دانلود رمان ساعت هفت ویژه

دانلود رمان ساعت هفت ویژه
(4.3)میانگین امتیاز از(163)رأی(85.89%)

دانلود رمان ساعت هفت ویژه

دانلود رمان ساعت هفت ویژه

داستان در مورد دختری به نام لیلی است که به دلایلی، با پدر معشوقش ازدواج می‌کند. حالا دیگر

او برای کسی که دوستش دارد، فقط یک نامادری پست  است؛ نه بیشتر! اما، آیا این دو

نفر می‌توانند از این پس برای همدیگر فقط نامادری و پسر ناتنی باشند؟ می‌توانند یکدیگر را تا آخر

عمر با این نسبت خانوادگی قبول کنند؟ شاید بله؛ شاید هم نه…

دانلود رمان ساعت هفت ویژه

دانلود رمان ساعت هفت ویژه

 

پیشنهاد : دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود

«مقدمه»

می‌دونی آخر هر عشق ته تهش چیه؟ یا مرگه، یا جدایی، یا عادت. یه وقتایی هم نفرت!
خیلی وقتا اونا که عشقشون با مرگ تموم می‌شه خوشبختن؛ اونا که عشقشون با

جدایی تموم بشه غمگینن؛ اونا که به عادت برسن محتاجن، معتادن و اونایی هم که

عشقشون به نفرت برسه، بدبختن! از هر بیچاره‌ای بیچاره‌ترن!
تا حالا فکرش رو کردی قراره ما به کدومشون برسیم؟!

پیشنهاد : دانلود رمان ترنج و عطر بهار نارنج ویژه نگاه دانلود
قسمتی از رمان ساعت هفت :

زانوهام رو به آغوش کشیدم و سرم رو به دیوار تکیه دادم. چشم دوختم به حیاط تقریبا

کوچیک، اما قشنگمون. دوباره فکرم کشیده شد سمت گذشته. یک سال پیش، سال

کذایی‌ای که توش عزیزترین فرد زندگیم رو از دست دادم؛ دایی رضا. دایی رضا از من

فقط سه سال بزرگ‌تر بود. به همین خاطر، رابطه خیلی‌ خوبی با هم داشتیم. همیشه

و همه جا به فکرم بود. شاید از آرمان هم که برادرمه بیشتر دوسش داشتم. همیشه

از این‌که ازدواج کنه می‌ترسیدم!
می‌ترسیدم ازدواج کنه، سرش گرم زندگیش شه و من رو از یاد ببره؛ اما هیچوقت به

مرگش فکر نمی‌کردم. اصلا نمی‌تونستم که فکر کنم. با احساس داغی اشک رو گونه

چپم، دستم رو بردم سمت صورتم تا اشکام رو پاک کنم. مرگ دایی رضا ضربه بزرگ و

جبران نا‌پذیری بهم وارد کرد. بعد از رفتنش، من هیچوقت اون لیلی سرخوش و شاد

نشدم. روز به روز خودم رو بیشتر باختم. حتی خودم هم متوجه تغییرم بودم. میل

حرف‌زدن نداشتم؛ اشک ریختن کار هر روز و هر شبم بود؛

 

دانلود رمان ساعت هفت ویژه
(4.3)میانگین امتیاز از(163)رأی(85.89%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : ساعت هفت

نویسنده : مهتاب عشق اولی

ژانر : عاشقانه. تراژدی. اجتماعی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 1218 صفحه ی جار ، 331 صفحه پی دی اف

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

20
دیدگاه بگذارید

avatar
16 نظر دادن ها
4 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
17 نظرات نویسندگان
sepidMonaeliiiihavvaمهلا اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
sepid
مهمان
sepid

سلام نگاه جون میشه رمان فرستاده و منی که سخت میگیرم رو تو سایت بزارید

Mona
مهمان
Mona

بااحترامى که براى نویسنده قائلم ولى خیلى رمان مسخره اى بود وارزش نداشت که براش وقت تلف کنى.
یکى از ضعف هاى داستان این بود که کسى که به بیمارى روانى مبتلاست و درمان شده امکان بازگشت بیمارى وجود داره و لیلى در شرایطى قرارگرفت که بیماریش رو برمیگردوند ولى…..

مهتاب
مهمان
مهتاب

نظر هرکسی، هر چی که باشه قابل احترامه؛ اما همین رمان تو سایتی که تایپ شده جزو رمانای تگ دار و سطح ویژه بوده. فکر نمی‌کنم قلم دیگه جای انتقاد داشته باشه.

eliiii
مهمان
eliiii

رمانهای دوسالپیش این سایت واقعا عالی بودن اما الان رمان های که تو سایته رو اصلا نمیشه واسشون وقت گذاشت نمونش همین رمان بود

havva
مهمان
havva

سلام,رمان حرفی برای گفتن نداشت …قلم ناپخته و سوژه فانتزی…زاویه دید هم مناسب نبود وقتی برای یه دو سه خط یه شخص راوی اول شخص میشه یعنی اوج فاجعه که نویسنده نمیتونه به جای چالش کشیدن از تغییر زاویه چند ثانیه ای استفاده میکنه…شخصیت پردازی و لحن و گفتارم هم اصلا خوب نبود…مسیحا شبیه دختر بود تا پسر…لیلی هم با کارای بچگونه اش …کلا رمان در حد یه بار خوندن هم نمی ارزید با تمام احترام به نویسنده عزیز و خوانندگان این اثر…خودم هم سرسری در حد یک سوم هم نخوندم…ولی دیگه لازم نیست کل رمان رو خوند تا فهمید… ادامه مطلب »

مهلا
مهمان
مهلا

عزیزم احمدوند گوش میدی؟؟؟؟عاشقتمممم⁦

مهتاب
مهمان
مهتاب

بله به بخش روان سر زدیم… چون یکی از نزدیکترین اعضای خانواده در بیمارستان روانپزشکی پرستار هست، من به دفعات مکرر اونجا رفتم و ایده رمان هم از همونجا شکل گرفت. و این رو هم که درا قفلن و خیلی در موردشون سخت گرفته می‌شه می‌دونم. اما وقتی داری رمان می‌نویسی بنا به یه سری دلایل، و بسته به چند عامل مختلف مجبور می‌شی بعضی چیزا رو‌ که قرار نبود جزو رمان باشه بنویسی. و من هم دقیقا در این وضعیت قرار گرفتم و به خواسته‌ی منتقدین،چیزهایی به رمان اضافه کردم که هیچوقت قرار نبود بنویسم و اصلا هم برام… ادامه مطلب »

مهدیه
مهمان
مهدیه

نمیدونم تاحالا بخش روان رفتین یا نه
ولی دم در بخش نگهبان داره
در کاملا قفله
به هیچوجه در به سمت پشت بوم ندارن یا قفله
در به سمت حیاط قفله
و بخان برن بیرون با پرستار و نگهبان انجام میشه

نیلوفر
مهمان
نیلوفر

خیلی قشنگ بود

grey
مهمان
grey

سلام نگار جون ببخشید رمانی با ژانر مثل رمان گناهکار بیگناه سراغ دارید؟؟؟؟
ممنون می شم کمکم کنید.

mina
مهمان

از خلاصه اش بنظر میاد موضوع برگرفته از سریال ترکی فضیلت خانم و دخترانش هست.
امیدوارم کپی از اون نباشه

افسون
مهمان

چرا اینقد کیفیت رمانا پایین اومده؟
خیلی وقته رمان خوب نذاشتین تو سایت…

meri
مهمان
meri

خوب

MozhdehKL
مهمان
MozhdehKL

چرا فایل نصب نمیشه

ستاره آبی شب
مهمان
ستاره آبی شب

سلام من عضو سایت هستم متاسفانه رمز عبورم رو فراموش کردم و هر چقدر ریست کردن رمز عبور رو میزنم رمزی برام ارسال نمیشه میشه رسیدگی کنید.

فاطمه تاجیکی
مدیر
فاطمه تاجیکی

سلام نام کاربری+ایمیل تون رو برای ایمیل زیر ایمیل کنید و مشکلتون رو هم بگید بررسی می‌کنیم:
Mojtaba@NegahDL.com

Parvaze
مهمان
Parvaze

رویا پردازی یک نوجوان. کم کم دارم نگران می شم. وحشتناک بود این رمان.