دانلود رمان غنچه ی مشکی

دانلود رمان غنچه ی مشکی
(3.3)میانگین امتیاز از(22)رأی(65.45%)

دانلود رمان غنچه ی مشکی

دانلود رمان غنچه ی مشکی

داستان، درمورد دختری از جنس سنگه؛ دختری که توی سیاهی اطرافش هرلحظه بیشتر فرو میره

و هیچ تلاشی برای نجات خودش نمی‌کنه.
شخصیتِ دیگه‌ی داستان، یه دختر مهربون و حساسه؛ دختری از جنس روشنایی، دختری که

می‌خواد هرطوری که شده دوستش رو نجات بده؛ اما… .
آیا موفق میشه با روشنایی وجودش، سیاهی رو شکست بده؟
یا سرنوشت چیز دیگه‌ای رو براشون رقم زده؟

پیش گفتار :
سلام عزیزان!
می‌خواستم قبل از شروع رمان چندتا مورد رو بگم.
موضوع این رمان نزدیک به یک‌‌ساله که توی ذهنم می‌چرخید و من بالاخره به خودم جرئت

دادم تا بنویسم.اسم خودم رو نمی‌ذارم نویسنده؛ چون هنوز خیلی راه مونده تا لایق

این اسم بشم و از شماهامی‌خوام توی این راه کمکم کنید؛ با نقدهای سازنده. من ازتون

نقد می‌خوام نه توهین دوستان؛ و با حمایت، حتی با یه تشکر ساده هم میشه حمایت کرد

و همین تشکرها یه دل‌گرمی و قوت قلبیه برای منِ تازه‌کار.

دانلود رمان غنچه ی مشکی

دانلود رمان غنچه ی مشکی

 

پیشنهاد : دانلود رمان زنده ی جاوید جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

مقدمه :

چیدم از تو باغچه‌ی دل
گل بی‌کسی رو آخر
محرم راز شبونه
عطر ریحون، گل پونه
می‌شنوی غنچه‌ی زیبا
آخر راه من اینجاست
تو پیچیده در من و من
سهم دیدارم‌ رو می‌خوام
تو شدی بعد سیاهی
غنچه‌ی مشکی دنیام
گلی از جنس وجودم
غنچه‌ی زندگی من
عطرت از جنس نفس‌هام
تو پناه مهربونی
تو امید راه فردام
پشت احساس تباهی
تو پس از شکست قلبم
زدی پیوندی به رگ‌هام
آخر راه من اینجاست
بودن تو در کنارم
آخر با حس وجودت
روز روشن شده شب‌هام

پیشنهاد : دانلود رمان طلسم هفتگانه ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

قسمتی از رمان غنچه ی مشکی :

چشمام رو باز کردم و به سارا و آیناز که از شدت خنده سرخ شده بودن چشم‌غره‌ای رفتم.

نگاهی به عسل انداختم و گفتم:
– چه مرگته دیوونه؟
– نمی‌دونی چقدر مضحک شده بودی اروس!
و بعد از گفتن حرف بی‌مزه‌اش از ته دل خندید که البته سارا و آیناز هم همراهیش کردن.
با حرص «رو آب بخندین»ی نثارشون کردم که به شدت خنده‌هاشون اضافه کرد. با حالت

قهر از اون‌ها رو برگردوندم که آیناز با بدجنسی گفت:
– حالا تو به دل نگیر خروس جونم.
تا بناگوش سرخ شدم؛ بیش از اندازه روی اسمم حساس بودم و اینکه خروس خطاب بشم،

خارج از حد تحملم بود. از شدت عصبانیت صدام لرزش داشت:
– اسم من اروسه.
آیناز که فهمید حرفی رو که نباید زده، با پشیمونی گفت:
– اروس جان ببخشید، فقط داشتم شوخی می‌کردم؛ فکرشم نمی‌کردم که این‌قدر ناراحت بشی.
فقط سرم رو تکون دادم که مثلاً اشکالی نداره. عسل دستش رو روی دستم گذاشت و با دل‌جویی گفت:

پیشنهاد : دانلود رمان افسانه آرابلا ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید
دانلود رمان غنچه ی مشکی
(3.3)میانگین امتیاز از(22)رأی(65.45%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : غنچه ی مشکی

نویسنده : sbaw_r (صبا رستگار) کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تراژدی. عاشقانه.طنز

ویراستاران : shaghiw.79 و Nazanin84

تعداد صفحات کتاب : 951 صفحه ی جار ، 271 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/262136/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

7
دیدگاه بگذارید

avatar
2 نظر دادن ها
5 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
4 نظرات نویسندگان
فاطمه تاجیکیغزل ناروییSabaParvaze اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
غزل نارویی
مهمان
غزل نارویی

این اصلا انصاف نیست…
من حتی به صورت مهمان نمی تونم وارد بشم.

فاطمه تاجیکی
مدیر
فاطمه تاجیکی

دوست عزیز شما نه بن شدید نه چیز دیگه ای البته فعلا، پس لطفا بعد از اطمیمنان بیاین اینجا این حرف ها رو بزنید.
سرور کمی مشکل داره که بزودی حل میشه….

غزل نارویی
مهمان
غزل نارویی

فعلا؟ 🙁
پس میشه وقتی سرور حل شد اطلاع بدید؟ یا اگه بن شدم بهم بگید؟ چون با موبایل هم وارد نمیشم.
ghazal.n84.com@gmail.com

فاطمه تاجیکی
مدیر
فاطمه تاجیکی

اکی حتما، با فیلترشکن چک کن

Parvaze
مهمان
Parvaze

عزیزم من واقعا سعی کردم تا اخر بخونم ولی متاسفانه نشد. نه اینکه قلمت بد بود. نه. چون رمان زیاد می خونم به نظرم یک سوژه قابل پیش بینی و تکراری بود. عزیزم وقتی رمان می نویسی مهم نیست موضوعش چی باشه. خودتو جای خواننده فرض کن. ببین خواننده ازت چه انتظاری داره. همیشه به این فکر کن که خواننده های تو نوجوان نیستند و ممکنه کسی با سن بالا و فقط از تنهایی و افسردگی رمان بخونه. به این فکر کن که ایا برای اون شخص مهم هست که مثلا دختره مانتو قرمز پوشیده یا ابی با آرایش سبز… ادامه مطلب »

Saba
مهمان
Saba

من هنوز اول راهم هم از نظر سن و هم از نظر نویسندگی و علت اینکه این رمان شاید بیشتر نوجوونارو جذب کنه همینه♡
وقتی که داشتم مینوشتم میدونستم که اونجور که باید خوب نمیشه ولی ترجیح دادم شروع کنم و این رمان بشه یه تجربه که دفعه بعد همچین اشتباهاتی رو تکرار نکنم
امیدوارم تو رمان بعدیم خیلی بهتر باشم تا شماهم همراهیم کنین..
ممنون که خوندین و نظر دادین

Parvaze
مهمان
Parvaze

حتما همینطور هست عزیزم. نویسنده ای که جنبه انتقاد داره و مودب برخورد می کنه با منتقد حتما اینده موفقی داره. 🙂