دانلود رمان سرزمین من و نامداران

دانلود رمان سرزمین من و نامداران
(4.2)میانگین امتیاز از(102)رأی(83.92%)

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

این رمان در ادامه رمان «آینه زمان» است؛ البته با نامی دیگر. در این رمان، شما نه فقط با

رویدادهای تاریخی، بلکه با نامداران علم و ادب و هنر نیز آشنا می‌شوید. ماجرا از جایی شروع

می‌شود که پریا، دخترعموی نارسیس، برای ادامه تحصیل به شیراز می‌آید و با رفتن به یک خانه

متروک و مرموز، باعث به‌وجود آمدن اتفاق غیرمنتظره‌ای می‌شود. در کنار پریا و حادثه آفرینی‌هایش،

باز هم پای مجید و خانواده‌اش به میان می‌آید و دوباره آرامش را از این خانواده می‌گیرد. این‌بار دیگر

خبری از آینه نیست؛ بلکه سفر به زمان با وسیله‌ای دیگر است و سفر بچه‌ها به دوران ایران بعد

از اسلام است که اگر می‌خواهید بدانید چه حوادثی پیش می‌آید، بهتر است که خودتان بخوانید.

 

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

جلد اول دانلود رمان آینه زمان: دختر گمشده تاریخ

حلد دوم دانلود رمان آینه زمان: فرزند خورشید

جلد سوم  دانلود رمان آینه زمان: شاهزاده پارت 

جلد چهارم دانلود رمان آینه زمان: ظهور و سقوط

در مجموعه قبل خواندید:

ماجرا از آنجایی شروع شد که دو پسرخاله به‌ نام‌های مجید و آرش که هر

دو در دانشگاه شیراز در رشته تاریخ تحصیل می‌کردند، به یک عتیقه‌فروشی رفتند. در آنجا آینه‌ای با

قدمت تاریخی پیدا کردند. پیرمردی که صاحب آنجا بود، آن آینه را به آرش فروخت. بچه‌ها بعد از اینکه

آینه را به خانه بردند، متوجه شدند که این، یک آینه معمولی نیست و رازی در آن نهفته است. با

کمک محبوبه، خواهر مجید که دانشجوی دکترای باستان‌شناسی بود، توانستند رمز آینه را پیدا کنند.

کمی بعد از پیداشدن رمز، آینه به‌طرز عجیبی مواج شد و دختری از دوران عیلام باستان از درون آینه

بیرون آمد. دختری به نام نانارسین که یک شاهزاده عیلامی بود. بچه‌ها مدتی با شاهدخت عیلامی

سرگرم بودند تا اینکه متوجه شدند یکی از قابلیت‌های آینه این است که با آن می‌توانند به دوران‌های

گذشته سفر کنند؛ بنابراین آن‌ها به همراه نانارسین به دوره‌های هخامنشی، ساسانی و عیلامی

سفر کردند. بعد از بازگشت از سفر، آینه ناپدید شد. دوسال بعد از ماجرای آینه، زمانی که بچه‌ها

تاحدودی آینه را فراموش کرده بودند، در شهر همدان در نزدیکی شهر باستانی اکباتان، آینه به

صورت دخمه‌ای ظاهر شد و از درون آن کوروش کبیر بیرون آمد. این‌بار مجید به همراه نامزدش

نارسیس، کوروش را پیدا کردند. کمی بعد، پدر و مادر کوروش که در جست‌وجوی او بودند، از

طریق همان دخمه وارد این دوره شدند. خانواده مجید این‌بار هم میزبان مهمانان تاریخیشان بودند.

بچه‌ها به همراه کوروش و والدینش برای بار دوم سفر تاریخیشان را شروع کردند؛ اما این‌بار

نارسیس، نامزد مجید و اردوان، شوهر محبوبه نیز همراهیشان کردند. آن‌ها به دوران هخامنشیان

رفتند و با بزرگان آن دوره از جمله داریوش کبیر، ملاقات کردند. پس از بازگشت از سفر، آینه

مجدداً ناپدید شد. سه سال بعد، اردوان برای مأموریتی به شهر بم اعزام شد. در آنجا همان

پیرمرد مرموز با اردوان ملاقات کرد و آینه‌ای به او داد. پس از اینکه اردوان به شیراز بازگشت

و آینه را به همه نشان داد، مجید و محبوبه آینه را شناختند؛ چون این همان آینه مرموز بود.

این‌بار رمز آینه توسط نارسیس کشف شد و شاهزاده‌ای به نام ونون یکم که یکی از

شاهزادگان اشکانی بود، ظاهر شد. با آمدن شاهزاده ونون، بچه‌ها برای بار سوم سفر

به گذشته را تجربه کردند و این‌بار تمام اعضای خانواده وارد ماجرای آینه شدند. دیدار با

شاهان اشکانی و کشف راز شاهزاده پارت، ماجرایی بود که گذشت؛ اما برخلاف سفرهای

قبلی که آینه ناپدید می‌شد، این‌بار آینه نه‌تنها ناپدید نشد، بلکه همواره مواج بود. تا اینکه

کمی بعد مرد جوانی به نام باربد، خنیاگر مخصوص خسروپرویز، وارد خانواده مجید شد.

با آمدن باربد، بچه‌ها برای بار چهارم به گذشته سفر کردند‌. در سفر آخرشان به ایران

باستان، با شاهان و شاهزادگان معروف، خسرو و شیرین و عجایب دوران ساسانی

آشنا شدند و همچنین از نزدیک فتح ایران توسط اعراب و پایان سلسله ساسانی را دیدند.

بعد از آنکه بچه‌ها شتابان از سفر برگشتند، مجید مجبور شد آینه را بشکند. شکستن آینه

به نوعی به این ماجرای مرموز خاتمه داد.

پیشنهاد : دانلود رمان گلاب و چای قرمز | سما جم کاربر انجمن نگاه دانلود

اما آیا پایان این ماجرا به شکستن آینه ختم شد؟ باید ببینیم بچه‌ها این‌بار چه ماجراهایی در

پیش دارند. در این مجموعه سعی می‌شود تا شما عزیزان با رویدادهای تلخ تاریخی کمتر آشنا

شوید و بیشتر با نامداران عرصه علم و ادب و هنر نیز آشنا شوید. پس همه با هم دوباره به

ملاقات خانواده آقای عزیزی می‌رویم.
خانواده آقای عزیزی دیگر بزرگ‌تر از قبل شده بود؛ محبوبه و اردوان صاحب یک پسر سه‌ساله

به‌ نام باربد بودند و مجید و نارسیس هم دو دختر و پسر دوقلو به‌نام‌های ایران و جاوید داشتند‌؛

آن‌ها تازه دو ساله شده بودند. جاوید بر‌خلاف پدرش که در بچگی بسیار شرّ و شیطان بود،

پسر نسبتاً آرامی بود؛ ولی گاهی اوقات حرف‌هایی می‌زد که باعث خنده همه می‌شد. اما

برعکسِ جاوید، ایران دختری بسیار بانمک و شیطان بود و باربد و جاوید، از او حسابی می‌ترسیدند.

خصوصاً باربد که مانند پدر و مادرش باادب، مهربان و آرام بود و ایران بیشتر اوقات باربد را به‌خاطر

همین مظلومیتش کتک می‌زد. خلاصه، صفا و صمیمیت در این خانواده بیشتر از قبل شده بود.
اما زندگی آرش با بقیه فرق داشت؛ آرش دو سال بعد از آخرین سفرشان، به علت اختلافات

زیادی که با همسرش، پریدخت، داشت؛ تصمیم گرفت که توافقی جدا شوند. آرش بعد از طلاق،

از تهران به شیراز رفت و ساکن آنجا شد. در دانشگاه شیراز تدریس می‌کرد و خانه‌ای هم در

نزدیکی خانه خاله‌اش خریده بود و تنها زندگی می‌کرد. البته مجید هرروز به آرش سر می‌زد و

گاهی اوقات هم خودش به دیدن آن‌ها می‌رفت. آرش، بودن در کنار خانواده خاله‌اش را خیلی

دوست داشت. بچه‌های مجید و محبوبه هم آرش را عمو صدا می‌زدند و او را خیلی دوست

داشتند؛ چون آرش هربار که به دیدن آن‌ها می‌رفت، برای بچه‌ها اسباب‌بازی می‌برد. آرش

به‌ قدری به بچه‌ها علاقه داشت که اگر یک روز آن‌ها را نمی‌دید، دل‌تنگشان می‌شد.
مجید دیگر آن مجید سابق نبود؛ به‌خاطر بچه‌هایش خرید هر‌نوع ترقه و یا وسایل شوخی

خطرناک را کنار گذاشته بود. روزها از سرکار که برمی‌گشت، تمام‌وقت در اختیار همسر

و فرزندانش بود و تا آخر شب با بچه‌هایش بازی می‌کرد و شاد بودند. بهتر است دیگر

توضیح ندهم و خودتان بخوانید.

دانلود رمان سرزمین من و نامداران
(4.2)میانگین امتیاز از(102)رأی(83.92%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : سرزمین من و نامداران (جلد پنجم آینه ی زمان)

نویسنده : Fatima Eqb کاربر انجمن نگاه دانلود

ویراستاران : zahra 380 ، Atlas 1998 ، Zahraツ

تعداد صفحات کتاب : 2258 صفحه ی جار ، 478 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/214663/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

26
دیدگاه بگذارید

avatar
25 نظر دادن ها
1 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
23 نظرات نویسندگان
GhazalFateme77FtmnilooLeyli اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Ghazal
مهمان
Ghazal

سلام
واقعا رمان خیلی خوبی بود و من عاشقش شدم
فقط ای کاش میشد روزی برسه که اونایی که کتاب درسی مینویسن بفهمن ما اول باید فرهنگ کشور خودمون رو یاد بگیریم و بعد مطالب بقیه کشور ها…
امیدوارم روزی بتونم کتاب هایی درسی روتا حد زیادی به فرهنگ خودمون برگردونم….!

Fateme77
مهمان
Fateme77

وااای عالیه تبریک میگم به این نویسنده خلاق بابت اثرهای عالیش.بی صبرانه منتظرم ادامشو بزاری

Ftm
مهمان
Ftm

واییییی عالییی بودد بی صبرانه منتظرم که ادامشو بخونم پس کی ادامش میاد؟

niloo
مهمان
niloo

چرررررررررا نصفه بود؟:/ ادامش چی پس

Leyli
مهمان
Leyli

عالی بود امیدوارم جلد ششم رو هم بنویسه

foruzan
مهمان
foruzan

واقعا افرین میگم به این نویسنده با ذوق و خلاق، من به تاریخ اصلا علاقه نداشتم ولی بعد از خوندن رمان های این نویسنده با استعداد علاقه پیدا کردم و باید بگم واقعا لذت بردم، ممنون از اینکه تاریخ کشورمونو انقدر ساده و زیبا به ما نشون میدی و امیدوارم همینطور به نوشتن ادامه بدی

حامد
مهمان

نویسنده خوبی بود

حامد
مهمان

جالب بود

N.Hakhamanesh
مهمان
N.Hakhamanesh

اینم بگم همنشینی با شخصیتای بزرگی مثل خواجه نصیرالدین توسی ابن سینا و به خصوص حافظ و سعدی و فردوسی که ارادت خیلی زیادی بهشون دارم از طریق شخصیتای داستان واقعا بهم چسبید:)حس کردم واقعا پیششونم و برام خیلی لذت بخش بود:)
بازم ممنون:)

N.Hakhamanesh
مهمان
N.Hakhamanesh

سلام تشکر میکنم از نویسنده عزیز این داستان:)
من عاشق تاریخم و با رماناتون بیشترم عاشقش شدم:)این قسمت واقعا جالب بود چون قبلا طرفدار سریال جودا و اکبر بودم:)خیلی چیزا از کتاباتون یاد گرفتم و بابتش واقعا ازتون ممنونم:)

Narsissya
مهمان
Narsissya

وای وای وای مجیدددددددد دلبندم چندین بار مجموعه ی ایینه زمانو خوندم خدا کنه تو اینم مجید باشه برای من شیراز معنی مجید و کلم پلو گرفته

Azi
مهمان
Azi

خسته نباشید نویسنده عزیز عالی بود

hadissalehi
مهمان
hadissalehi

قلمتون و داستانتون فوق العاده ستتتتتتتت منی که عاشق تاریخم با خوندن این رمان صد برابر بیشتر عاشق تاریخ شدم واقعااااا یکی از بهترین رمانایی که تو کل عمرم خوندم
خسته نباشید جانانه به نویسنده ، بی صبرانه منتظر جلد بعدی هستم

Sabrina
مهمان
Sabrina

من جلد های قبلی رو خوندم اما خیلی یادم نیست این ربطی به قبلیا داره؟

نرگس
مهمان
نرگس

سلـــــــــــام خسته نباشید خیلییییییییییی قشنگبود
بدون اغراق میتونم بگم یکی از بهترین کتاباییه کهخوندم
بی صبرانه محتاج جلد بعدی هستم

مهسا
مهمان
مهسا

عالی بود فاطیمای عزیز.بی صبرانه منتظر جلد بعدی هستم

سمانه
مهمان
سمانه

سلام. لطفا فایل های رمان ها رو درست کنید الان خیلی وقته هر رمان پی دی افی که دانلود می کنم مشکل داره و تک کلمه ای باز می شه دیگه خسته شدم .لطفا درستش کنید

فاطمه تاجیکی
مدیر

سلام فایل ها چک شدن مشکلی ندارن!

Black diamond
مهمان
Black diamond

عالی عالی عالی من جلدای قبلی کتابو حداقل هر کدومو ۲ بار خوندم واقعا خسته نباشید این جلدم عالی بود
هر چی بگم کم گفتم منتظر جلد بعدی هستیم

Maryam.B27
مهمان
Maryam.B27

خسته نباشید عالی بود

Fatemeh-D
مهمان
Fatemeh-D

بالأخره اومــــــــــــــــــــــــــــــــد!
خسته نباشید فاطیما خانم! اثرتون فوق العاده است!
منتظر جلد شیش هستیم و همراهیتون می کنیم 🙂

F@EZEH
مهمان
F@EZEH

خسته نباشی عزیزدلم
این جلد هم مثل جلد های دیگه رمانت واقعا عالی بود
به همه توصیه می کنم که این جلد و جلد های قبل رو بخونن
موفق باشی همیشه فاطیماجان قلمت مانا

س.زارعپور
مهمان
س.زارعپور

خیلی خیلی ممنون بابت زحمتی ک برای این کتاب زیبا کشیدید.
رمان بسیار زیبا و پر محتواییه.
به امید کارهای دیگر از شما:)

amin
مهمان
amin

دوستان به همه پیشنهاد میکنم بخونن رمان عالی هستش.ممنون بابت رمان خوبتون

مهسا
مهمان
مهسا

سلام من رمانهای قبلی رو خوندم فوق العاده بودن رمان جدیدتونو تازه میخوام بخونم و مطمئنم مثل بقیه رماناتون عالیه

mahaflaki
مهمان
mahaflaki

خسته نباشید فاطیما بانو
مثل همیشه عالی و بی نظیر بود.
به امید روزی که تاریخ سرزمینمون دوباره در ذهن و قلب مردم زنده و جاوید بشه 🙂