دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر
(3)میانگین امتیاز از(2)رأی(60%)

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

خلاصه ی داستان:
دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن ریرا دختریه که با شرایط سختی بزرگ شده…پدر سخت گیری داشته و از این بابت خیلی افسردست…بخاطر یه اتفاق یا بدشانسی یا هر چیزی که اسمش هست…عزیز ترین گوهر وجودیشو از دست میده و دیگه کاملا خودشو میبازه و اعتقادش به عشق رو هم از دست میده…
آیا میتونه دوباره اعتقادش به عشق رو بدست بیاره….عاشق شدن به همین راحتیه؟
داستانو بخونید…پایان خوب…۶۱۶صفحه موبایل

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

دست می‌ده فقط حس کلفت بودنه… اونم فامیلای بابام که دست به سیاه و سفید نمی‌زنن… فقط می‌شنن و می‌خندن. 

بابای من یه آدم خیلی سخت گیر تو زمینهٔ حجابه… به هیچ وجه نمی‌ذاره حتی تو خونه و جلوی مهمونا من چادرو از سرم در بیارم… و این باعث عذابم می‌شه…. من خودم به پوشیدگی و نجابت اعتقاد دارم اما اون… 

ولش کن هر وقت راجع بهش فکر می‌کنم آمپرم می‌زنه بالا. 

من ریرا هستم… ۱۹ سالمه… از زیبایی هیچی کم ندارم… چشمای سبز تیره‌ای دارم با پوستی روشن و

موهای مشکی و صاف… قدم بلنده و خیلی هم خوش هیکلم… خدا رو شکر هیچیم سر بابام نرفته… وگرنه…! 

مامانم مینا ۴۰ سالشه… اون خیلی از من خوشکلتره…. چشمای آبی و پوستی به لطافت گل داره… لب و

دهنش ظریف و زیباست… خدا همه چیزو تو زیبایی این زن کامل کرده. 

بابام علی… ۵۰ سالشه… بازنشستهٔ ارتشه و حالا تو یه شرکت هم کار می‌کنه… کلا دوسش ندارم و باش

کنار نمی‌ام… اما سعی می‌کنم احترامش رو حفظ کنم و تو خونه بحث راه نندازم… حداقل بخاطر مامانم. 

 

و اما داداشم حسین… عزیز‌ترین فرد زندگیمه…. بدون اون حتی نمی‌تونم لحظه‌ای نفس بکشم… چشمای

قهوه‌ای روشن داره.. و پوستش کمی مثل بابا سبزه شده… اما بر عکس بابا قد بلند و چهار شونست… موهاش حالت داره. 

اون درسش رو تموم کرده… مهندس معماریه.

 

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر
(3)میانگین امتیاز از(2)رأی(60%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : تمنای نگاهم راباورکن

نویسنده : nelielکاربرنودهشتیا

ژانر : عاشقانه, اجتماعی

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف140 جار 616

منبع تايپ رمان : https://www.negahdl.com

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

13
دیدگاه بگذارید

avatar
11 نظر دادن ها
2 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
11 نظرات نویسندگان
ghazalfarnoushHastiasalshabnam اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
ghazal
مهمان
ghazal

سلام به نویسنده ی عزیز رمانتون رو خوندم و خوب قشنگ بود اما به نظرم اومد تا کمی شما رو راهنمایی کنم تا به پخته شدن رمان هاتون کمک کنه و بتونه این قلم و تصویر سازی شما رو توی متن خالی از لطف نذاره مثلا توی همین مقدمه شما یه اشکالی که وجود داره لحن دختر توی توصیفات خیلی خوب نیست به خصوص توی توصیف خودش (من از خوشگلی هیچی کم ندارم و….) واقعا بی معنی ، اغراق آمیز و متاسفانه کمی بچگانه است

farnoush
مهمان
farnoush

سلام عزیزم واقعاتاثیرگذاربود منم چندسال به خاطربرادرم توبخش سرطانی بودم خیلی سخت بودخوب تونستی این قسمت رمان روبتوذهن بیننده به تصویربکشی بابت رمان ممنون

farnoush
مهمان
farnoush

سلام عزیزم خیلی تاثیرگذاربودکودکای سرطانی منویادبرادرانداخت واقعامن این شرایطرقوگذروندم

Hasti
مهمان
Hasti

سلام نگاه جون ببخشید این رمان پایان خوشه؟؟

asal
مهمان
asal

سلام… الان ساعت ۶ صبحه و من تازه رمان و تموم کردم و سه ساعته خوندمش…رمانش عالی بود نه زیاد کش داده بود نه زیاد تند رفته بود ….. و هر لحظه از داستان اتفاقای جدید میوفتاد و اصلا خسته کننده نبود مرسی از نویسنده ی خوبش

shabnam
مهمان
shabnam

قشنگ بود ایان خوبیم داشت اما غمگین بود اون بلایی که سر ریرا اومد از یه طرف و مردن اون بچه های سرطانی از یه طرف دیگه اما در کل قشنگ بود

haniyhe
مهمان
haniyhe

رمان قشنگی بود مرسی از نویسنده و سایت خوبتون

shadan
عضو

خوآهشـ .

مهتاب
مهمان
مهتاب

رمان خیلی خوبی بود!
ممنون

shadan
عضو

خوآهشـ .

سارا
مهمان
سارا

سلام نگاه خوشمله…چطوری جیگر.ازت ممنونم رمان های قشنگی میذاری.فقط نگاه جون همین رمانی که گذاشتی بارمان استادلینک جارمستقیم ندارندگلم اگه میشه برای تمام رمان هایی که میذاری لینک جارمستقیم بذار…عزیزم میدونم زحمتت میشه…ببخش..! خیلی گلی.
پاسخ نگاه:سلام عزیزم…مرسی توچطوری؟….خواهش میکنم…عزیزم من بارها گفتم اینها انتقال داده شده از وبلاگن وتا پایان انتقال من فرصت ندارم…اما بعدش شروع میکنم به ویرایش دوباره ولینک مستقیم میگذارم…خودت گلی خانم

sali
مهمان
sali

نگاه جونم سلام خسته نباشي خانومي مرسي از رماناي قشنگت اگه ميشه رمان بچه قرتي ها رو هم بذار تعريفشو زياد شنيدم مرسي گلم

پاسخ نگاه:سلام عزیز..سلامت باشی…خواهش میکنم..بارها گفتین ومن جواب دادم اما کسی انگارگوش نمیده هنوز تموم نشده

nakisa
مهمان
nakisa

ممنون گلم

پاسخ نگاه:خواهش میکنم