دانلود رمان باران می بارد

دانلود رمان باران می بارد

دانلود رمان باران می بارد

روز دختر را به دختران عزیز، فرشته های زمینی تبریک میگم..

مردی از جنس آتش با دنیایی درهم آلوده، سال‌هاست که می‌سوزد و می‌سوزاند؛

اما محکم و پابرجاست. مثل همه‌ی انسان‌های دیگر، در زندگی‌اش دچار خطا و لغزش‌هایی شده است؛

اما خبر از اتفاقاتی که روزگار برایش رقم زده است ندارد. نمی‌داند این سرنوشت برایش بازی‌ای رقم زده است

که از درون نابود می‌کند! این بین کسی پا به بازی گذاشت که لطیف بود، زیبا بود، دختر بود.
سوءتفاهم شد. همه‌ی آن‌هایی که زود قضاوت کردند لطمه خوردند، ضربه زدند. خون به پا شد

اما به نا‌حق! زهرش دامن همه‌شان را گرفت.​
مقدمه:
از یک اشتباه شروع شد. لحظه‌هایی در زندگی هست که چاره‌ای برایش نداری و اتفاق می‌افتد؛

درست مثل یک برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده. از همان اول بود که فهمیدم جدال نا‌برابری بین پدر‌ها،

فرزند‌هایشان و زندگی اتفاق افتاده است. زهرش، دامن همه را گرفت و گردباد خونی به پا شد.

ما اسیر شدیم و بازی خوردیم، بدون آنکه قصدی داشته باشیم. ما خاکستری‌هایی هستیم که

در دست زمانه، تلفیقی از سیاه و سفید‌های زندگی شدیم. ما بی‌گـ ـناه، گناهکار شناخته شدیم!

دانلود رمان باران می بارد

دانلود رمان باران می بارد

پیشنهاد :

قسمتی از رمان باران می بارد :

– تو باید درد می‌کشیدی، مثل من!
پوزخند و چشم‌های بی‌شرمش، نفرتم رو به اوج می‌رسونه. از شدت عصبانیت نفس‌هام منقطع میشه

و ناخن‌هام توی گوشت دستم فرو میره، کنترلم رو از دست میدم و با خشم فریاد می‌کشم:
– گرگ‌زاده بودی و عاقبت گرگ شدی.
صدای فریادم بین سکوت باغ منعکس میشه و توی سرم می‌کوبه. برای لحظه‌ای با صدای بلند می‌خنده.

حرص توی چشم‌هام مثل گذر خون توی رگ‌هام، زبونه می‌کشه.

در جوابم چشم‌هاش رو ریز می‌کنه و با خشم می‌غره:
– نفرین شده بودی، از لحظه‌ی به دنیا اومدنت سراسر نفرین بود که به زندگی خودت و اطرافیانت پاشیدی.
بلند می‌خندم و اون متحیر به خنده‌های بی‌موقعم نگاه می‌کنه. زخم زدی؛ اما خبر نداری

دنیای من با درد عجین شده. سکوت سرسام‌آور باغ گوشم رو آزار میده و صدای سوت‌کشیدن زوزه‌ی باد، بنیاد مغزم رو می‌لرزونه.
***

 

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : باران می بارد

نویسنده : شقایق گلی کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : معمایی، عاشقانه، اجتماعی، جنایی

سطح رمان : نیمه حرفه ای

ویراستاران : @n.i.m.a و @Atlas 1998

تعداد صفحات کتاب : 2376 صفحه ی جار ، 445 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : forum.negahdl.com/threads/261887

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

23
دیدگاه بگذارید

avatar
16 نظر دادن ها
7 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
17 نظرات نویسندگان
SkyنگاهستارهZara.20فرشته اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Sky
مهمان

سلام خسته نباشید میگم به نویسنده محترم
متاسفانه از داستانتون خوشم نیومد سبکش تکراری بود و اسمهایی که برایه شخصیت ها انتخاب کرده بودید عجیب غریب بود نویسندگان محترم اصلا مجبور نیستین اسمهایه عجیب غریب بذارید و شخصیت کیانمهر بسیار شخصیت زننده و سبکی بود وقاری توش ندیدم
به امید داستان بهتر
یا علی

SHAGHAYEGH.GOLI
مهمان
SHAGHAYEGH.GOLI

سلام عزیز، ممنونم ازینکه وقت گذاشتید و رمان رو مطالعه کردید هر نویسنده ای سبک و سلیقه ای داره، رمان مثل مخلوق آدمه، اینکه چه اسمی انتخاب بشه سلیقه ای هم می تونه باشه و من ترجیحم این اسامی بود. بنده اعتقادی به گذاشتن اسم هایی که حتما عامیانه و قدیمی تر باشه ندارم متاسفانه.. در مورد کیانمهر باید بگم خب هر آدمی اخلاقی داره، قرار نیست همه ی انسان ها شبیه به هم و قهرمان باشن و اینکه شما میگید شخصیت کیانمهر رو دوست نداشتید به من می فهمونه بنده توی شخصیت پردازی انسان های مختلف خوب عمل کردم… ادامه مطلب »

ستاره
مهمان
ستاره

خوب بود تشکر

Zara.20
مهمان
Zara.20

سلام مهسا جان رمان زیبایی بود. منتظر رمان های بعدیت هستم.

فرشته
مهمان
فرشته

لطفاراهنمایی کنید…رمانهادانلودمیشن ولی بازنمیشن …چه دلیلی داره؟؟

سامی
مهمان
سامی

وقتی شروع کردم به خوندن خوشم نیومد میخواستم ادامه ندم اما نظرات خواننده ها باعث شد تا آخر بخونم و خوشحالم که نصفه ولش نکردم .رمان زیبایی بود

زهرا
مهمان
زهرا

عالی بود نویسنده جان
کاش جلد دومش رو هم بنویسی
کتاب های دیگه ای هم اگه نوشتی معرفی کن بهمون
قلمت و داستانت فوق العاده است

ماهی
مهمان
ماهی

فوق العاده بود عزیزم
و به نظرم پایان کاملی داشت
قلمت پایا

مهسا
مهمان
مهسا

سلام جلد دوم داره یا نه من هر چی میگردم پیدا نمیکنم تروخدا اگه کسی جلد دومشو بلده بگه

م.م
مهمان
م.م

سلام به نویسنده ی عزیز تبریک میگم با این قلمش واقعا داستان عالی شخصیت پردازی ها عالی همه چی عالی قشنگ میشه از روش یه سریال معمایی جنایی درست کرد.لطفا ادامش رو هم بنویسید چون داستان واقعا جای ادامه داره و جذابه.

کوثر موسوی
مهمان
کوثر موسوی

نویسنده ی عزیز خواهشا ادامش بده بعضی از رمانای مزخرف تا ۴ جلد هم ادامه دارن واقعا حیفه رمانی به این زیبایی به همین یک جلد ختم بشه

shaghayegh.goli
مهمان
shaghayegh.goli

سلام عزیزم، خیلی خوشحالم که شما و دوستان دیگه لطف داشتید و خوشتون اومده، برای جلد دوم هنوز تصمیمی نگرفتم اما رمانی به نام شبگون در انجمن در حال تایپ دارم

مهسا
مهمان
مهسا

بله شبگون رو هم دیدم و بی صبرانه منتظرم بخونمش،اما به نظرم باران میبارد پتانسیل ادامه دادن رو داره،خیلی از رمانای الکی و زشت تا چند جلد ادامه دادن،حیفه رمان و داستانی به این زیبایی تک بمونه !

Nasrin
مهمان
Nasrin

من قبل خوندن رمان نظرات بقیه رو می خونم ببینم ارزش وقت گذاشتن داره یا نه ،بنظر بقیه خوبه امیدوارم اینطور باشه❤

asi
مهمان
asi

سلام , بعد از زمانی تقریبا طولانی , رمان خوبی بود , نویسنده عزیز خسته نباشید

ریحانه
مهمان
ریحانه

عالی بود،بعد از مدتها یه رمان خوب وبا قلم زیبا خوندم

Partou rad
مهمان
Partou rad

واقعا عالی بود،حرف نداشت،یکی از بهترین رمان هایی بود که تا به حال خوندم،تبریک میگم به نویسنده ی عزیز و ذهن باز و ماجراجوش،پیشنهاد میکنماسن رمان رو اصلا از دست ندید چون فوق العادس

م.عبدالله زاده
مهمان
م.عبدالله زاده

تبریک میگم بهت شقایق جان
با آرزوی موفقیت های بیشتر *_*

shaghayegh.goli
مهمان
shaghayegh.goli

خیلی ممنون مهسا جان ♥

کوثر موسوی
مهمان
کوثر موسوی

سلام رمانتون فوق العاده بود جوری که من الان جرئت نمیکنم برم سراغ رمان دیگه ای از ترس این که مثل این خوب نباشه.فقط یه چیزی نمیشه جلد دومشو بنویسید لطفاااااااااااا

Drosera
مهمان
Drosera

خسته نباشی نویسنده جان
زیبا با قلمی دوست داشتنی (:

shaghayegh.goli
مهمان
shaghayegh.goli

سلامت باشی، ممنونم عزیزم