دانلود رمان فریدا

دانلود رمان فریدا
(3.9)میانگین امتیاز از(55)رأی(78.55%)

دانلود رمان فریدا

دانلود رمان فریدا

فریدا، مثل هر دختر دیگری، یک دختر  لطیف است. او گذشته‌ای دردناک دارد و آینده‌ای وحشتناک‌تر

از گذشته. تقدیر برای او چه رقم زده؟
«براساس واقعیت»

پیشنهاد : دانلود رمان آراس ایفون،اندروید،جاوا

قسمتی از رمان فریدا :

هجده‌سالش بود؛ تازه پا به سن جوانی گذاشته و دانشجوی پزشکی بود. لجباز، ولی سخت‌کوش بود.

در کلاس پشت میزی فرسوده نشسته بود؛ کلاسی که هرطرفش بوی غلیظ نم می‌داد. دختران و

پسران بازیگوشی که هرکدام در طرفی با گروهی در حال گفت‌و‌گو بودند و صدای خنده‌های بلندشان

گوش فلک را کر می‌کرد.

دانلود رمان فریدا

دانلود رمان فریدا

پیشنهاد : دانلود رمان پری بانو جاوا، اندروید،ایفون


و فقط فریدا بود که بدون هیچ گروهی در حال بازی‌کردن با قلمش بود و هرازگاهی با خطوطی مختلف،

میز چوبی را بی‌هدف و از سر بی‌حوصلگی سیاه می‌کرد. در دل خواستار داشتن یک دوست شد.

دوستی که بتواند در هرلحظه از زندگی‌اش مانند همدمی پابه‌پایش بیاید یا حتی نه، دوستی را که

بتواند چندلحظه با او خوش باشد و بخندد هم کافی می‌دانست.
به دختری که در کنارش نشسته بود چشم دوخت؛ اما دخترک حواسش پی پای نهان‌شده‌ی زیر

دامنش بود. با دیدن لبخند تمسخرآمیز دخترک، آه از نهادش برخاست. در کودکی دچار فلج اطفال

شده بود؛ به همین دلیل پای راستش لاغرتر از پای چپش بود و مجبورش می‌کرد دامنی بلند،

ولی زیبا به تن کند. با اخم به دختر نگاه کرد تا شاید از رو برد؛ ولی زهی خیال باطل!
با آمدن مردی بلندقد ولی جذاب، همه از جا به‌علاوه‌ی او برخاستند.

پیشنهاد : دانلود رمان حافظه پنهان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

استاد بود. مرد استادشده در جایش -که یک صندلی چوبی بود- نشست و برگه زردرنگی

را از کیفش بیرون آورد و روی پایش نهاد. شروع به خواندن اسم‌ها کرد.

– فریدا کالو؟
از جا برخاست، سرش را زیر آن‌همه نگاه خیره پایین انداخت؛ ولی با اعتمادبه‌نفس گفت:
– بله؟
استاد با دستش به پایین اشاره کرد؛ یعنی بنشین. استاد به خواندن ادامه لیست پرداخت.
فریدا خسته از نگاه دخترک کناری‌اش که گویا کاتیا نام داشت، نفسی کشید و خطاب به دختر گفت:
– چیز خاصی روی صورت من هست؟

دانلود رمان فریدا
(3.9)میانگین امتیاز از(55)رأی(78.55%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : کوتاه فریدا

نویسنده : ز . فرزین کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تاریخی. عاشقانه

ویراستاران : ZrYan

تعداد صفحات کتاب : 29 صفحه ی جار ، 125 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/239481/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

32
دیدگاه بگذارید

avatar
7 نظر دادن ها
25 پاسخهای موضوعی
1 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
11 نظرات نویسندگان
پارمیسز.فرزینفاطمه تاجیکیsevdaحبیب آذرگشسب اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
sevda
مهمان
sevda

سلام رمان خیلی ضعیف بود واقعا قصد نویسنده رو از نوشتن این رمان نفهمیدم!!!!!ژانر رمان که اصلا به تاریخی نمیخورد فقط نوشت که در یه دوران انقلاب شد که هیچ مفهومی از تاریخی بودن رمان به دست نمیومد.عاشقانه بودنم که
!!!!!!؟؟؟؟؟فقط با دختری بر خورد داشتیم که به طرز وحشتناکی مردم گریز و خجالتی بود

ز.فرزین
مهمان
ز.فرزین

ضعف های رمان و خواهشا بذارید پای بی تجربگی و اولین کار بودن
اگه کمی اطلاعات عمومی خودتونو نسبت به گذشته افزایش بدید متوجه میشید که هر چیزی که در قرن معاصر وجود نداره و قبل اون زندگی می کرده تاریخ به حساب میاد.
مطمئن باشید هدف من چیزی به جز کسب کردن تجربه نیست.
از نظرتون ممنونم.

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

می تونست رمان جذاب تری باشه.
به نظرم تو اینطور رمان ها باید یکم بیشتر از تخیل استفاده می کردید تا شاید کمی زیبا تر می بود.

ز.فرزین
مهمان
ز.فرزین

ممنونم اقای اذر گشسب بذارید پای اولین تجربه

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

ا نمی دونستم اولین تجربه تونه
خانم فرزین بازم از این داستانا بنویسید، منتهی بهتره تو انجمن یکم از بقیه هم نظر بپرسید و مثل من برا رمانتون طبق نظر بقیه (معمولا نظر مشاورا بهتره) ادیت کنید رمان رو.

ز.فرزین
مهمان
ز.فرزین

همین فکر و دارم
ممنون بخاطر نظرتون

Nazanin
مهمان
Nazanin

سلام
من دو بار ایمیل به نگاه ارسال کردم برای ورود به انجمن اما پاسخ داده نشده ، رمز ورودمو فراموش کردم هر چی ریست کردن رمز عبور رو می زنم ایمیلی برام ارسال نمیشه چیکار کنم ؟
خواهشا جواب بدین

Azi
مهمان
Azi

دردناک بود اما قشنگ

maji
مهمان
maji

سلام
خسته نباشید
من کلی تو سایتتون دنبال یه رمان گشتم اما نبود
درباره دختری که عاشق یه پسری میشه توی دانشگاه که اون پسر دل بسته ی دوست صمیمی دختره ، بعد از ی مدتی دوستش دوستی با اون پسر رو بهم میزنه و با پسری از محله ای های دختره ازدواج میکنه ، پسر هم برای اینکه از عشقش دور نمونه و میدونه این دختر دوسش داره بهش پیشنهاد ازدواج میده . ممنون میشم اگه راهنماییم کنید ❤❤

فاطمه تاجیکی
مدیر

سلام در انجمن عضو بشید و در تاپیک زیر خلاصه رو بگید دوستان کمکتون میکنن:
http://forum.negahdl.com/threads/244696/

maji
مهمان
maji

من قبلا وارد انجمن نشدم و ثبت نام نکردم اما آدرس ایمیلم رو میزنه قبلا ثبت شده !!!!! به همین دلیل اینجا مجبور به نوشتن شدم ….

فاطمه تاجیکی
مدیر

ایمیل تون همینه که کامنت گذاشتید؟

maji
مهمان
maji

بله

فاطمه تاجیکی
مدیر

شما قبلا ثبت نام کردید نام کاربری شما:
devil_girl
هست اگر پسوردتون رو فراموش کردید پسورد مدنظرتون رو همینجا کامنت کنید بنده پسورد جدید رو براتون قرار میدم.

maji
مهمان
maji

خب چرا تو قسمت فراموشی پسورد که ایمیلم رو میزنم ، ایمیلی نمیاد برای تعویض اون ؟

فاطمه تاجیکی
مدیر

پسوردتون رو بدید من براتون تغییر میدم، پسورد شما برای دیگران به نمایش در نمیاد .

maji
مهمان
maji

مخفی

فاطمه تاجیکی
مدیر

پسوردی که اینجا به بنده دادید رو براتون اعمال کردم میتونید وارد انجمن بشید

maji
مهمان
maji

ممنون

پارمیس
مهمان
پارمیس

خانم تاجیکی این نام کاربریه من بود که به اشتباه به ایشون دادید الان من نمیتونم وارد شم و یه کاربری دیگه مجبور شدم بسازم

فاطمه تاجیکی
مدیر

خیر هیچ اشتباهی صورت نگرفته نام کاربری که به ایشون دادم متعلق به ایشونه.
نام کاربری به ایمیلی که ایشون دادن تعلق داره.
ایمیل اکانتی که میگید نمیتونید وارد بشید رو بدید چک کنم نام کاربری دقیقتون.

ونوس
مهمان
ونوس

جالب بود.

هستی
مهمان
هستی

باید اسمشو میزاشتی داستان کوتاه…

ز.فرزین
مهمان
ز.فرزین

داستان کوتاه و اسم داستان کوتاه فریداست