دانلود رمان تقاص دلبستن

دانلود رمان تقاص دلبستن
(4.3)میانگین امتیاز از(180)رأی(86.44%)

دانلود رمان تقاص دلبستن

دانلود رمان تقاص دلبستن

بهار دانشجوی دندان‌پزشکی، دختر زیبا و مهربونیه که حمایت سه‌تا برادر باغیرت و متعصب

رو پشتش داره. به مردی دل می‌بنده که سراسر وجودش غرور و خشونت نشسته. یه ارتباط

شکل می‌گیره که یه سرش محبت، مظلومیت، لطافته و یه سرش غرور و کله‌شقی.
وقتی پای احساس میاد وسط, حالا که قراره دلا به هم نزدیک بشن, حقایقی رو میشه که پای

برادرای بهار به ماجرا باز میشه.
وقتی حرف غیرت و تعصب وسط باشه هیچی نمی‌تونه جلوی یه مرد رو بگیره.

پیشنهاد : دانلود رمان پاورقی زندگی برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)
دانلود رمان تقاص دلبستن

دانلود رمان تقاص دلبستن

 

پیشنهاد : دانلود رمان تقاص این روزها ویژه نگاه دانلود

قسمتی از رمان دلبستن :

امروز حسابی خسته شده بود. روز سخت و طولانی را گذرانده بود. نهار نخورده بود و تا الان

که ساعت 6 عصر بود را فقط با یک لیوان آب‌هویج و یک تکه کیک گذرانده بود. قطعا می‌توانست

یک آدم درسته را قورت بدهد.
خانه که رسید ماشین مشترک خودش و بارمان را پارک کرد. کیف و وسایلش و بطری آب‌هویجش

را برداشت و به داخل رفت.
صدای بلند فوتبال دیدن بارمان و دوستش و کل‌کل‌هایشان از سالن پذیرایی به گوش می‌رسید.

وارد آشپزخانه شد.
– سلام مامان.
– اِ سلام. کی اومدی؟
-تازه رسیدم. مامان گرسنگی دارم می‌میرم.تو رو خدا غذا برسون.
– لباساتو عوض کن بیا. هی بهت میگم از شب غذا بذار کنار با خودت ببر، مگه گوش میدی؟

نگاه کن رنگ‌ورو نداره. بیا غذاتو بخور.
همین‌طور که به‌سمت تنها اتاق طبقه بالا که مختص خودش بود، می‌رفت از دست بارمان

که دوستش را به خانه آورده بود حرص می‌خورد. حالا مجبور بود به‌قول آراد عین آدم لباس بپوشد.
نرسیده به در آشپزخانه‌ای که خدا را شکر می‌کرد هنوز مدل قدیمی‌اش را حفظ کرده و اپن

نیست صدای غرغرهای آراد را شنید.
– این الاغ نمی‌فهمه دختر تو این خونه هست؟ هی راه به راه این مرتیکه رو میاره اینجا.
– آراد، مامان تو رو خدا ول کن. خب جوونه دلش تفریح می‌خواد. مگه داره چی‌کار می‌کنه؟

فوتبال می‌بینه. حالا هی بهش گیر بدین دوباره بیفته رو دور خونه مجردی.
– غلط کرده پسره‌ی…
– سلام.
نگاه آراد اول به لباس‌های بهار و بعد به خودش افتاد. خیالش که از لباسش راحت شد، لبخند مهربانی به رویش زد.
 

پیشنهاد : دانلود رمان افسانه آرابلا ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

دانلود رمان تقاص دلبستن
(4.3)میانگین امتیاز از(180)رأی(86.44%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : تقاص دلبستن

نویسنده : سحربانو 69 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

سطح رمان : برگزیده، پرطرف‌دار

ویراستاران : Pari_A

تعداد صفحات کتاب : 2005 صفحه ی جار ، 466 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/254092

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

43
دیدگاه بگذارید

avatar
32 نظر دادن ها
11 پاسخهای موضوعی
1 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
33 نظرات نویسندگان
SamiZainab Ebrahimiالهامسحربانو۶۹Nikan اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Sami
مهمان
Sami

عالی بوددستشون درد نکنه نشون میده همه طالب مهربونین حتی ادمهای مغرور

Zainab Ebrahimi
مهمان
Zainab Ebrahimi

عالی بود

Zainab Ebrahimi
مهمان
Zainab Ebrahimi

سپاس از نویسنده عزیز

الهام
مهمان
الهام

سلام خدمت نویسنده عزیز رمانتون خوب بود فقط نمی دونم درست متوجه منظورتون درباره کاراکتر بهار شدم یا نه گویا ایشون بخاطر بی پدر شدن در سن ده سالگی ،از یک نوع خلا عاطفی تقریبا شدید رنج می برند چون همیشه به طور اغراق امیزی دیگران را به خود ترجیح میدن.از بعد روانشناختی اگر انسان قادر نباشه اندکی خودخواهی داشته باشه نمیتونه به مقوله دیگر خواهی برسه،پس منو میبخشید اگه بگم یه مقدار دراین باره دچار تناقص در ساختار داستانی شدید. اما در کل رمانتون به دلم نشست. ممنون

Nikan
مهمان

باسلام خدمت نویسنده عزیز هدفم ازقراردادن نظرم بیشتر نشان دادن احساس تاسف برای جوانان سرززمینم علی الخصوص دختران این آب وخاک ،که چطور در حال سقوط هستن ، بود،این در حالیکه ما دریک کشور مسلمان زندگی میکنیم ودین ما اسلام، درست می فرمایید در همه جا آدم خوب وبد هست ولی ملاک دین اسلام برای سنجش انسانها اعمال اونهاست نه دلشون، اینطور باشه هرکس هرکاری بخواد انجام میده هر گناهی بکنه ،بعد چون دلش پاکه بهترینها نصیبش بشه، گناهان مهیار در گذشته واقعا گناهان سنگینی محسوب میشه، ما مسلمونیم نزاریم به راحتی در نوشته هامون قبح این قضیه براحتی از… ادامه مطلب »

Nikan
مهمان

باسلام خدمت نویسنده محترم رمان درآغاز روند صعودی خوبی داشت ولی هرچه به نیمه های داستان نزدیک میشدیم رمان دچار افت می شد،وقابل حدث زدن اما موضوع ناخوشایندداستان بودن دخترهایی مثل مانلی وکاملیا در جامعه ماست اگه واقعا این موضوع حقیقت داشته باشه باید بریم بمیریم با این دخترهای آویز‌ون وخرابی که تو جامعه ماهست،خداروشکر با اینکه ساکن تهرانم تابه حال در اطرافم این دخترهاروندیدم، اما موضوع دیگه که ناراحت کننده بود :چطور پسرانی مثل مهیار با اون گذشته ی شرم آور باید بدون توبه سهمشون دختران پاک وعفیفی مثل بهار باشه ولی پسر درستی مثل پرهام که از بچگی… ادامه مطلب »

سحربانو۶۹
مهمان
سحربانو۶۹

سلام به شما عزیز.من نویسنده ی رمان هستم.معمولا توی نظراتی که زیر رمانم میذارن جوابی نمیدم و بیشتر استفاده میکنم از نظرات.ولی لازم دونستم اینجا یه توضیحاتی بدم.اول اینکه نمیتونیم انکار کنیم که اطراف ما پراز ادمای خوب و دلسوز هست.قطعا کنار همه ی ماها نیروی منفی و شر وجود داره وگرنه دنیا میشد مدینه ی فاضله.اگر شما همچین افرادی رو ندیدید دلیل بر عدم وجودشون نیست.دوم اینکه اصلا قرار نیست ادمای خوب با ادمای خوب ازدواج کنن و ادمای بد با ادمای بد.من نخواستم مهیار و ادم شیطان صفتی نشون بدم.چه بسا که اون دل خوبی داشت و ادم… ادامه مطلب »

نسرین
مهمان
نسرین

دوسش داشتم بعد چندوقت یه رمان خوب خوندم

طناز
مهمان
طناز

عالی عالی عالی.مرسی از نویسنده

نگار
مهمان
نگار

عااااااالى بود من به شدت جذبش شدم.ممنون از نویسنده ى عزیز بابت قلم زیباشون

Niloo
مهمان
Niloo

خیلی قشنگ بود.بعد از مدتها از خوندن رمانی لذت بردم.مرسی از نویسنده عزیز

Nila
مهمان
Nila

منکه خوشم نیومد. شخصیت بهار خیلی بد بود همش نگرانه هی به مهیار میگه مارو از هم نگیرن نصف رمان هم صرف قربون صدقه رو رفته بود خواهشا رمانای قشنگتری بنویسید

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

چه تخریبی بود این کامنت
یکم ملایم تر نقد کنید لطفا

Nila
مهمان
Nila

ما باید نقد کنیم تا نویسنده اصلاح کنه و رمان های موفق تری داشته باشند ما که چیز بدی یا توهین نکردیم که شما میفرمایید تخریب

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

نقدتون تند بود:
من که خوشم نیومد، شخصیت بهار به خوبی پردازش نشده و مدام به محیار میگه مار از هم نگیرن. خیلی از جاهای رمان هم صرف چیز های غیر ضروری شده بود. می تونید به جای اینکار یکم به شخصیت پردازی بیشتر رسیدگی کنید.
می بینید متنی که من نوشتم همون متن خودتون بود منتهی کمی آرام تر ن ملایم تر.

Mahla:)
مهمان
Mahla:)

واااایییی خیلییییییی قشنگه حتما حتما بخونید من که عاشق مهیار شدم

Banoo.m.k
مهمان
Banoo.m.k

جالب بود ،و شخصیتهاش در هرحالی دوست داشتنی و قابل درک بودن ،میانه رو بودن در احساساتون زیبا و منطقی بود ،ممنون از اشتراک هنر زیباتون ،با امید بهترینها

شروق
مهمان
شروق

عالی بود موفق باشی نویسنده عزیز لطفا زود به زود رمان بنویس عاشق قلمت شدم

behnaz.p
مهمان
behnaz.p

عالی بود خیلی وقت بود که رمان به این خوبی نخونده بودم…ممنون از نویسنده ی عزیز

فریبا
مهمان
فریبا

عالی و بسیار زیبا

yekta55
مهمان
yekta55

سلام نگاه جان .من الان فایل pdf رمان رو دانلود کردم ولی به جز صفحه اول که تصویر هست بقیه صفحات سفیدن. چکار کنم؟؟
با تشکر از زحمات شما

SARA
مهمان
SARA

با سلام خدمت نویسنده عزیز من حدود دو سوم رمان رو انلاین خوندم ولی از یه جایی چون خیلی نگران حضور مانلی بودم طاقت نیاوردم و رمانو ول کردم همش میترسیدم بد تموم شه یا یه بلایی سر یکی بیاد این شد که وقتی رمان نمی خوندم همش فکرم درگیر رمان بود صبر کردم تا رمان کامل شه و مطمئن شم که پایان حتما خوشه چون واقعا جنبه پایان تلخو ندارم ولی الان خیلی خوش حالم که می تونم کامل بخونم و اینکه من قبلا گلشیفته رو خونده بودم که موضوع خوبی داشت و قلمش ضعیف بود ولی این رمان… ادامه مطلب »

بهار
مهمان
بهار

عااااااااالی بود مثل این رمان بازم معرفی کنید

Fatemeh
مهمان
Fatemeh

سلام
رمان خیلی خوبی بود،اونقدر منو جذب کرد که تا ساعت چهار صبح بیدار موندم تا تمومش کنم.
واقعا تبریک میگم سحر جون بابت رمان بی نظیرت، بعد از کلی وقت یه رمانی خوندم که دوستش داشتم و منو تا صبح بیدار نگه داشت برا خوندنش
امیدوارم بازم رمان های به این جذابی نوشته بشه

کوثر
مهمان
کوثر

سلام.خسته نباشید میگم به نویسنده ی عزیز..این رمان واقعا نسبت به رمان‌های قبلی نویسنده (که نصف رمان صرف توصیف لباس و آرایش میشد..) پیشرفت چشم گیری داشت.داستان به خوبی جلو رفت ولی خب جاهاییش قابل پیش بینی و کلیشه ای شده بود.قلم نویسنده نسبت به قبل واقعا پخته تر شده بود.بهتون تبریک میگم‌.موفق باشید.

شهرزاد
مهمان
شهرزاد

این رمان خیلی عشقه قشنگه ولی یه سوتی داشت وقتی ارمان زد تو گوشش گفت هیچ کی تا حالا جرئت نکرده منو بزنی در صورتی که چند روز قبلش مامانش زد تو گوشش ولی در هر صورت رمانش جذابیه

Parvaze
مهمان
Parvaze

بانو رمان اموزنده و زیبایی بود. دستت طلا. جنگ و دعوا داشت ولی لازمه داستان بود. خیلی خوبه که یاد بگیریم همدیگرو قضاوت نکنیم تا زندگیمون خراب نشه. فکر کنم مردی مثل مهیار رویای تمام دخترای ایرانی باشه. خوش به حال نسل من که تجربه بودن و دیدن اینجور مردها رو داریم.
مرسی عزیزم.

*bab&bahar66
مهمان
*bab&bahar66

سلام سحر بانوی عزیز ، تبریک میگم برای پایان کتابت وظیفه دونستم که اینجا هم از کتابتون تعریف کنم من کتاب رو درحال تایپ خوندم بسیار زیبا و دلنشین بود قلم سحر جان بسیار عالی بود پیشنهاد میکنم که شما هم بخونیدش

gol
مهمان
gol

عاااااااااااااااااااااااااااالی بود. بعد از یک سال رمان خوبی برای خوندن پیدا شد.واقعا خدا قوت

افسون
مهمان
افسون

یه رمان زیبا با قلمی دلنشین
توصیه میکنم حتما این کتاب رو بخونید

Sadaf
مهمان
Sadaf

توصیه میکنم حتما این رمان بخونید یکی از رمانایی بود که حاضرم چندین بار بخونم.قلم روان و دلنشینی داشت که حاضر نیستی یک لحظه فاصله بندازی بین خوندنش. فوق العاده بود.جزو رمان هایی شد که اسمش در خاطرم میمونه
ممنون از نویسنده بابت قلمش.خسته نباشن

فاطمه تاجیکی
مدیر

لینک ها درست شدند الان مشکلی ندارن

حبیب آذرگشسب
مهمان
حبیب آذرگشسب

سلام بر سحر بانو که یه رمان زیبای دیگه نوشته، من اولاش رو خوندم و دوست داشتم ، ادامه ش میدم ، امیدوارم پایانش هم مثل ابتداش عالی باشه.

Negin
مهمان
Negin

سلام خسته نباشید رمان فرمت PDF و Zip PDF مشکل داره دانلود میشه کرد و ارور میده پیغام : .Damaged or invalid format و رمان رو باز نمیکنه ممنون میشم رسیدگی کنید.

فاطمه تاجیکی
مدیر

مشکل برطرف شد.

7080
مدیر
7080

فایل پی دی اف چک شد، مشکلی نداره
فرمت ها تا فردا اصلاح خواهد شد

smilyy
مهمان
smilyy

نگاه جون چرا pdf و apkاش مشکل داره دان میکنم باز نمیشه؟!
🙁

فاطمه تاجیکی
مدیر

مشکل برطرف شد.

7080
مدیر
7080

فایل پی دی اف چک شد

fereshte
مهمان
fereshte

هم pdf خرابه هم apk