دانلود رمان شمشیر خدایان

دانلود رمان شمشیر خدایان

دانلود رمان شمشیر خدایان

این رمان روایت‌گر موجودی شیطانی است که به تازگی خلق شده و کسی جلودار او نیست؛

اما شمشیری وجود دارد که توانایی از پا درآوردن آن موجود را دارد. پسر روستایی می‌کوشد تا

شمشیری که خدایان آن را ساخته است را پیدا‌ کند. آیا او هم مثل دیگران به دام مرگ شمشیر اسیر می‌شود یا خیر؟

 

پیش گفتار:
سلام دوستان عزیز که ممنون که تا اینجای کار همراهم بودید.
فقط یه چیزی بگم که این رمان کوتاهی که می‌نویسم برای گذشته‌های بسیار دور از دنیای تراگوس هست

و یه کمی مربوط به جلد سوم‌ اژدهای سپید خواهد بود. این موضوع در سرزمین لانگین (سرزمین کوتوله‌ها)

در یکی از روستاها رخ میده. پس باز هم امیدوارم لـــذت ببرید.

دانلود رمان شمشیر خدایان

دانلود رمان شمشیر خدایان

پیشنهاد : دانلود رمان فالش جاوا،اندروید،ایفون،pdf

دانلود رمان شمشیر خدایان

مقدمه:

دنیا با تضاد، خودش رو به اثبات می‌رسونه؛ مثل روز و شب، جنگ و صلح، عشق و انتقام و… .

دنیا گاهی اوقات، سیاه میشه. می‌خواد بگه که منم هستم! می‌خواد بگه من از تو قوی ترم، که

می‌تونم تو رو زمین بزنم، که می‌تونم یه شیطان باشم؛ یه غول شیطانی! شاید به همین خاطر

باشه که بخوای از این دنیا انتقام بگیری، باهاش بجنگی. شمشیر دستت بگیری و ویران کنی.

به‌خاطر آرزوهای نابود شده‌ت؛ محبت پژمرده شده‌ت و عزیزان از دست رفته‌ت. گاهی می‌خوای بجنگی.

انتقام بگیری و وارد یه بازی خطرناک و خون‌آلود بشی؛ فقط به‌خاطر انتقام.

پیشنهاد : دانلود رمان خیزش اژدهای تاریکی ( جلد دوم اژدهای سپید )

قسمتی از رمان کوتاه شمشیر خدایان :

تراگوس-سرزمین لانگین
سوار بر اسب چموش و قهوه‌ای‌رنگش بود و به‌سرعت از درخت‌ها عبور می‌کرد. موهای سفیدش در

حین این که روی اسبش بالا و پایین می‌شد، تکون می‌خورد و به جذابیتش اضافه می‌کرد. از جنگل

که خارج شد، به دشت همیشه پر گل سرزمین لانگین رسید. سرزمین لانگین به بهشت تراگوس

معروف بود. اینجا هیچ‌وقت نه برف می‌اومد و نه بارونی می‌بارید و همیشه سرسبز بود. آفتاب اون‌

قدری سوزان و خروشان نبود تا باعث آزار افراد این سرزمین بشه. افسار اسب چموشش رو کشید

که از حرکت ایستاد. از اسبش پایین پرید و موهای سفید و کوتاهش رو عقب فرستاد. اسبش رو رها کرد

تا هر چقدر می‌خواد از این دشت تغذیه کنه. به‌آرومی‌ دراز کشید و سیـــنه‌خیز حرکت کرد و پایین تپه که

ارتفاع چندانی نداشت رو نگاه کرد‌. منتظر دختری بود که همین موقع از روز، از کلبه‌ش خارج می‌شد و

مشغول تمرین کردن بود رو دید بزنه. اون دختر هم مثل خودش اِلف بود و در سرزمین کوتوله‌ها، دور از

جمعیت زندگی می‌کرد‌. دختر زیبایی بود. 

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : شمشیر خدایان

نویسنده : مهدی.ج کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تخیلی.عاشقانه

ویراستاران : kosar_8118

تعداد صفحات کتاب : 178 صفحه ی جار ، 44 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : forum.negahdl.com/threads/278559

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

15
دیدگاه بگذارید

avatar
11 نظر دادن ها
4 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
12 نظرات نویسندگان
بانوی غمAmirarsalanPeymanAnahitaFATEMEH_R اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
بانوی غم
مهمان

عالی و زیبا ، من توی دوروز این رمان رو خوندم.
امیدوارم همیشه بدرخشی

Amirarsalan
مهمان
Amirarsalan

سلام رمان زیبایی بود و خیلی دلچشب اما خیلی جای کار بیشتری داشت میشد این رو خیلی گسترش داد اونقدر به ماکسائل رمان به صورت سطحی نگاه شده بود از لذتش کم میکرد میشد رو تیلی از قسمتاش فشار اورد و یه رمان توپ ازش در اورد واقعا ایده ی قشنگی بود و پرو بال دادنش در حد ایده اش عالی نبود ولی در کل خوب بود.

Peyman
مهمان
Peyman

سلام میشه بگید کی رمان دوئل سپیدی و تاریکی رو میزارید

FATEMEH_R
Member

سلام
تایپ و ویرایش رمان تموم شده و به زودی گذاشته می شه.

Peyman
مهمان
Peyman

سلام دو هفته هست اینو می‌شنوم لطفاً بزارید

Anahita
مهمان
Anahita

عااااالی بود عالی
از خوندنش لذت بردم امیدوارم ادامش زودتر بیاد

ارباب الناز
مهمان
ارباب الناز

سلام من دنبال رمان دوئل سپیدی و تاریکی هستم که جلد سوم اژدهای سپید هست لطفا در این سایت منتشرش کنید .
خیلی ممنون بابت رمان قشنگ اژدهای سپید

FATEMEH_R
Member

سلام
رمان تموم شده و‌به زودی در سایت گذاشته می شه.

Yalda
مهمان
Yalda

محض رضای خدا رمان بالای ۵۰۰ صفحه بذارین

Arora
مهمان
Arora

عالی

Raha2681
مهمان
Raha2681

فوق العادهه بود، عالی مثل همیشه. موفق باشی داداشی.
به همه پیشنهاد میکنم بخونیدش

F@EZEH
مهمان
F@EZEH

منم میگم که رمان کوتاهت یکم خلاصه شده بود و روندش سریع بود
امیدوارم این ی مورد برای رمانت اتفاق نیوفته
به امید موفقیت

Fatemeh-D
مهمان
Fatemeh-D

خیلی خلاصه شده بود.
رمان کوتاه براش بس نبود. حداقل صد صفحه ای می شد نوشت…
به امید موفقیت داداش…

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

راست میگه مهدی خیلی آب رفته رمانت
به هر حال قشنگه رمانت

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

ایول اومد
رمانت قشنگه البته طبق چیزی که من خوندم تو انجمن ولی الان دانلود می کنم کامل میخونم