دانلود رمان لرزیدن قلب یک پری ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان لرزیدن قلب یک پری ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان لرزیدن قلب یک پری ویژه نگاه دانلود

روایت عاشقانه‌ای در اعماق اقیانوس. آنجا که انوار خورشید بی‌تابانه از میان امواج می‌گذرند تا شن‌های کف اقیانوس را نوازش کنند، مراسمی برای پریان دریایی در حال برگزاریست.
اما آیا همه‌چیز همان‌طور پیش می‌رود که ده‌ها سال قبل اتفاق افتاد؟! چه اتفاقی در پس امواج پیش روست؟

مقدمه

اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی
به آسمان بیندیش!
زیرا در آسمان کسی هست که به تو می‌اندیشد.

دانلود رمان لرزیدن قلب یک پری ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان لرزیدن قلب یک پری ویژه نگاه دانلود

پیشنهاد :

نیمه حرفه‌ای – رمان ماکسوس (جلد دوم لرزیدن قلب یک پری) | pariafsa کاربر انجمن نگاه دانلود

قسمتی از رمان : 

کیمیاگر با آن چشم‌های نافذ و آن صورت پر از چین‌و‌چروک نگاهی به ما انداخت.

نگاهی که حس ترس و تنهایی را درون هرکسی بیدار می‌کرد.
از گوشه چشم، نگاهی به تامیلا انداختم. دست‌هایش را در هم گره کرده و روی باله‌اش جمع کرده بود،

سردرگریبان و لرزان.
کیمیاگر درون غاری در گوشه‌ای از شهر پریجان زندگی می‌کرد. گیاهان دارویی و معجون‌های شفابخشی

همیشه در خانه‌اش یافت می‌شد. دور از دید مردم زندگی می‌کرد؛ امّا همیشه کمک‌حال مردم شهر

پریجان بوده و هست. بااین‌حال همیشه ترسی بوده و هست و دلیلش هم چیزی به‌جز حرف‌های

در گوشی پریان شهر نبود. منظورم همان شایعه ارتباط ارواح با کیمیاگر است.
دست‌هایم را روی دست‌های تامیلا گذاشتم و فشاری دادم. نگاهش سمت من چرخید.

چشم‌هایم را روی هم گذاشتم.
– نگران نباش.
– نوبت شما رسیده؟
با صدای کیمیاگر به‌سمتش چرخیدیم. گفتم:
– بله. من و تامیلا و البته سه نفر دیگه از دوستام.

دانلود رمان لرزیدن قلب یک پری

کیمیاگر سری به نشانه فهمیدن تکان داد و به‌سمت قفسه سنگی پشت تخت زهواردررفته‌اش رفت.

بعد از برداشتن چیزی سمت میز مطالعه‌اش آمد و آن‌ها را رویش گذاشت. از تامیلا فاصله گرفته و

به‌سمت میز کیمیاگر که پر از اشیا گمشده‌ی مرموزی بود رفتم. پنج گردن‌بند سفید و ظریف متصل

به شیشه کوچک و استوانه‌ای‌شکل را که روی میز بود نشان داد و گفت:
– باید پُر بشن.
نگاهم را از دست‌های لرزانش به چشم‌هایش سوق داده و با اطمینان سری تکان دادم.

سپس گردن‌بندها را در مشت گرفتم. یکی از آن‌ها را که برق دل‌نشینی داشت،

جدا کرده و به گردن انداختم. با نگاه کوچک و بدون دقّت، کل غار را از نظر گذراندم.

هر گوشه از غار پر از وسایل عجیب و مرموزی بود که تابه‌حال نظیرش را ندیده بودم.

به این می‌ماند که از دنیای دیگری سر از غارکیمیاگر درآورده باشند.

به همراه تامیلا از درون غار بیرون به بیرون شنا کردم.

به‌محض خروجمان از غار تامیلا نفس حبس‌شده‌اش را رها کرد و گفت:
– وای! مردم از ترس.
با لبخندی سمتش برگشتم و به او که خود را روی تپه‌ی کوچک مرجانی رها می‌کرد زل زدم.

صدایش بلند شد و گفت:
– این زن خیلی مرموزه. مطمئنم شایعه‌ها حقیقت دارن.

رمان لرزیدن قلب یک پری

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : لرزیدن قلب یک پری

نویسنده : pariafsa کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه،فانتزی،تخیلی

سطح رمان : حرفه‌ای - پرطرفدار

ویراستاران : @nadia.seif و @فاطمه صفارزاده و @Zahraツ

تعداد صفحات کتاب : 1566 صفحه ی جار ، 402 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : forum.negahdl.com/threads/186188

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

8
دیدگاه بگذارید

avatar
6 نظر دادن ها
2 پاسخهای موضوعی
1 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
8 نظرات نویسندگان
pariafsaNegarفاطمهFATEMEH_RYotab اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Negar
مهمان
Negar

خ خ خ قشنگ بود دستت مرسی نویسنده عزیز اما لطفا لطفا بجوابین جلد دومش کی میاد و اسمش همینه یا تغییرش دادین پلییییزززز جواب بدییینننن

pariafsa
مهمان
pariafsa

سلام عزیز جلد دوم یعنی “ماکسوس” در حال تایپه. در صورت تمایل می تونید با عضو شدن در انجمن بخونیدش. این هم لینکش:
https://forum.negahdl.com/threads/293258

فاطمه
مهمان
فاطمه

سلام رمان خوبی بود

Yotab
مهمان
Yotab

خیلی خوب بود جلد دومش کی میاد

ر.فهیمی
مهمان
ر.فهیمی

سلام.من قبلا عضو انجمن بودم الان میخوام وارد بشم میگه باید ثبت نام کنی.با نام کاربری قبلی نمیتونم وارد بشم میگه قبلا انتخاب شده.لطفا بگید چکار کنم.رمانم رو برای ناظرم فرستادم الان منتظر تاییدش هستم.ممنون

FATEMEH_R
Member

سلام عزیز
به جای ثبت نام، ورود رو بزنید.

Raha
مهمان
Raha

رمان عالی بود.باآرزوی موفقیت برای شما

مهدی.ج
مهمان
مهدی.ج

سلام. رمان به شدت عالی بود و اتفاقات غیر منتظره ای افتاد. موضوع متفاوت و زیبایی بود. امیدوارم کار های دیگت به همین زیبایی باشه خواهر بزرگه:)
قلمت مانا:)