاه دانلود هست. عزیزان ما راه نیفتیم بیاییم تو وبلاگ ها و سایت هاتون در خواست حذف کتاب رو بدیم! تا وقتی اجازه از ما نگرفتید اقدام به این کار غیر قانونیه و مطابق قوانین جرایم رایانه ای با اون برخورد میشه! شما پس خیلی پس اشتباه می کنید میاید پابلیک رمان را منتشر میکنی بعد جرایم رایانه تهدید می کنید قانون بلد نیستی حرف نزن خواهشا خنده میگیره ادما وقتی متنی در جایی از نت قرار می گیره با منبع… ادامه مطلب »

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

دکتر جان، با ذکر منبع مشکلی نیست، نه اینکه بردارید آرم انجمن ( سایت) خودتون رو بزنید رو رمان بنده مثل سرابی در مه!

ارکیده
مهمان
ارکیده

سلام خسته نباشید خیلی کش دادین جریان رو در کل خوب بود ولی خیلی چیزا درش اضافی بود مثل اومدن داریوش و مهشاد و مادرش

h.a.b.i.b.a
مهمان
h.a.b.i.b.a

سلام بر آقا سروش گل
چه رمان خوبی بود، نسبت به سراب جذابیت بیشتر و پیچیدگی های بیشتری داشت.
موفق باشی

نسیم عباسیان
مهمان
نسیم عباسیان

من فقط تونستم چند صفحه ازش بخونم اول داستانش جوری نبود که ادم رو جذب بکنه به خوندن ادامه داستان و اینکه تو داستان انقد زود راوی ها عوض میشدن نمی تونستم با شخصیتا ارتباط بگیرم و این طور نوشتن level رمان رو به نظرم پایین میاره با ارزویه قلم بهتر برایه نویسنده عزیز

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

سلام دوست عزیز.
ای کاش تا پایان داستان رو می خوندید و بعد قضاوت می کردید!

نسیم عباسیان
مهمان
نسیم عباسیان

دوست عزیز من قضاوت نکردم فقط اونچه که به عنوان خواننده حس کردم رو گفتم شاید تو نوشته هایه بعدیتون تاثیر گذار باشه اینکه ادم بخواد همه شخصیت هایه داستان راوی باشن یکم داستان چیپ و لوس میشه بازم این نظر منه و ممکنه خیلی هم طرفدار داشته باشه‌. قلمتون سبز❤

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

بهار سرد رو مطالعه کنید. تک راوی هست

Hannan70
مهمان
Hannan70

سلام. من رمانتونو نپسندیدم. در واقع اینقدر بازگشت عاشقا به هم و جدا شدن از هم یکم دلزده میکرد. حس عشق رو درک نکردم بیشتر فقط یه خواستن بود رمان سراب بهتر بود

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

به هر حال معادله با همه ی انتقادهایی که بهش وارد شده اما جزءِ رمان های موفق و پرطرفدار سایت هست.
برای من نوشتن سراب یا معادله فرقی نمیکنه.
اگه واقعا دوستان طالب کارهای ترکیبی( عاشقانه ارزشی) هستن، بسم الله…بهار سرد رو حمایت کنند

Zahra.bgh
مهمان

همیشه پرطرفدار بودن دلیل بر خوب بودن رمان نیست، بهتره از انتقاداتِ شده، درس گرفته بشه تا اینکه همچنان از اشتباهاتمون حمایت کنیم.

سروش73( نویسنده رمان)
مهمان
سروش73( نویسنده رمان)

تا خوب بودن رو چی معنا کنیم زهرا خانم؟! بنده هم از اشتباهاتم حمایت نکردم خوبه اول متنم ذکر کردم با تمام انتقادات های وارده…اگه قرار بود بنده هم مثل خیلی از نویسنده ها دنبال چه چه و به به باشم الان باید به کامنت ها پاسخ تند می دادم اما انتقاد حق طبیعی مخاطب رمانه. من فقط گفتم معادله یک داستان عامه پسند موفق بوده و هست و در ادبیات دلیل بر عامه پسند بودن یک داستان، پر مخاطب بودنشه اما بدون شک خالی از اشکال نبوده و نیست. یا به قول مخاطبین محترم دارای ضعف و کاستی هایی… ادامه مطلب »

Zahra.bgh
مهمان

منم همیشه معتقد بودم که نویسنده ی خوبی نیستم. هیچ وقت ادعایی نداشتم. اما شما کاملا نشون دادین که انتقاد پذیر هستین واقعا! چقدر وقت گذاشتین تا پروف و رمان منو چک کنین؟ واقعا حرفی برای گفتن باقی نذاشتین.

Hannan70
مهمان
Hannan70

همین که نظراتو دنبال میکنید و پاسخگو هستید دریچه ی پیشرفت شماست. من کاراتونو دنبال میکنم. موفق باشید