دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود . روبی پس از جمع کردن ارتشی

بزرگ و متحد، به جنگ تنها دشمن خونی اش،نارسیسا رفته و نبردی را آغاز می کند که پایان دهنده ی

نفرین هِدِس و آزادی مردم آدونیس است.

او به قصد انتقام مرگ گذشتگانو عزیزانش به پا می خیزد تا یک بار برای همیشه سایه ی سیاه تاریکی را از سرزمینش برداشته و…

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان لیانا ویژه نگاه دانلود جلد اول

دانلود رمان بازگشتی برای پایان ویژه نگاه دانلود جلد دوم

دانلود رمان کلبه‌‌ای میان جنگل (جلد سوم رمان لیانا) 

قسمتی از داستان :

روبی با آخرین سرعت به سمت چادر جاناتان می دوید، سرعتش چنان زیاد بود که چند بار تا مرز

افتادن پیش رفتاما به موقع تعادلش را حفظ کرده و به دویدن ادامه داد.

باورش نمی شد که پس از چند هفته، در نهایت ملکه کاترین اجازه ی ورود به قصر را به او داده باشد .

وقتی این خبر را از فِرِدشنید آنقدر هیجان زده شد که مقداری از نوشیدنی اش از دهانش به بیرون پاشید

و لباسش را خیس کرد.سپس بلافاصله از چادری که دوستانش در آن دور هم جمع شده بودند بیرون پریده

و بی توجه به اعتراض آن ها به سمت چادر جاناتان به راه افتاد. وقتی به چادر رسید چند ثانیه صبر کرد

تا نفسش بالا بیاید، آن گاه دستش را بلند کرد تا در بزند که ناگهان به یاد آورد چنین کاری ممکن نیست،

از این رو تنها سرفه ی خشکی کرده و به آرامی ورودی چادر را کنار زد‌.
محل اقامت جاناتان مثل دفعه های قبل مرتب و تمیز بوده و وسایل کمی در آن به چشم می خورد:

یک تخت خواب چوبی در گوشه یچادر با میزی که روی آن پر از مجسمه های دست ساز خودش بود،

فرشینه ی فیروزه ای زیبایی که کف چادر انداخته بودند و چند صندلی چوبی.
چادر عظیم و طلایی رنگ جاناتان تنها شامل همین وسیله های بی ارزش و ساده بود.

تبلیغات

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : جدال نهایی (جلد پایانی رمان لیانا )

نویسنده : zahra bagheri کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تخیلی، فانتزی، عاشقانه

تعداد صفحات کتاب : 278صفحه پرنیان، 1601 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/262138/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۵) دیدگاه برای “دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • Niloofar گفت:

    واقعاااااا قشنگ بود هم کل رمانت هم پایانش
    خیلی خوب نوشتی یکی از بهترین رمان هایی بود ک خوندم بازم ب نوشتن ادامه بده چون نوشته هات عالیهههه

  • خانومی که میگی روبی با وجود اتفاقات ترسو بود. باید بهت بگم که همه ی آدم ها هر چند شجاع بازم می تونن بترسن. ترس گناه نیست. رهبر یک گروه هم می تونه باشه. خود من هم آدم شجاعی هستم ولی خیلی پیش میاد که بترسم. در ضمن لیانا اگر نمی مرد این همه اتفاق نمی افتاد، پس باید می مرد. و نکته ی بعدی اینکه جاناتان قدرت زنده کردن و نداشت. سوم اینکه پدر روبی هم هیچ نقش پر رنگی نداشت و مرگش جز اتفاقات رمان بود. عزیزم تو اگه رمان و کامل و درست خونده بودی همه ی این نکته ها رو متوجه می شدی. من انتقاد پذیرم، ولی فقط یک انتقاد درست، نه اینکه کسی بخواد واسم در مورد رمان خودم تکلیف معین کنه. ممنون از نظرت

  • سحر گفت:

    به نظر من که هر چهار جلد عالیییییی بود. در ضمن همه ی آدم ها هر چقدر هم شجاع باشن بازم در مواقعی میترسن. خودت داری میگی انسان. روبی خدا نبود که نترس باشه. در ضمن لیانا اگه نمی مرد که این همه اتفاق نمی افتاد. به نظر من قلم نویسنده فوق العاده بود.

  • مهدیه گفت:

    اول فکر کردم که اولین تجربت نیست و چن تا رمان نوشتی برای همین یکمی ناراحت شدم و گفتم این رمان برای یه نویسنده زیادی خام بود.ولی دیدم که نوشته بودی تجربه اولته.
    برای تجربه اول تا حدودی خوب بود ولی شما میتونستی شخصیت روبیو که حکم ملکه آینده و رهبر یه گروه بود و استوار تر و محکم تر نشون بدی چون روبی خیلی ترسو بود و شجاعت نداشت با اینکه این همه اتفاقو پشت سر گذاشته بود ولی بازم ترس و وحشت داشت درحالیکه باید خودشو برای رویارویی با اتفاقای بدتری آماده میکرد.واینکه شخصیت های اصلی هم کشته میشدن پدر روبی میتونست زنده بمونه چون جاناتان یک جادوگر بود لیانا و جان هم همینطور .جلد اول خیلی خوب بود تا قبل مرگ لیانا، راستش با شخصیت لیانا خیلی انس گرفتم برام دوسداشتنی و جذاب بود.
    در هر صورت امیدوارم که روز به روز موفق تر بشی و بتونی رمانی با قلمی پخته بنویسی. خسته نباشی و ممنون