دانلود رمان باران می بارد

دانلود رمان باران می بارد
(3.9)میانگین امتیاز از(39)رأی(77.95%)

دانلود رمان باران می بارد

دانلود رمان باران می بارد

روز دختر را به دختران عزیز، فرشته های زمینی تبریک میگم..

مردی از جنس آتش با دنیایی درهم آلوده، سال‌هاست که می‌سوزد و می‌سوزاند؛

اما محکم و پابرجاست. مثل همه‌ی انسان‌های دیگر، در زندگی‌اش دچار خطا و لغزش‌هایی شده است؛

اما خبر از اتفاقاتی که روزگار برایش رقم زده است ندارد. نمی‌داند این سرنوشت برایش بازی‌ای رقم زده است

که از درون نابود می‌کند! این بین کسی پا به بازی گذاشت که لطیف بود، زیبا بود، دختر بود.
سوءتفاهم شد. همه‌ی آن‌هایی که زود قضاوت کردند لطمه خوردند، ضربه زدند. خون به پا شد

اما به نا‌حق! زهرش دامن همه‌شان را گرفت.​
مقدمه:
از یک اشتباه شروع شد. لحظه‌هایی در زندگی هست که چاره‌ای برایش نداری و اتفاق می‌افتد؛

درست مثل یک برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده. از همان اول بود که فهمیدم جدال نا‌برابری بین پدر‌ها،

فرزند‌هایشان و زندگی اتفاق افتاده است. زهرش، دامن همه را گرفت و گردباد خونی به پا شد.

ما اسیر شدیم و بازی خوردیم، بدون آنکه قصدی داشته باشیم. ما خاکستری‌هایی هستیم که

در دست زمانه، تلفیقی از سیاه و سفید‌های زندگی شدیم. ما بی‌گـ ـناه، گناهکار شناخته شدیم!

دانلود رمان باران می بارد

دانلود رمان باران می بارد

پیشنهاد :

قسمتی از رمان باران می بارد :

– تو باید درد می‌کشیدی، مثل من!
پوزخند و چشم‌های بی‌شرمش، نفرتم رو به اوج می‌رسونه. از شدت عصبانیت نفس‌هام منقطع میشه

و ناخن‌هام توی گوشت دستم فرو میره، کنترلم رو از دست میدم و با خشم فریاد می‌کشم:
– گرگ‌زاده بودی و عاقبت گرگ شدی.
صدای فریادم بین سکوت باغ منعکس میشه و توی سرم می‌کوبه. برای لحظه‌ای با صدای بلند می‌خنده.

حرص توی چشم‌هام مثل گذر خون توی رگ‌هام، زبونه می‌کشه.

در جوابم چشم‌هاش رو ریز می‌کنه و با خشم می‌غره:
– نفرین شده بودی، از لحظه‌ی به دنیا اومدنت سراسر نفرین بود که به زندگی خودت و اطرافیانت پاشیدی.
بلند می‌خندم و اون متحیر به خنده‌های بی‌موقعم نگاه می‌کنه. زخم زدی؛ اما خبر نداری

دنیای من با درد عجین شده. سکوت سرسام‌آور باغ گوشم رو آزار میده و صدای سوت‌کشیدن زوزه‌ی باد، بنیاد مغزم رو می‌لرزونه.
***

 

دانلود رمان باران می بارد
(3.9)میانگین امتیاز از(39)رأی(77.95%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : باران می بارد

نویسنده : شقایق گلی کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : معمایی، عاشقانه، اجتماعی، جنایی

سطح رمان : نیمه حرفه ای

ویراستاران : @n.i.m.a و @Atlas 1998

تعداد صفحات کتاب : 2376 صفحه ی جار ، 445 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : forum.negahdl.com/threads/261887

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

10
دیدگاه بگذارید

avatar
7 نظر دادن ها
3 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
8 نظرات نویسندگان
Nasrinکوثر موسویasiریحانهPartou rad اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
کوثر موسوی
مهمان
کوثر موسوی

نویسنده ی عزیز خواهشا ادامش بده بعضی از رمانای مزخرف تا ۴ جلد هم ادامه دارن واقعا حیفه رمانی به این زیبایی به همین یک جلد ختم بشه

Nasrin
مهمان
Nasrin

من قبل خوندن رمان نظرات بقیه رو می خونم ببینم ارزش وقت گذاشتن داره یا نه ،بنظر بقیه خوبه امیدوارم اینطور باشه❤

asi
مهمان
asi

سلام , بعد از زمانی تقریبا طولانی , رمان خوبی بود , نویسنده عزیز خسته نباشید

ریحانه
مهمان
ریحانه

عالی بود،بعد از مدتها یه رمان خوب وبا قلم زیبا خوندم

Partou rad
مهمان
Partou rad

واقعا عالی بود،حرف نداشت،یکی از بهترین رمان هایی بود که تا به حال خوندم،تبریک میگم به نویسنده ی عزیز و ذهن باز و ماجراجوش،پیشنهاد میکنماسن رمان رو اصلا از دست ندید چون فوق العادس

م.عبدالله زاده
مهمان
م.عبدالله زاده

تبریک میگم بهت شقایق جان
با آرزوی موفقیت های بیشتر *_*

shaghayegh.goli
مهمان
shaghayegh.goli

خیلی ممنون مهسا جان ♥

کوثر موسوی
مهمان
کوثر موسوی

سلام رمانتون فوق العاده بود جوری که من الان جرئت نمیکنم برم سراغ رمان دیگه ای از ترس این که مثل این خوب نباشه.فقط یه چیزی نمیشه جلد دومشو بنویسید لطفاااااااااااا

Drosera
مهمان
Drosera

خسته نباشی نویسنده جان
زیبا با قلمی دوست داشتنی (:

shaghayegh.goli
مهمان
shaghayegh.goli

سلامت باشی، ممنونم عزیزم