دانلود رمان تابستان لاکچری ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان تابستان لاکچری ویژه نگاه دانلود
(3.9)میانگین امتیاز از(17)رأی(78.82%)

دانلود رمان تابستان لاکچری ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان تابستان لاکچری
ساحل، دخترک شانزده ساله که از بهر شیطنت جوانی‌اش خشم خانواده را دامان گیر خودش می‌کند،

آنچنان که تنبیهی به جز فرستادن دخترکمان به پیش عمه پیر پدرش در روستایی دور دست از نواحی

شمال کشورمان چاره جوی نیست و بدین سان اتفاق‌هایی در آن روستا رخ می‌دهد، اتفاق‌هایى عجیب

که سر چشمه از جنگل آن منطقه دارد که صد البته خواندش خالی از لطف نیست .​

دانلود رمان تابستان لاکچری

دانلود رمان تابستان لاکچری

مقدمه:
نمى‌دانم چرا حس مى‌کردم آخر خطم، از آن‌هایی که مى‌گویند بعد از این ثانیه‌ها؛ زندگی معنا ندارد.
ثانیه‌ها گذشت و به دقایق‌ها رسید، چشمان بی‌قرارش وجب به وجب، صورتم را رصد کرد و در آخر…
چشمانش را بست، چیزی که من هیچوقت دوست نداشتم،بستن چشمان آبى‌اش برایم پایان زندگى است.

لبانش را محکم روی هم فشرد و در لحظه‌ای سریع با دو قدم خودش را به من رساند و دستانش همانند پیچک به دورم پیچید.
آغوشش گرم بود، دقیقا به گرمای عشق؛ اما این گرما آخرش مرا می‌سوزاند ؛ این را می‌دانم.
لبم را گزیدم و با بغض گفتم:
_نکن، تو گناهى.
بیش‌تر مرا به خودش فشرد و با زمزمه‌ای نفس از جانم گرفت:
_و تو هم شیرین‌ترین گـ ـناه.
عضلاتم شل شد و بغضم ترکید، با صدای لرزانم آرام لب زدم:
_تابستون لاکچری من تو بودی، ببخش.​

 

قسمتی از داستان :

با رسیدن تابستان و تمام شدن فصل پر از خباثت مدارس و امتحانات، یک شور عجیبی مغز و روحم را به فرمان و سرکشی خودش در آورد. حال آنکه با تابستان گرم اصفهان باید چه کنم و چه نکنم؟
اصلا بگذار گرم و کشنده باشد، کشنده مثل مرگ. بگذار این فصل پر از نور و غیض مرا سرگردان کند، همین که اسمش تابستان است و دشمن سرسخت درس و مشق، منِ نوجوان را بدجور شیفته خودش کرده است.
لبخندی کنج لبانم از خیال و توصیف هر روزه‌ام به یادگار نشست و پشت بند آن صدای بلند هوار‌های آبجى سودابه. منِ خیال پرداز را بدجور از جا پراند.
_هى دختره‌ی احمق، کجایی بیشعور؟ حالا دیگه تو جزوه‌ی پسر مردم از طرف من شعر عاشقونه می‌نویسی؟ بیا این‌جا ببینم ساحل خانم… بیا که تا نکشمت آروم نمی‌گیرم.

دانلود رمان تابستان لاکچری ویژه نگاه دانلود
(3.9)میانگین امتیاز از(17)رأی(78.82%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : رمان کوتاه تابستان لاکچری

نویسنده : پریا قاسمی کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : طنز.عاشقانه.اجتماعی

ویراستاران : Aster

تعداد صفحات کتاب : 92 پی دی اف, 294 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/209114/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

79
دیدگاه بگذارید

avatar
76 نظر دادن ها
3 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
58 نظرات نویسندگان
فاطمه تاجیکیZahramnyNadiyaنادیـــــــامرmaryamیم اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Zahramny
مهمان
Zahramny

سلام میشه بگید رمانای دیگه ایشونو از کجا پیدا کنم؟؟؟

Nadiya
مهمان
Nadiya

سلام ببخشید من میخام پیجمو ویرایش کنم میشه کمکم کنید

CAPRICORN
مدیر

سلام. متوجه نشدم، پیجِ چی؟! اگه منظور شما حساب کاربری شما در انجمنه می تونید از یکی از مدیران آنلاین کمک بگیرید.

نادیـــــــا
مهمان
نادیـــــــا

سلام نویسنده عزیز، قلم خوبی دارید، ولی این رمان ب نظرم قشنگ نبود، زیادی بچگانه بود،
این همه لایک، جایه تفکر داره واقعاااا

مرmaryamیم
مهمان

پریای عزیز رمان قشنگی بود، خسته نباشی

شادی
مهمان
شادی

رمان عالی بود واگه میشه چند تا رمان دیگه مثل همین رمان به من معرفی کنید

i.zahrww
مهمان
i.zahrww

سلام پریا جان
واقعا میتونم با جرعت بگم که اولین نویسنده هستی که من نوع قلمتو دوست دارم هیچ رمانی به پای رمانای تو نمیرسه واقعا خیلی دوست دارم و منتظر کارای بیشتری ازت هستم

مارینا
مهمان
مارینا

با سلام وخسته نباشید خدمت خانم پریای عزیز. رمانتون قشنگ بود و بامزه. منتظر رمانهای بعدیتون هستم. به امید موفقیت و بهروزی.

ریحانه
مهمان
ریحانه

سلام عزیزم شما که اهل کتاب عاشقانه هستی کتابهای صلیب و صلابت و ملت عشق و غرور و تعصب و پمبرلی
و کتابهای علی محمد افغانی بسیار عالی و دوست داشتنیه و بسیار کمکتون میکنه

درنا
مهمان

@N.s,
عزیزم. شما که با این.نقدت پاتو فراتر از آبرو بردن از جامعه ادبی گذاشتی!!! اول برو چهارتا کتاب بخون, چهارتا مطلب یاد بگیر, بلد شو چه طوری باید نقد کرد!

fatemeh
مهمان
fatemeh

ممنون از نویسنده.لطفا رمانی جذاب و جدید با قلمی قوی معرفی کنید ممنون میشم

aida(درود همگان بر او)
مهمان

بسی دریغ و افسوس از طولانی نبودن و ادامه نیافتنش.میتونم بگم ترکیب اون فضای طنز با ادبی مانند حرکات دست با رقص هارمونی زیبا و پویایی ایجاد کرده بود.با امید سرافرازی

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@UNKNOWN,
فقط جامعه ادبى نیاد یقه ام رو بگیره صلوات خخخ
ممنون عزیزم نظر لطفته.

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@N.s,
عجــب
این نهایت لطف شماست.

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@صنما,
سلام و تشکر بسیار از شما خواننده ى عزیز.
خوشحالم که تمام ابعاد رو در نظر گرفتى و یک نقد سازنده به جا اوردید و این از هنر شماست.
بله من به شما حق میدم در شرایط بسیار سخت و کوتاهى این رمان رو اتمام کردم و به شخصه از ایرادات مشهودش آگاه هستم.ان شالله که شما عزیزان بزرگوارى کنید و این بى مسئولیتى بنده رو در مرتبط با رمان کوتاهم ندید بگیرید.
ممنون از شما و وقتى که مى تونستید صرف چیز دیگرى کنید اما تابستان لاکچرى رو انتخاب کردید،موفق باشید.

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@نازنین,
سلام نازنین عزیز،خوشحالم که دوست داشتى و سپاس بى کران بابت همراهى پر شوق و ذوقت ،ان شالله که هم دوست نویسنده ات و هم خودت همیشه موفق باشید.

مرجان
مهمان
مرجان

سلام.
رمان تا لحظه برگشت ساحل از شمال خیلی خوب بود ولی آخرش هم خیلی زود تموم شد و هم یه کمی زیادی سهل و آسان و این از زیبایی داستان قدری کاسته.
ولی در مجموع خوب بود.

UNKNOWN
مهمان
UNKNOWN

اوهو توهین به جامعه ادبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟اولا خیلیم دلنشین بود دوما کجاش توهین بود؟حالا چون با سلیقتون جور در نمیاد دلیلی نداره بیخود هیجانی شید.

UNKNOWN
مهمان
UNKNOWN

ساده و دوست داشتنی:)

N.s
مهمان
N.s

واقعا بچگانه و مسخره بود ی ذره رسمی و ی ذره آمیانه
ثبات نداشت
خیلی غیر واقعی بود
و توهینی بود ب جامعه ادبی

صنما
مهمان
صنما

اول سلام و خسته نباشید به نویسنده . اینکه میگن این داستان بده ب خاطر کوتاهیش، من اصلا موافق نیستم. اتفاقا نوشتنِ رمان کوتاه استعداد خاصی میخاد، چون ک پرت گویی نداره و نویسنده مجبوره همه چیو ب بهترین نحو جمع کنه… من اوایل رمان رو خوندم و معمولی بود، فقط نکته ی مثبتش این بود سنشون حس میشد. و اخر رمان؛ راستش خواستگاریه خیلی ببخشید، ولی مسخره بود ! همه چیز جمع میشد! دلیل نمی شد بخاطر عمه، انقدر همه چی سریع جمع و جور شه !! دیگه اخرش واقعا سر هم بندی بود. خیلی جاها هم لحن کتابی… ادامه مطلب »

نازنین
مهمان
نازنین

اقا دمت گرم!به مذاق من ک خیلی خوش اومد!دوس داشتم بیشتر ادامه پیدا کنه!اینکه امروزی بود ولی نیلی از یاد خدا غافل نشده بود برام شیرین بود!کران دیگه چی داری?ی دوستی دارم مثل شما می‌نویسه!یعنی یه بیان خاصیه!خیلی خوشم اومد واقعا دوسش دارم!ولی کوتاه بودنش حالمآ گرفت چون متن خوب دوس ادرس طولانی باشه!با این حال امیدوارم رمان های بلند و زیبای بیشتری بنویسی و روز ب روز موفق تر بشی. دوست دار تو نازنین لاکربی؛)

Ilkhani
مهمان
Ilkhani

من رمان زیاد میخونم ولی خب چند وقتیه از رمان خوندن فاصله گرفتم چون رمانی ک تهش با رضایت تموم بشه و از همه لحاظ عالی باشه پیدا نکردم متاسفانه روز به روز داره قلما سطحی تر و پراشکال تر میشه. اینکه این کامنت رو واسه این رمان گذاشتم به معنی اشکال گرفتن از نویسنده اش نیست من صرفا خواستم حرفمو یه جا بزنم
خیلی ممنون میشم چند تا رمان عالی با قلم قوی بهم معرفی کنید

ثمین
مهمان

سلام نگاه جان من هر کاری میکنم نسخه pdfرمان دانلود نمیشه
چرااااا؟؟؟؟؟؟

فاطمه تاجیکی
مدیر
فاطمه تاجیکی

لینک مشکلی نداره

سیما
مهمان
سیما

موضوع رمانت عالی بود آشنایی یک دختر و پسر تو روستاهای با صفای شما ولی دختره زیادی لوس بود و بعضی قسمت های رمانت خیلی غیر واقعی بود

فاطمه تاجیکی
مهمان

سلام رمان جذابی بود(: خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز.

نسترن
مهمان
نسترن

اصلا جالب نبود…مگه من بچه ام که بشینم اینو بخونم…خب شما که قلمت اینقد قشنگه یه رمان بلندو قشنگ بنویس..والاا…مرسی از همه نظراتتون که دوس داشتید

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

دوستان گلم،من در قبال وقتى که پاى این رمان کوتاه مى زارید مسئولم و لازم دونستم چند نکته رو خدمتتون عارض بشم که با توجه به این نکات لینک دانلود رو بفشارید. اول از همه این یه رمان کوتاست نه یک رمان در اصل به هدف داستان کوتاه گسترش پیدا کرد و رویدادها و شخصیت ها در عرض پنج ساعت شکل گرفت،و وقتى در ذهنم با استدلال رمان کوتاه جلو رفتم،نتونستم به رمان تبدیلش کنم چون درذهنم یک رمان کوتاه ثبت شده بود و اجازه پیشروى نداشتم. دومین اصل اینه که درسته شخصیت ها سن کمى دارند اما نهایتا هدفم… ادامه مطلب »

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@شقایق,
شقایق عزیز،لطف شما و مهربونى هاتون واقعا خوشحال کننده است. خوشحالم که دوست داشتید.امیدوارم موفق باشید.

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@Nakisa,
سلام
اول از همه ممنون از شما و وقتى که بى منت پاى رمان کوتاه بنده گذاشتید.
اگر منظورتون از بچگونه سن شخصیت هاست،لذا نوشتن به خاطر یک قشر خاص نیست. هیچ شکى ندارم،اگر ساحل و کوروش و یا…بالای بیست سال داشتند چنین نظرى نذاشتید،بدون در نظر گرفتن سن به موضوع فکر کنید،هرچند شما یک انسان ازادید و تفکر خاص خودتون رو دارید،و بى نهایت خوشحالم که قابل دونستید و نظر گذاشتید.
موفق باشید.

پريا قاسمى
مهمان
پريا قاسمى

@طهور,
سلام،این نهایت لطف شما رو مى رسونه،اما دوست عزیز وقتى زحمت شخصى اینقدر تند زیر سوال مى برید،بهتره با مدرک حرف بزنید تا هم من اشکال کارم رو بدونم و هم بقیه دید وسیع ترى به رمان داشته باشند و قضاوت کنند.
موفق باشید

Nakisa
مهمان
Nakisa

میشه گفت رمان خوبی بود موضوع جالبی داشت فقط خیلی بچگونه بود.برای نوجوانها نوشته شده بود

طهور
مهمان
طهور

انقدر مسخره بود که که حرفی برا گفتن ندارم

mhdese
مهمان
mhdese

قلم رمان بسیار عالی بود با سلیقه ی امروزی ها جور در میومد
اما موضوعش چنگی به دل نمیزد و این واقعا برای همچین قلمی حیف بود
قسمت های طنزش هم خوب بود اما موضوع اصلی زیاد من رو جذب نکرد
به هر حال نویسنده ی عزیز قلمتون بسیار به دل میشینه متنظر کار های دیگتون هستیم

شقایق
مهمان
شقایق

@fateme, همین رمانی که توی تشکر ها هست…تحفه نجس

Asal
مهمان
Asal

فقط میتونم بگم افسوس که توی یک ساعت خوندمش
محشر بود
کاش ادامه داشت
بازم بنویس

kiana
مهمان
kiana

موضوع داستانت قشنگ بود
اما خیلی زود تمومش کردی و دلایل غیر منطقی واسه بعضی از مهم ترین و جالب ترین قسمت های داستانت اورده بودی
مثلا رنگ چشم های محمد ک قرمز میشن
توی داستان به ما فهموندی که محمد وقتی دعوا کنه رنگ چشماش عوض میشه
پس چرا توی شب هایی که ساحل اونو میدید چشاش قرمزبود؟اونجا که دعوایی نشده بود!
مضمون داستان جالب بود ولی بهش پروبال نداده بودی عزیزم

ناهید
مهمان
ناهید

سلام و خسته نباشی پریا جان
داستان جذاب و قشنگی داره.ای کاش طودانی تر بود.به امید کارهای قشنگ بعدیتون

ارغوان
مهمان
ارغوان

عالی بود.قلم بسیار خوبی داشت.پابرجا باشی

fateme
مهمان
fateme

سلام خسته نباشید.
رمان نقلی خیلی قشنگی بود ؛لذت بردم از خوندمش ،دست نویسنده دردنکنه؛اما اگه یکم بیشتر بهش پروبال میدادید فوق العاده نیست …نویسنده عزیز اگه رمان های دیگه ای دارند معرفی کنند …

فاطمه د
مهمان
فاطمه د

به دل می نشست. ولی خوب انتظارم بیشتر بود.

Mohmad
مهمان

داستانی که نوشتن زیبا بود و وقتی به پایانش نزدیک میشدی دوست داشتی طولانی تر باشه به نظرم یک جلده دوم هم بنویسید خیلی زیبا تر میشه. خسته نباشید منتظر رمان های زیباترین هستیم.

کوثر.ح
مهمان
کوثر.ح

سلام پریا ی عزیز
اول از همه بابت قرار گرفتن رمانت در سایت تبریک و خسته نباشید میگم
در یک کلام رمانت بی نظیر بود!
من به شخصه عاشق رمانتون شدم
دیالوگ ها و طنز های دلنشینی داشت که من رو وادار به خوندن ادامه ی داستان میکرد….
دوستانی که از این صفحه بازید میکنند, پیشنهاد میکنم این رمان کوتاه و دوست داشتی رو مطلاعه کنید
خسته نباشید♥

nastaran
مهمان
nastaran

بسیار زیبا دست نویسند گرامی درد نکنه قلم تون همچنان پا برجا …
ولی ای کاش بعضی قسمتاش و ادبی نمی نوشتین⁦^_^⁩⁦^_^⁩⁦^_^⁩ولی در هرصورت بهترین رمان کوتاهی بود که خوندم.

Saba
مهمان
Saba

دوست عزیز، من هنوز این رمان رو نخوندم و درصدد بودم تا با دیدن نظرات،در مورد اینکه آیا این رمان ارزش وقتم رو داره یا نه تصمیم گیری کنم. اما نظر شما چنان شوکی به من وارد کرد که نتونستم بی جواب بذارمش. شما، بجز خانواده و معدود آدمهای اطرافتون مگه چند خانواده و فرهنگ متفاوت رو دیدید که اینگونه نظر میدید؟ هر خانواده ای فرهنگ و سبک تربیتی خاص خودش رو داره برای بچه هاش! حالا بچه یکی از سه -چهار سالگی میشه قاری و حافظ قرآن، یکی تو ده سالگی برای خودش ریاضی دانی قدر شده و یکی… ادامه مطلب »

Reza.D
مهمان
Reza.D

سلام خیلی لذت بردم مرسی بریم سراغ نقد که نمی شه گفت نظرم راجب داستان انگار بعضی چیزا رو شروع می کردی توی داستان ازشون چند صفحه ای بنویسی ولی ولشون می کردی مثل اون جعبه و پول هاش یا دقدقه فضای مجازی ساحل و کارایی که می شه با وای فای بعد مدت ها کرد یا حتی گذشته محمد افکار گسیخته ساحل آدمو اذیت می کرد ولی نمی تونم شما رو مقصر بدونم چون توی نوجوونی افکارش گسیخته هستن به نظرم اگر رو قسمت رمانتیک و بعضی جاهای داستان ات کار می کردی و به جای ۹۰ صفحه ۲۰۰… ادامه مطلب »

Z.b.m
مهمان
Z.b.m

عالی بود ساده مختصر مفید شخصیت اول داستان ساحل دل ادمو نمی زد عالی بود بعضی جاهاشو میشد بیشتر گسترش داد.
لطفا به نوشتن رمان هاتون ادامه بدید♥
باتشکر♥

کیمیا
مهمان
کیمیا

من ک عاشقشممم

azin
مهمان
azin

به نظرم که از همه لحاظ عالى بود.یعنى اگر رمان میشد و صحنه ها و موضوعات بیشتر بود؛یعنى از عاااالى هم عالى تر میشد.
در کل اگر دنبال یه رمان کوتاه متفاوت هستید،توصیه مى کنم یه بار بخونیدش،منکه دوستش داشتم.مرسى نویسنده جان (:

نازنین
مهمان
نازنین

فقط قسمت طنزش جالب بود ولی از نظر عاشقانه خیلی ضعیف بود.

شقایق
مهمان
شقایق

این داستان کوتاه وااااقعااااا عاااالی بود…اصلا هرچی بگم کم گفتم..بی نهایت قلم نویسنده رو دوست داشتم و در عین اینکه طنز زیبا و روانی داشت جوری نبود که آدم رو دلزده بکنه…من یه جاهاییش انقد بامزه بود و جالب که هی برمیگشتم عقب و دوباره میخوندم!!
و بازم میگم این داستان کوتاهی بود که با توجه به قلم زیبای نویسنده امکان اینکه یه رمان طولانی و حتی چندجلدی بشه رو داشت..