دانلود رمان سرنوشت پیچیده

دانلود رمان سرنوشت پیچیده
(3.8)میانگین امتیاز از(88)رأی(75.23%)

دانلود رمان سرنوشت پیچیده 

 دانلود رمان سرنوشت پیچیده 

داستان درمورد دختری است مثل خودمان، دختری که داغ پدر دیده. پسری از جنس غرور

که زخم خورده و داغ برادر دیده. سرنوشت این دو را به هم نزدیک میکند.
عشق معنا پیدا می کند برای کسی که تا به حال عاشق نشده و عزیزش را به خاطر

عشقی دروغین از دست داده. *اتنا*

قسمتی از رمان سرنوشت پیچیده :

_مگه تا حالا شده نقشه های من جواب نده؟
_نه والا.
_خب پس صبر کن تا بهت بگم چیکار کن.
دو روز خیلی سریع گذشت.
تلفنم زنگ خورد. خبر رسید محموله ها دارن می رسن.
بعد از چند دقیقه جنسا رو اوردن. محموله رو تو انبار تخلیه

دانلود رمان سرنوشت پیچیده

دانلود رمان سرنوشت پیچیده

کردیم و چند نفر از جمله کاوه رو گذاشتم برای نگهبانی و خودم و سهند به بهانه

سرزدن به جنس ها رفتیم داخل انبار.
به سهند گفتم:
_صبر کن چند دقیقه که بیرون نریم خودش مشکوک میشه و میاد داخل.
وهمینطور هم شد.
بعد از چند دقیقه حس کردم یه نفر داخل انبار شد. با چشم به سهند اشاره کردم

بره بیرون تا اگه نقشه نگرفت،برای اون دردسر درست نشه.

پیشنهاد :دانلود رمان آی پارا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

بعد از اینکه سهند از در خارم شد با صدای بلند. جوری که کاوه بشنوه مثلا با خودم

شروع کردم حرف زدن:
_خب شهاب خان. حالا که محموله ات از بین رفت می فهمی من کی ام.صدای کاوه بلند شد:
-ای کثافت پست فطرت. میدونستم یه ریگی به کفشت هست.
و تا بیام به خودم بجنبم یه گلوله زد به کتف چپم.
سریع اسلحه ام رو از پشتم در اوردم و زدم تو دستش که اخی گفت و اسلحه از دستش، افتاد.
رفتم نزدیکش و گفتم:
_جهنم خوش بگذره.
وگلوله بعدی رو بین دو تا ابرو هاش خالی کردم.
با فندک کاوه که توی جیبش بود بشکه های بنزین رو که خودم توی انبار گذاشته بودم

رو طبق نقشه اتیش زدم. رفتم بیرون و داد زدم:
_آتیش، انبار اتیش گرفت.

پیشنهاد: دانلود رمان جدال من و سرنوشت جاوا، اندروید ، pdf، ایفون

دانلود رمان سرنوشت پیچیده
(3.8)میانگین امتیاز از(88)رأی(75.23%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : رمان کوتاه سرنوشت پیچیده

نویسنده : صبا81 (صبا حقانی منش) کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه. جنایی

تعداد صفحات کتاب : 491 صفحه ی جار ، 115 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/273233/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

19
دیدگاه بگذارید

avatar
10 نظر دادن ها
9 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
17 نظرات نویسندگان
دختربلافاطمه برزگرMinaFatemeh-DParvaze اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
دختربلا
مهمان
دختربلا

سلام.من حرف شمارو قبول دارم که نمیشه روی اول داستان درباره کلش نظر داد ولی من همه رمان و خوندم حیف وقتی شد که گذاشتم.اگه بخوام اشکالاتش و بگم خیلی زیاد هست ولی سطح خیلی پایینی داشت چه از نظر نگارش و قلم چه محتوا.امیدوارم در آینده کارهای بهتری ازتون ببینیم

Asal
مهمان
Asal

از نگاه دانلود بعیده چنین رمان بی محتوایی رو بزاره واقعا ارزش خوندن نداره بیشتر از بیست صفحه نتونستم بخونم. هر صفحه که میخوندم از فرط مضخرف بودنش حرصم میگرفت. به نظرم یا برو کلاس و کارگاه نویسندگی یا دیگه ننویس.

پرواز اتشین
مهمان
پرواز اتشین

اگر تا اخرش میخوندین بهتر بودچون منم اولش همین فکر رو میکردم

Parvaze
مهمان
Parvaze

سالی که نکوست از بهارش پیداست عزیزم. سعی کنید بیشتر بخوانید و بیشتر روی تکنیک های نوشتن تمر کز کنید.

Fatemeh-D
مهمان
Fatemeh-D

دوست عزیز، «پرواز اتشین» من این رمان رو نخوندم. چون فرصت کافی ندارم. اگه شما خوشتون اومده و به نظرتون نویسنده قلم خوبی داشته، نظرتون کاملاً متین هستش و من هم قضاوت نمی کنم. ولی توجه داشته باشید که در کنار این رمان، صد ها رمان کلیشه ای وجود داره که آغاز نامناسبی دارن. هیچ خواننده ای نمی تونه بدون خوندن کامل محتوا از کلیشه ای بودن یا نبودن اون نظر بده و از طرفی هم نمی شه که تمام وقتش رو برای خوندن کامل اثر بذاره. پس کافیه که نویسنده یه اشتباه کوچیک مرتکب بشه تا رمان رو پیشبینی… ادامه مطلب »

پرواز اتشین
مهمان
پرواز اتشین

دوستان پیشنهاد میکنم رمان رو تا اخرش بخونید هیچوقت نمیشه با خوندن چند صفحه قضاوت کرد و نظر نوشت.
موفق باشی نویسنده جان

رزا
مهمان
رزا

مزخرف.برید دوتا کارگاه نویسندگی شرکت کنید نوشتن یاد بگیرید تو رو خدا.نگاه جان چرا همچین رمانایی رو توی سایت قرار میدی آخه؟

zahra
مهمان
zahra

سلام من دنبال یه رمانم که اسم شخصیت های رمان اراد و تارا بود وتارا زندانی بود تو خونه ی اراد واراد خلافکار بود ولی بعدش تارا عاشق یه پسره میشه که پلیس بود میشه راهنمایی کنید این رمانو پیدا کنم

Elahe
مهمان
Elahe

عزیزم خلاصت شبیه رمان پارلاست! ولی خب اسم شخصیت دختره تارا نبود و اینکه آراد آخر رمان میمیره و اسم اون شخصیت پلیسه هم سیاوش بود!

FATEMEH_R
مهمان
FATEMEH_R

سلام دوست عزیز
لطفا به لینک زیر در انجمن مراجعه فرمایید.
http://forum.negahdl.com/threads/244696/

Mina
مهمان

اسم رمان( که روزی سنگ خواهد شکست) هست اسم یکی از نویسنده هاش شراگیم بود ولی گفتن میخوان چاپش کنن برای همین ادامه رمانو تو کانالشون نزاشتن . باید چاپ شده باشه

همراز
مهمان
همراز

سلام نگاه جون..من دنبال ی رمانیم که درباره ی دختری به اسم ساره هست دفتر مجله داره عاشقه ستاره هاست ی روز تو راه برگشت با یکی تصادف میکنه دندون پزشکه و اسم پسره محمدرضاست ساره ی خواهر دوقلو داره و پدر مادرش طلاق گرفتن مادرش با خواهرش رفتن خارج از کشور فکر کنم…اسم رمان نمیدونم چیه اگه میدونید بهم بگید
مرسی از سایت خوب و بی نظیرت ❤️❤️

FATEMEH_R
مهمان
FATEMEH_R

سلام دوست عزیز
لطفا به لینک زیر در انجمن مراجعه فرمایید.
http://forum.negahdl.com/threads/244696/

Pardis
مهمان
Pardis

اسمان امشب اسمان دیشب اسمشه❤️

فاطمه برزگر
مهمان
فاطمه برزگر

اسم رمان آسمان دیشب آسمان امشب بود فکر میکنم

ثناا
مهمان
ثناا

خیلی مسخره بود

Sabrina
مهمان
Sabrina

با نهایت احترام باید بگم بیشتر از ۱۰ صفحه نتونستم بخونم…دختره رو به عنوان گروگان بردن میخوان بکشن بعد میره تو وان دراز میکشه تازه وقتی میاد بیرون تو کمد اونجا لباس ست هم داره که بپوشه؟جالبه…
شاید از نظر بعضی ها به دلیل رنج سنیشون این سبک جالب باشه اما من که یه رمان خوان قهارم و چندین ساله به همه سبک های ایرانی و خارجی رمان خوندم جذب این محتوا نشدم….با تشکر از سایت خوبتون

حنا
مهمان
حنا

عالی:)
البته هنوز نخوندما ولی از نویسندش معلومه که حسابی خوندنیه:)

Parvaze
مهمان
Parvaze

دختره رو ۳ تا مرد دزدیدن. جای سکته کردن از ترس و دلهره حموم پیدا کرده و تو وان خوابیده. بعد هم توی اتاق یه کمد بود از توی اون یه شلوار چسبون مشکی با لباس خاکستری برداشته و پوشیده.اخه چراااااااااااااااااااااا?????مگه داریم????? مگه می شه?????باز شانس اوردیم ارایش نکرد و لنز سرمه ای مایل به سبز لجنی نذاشت. بابا دم نویسنده جان گرم.
کلا ۶ صفحه خوندم. موفق باشی.