دانلود رمان سایه منحوس

دانلود رمان سایه منحوس
(3.8)میانگین امتیاز از(56)رأی(76.07%)

دانلود رمان سایه منحوس

دانلود رمان سایه منحوس

این رمان داستان زندگی دختری به نام سایه‌ست که در سن بیست‌سالگی با اکراه با پسری

به اسم مسعود ازدواج می‌کنه و همین ازدواج باعث میشه حقایقی برای سایه بازگو بشه و این

دختر رو که تسلیم مشکلات شده، به بن‌بست زندگی برسونه؛ اما این ته قصه نیست.

مردی که توی گذشته جا مونده بود، یک روزی سر راه سایه پیداش میشه و سایه رو به

یک مکان جدید می‌بره و با آدمای جدید آشنا می‌کنه و این شروع تازه‌ای میشه برای دختر داستان ما… .

دانلود رمان سایه منحوس

دانلود رمان سایه منحوس

 

مقدمه:

می‌گذرد؛ تنهایی‌های بی‌شمار، نگاه‌های همراه انتظار، حسرت‌های بی‌شمارم… می‌گذرد.
عمر کودکی‌ام در حسرت محبتی از جنس پدرانه خالصانه، صرف شد.
در نوجوانی بال و پر بسته‌ام کردند. به امید روشنایی در اتاق تنهایی به جوانی رسیدم و بعد…
به دست خانه‌ی تاریک سراب خوشبختی سپرده شدم که نحسی زندگی من پیش از من در آنجا لانه گزیده بود.
می‌گذرد؛ عمر من در تنهایی. نه امیدی به آینده در من وجود دارد، نه آرزویی برای زندگی.
می‌گذرد؛ وای بر زندگی من که با این می‌گذردها می‌گذرد

پیشنهاد : دانلود رمان نامه ی آخر جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

قسمتی از رمان سایه منحوس :

توی این دو هفته‌ی باقی‌مونده، کار هرروز من پناه‌آوردن به این آپارتمان نقلی شده بود.

هرچقدر تمیزشون می‌کردم یا جاشون رو عوض می‌کردم، هیچ فرقی نمی‌کرد. انگار نه انگار

این‌ها وسایل جهیزیه‌ست! مشکل از کجا بود؟ از خونه‌ی قدیمی و وسایل نو یا از من که دارم

نقش یک آدم خوشحال رو بازی می‌کنم؟ اما بعضی وقت‌ها ناخواسته میرم تو جلد خودم. بلند

میشم و شیشه‌پاک‌کن رو می‌ذارم توی کابینت فلزی رنگ و رو رفته، هرچقدر به مسعود اصرار

کردم که کابینت‌های آشپزخونه رو که زنگ زده بودن تا قبل ازعروسی عوض کنه، زیر بار نرفت.

می‌گفت پول ندارم و چه لزومی داره. من هم که قبلش با خودم می‌گفتم حتماً قبول می‌کنه؛

چون توی این چندماه به اصطلاح نامزدیمون بهش روی خوش نشون نداده بودم و

پیشنهاد : دانلود رمان بیگناه جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت
دانلود رمان سایه منحوس
(3.8)میانگین امتیاز از(56)رأی(76.07%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : سایه منحوس

نویسنده : رها* کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : اجتماعی- عاشقانه

ویراستاران : Zahra 380 ،SKY LIGHT

تعداد صفحات کتاب : 1218 صفحه ی جار ، 331 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/147156/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

10
دیدگاه بگذارید

avatar
8 نظر دادن ها
2 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
9 نظرات نویسندگان
Banoo.m.kنگاهsoniyaرها*(نویسنده)شمیم اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Banoo.m.k
مهمان
Banoo.m.k

یه نوشته روی دور تند که بی محتوا بود بدون هیچ تحقیق و اندیشه ،لطفا در نوشتنتون تجدید نظر کنید ،با اینکه این بود خوابیدم بلند شدم ……رمان نوشته نمیشه ،یکم اطلاعات در مورد نوشتن و سبک نوشتاری بدست بیارین خواهشا

soniya
مهمان
soniya

سلام خسته نباشید . به چه شکلی میشه رمانم رو واسه سایت بفرستم اگه راهنماییم کنید ممنون می شم

رها*(نویسنده)
مهمان

سلام ممنون بابت نظرت کلی انرژی گرفتم … شخصیت امیرهم شرایط خودشو داشت که سایه رو قبول نکرد نه بیگناه صرف بود نه گناهکار …. ولی نقشه های خوبی براش دارم

رها*(نویسنده)
مهمان

سلام ممنون بابت نظرت… رمان خیلی به واقعیت نزدیک بود وماهمچین رمانهایی روکم داریم درضمن نمیشه نظر قطعی داد چون جلددوم درحال تایپ… باتشکر

شمیم
مهمان
شمیم

سلام عزیزم ممنونم خوب نوشتیم منتظر جلد دومش هستم امیدوارم زودتر تمومش کنید داستان نیمه تموم حس بدی رو انتقال میده

Parvaze
مهمان
Parvaze

داستان متفاوت و زیبایی بود ولی به قول دوستمون سر تاسر داستان غم موج می زنه و دوستانی که غمگین دوست ندارن نخونن. من که زندگیم یک تراژدی هست غمگین تر از این داستان هم روی من تاثیر نداره. ممنون از نویسنده عزیز. منتظر جلد دومش هستیم. لطفی کن و در جلد دوم هندیش نکن و بزن امیر رو تیکه پاره کن تا دل خواننده خنک شه. مرسی.

مریلا
مهمان
مریلا

رمان خوبی بود ولی تو کل داستان یه غم بدی موج میزد یه جورایی حس ناامیدی به ادم دست میدادو چقدر از هیراد متنفر شدم ومتاسفم که ادم های خیلی زیادی مثلش هستن که بقیه رو راحت قضاوت میکنن وبه احساساتشون بی توجهن به نظرم کسایی که دنبال داستان هایی هستن که حالشون بهتر شه سراغ این رمان نیان.ممنون از نویسنده

فاطمه س
مهمان
فاطمه س

سلام ببخشید نمیدونم کجا باید اینو بگم
دنبال یه رمان میگردم […] توروخدا هر کی میدونه بگه چیه دیووونه شدم از بس گشتن

CAPRICORN
مدیر

سلام. اینجا خلاصه رو بفرستید شما رو راهنمایی میکنن: http://forum.negahdl.com/threads/244696/