دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf

دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf
(3.8)میانگین امتیاز از(13)رأی(76.92%)

دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf

خلاصه : دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf . شخصیت اول داستان من زینب یه دختر گیلانیه یه دختر از یه خانواده ی مذهبی که در ۱۱ سالگی به خواست پدرش بین چادر و مانتو حجاب برتر یعنی چادر رو انتخاب کرده دختر بزرگ میشه غافل از اینکه از وقتی نه سالش بوده یه حسایی نسبت به پسرعموش پیدا کرده و روز به روز حسش شدیدتر میشه اما میفهمه که پسرعموش یکی دیگرو دوست داره و به دختر داستانمون میگه که ………… نکته مهم! تمام اسمها تخیلی هستند و هرگونه تشابه اسمی کاملا تصادفیه

دانلود رمان حجاب من

دانلود رمان حجاب من

قسمتی از  داستان

گوشمو به تلفن نزدیکتر کردم تا بتونم صداشو بشنوم اما دریغ….
مامانم با دستش منو به آرومی هول داد که عقبتر برم منم که دیدم تلاشم برای شنیدن صداش بی فایدست بیخیال شدمو رفتم سر میز و مشغول خوردن عصرونم شدم.
-زینب مامان چته نزدیک بود لهم کنی پشت تلفن. زن عموت بود
-خب چی میگفت؟
-هیچی حرفای همیشگی.تو هنوز عصرونتو تموم نکردی؟
پاشو پاشو برو درستو بخون کنکور داری مثلا.
میزو جمع کردمو بعد از خوردن چاییم به اتاقم رفتم کتابمو باز کردم تا مشغول خوندن بشم که قیافش اومد جلو چشمم
سرمو تکون دادم تا فکرمو متمرکز کنم و مشغول خوندن شدم.
به ساعت نگاه کردم ۹ شب شده بود کش و قوسی به بدنم دادم و رفتم تو پذیرایی بابا اومده بود. بهش سلام کردمو رفتم تو آشپزخونه تا به مامان کمک کنم.
برگ کاهویی از ظرف سالاد برداشتم
-مامان کمک نمیخوای؟
-چرا مامان جان میزو بچین
چشمی گفتمو میزو چیدم و بابارو صدا کردم تا بیاد برای شام
بعد از خوردن شام مسواک زدمو گرفتم خوابیدم.فردا صبح باید میرفتم مدرسه…
صبح با صدای بابا از خواب بیدار شدم. چون خوابم خیلی سنگینه ساعت کارساز نیست
چند دقیقه به همون حالت رو تختم نشستم که صدای اذانو شنیدم بعد از چند ثانیه بلند شدم رفتم دستشویی.

 

دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf
(3.8)میانگین امتیاز از(13)رأی(76.92%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : حجاب من

نویسنده : zeinab z کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : اجتماعی .عاشقانه. طنز

تعداد صفحات کتاب : 190 پی دی اف ، 459 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/84791/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

44
دیدگاه بگذارید

avatar
43 نظر دادن ها
1 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
26 نظرات نویسندگان
SomashMelinM.Bmah-sa اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Soma
مهمان
Soma

خوب بود
یکم حساب شده نبود که باید درست شه
ولی این تیتر ……سال بعد اگه بیشتر از یه بار تویه رمان باشه خسته کننده میشه

sh
مهمان

سلام نویسنده عزیز خسته نباشید رمان شما خیلی خیلی کلیشه ای بود ومتاسفانه رمان شما اصلا قدرت جذب نداشت قلم خیلی ضعیف بود ونکته دیگه چرا فکر میکنید وقتی شخصیت رمان چادر سر میکنه باید اینجوری توصیف کنید؟؟؟به امید رمانی بهتر و جذاب تر

Melin
مهمان
Melin

برای باراول خوب بود ولی سعی کنین که به نوشتتون جان و حس بدین ،نام رمان خیلی مناسب این داستان نبود اصلا ازتوصیف احساساتو علاقه طرفین خبری نبود داستان نقطه اوجی نداشت اصلا موضوعی برداشته بودین که بیش‌تر نقطه اوج نداشت اتفاقا سریع پوست سرهم وخوب داشتن پیش میرفتن و کلا هیچ اتفاق خاصی توش نیفتاده بود و…ولی همین که دست به قلم شدین و نوشتین و جرات قراردادن تو سایت کردین خیلیه انشالله توی این مسیر موفق باشین خداقوت یاعلی

M.B
مهمان
M.B

بد نبود ولی زیادی مذهبی بود بعدشم درک نکردم چجوری دختره شونزده سالش بود کنکور داد رفت دانشگاه؟!

mah-sa
مهمان
mah-sa

رمانه خیییییلی جای کار داشت،حتی یه موضوع خاص و جذاب هم نداشت.کمی هم کودکانه و لوس بود.ارزش خوندن رو نداره باید منتظر باشیم نویسنده رمانای خوبه که گذاشت اون موقع بخونیم و نطر بدیم،وقتی که قلمش کمی پخته تر شد تجربش بیشتر شد،ناامید نباش همینکه نظرات و اننقادات رو میپذیری و سعی میکنی رعایتش کنی خودش کلیه!به امید موفقیت شما

zeinab z
مهمان

@sajedeh.k,
سلام
ای جانم
عزیزمی آجی
تجربه ی اول اکثر نویسنده ها پر از ایراده و من هم از این عاقده مستثنی نبوده و نخواهم بود اما فکر میکنم قلمم پخته تر و صد البته بهتر شده باشه چون رمان دومم خداروشکر تا الان بیشتر مورد توجه قرار گرفته
موفق باشی عزیز

sajedeh.k
مهمان
sajedeh.k

خودت تا حالا رمان نوشتی؟
میدونی چقدر سخته نوشتن
حتی اگه گند هم باشه کسی حق نداره بگه دست به قلم نبر یا اینقدر با لحن بد بگی

zeinab z
مهمان

@دیانا,
سپاس
امیدوارم رمان دومم بخونید و ایندفعه به دلتون بشینه
تا اینجا که خداروشکر فعلا همه گفتن قلمم قویتر شده و این رمان به دلشون نشسته

zeinab z
مهمان

@زینب,
سلام عزیزِ هم اسم
به دلِ مهربونت نشست چون به قول بقیه از شخصیت پاستوریزه و چرت خودم نشات گرفته بود 🙂
رمان بعدیم هم که در حال تایپه و مذهبی خوش حال میشم بخونی اسمش (بوی بهشت)

zeinab z
مهمان

@دنیا,
سلام خانم
ممنون از نظرتون
چشم آدرس بدین بیام دارم بزنین
اتفاقا بازهم دارم یه رمان مذهبی مینویسم و هیچوقت از نوشتن دست بر نمیدارم خصوصا رمان مذهبی
درسته شیطنتاش زیاد خوب نبود چون خودم زیاد شیطون نیستم
🙂 پاستوریزه بودنو دوست دارم خود شما شیر فاسدو حاضری بخوری؟ ^-^

زینب
مهمان
زینب

سلام زینب جون رمانتو خوندم خیلی زیبا و دوست داشتنی بود. یکی از مهمترین حسناش این بود که مذهبی بود و برخلاف رمانای دیگه تخیلین این رمان در عین سادگی جوری بود که خیلی ساده به دل می نشست. امیدوارم بازم رمانای اینطوری بنویسی. موفق باشی عزیزم 🙂

saba
مهمان
saba

@مهسا,
رمان با من قدم بزن اهنگ مهران اتش رو داره 😀

دیانا
مهمان
دیانا

@zeinab z,
امیدتون رو از دست ندید مطمئنم در کارهای آیندتون موفق خواهید بود فقط به مقداری تجربه نیاز دارید منتظر کارهای بعدیتون با تلاش بیشتر هستم

دنیا
مهمان
دنیا

اگه نویسنده کنارم بود دارش میزدم ،اخه عزیز من تو که استعدادش رو نداری ننویس واقعا خیلی بد بود اصلا تو شیطنت میدونی چیه ؟!!!!حوصلم پوکید یه جمله عادی در روز های ماست این اوج شیطنت کارکتر بود؟!!!!ترو قران تو رمان ننویس اومدی مثلا راجبع دین و حجاب و اینجور چیزا بنویسی که بدتر گند زدی رمانت روی مخمه کاملا پشیمونم که وقتمو هدر دادم برای همچین رمانی خواهشا یکم از پاستوریزه بودن دربیا که با جملات روزمره اشنا بشی ..

مهسا
مهمان
مهسا

آهنگ دنیای من مهران آتش در کدام رمان ایرانی نوشته شده. من این آهنگ را بعد از خواندن شعرش در رمانی دانلود کردم اما یادم نمی آید در کدام رمان بود لطفا اگر کسی می داند راهنمایی کند

zeinab z
مهمان

@فاطمه,
ممنون

zeinab z
مهمان

@آراگل,
سلام
درسته حق با شماست
ممنون از نظرتون

zeinab z
مهمان

@ffh,
سلام دوست گلم
بله متوجهم که رمانم خیلی ضعف ها داشت و به قول شما با وجود اینکه سن زیادی هم ندارم اما تمام سعی و تلاشم رو کردم که بتونم رمان خوبی بنویسم ولی خب با حرف هایی که اینجا زده شد امیدم رو از دست دادم، من میخواستم رمان دومم رو بنویسم اما با این صحبت ها دیگه از خودم مطمئن نیستم
خیلی ممنونم که برام دعا میکنید ان شاءالله امام رضا بطلبه خودم بیام پابوسش. منم براتون دعا میکنم اگه لایق باشم
واقعا ممنونم از نظرتون. سپاس
علی یارتون

zeinab z
مهمان

@Hinata,
حق با شماست

zeinab z
مهمان

@شیما,
سلام
خیلی ممنون از شما بابت روحیه دادنتون

zeinab z
مهمان
zeinab z
مهمان

@بی نام,
سلام
بله میدونم رمانم جالب نبود ولی خب شما به بزرگیتون ببخشید

zeinab z
مهمان

@majnontarin_leili,
سلام
خیلی ممنون عزیز
چشم

zeinab z
مهمان

@میترا,
سلام
عزیز دل، من خودم چادریم و حداقل خوبو بد خودمو میدونم و میدونم که دینم بهم گفته موسیقیو رقصو آواز حرامه، صحت حرفهای منو میتونید از رساله ی رهبرمون بفهمید، تمام حرفهایی که من توی رمان زدم با دلیل و مدرکه
ممنون از نظرتون

zeinab z
مهمان

@rosha€,
خیلی ممنون

zeinab z
مهمان

@پرنیان,
سلام دوست عزیز
خیلی ممنونم از نظرتون منتهی تو همه جای دنیا به نظرم اینجور باشه که با تازه کارها کمی راه میان
خانم عزیز آیا من تو رمانم چیز بدی گفتم که به شما بی احترامی شده و اینجور باهام حرف میزنید؟
به هر حال ممنون از نظرتون

majnontarin_leili
مهمان
majnontarin_leili

با سلام
نویسنده ی عزیز اینکه شما سعی کردی که رمانی بر اساس آموزه های اسلام بنویسی قابل تقدیره
اما رمانت جای کار داره تا بشه یه رمان حرفه ای
سعی کن تو کارای بعدیت روی دیالوگ ها،فاکتورهایی که باعث کشش و جذابیت میشه و…بیشتر دقت کنی
امیدوارم شاهد درخششت باشیم

حسین92
مهمان
حسین92

سلام رمانتون خیلی جالب نبود چون یه خانواده مذهبی واز اون مهم تر یه دختر مذهبی انقدر راحت وریلکس هر کی بگه دعوتید خونه ما تشریف نمی برند وبه نظرم شان یه دختر مذهبی پایین آورده شده وعنوان با متن همخونی نداشت

بی نام
مهمان
بی نام

سلام…رمان جالبی بود و خب یکم نکاتی داشت که اگر کم رنگ تر میشد بهتر بود..و از لحاظ مذهبی هم بعضی جاهاش یه نکاتی باید به سبک رمان اضافه میشد ان شاءالله قلم بعدیت…در کل عالی

trackback

[…] دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. دانلود رمان […]

ffh
مهمان
ffh

ببخشید کلمه سراسر کشش بود اشتباه تایپ شد

ffh
مهمان
ffh

سلام نویسنده عزیز کتابت اگر چه ضعفهای زیادی داشت اما چون کار اولت بود و مطمئنا از نوع نوشتارت مشخصه سن زیادی هم نداری به تو عزیز میگم که حالا که با شجاعت تصمیم گرفتی فرهنگ ایرانی اسلامی خودمون رو سرلوحه کارت قرار بدی با تحقیقات و منطبق بر عقل بنویس و روز به روز قلمت رو گویاتر و جذابتر کن . من به نوبه خودم روزهایی که به حرم امام رضا علیه السلام میرم برات دعا میکنم انشالله خداوند در به تمام نویسندگانی که هدفشون ارتقای کمال انسانی است کلامی گویا و سارسر کشش عطا کند . موضوعی که… ادامه مطلب »

پرنیان
مهمان
پرنیان

خیلی چرت بود.. یعنی حالم از هر چی رمان بهم می خورد…اه.. اه ..خیلی بد بود و بی مزه. انگار به زور چادر سرش کرده .نویسنده عزیز لطفا” خواهشا” دیگه دست به قلم نشو یا حد اقل مذهبی ننویس تو رو به خدا.

rosha€
مهمان
rosha€

من که نخوندم اما با توجه به نطرات فهمیدم چرته

میترا
مهمان
میترا

چرت خیلیی چرت من نمیدونم چرا سعی میکنید اسلام وحجاب یه جور دیگه به مردم اموزش بدین اخه یعنی چی وقتی میری عروسی اونم زنونه چشات رو میگیری تا به گناه نیوفتی چرا الکی دارین از خودتون ادا واسول در میارین اخه کی اسلام گفته این جوری باشی هان کی من از نویسده عزیز درخواست میکنم هیچ وقت هیچ وقت دیگه قلم به دست نگیره و ننویسه چون واقعا به معنای واقعی داره چرت مینویسه چرت یه فردی که اگاهی نداره از حجاب واسلام نباید از خودش ادا واسول تازه دربیاره من واقعا خیلی عصبانیم الان دارم این حرف هارو… ادامه مطلب »

آراگل
مهمان

با سلام خدمت شما دوست عزیز. من تا فصل ۴ رمان شما را مطالعه کردم و آنجایی فهمیدم که بار اولتونه از اسم رمان مشخص بود.چون که عنوان یک کتاب خیلی خیلی مهمه و معلومه شما اصلا اون رو جدی نگرفتین.و تا جایی که من می دونم عنوان ربطی به داستان نداشت خیلی ساده گفتید که دختره چادریه. و اما بطن کتاب خیلی موضوع کلیشه‌ای بود دختر شکست عشقی می خوره و یه پسری میاد و زندگیش عوض میشه و….اصلا داستان راضی کننده نبود و قلم نوشتاری باید کلا فاکتور بگیرم.بی جزئیات بود،روند داستانی خیلی سریع بود انگار روی تردمیل… ادامه مطلب »

آراگل
مهمان

با سلام خدمت شما دوست عزیز. من تا فصل ۴ رمان شما را مطالعه کردم و آنجایی فهمیدم که بار اولتونه از اسم رمان مشخص بود.چون که عنوان یک کتاب خیلی خیلی مهمه و معلومه شما اصلا اون رو جدی نگرفتین.و تا جایی که من می دونم عنوان ربطی به داستان نداشت خیلی ساده گفتید که دختره چادریه. و اما بطن کتاب خیلی موضوع کلیشه‌ای بود دختر شکست عشقی می خوره و یه پسری میاد و زندگیش عوض میشه و….اصلا داستان راضی کننده نبود و قلم نوشتاری باید کلا فاکتور بگیرم.بی جزئیات بود،روند داستانی خیلی سریع بود انگار روی تردمیل… ادامه مطلب »

شیما
مهمان
شیما

سلام ممنون رمان خوبی بود امیدوارم از این دسته رمان های مذهبی بیشتر نوشته بشه و شما هم در کارهای بعدیتون بیشتر بدرخشید

الهه بارون
مهمان

من رمان و نخوندم . خلاصه داستان به هیچ عنوان جذب کننده نیست ، انگار یک نفر فقط کارای در طوله روزش و نوشته ، قلم نسبتا سبکه ، یا شاید در این خلاصه این طور به نظر می رسه . خلاصه داستان خیلی مهمه ، خلاصه نشون دهنده باره داستانته . هی نوشتی رفتم اینجا ، رفتم اونجا . بیدار شدم ……… وقتی می خوای پسته بخری ، یدونه از پسته ها رو امتحان می کنی اگه خوب بود یک مقدار می خری ، اگر بد بود ردش می کنی . خلاصه تو تستره رمانته ………. وقتی خوب نباشه… ادامه مطلب »

CAPRICORN
مدیر

دوست عزیز اگه دقت کنی خلاصه رو بالای عکس یا همون جلد رمان می بینی! اینی که شما میگی “قسمتی از داستان” هست…

Hinata
مهمان
Hinata

خیلی بچه گانه ، انگار برای نوشتن فوق العاده عجله داشتی

فاطمه
مهمان
فاطمه

خوب بود

نازنین
مهمان
نازنین

همخونه ایه؟

trackback

[…] دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. دانلود رمان […]