دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود
(4.6)میانگین امتیاز از(116)رأی(92.59%)

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود . روبی پس از جمع کردن ارتشی

بزرگ و متحد، به جنگ تنها دشمن خونی اش،نارسیسا رفته و نبردی را آغاز می کند که پایان دهنده ی

نفرین هِدِس و آزادی مردم آدونیس است.

او به قصد انتقام مرگ گذشتگانو عزیزانش به پا می خیزد تا یک بار برای همیشه سایه ی سیاه تاریکی را از سرزمینش برداشته و…

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان لیانا ویژه نگاه دانلود جلد اول

دانلود رمان بازگشتی برای پایان ویژه نگاه دانلود جلد دوم

دانلود رمان کلبه‌‌ای میان جنگل (جلد سوم رمان لیانا) 

قسمتی از داستان :

روبی با آخرین سرعت به سمت چادر جاناتان می دوید، سرعتش چنان زیاد بود که چند بار تا مرز

افتادن پیش رفتاما به موقع تعادلش را حفظ کرده و به دویدن ادامه داد.

باورش نمی شد که پس از چند هفته، در نهایت ملکه کاترین اجازه ی ورود به قصر را به او داده باشد .

وقتی این خبر را از فِرِدشنید آنقدر هیجان زده شد که مقداری از نوشیدنی اش از دهانش به بیرون پاشید

و لباسش را خیس کرد.سپس بلافاصله از چادری که دوستانش در آن دور هم جمع شده بودند بیرون پریده

و بی توجه به اعتراض آن ها به سمت چادر جاناتان به راه افتاد. وقتی به چادر رسید چند ثانیه صبر کرد

تا نفسش بالا بیاید، آن گاه دستش را بلند کرد تا در بزند که ناگهان به یاد آورد چنین کاری ممکن نیست،

از این رو تنها سرفه ی خشکی کرده و به آرامی ورودی چادر را کنار زد‌.
محل اقامت جاناتان مثل دفعه های قبل مرتب و تمیز بوده و وسایل کمی در آن به چشم می خورد:

یک تخت خواب چوبی در گوشه یچادر با میزی که روی آن پر از مجسمه های دست ساز خودش بود،

فرشینه ی فیروزه ای زیبایی که کف چادر انداخته بودند و چند صندلی چوبی.
چادر عظیم و طلایی رنگ جاناتان تنها شامل همین وسیله های بی ارزش و ساده بود.

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود
(4.6)میانگین امتیاز از(116)رأی(92.59%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : جدال نهایی (جلد پایانی رمان لیانا )

نویسنده : zahra bagheri کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : تخیلی، فانتزی، عاشقانه

ویراستاران : Zahraツ و رهـــــrคhคــــــا

تعداد صفحات کتاب : 278صفحه پرنیان، 1601 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/262138/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

6
دیدگاه بگذارید

avatar
6 نظر دادن ها
0 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
6 نظرات نویسندگان
pari.sNiloofarنویسنده ی رمانسحرمهدیه اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
pari.s
مهمان
pari.s

قشنگ بود

Niloofar
مهمان

واقعاااااا قشنگ بود هم کل رمانت هم پایانش
خیلی خوب نوشتی یکی از بهترین رمان هایی بود ک خوندم بازم ب نوشتن ادامه بده چون نوشته هات عالیهههه

نویسنده ی رمان
مهمان

خانومی که میگی روبی با وجود اتفاقات ترسو بود. باید بهت بگم که همه ی آدم ها هر چند شجاع بازم می تونن بترسن. ترس گناه نیست. رهبر یک گروه هم می تونه باشه. خود من هم آدم شجاعی هستم ولی خیلی پیش میاد که بترسم. در ضمن لیانا اگر نمی مرد این همه اتفاق نمی افتاد، پس باید می مرد. و نکته ی بعدی اینکه جاناتان قدرت زنده کردن و نداشت. سوم اینکه پدر روبی هم هیچ نقش پر رنگی نداشت و مرگش جز اتفاقات رمان بود. عزیزم تو اگه رمان و کامل و درست خونده بودی همه ی… ادامه مطلب »

سحر
مهمان

به نظر من که هر چهار جلد عالیییییی بود. در ضمن همه ی آدم ها هر چقدر هم شجاع باشن بازم در مواقعی میترسن. خودت داری میگی انسان. روبی خدا نبود که نترس باشه. در ضمن لیانا اگه نمی مرد که این همه اتفاق نمی افتاد. به نظر من قلم نویسنده فوق العاده بود.

مهدیه
مهمان
مهدیه

اول فکر کردم که اولین تجربت نیست و چن تا رمان نوشتی برای همین یکمی ناراحت شدم و گفتم این رمان برای یه نویسنده زیادی خام بود.ولی دیدم که نوشته بودی تجربه اولته. برای تجربه اول تا حدودی خوب بود ولی شما میتونستی شخصیت روبیو که حکم ملکه آینده و رهبر یه گروه بود و استوار تر و محکم تر نشون بدی چون روبی خیلی ترسو بود و شجاعت نداشت با اینکه این همه اتفاقو پشت سر گذاشته بود ولی بازم ترس و وحشت داشت درحالیکه باید خودشو برای رویارویی با اتفاقای بدتری آماده میکرد.واینکه شخصیت های اصلی هم کشته… ادامه مطلب »

محمد بوژمهرانی
مهمان

عالی بود واقعا