دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) ویژه نگاه دانلود
(4.3)میانگین امتیاز از(20)رأی(86%)

دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) 

دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان )  نازنین سرمدی تک‌دختر ارتشبد بابک سرمدیه.
از اول‌، زندگیش تعریفی نداشته؛ دخالت‌های بی‌جای برادر بزرگ‌ترش و تیکه‌هایی که از پدرش می‌شنیده، زندگی رو براش زهر کرده بود.
تا اینکه ناخواسته توی زمان سفر می‌کنه و مجبور به ازدواج با شاهزاده ایلام، ریموش می‌شه.
غافل از اینکه هیچ چیز اون‌طور که دیده و شنیده میشه نیست.
پایان خوش

دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان )

دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان )

رمان خدایان دروغین(راز سر به مهر)جلد دوم سفر در زمان عاشقی | nazaninabbasiکاربرانجمن نگاه دانلود

سخن نویسنده:

دوستان قبل از شروع رمان‌‌، باید عرض‌کنم که هر اتفاقی که توی گذشته می‌افته کاملا واقعی بوده و اسم‌هاشون

هم راست هستند.
درمورد این سبک ازدواج‌ها تو رساله و احکام نوشته‌شده؛ برای اطلاع بیشتر به اونجا مراجعه کنید و تمام حوادثی

که در آینده اتفاق می‌افته کاملا تخیلی بوده و ساخته‌ی ذهن هستن و اطلاعاتی که در مورد سلسله اکد نوشته

شده به خاطر کم بودن اطلاعات من از چیزهایی که از شهر سوخته گفته‌شده هم استفاده کردم؛ طی تحقیقاتی

که کردم گاهی با بن بست روبه‌رو شدم، گاهی چیزهایی خوندم که خودمم متعجب موندم؛ بعضی‌ها می‌گن سلسله

ریموش هم زمان با زندگی حضرت نوح بوده و بعضی‌ها هم می‌گن که این اشتباه‌ست. این رو به خودتون می‌سپارم که

دوست دارید چجوری فکر کنید.
خب این رمان، برای جوون‌ها نوشته‌ شده تا علاوه بر سرگرم شدن، با تاریخ کشورمون هم آشنایی پیدا کنند. بذارید

یه توصیه بهتون بکنم؛ خیلی چیزها توی گذشته هست که ما حتی الان هم با این تکنولوژی قادر به ساخت چیزهایی

مثل اون نیستیم، حتی ماشین پرنده هم جزو یک صدم اون ها به حساب نمیاد. پس من شما رو به خوندن این رمان

دعوت می‌کنم و قصد توهین به هیچ دینی رو ندارم، اگر شما چنین چیزی رو حس کردید؛ من عذرخواهی می‌کنم.

مقدمه:

تق تق صدا رو می‌شنوی؛
صدای راه رفتن؛
نمی‌بینی اما می‌شنویش؛
دستانش را با پیچ و تاب و ظرافت می‌چرخاند؛
من و تو هم با ظرافت می‌چرخیدم؛
خیال می‌کنیم من و تو عاشقانه می‌رقصیم؛
بدون آنکه بدانیم چرا می‌خندیم، گریه می‌کنیم و اشک می‌ریزیم؛
ناخودآگاه خوشحال می‌شویم؛
به یک دفعه دوست داریم دراغوش بگیریم؛
این یک دفعه‌ای‌ها عجیب نیست.
گذشت و گذشت تا من و تو فهمیدیم؛
که چه خوش خیال بودیم؛
اصلا سرنوشتی در کار نبود؛
نه تقدیری بود نه بازی زمانه‌ای،
من و تو عروسک یک تئاتر بودیم؛
عروسکی برای سرگرمی،
لعنت که عروسک گردان کس دیگری بود.

دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) ویژه نگاه دانلود
(4.3)میانگین امتیاز از(20)رأی(86%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان )

نویسنده : nazaninabbasi کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تاریخی، عاشقانه، طنز، فانتزي، پلیسی

ویراستاران : ♧غزل♤ و SKY LIGHT

تعداد صفحات کتاب : 322 پی دی اف.1159 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/125794/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۵۶) دیدگاه برای “دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • من الان حدود یکساله منتظر جلد دومشم ولی نمیاد
    لطفا سریعتر البته اگه میخای بنویسیش اگه نمینویسین
    ادم رو علاف خودتون نکنید

  • assena گفت:

    رمان جذابیه ولی ی جاهایش گنگه منتظر جلد دوممم

  • Nazanin گفت:

    بابا من الان خیلی وقته میام سر میزنم ولی جلد دو نمیاد خواهش میکنم سریعتر بنویسینش

  • ساحل گفت:

    سلام من یه سوال دارم مگه ریموش و سلسله اکد و پادشاهی سارگن مال ایلام نیس؟چرا نوشته شده سیستان و بلوچستان تو رمان؟من گیج شدم بالاخره کدوم دوران و مکان بود؟چرا نویسنده گفته تو مقدمش که از اطلاعات شهر سوخته (در سیستان نه بلوچستان) نوشته بود؟چرا در اوایل رمان اون مرد از نازنین میپرسید از بانوان مرخشی(بلوچ) نیستی ینی چی من گیج گیجم کدوم سلسله بود واقعا؟

  • ناشناس گفت:

    سلام بنظرم ژانر تاریخی عالیتر از هر ژانر دیگه ای هست و من خیلی از رمان های تاریخیو از این سایت دانلود میکنم تا اطلاعاتم بالا بره این مطالب تاریخی در قالب رمان برای مایی که از تاریخ کشورمون چیز زیادی نمیدونیم عالیه امامن یه سوال از نویسنده رمان سفر در زمان عاشقی داشتم توی رمانتون شما وقتی که شخصیت نازنین میخواد سفر در زمان کنه نوشتید سیستان و بلوچستان هزاره سوم پیش از میلاد اما تو مقدمه و خلاصه داستان نوشته شده شاهزاده ایلامی ریموش!و گفتید توی خلاصه داستان و قبل شروع داستان که یکم اطلاعات از شهر سوخته(واقع در سیستان نه بلوچستان) استفاده کردید و توی گفتگوهاشون از واژه مرخشی(بلوچ)استفاده شده بود من گیج شدم بالاخره کدوم زمان و مکان بود؟

  • بهار گفت:

    سلام.رمان جالبی بود.من تو سایت ثبت نام کردم اما فک کنم باید تایید بشه…تو هیچ قسمتی از سایت نمیتونم برم چون همش برام مینوسه شما اجازه استفاده رو ندارید.ممنون میشم راهنمایی کنید.باتشکر
    نام کاربری هم bahar.kh

  • m.j گفت:

    واقعا زیبا بود ولی حیف که تا میایم با داستان اخت بشیم سریع یا پولیش میکنن یا یه جوری میپیچوننت

  • Hanieh1 گفت:

    سلام نگاه جون من خیلی وقته تو سایت عضوم ولی ایمیل فعال سازی برام نیومده امکانش هست راهنمایی کنید..چند بارم امتحان کردم ولی نشد..نام کاربریمم Hanieh1 هست..مرسی

  • Yasi گفت:

    سلام! جلد دوم اومده؟؟؟؟ چرا من روی لینکس که برای جلد دوم گذاشتم کلیک می کنم باز نمیشه؟ میره تو یه صفحه دیگه اما چیزی دانلود نمی کنه؟؟؟؟؟؟

    • CAPRICORN گفت:

      سلام. خیر هنوز نیومده و مدتیه که نویسنده تایپش رو متوقف کرده و تاپیکش غیرفعال شده. به محض شروع بکار دوباره باز و قابل دسترس خواهد شد، و شما می تونید آنلاین بخونید.

  • Baran Smily گفت:

    سلام
    من نمی تونم جلد دوم رو بخونم
    میشه بهم بگید چرا؟
    اصلا جلد دوم رو باز نمی کنه

    • CAPRICORN گفت:

      سلام. مدتیه که نویسنده رمان تایپش رو متوقف کرده و تاپیکش غیرفعال شده. به محض شروع بکار دوباره باز و قابل دسترس خواهد شد، و شما می تونید آنلاین بخونید.

  • minoofar گفت:

    سلام .من خیلی وقته تو سایت ثبت نام کردم ولی ایمیل فعالسازی برای من ارسال نمیشه چند بارم امتحان کردم ولی نشد.نام کاربریمم minoofar هستش

  • Samin گفت:

    (به نظر من اصلنم ناپخته نبود به قول بعضیا.)
    خیلیم‌خوب بود عالی

  • Samin گفت:

    پس کی جلد ۲ میااااااد

  • Iress گفت:

    جلد. دوم؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟

  • Zahra گفت:

    خیلی رمان جذابی بود
    درحال انتظار برای جلد دومیم❤️

  • kh.safari گفت:

    سلام.
    زمان خیلی خوبی بود.
    فقط نمیدونم جلد دومش رو دانلود کنم ؛اگه کسی میدونه راهنماییم کنه

  • farnaz گفت:

    سلام نگاه جان.من خیلی وقته تو سایت ثبت نام کردم ولی ایمیل فعالسازی برای من ارسال نمیشه چند بارم امتحان کردم ولی نشد.نام کاربریممfarnaz_9693

  • طهور گفت:

    من همه رمانهای در حال تایپ رو میتونم باز کنم و بخونم بجز جلد دوم این رمان چرا؟

  • nafaas78 گفت:

    سلام چجوری جلددوم رودانلودکنم؟؟؟؟

  • sue گفت:

    خیر آریا گم نشد آریا به جای نازنین توی آتیش مرد 

  • در جوابsaharbanoo گفت:

    ولی من فهمیدم اینا وقتی یه اتفاق یکسان براشون می افته جاشون عوض میشه که در حال حاضر آریا گم شده 

  • ⓢⓞⓜⓐ گفت:

    خیلی قشنگ بود ولی نگاه جون جلد دومش کی میاد ؟!

  • Motahar گفت:

    رمان قشنگیه کی جلد دومش میاد؟؟

  • Hana گفت:

    موضوع خیلی جالب بود و قلم نویسنده خوانا و روون  . به نظرم رمان خیلی خوب بود مخصوصا معما های رمان که چرا پدر نازنین باهاش بد بود و…  خواننده رو ترغیب میکرد که بقیشو بخونه اما أین معما ها کمی رمان رو گنگ میکرد و شخصیات ریموش به شاهزاده ها نزدیک نبود ولی بی صبرانه منتظر جلد دومش هم هستم امیدوارم زود تَر بیادلطفا لینک جلد دومش که انلاین هست رو بزارید ممنون

  • موژان گفت:

    خوب بود ولی از هررر میپرید به پررر یکم آدمو گیج میکرد و اینکه طرز صحبت کردن دختره خیلی سبک بود زیاد خوشم نیومد.
    کاش یکم عاشقانه تر و داغ تر بود
    در کل مرسی نویسنده عزیز

  • فریده گفت:

    @saharbanoo,برای منم همین سوال بود…گیج شدم

  • mobina گفت:

    سلام رمان بسیار زیبایی بود فقط میخواستم بپرسم کی جلد دوم شروع میشه بیصبرانه منتظره جلد دوم هستم

  • ye3sh گفت:

    جلد اول خوب بود امیدوارم جلد دوم هم به این خوبی باشه

  • رویا عطایی گفت:

    سلام روزتون بخیر
    جلد دوم کی میاد عزیزم؟

  • orkideh گفت:

    عالییییییییییییییییی بی صبرانه منتظر جلد دو هستم

  • ر.غ گفت:

    سلام من عاشق رمانای تاریخیم ولی متاسفانه این رمان برعکس چیزی که نوشته شده ک ادم رو به وجد میاره برای خوندن اصلا اونجوری نیس و باید ب نویسنده بگم
    ای کاش همینطور ک درباره سلسله ها تقیق کردید ک همه چیز واقعی باشه ای کاش درباره دینتون ک قطعا مسلمانید هم تحقیق میکردید ک اینقدر همه چیز رو چپه ننویسید
    کجای دین اسلام اومده ک همه ۰یز رو با عقل و قلبت مقایسه کن هرکدومو خواستی انجام بده بقیه رو بزار کنار؟ البته ک همه چیز اسلام با عقل جور در میاد و هیچ جاش نیست که عقلت بگه ن این اشتباهه و این یعنی نفست گفته ک انجام نده
    شما و همه نویسنده ها درباره چیزی ک به مردم ارائه میدید مسئولید…

  • مامان حلما گفت:

    سلام.میخوام رمان در حال تایپ عروس خدایان روبخونم،پیام داره که دکمه تشکررو بزنین نمایان بشه،چه جوری بزنیم؟دکمه تشکر نداره

  • F.sh.76 گفت:

    موضوع و ایده ی جالبی داشت، و با توجه به نوشته ی اول نویسنده خوب بود، در حد متوسط و مطمئنم هرنویسنده ای از یه سطحی شروع می کنه به پیشرفت کردن و اینکه نویسنده برای جلد دوم داستانش بیشتر تلاش می کنه و از ضعف و قوت های نوشته ی اولش درس می گیره.
    نیازی به توهین و نقدهای ناجور نیست! با نقد و انتقاد مناسب هم نویسنده مشکلاتی که رمانش داره رو هم متوجه میشه.
    با بدترین ها هم نباید بد برخورد کرد چه برسه به نوشته ی اولی که می دونم با تلاش بالا کشیده میشه.
    نقد کنید ولی توهین نه 🙂 اینجور واقعا اعتماد به نفس آدم فروکش میکنه.
    خوب بود نویسنده جان، منتظر نوشته های بعدیت هستم♥

  • نانا گفت:

    خدا وکیلی خودتم فهمیدی چی نوشتی حالم بد شد با این کتابت تازه جلد بعدی هم داره عجب اعتماد به نفسی

  • مهسا کرمانی گفت:

    سلام با تشکر از رمان خوبتون غیر قابل پیشبینی بودن اتفاقات رمانو خیلی دوست دارم .ممنون و خسته نباشید

  • Hanan گفت:

    من برأی خوندن جلد دوم عضو سایت شدم متاسفانه پشت ها مخفیه و باید تشکر کرد اما من دکمه تشکر رو پیدا نمیکنم ممنون میشم راهنمایی کنید

  • رضوان گفت:

    رمانت خوبه ولی بعضی جاها اصلا انگار اون نفر یادش رفته چی گفته بعضی جاهاش اشکال داره مثل وقتی ک دوباره نازنین ظاهر شد تو اتاق ریموشی هیچجابلد نبود چجوری از خونه سر دراورد یا مثلا ریموش همونجا هم لباس میپوشیدن باید بلد باشه لباس بپوشه بعضی از سوالاش مثل کسیه ک فراموشی گرقته ن کسی ک از گذشته اومده

  • sima گفت:

    من نمیدونم چرا این رمان امتیازش بالاست درصورتیکه ارزش خوندن نداره! نخونید وقتتون تلف میشه

  • رضوان گفت:

    خیلی خوب و متفاوت بود واقعا خسته نباشین…متاسفانه مردم ما فقط بلدن ایراد بگیرن…میخواین نقد کنید درست اشکالاتشو بگید نه اینکه بزنید کلا تخریب کنید رمان رو…ای ک چقد دلم میخواد نویسنده های این رمان ها ک چند جلدن رو بزنم بابا خو بذارید کامل تموم بشه بعد بذاریدش ما رو میذارید تو خماری چرا

  • اعظم گفت:

    داستانش قشنگ بود موضوعش کاملا متفاوت بوو ونویسنده توش خلاقیت داشت ,برخلاف بقیه رمان ها که یک موضوع و انتخاب میکنن و حالا به نحوی سعی میکنن اون موضوع رو ااز چند جهت بنویسن.
    به نظرم کار اول نویسنده بود چون تا حالا اسمی هم ازش نبوده واگه بخوایم به عنوان اولین کار بهش فک کنیم خوب بود واون طور افتضاحی که بقیه میگن نبود درکل خلاقیت داشت

  • درسا گفت:

    واقعا مضخرف بود نخونین چون اصلا ارزش نداشت

  • mahbod گفت:

    ادامه اش کی میاد حالا؟

  • Adri گفت:

    اقا من برام سواله چرا اینقدر ضعیفه همه ی رمانا؟چرا اومدن نوشتن این رمان قشنگه؟چرا هیچ نویسنده ای یه ذره خلاقیت نداره؟کسی که نویسنده اس چه جوری نمیتونه یه مکانو درست توصیف کنه؟چرا اینقدر دیالوگای تکراری و بچه گونه به کار میبرن ؟مگه نویسنده ها نباید یه ذره خلاق باشن؟یعنی همه ی رمانا داستانای تکراری ,با توصیفای مسخره دارن
    ادم دلش میخواد بعضی وقتا یه رمانه قشنگ بخونه یه مشت چرت و پرت و سر هم میکنن میشه رمان
    من یه خواهشی دارم از تمامه نویسندگانه عزیز
    اونم اینه که تو رو خدا اینقدر تکراری ننویسین
    یه ذره بیشتر کار کنین رو کتابا
    یه متنه قوی تر ارائه بدین
    یه ذره بیشتر تحقیق کنین
    بیشتر وقت بزارین
    از موضوع های دیگه بکشین بیرون یا اگه میخواین موضوعه تکراری بنویسین حداقل دیالوگارو قشنگ درست کنین
    بخدا کسی عجله نداره رمانه ناپخته بخونه

  • aisar گفت:

    میخوام شروع کنم به خوندن امیدوارم که خوب باشه

  • MAHSA گفت:

    رمان خیلی قشنگی بود❤
    از اون رمان هایی بود که ادم می خواست ادامش رو بخونه بدون هیچ وقفه ای. نویسنده این رمان قلم خیلی خوبی داره و استعداد نویسندگی بالایی هم داره
    بی صبرانه منتظر جلد دوم رمان هستم

  • ary گفت:

    اول میخوام خسته نباشید بگم به نویسنده ی رمان بابت نوشتن رمان و انتخاب موضوع جالبشون.
    خب اگه بخوام درباره ی رمان بگم باید بگم،با خوندن خلاصه و سخن نویسنده بدجور جذب رمان شدم.سریع دانلودش کردم،نثر رمان بد نیست.اما شخصیت پردازی ها ضعیفه.شخصیت نازنین خیلی خام و ناتپخته عمل میکرد.ریموش اصلا شخصیتش مثل یک شاهزاده نبود،همون اوایل داستان با دوتا جفتک انداختن دختره افتاد زمین،بعدم راه به راه زل میزد تو صورتش انگار دختر ندیده!شما گفتید تحقیق کردید اما اینو جا اندتختین که اون زمان شاهزاده ها بساط عیش و نوششون به راه بوده؟توجه های الکی یک شاهزاده به ی دختر گستاخ با رفتار عجیب و مسخره،واقعا تهه ناپختگیه!
    من واقعا قصد ندارم توهینی به نوشته ی شما بشه اما واقعا در تعجبم این همه ناپختگی در شخصیت های اصلی.
    من فقط تا صفحه ۱۴۰ خوندم و وقتی دیدم این خامی و ناپختگی ادامه داره بیخیال شدم.شاید بخاطر سن کم شما بوده،شایدم اولین رمانتون هست.نمیدونم…اما واقعا کاش ی دور رمان رو میخوندی تا پی ببری ی شاهزاده اینطور رفتار نمیکنه و ی دختر هم همین طور.
    شخصیت ریموش اصلا قوی و محکم نبود!اما انگگار نویسنده دوست داشت که اینطور نشونش بده…!فضا پردازی هم خیلی ضعیف بود،حاالات شخصیت ها و و و.
    در کل من زیاد نپسندیدم اما منتظر کار های قوی از سوی نویسنده هستم.
    امید وارم دوستان اینجا رمان رو نقد کنند تا بتونی اشکالات رو متوجه بشی.

  • saharbanoo گفت:

    رمان خوبی بود خسته نباشی نویسنده محترم اما من یجا رو درک نکردم نازنین و آریا دو شخصیت جداگونه آریا دختری که دستیار پزشک بود و نازنین افسر پلیس این ها جاشون باهم عوض شد اما وسط داستان نازنین که خذف شد چطور شد اریا بجای نازنین برگشت به گذشته و زندگیه نازنین و بیادش اورد اینجا ینی شخصیت نازنین و اریا رو یکی کردی و اصن انگار از اول اینا یه شخصیت بودن خب تناقض ایجاد شده یا از همون اول یه شخصیت میزاشتی یا که دو شخصیت جداگونه قاعل شدی در وسط داستان یکی کردن شون‌ کار جذابی نبود البته این نظر شخصی منه خواننده بود