دانلود رمان انعکاس یک قصاص ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان انعکاس یک قصاص ویژه نگاه دانلود
(4.3)میانگین امتیاز از(14)رأی(85.71%)

دانلود رمان انعکاس یک قصاص

دانلود رمان انعکاس یک قصاص  . زخم‌هایی را که مرهم ندارند چه باید کرد؟ اگر از آسمان بارانِ آتش بارید و زندگی آرام نازنین را شعله‌ور کرد

و میلادش را سوزاند؛ اگر به دنبال مقصری به اسم سارا می‌گردد، باید تمام روزهای شیرین گذشته را از یاد ببرد و اگر انس‌ گرفته‌شده‌ی چیچک

زندگی‌اش است، با آروین‌های زندگی‌اش چه باید کرد…
با ما همراه باشید.
داستان یک زندگی آشفته….

دانلود رمان انعکاس یک قصاص

دانلود رمان انعکاس یک قصاص

مقدمه:

من به انتقام دلخوشم
انتقام گونه‌های تر،
آه‌های داغ،
به انتقام چشم‌های زل،
دست‌های باز،
من به انتقام دلخوشم و فکر می‌کنم؛
به گوش، به دست، به دل.
انتظار یک سلام،
لمس یک نگاه،
و حس خوب.
من به انتقام از انتظار فکر می‌کنم!
به کنج سقف فکر می‌کنم که روزنه‌ایست
بین من و تو،
به بالشتم که عاشقانه
اشک‌های خسته‌ام را پاک کرد.
من به این قلم که فکر می‌کنم،
چه خون دل که خورده است،
چه صبرها که کرده است،
چه واژه‌ها که لیز خورده‌اند از کفش،
به واژه‌ها که فکر می‌کنم
به کنج کنج این اتاق،
به ذره ذره‌ی هوا فکر می‌کنم!
به انتظار فکر می‌کنم…!

 

قسمتی از داستان :

بارون به شدت می‌بارید، روی زمین از شدت خیسی سیل کوچیکی به راه افتاده بود. زنی با سرعت رانندگی می‌کرد و تموم حواسش به خیابون

بود که مبادا با کسی تصادف کنه. فقط و فقط رانندگی می‌کرد و نمی‌دونست که کجاست.
دست‌هاش رو محکم به فرمون ماشین قفل کرده بود،گاهی به جلو و گاهی نگاه به صندلی کنارش می‌انداخت و از صدای گریه بچه‌ی کنارش

اعصابش متشنج می‌شد. به طرف کودک برگشت و اون رو مخاطب خود قرار داد:
-آروم باش لعنتی تا کی می‌خوای گریه کنی؟! آروم باش!
وقتی دید که بچه آروم نمیشه به شدت کلافه شد. کم‌کم سیل اشک‌های خودشم به راه افتاد.
– تقصیر تو بود می فهمی؟
و مشتی به فرمون کوبید:

دانلود رمان انعکاس یک قصاص ویژه نگاه دانلود
(4.3)میانگین امتیاز از(14)رأی(85.71%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : انعکاس یک قصاص

نویسنده : NAZ-BANOW کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه.تراژدی

ویراستاران : لیالی

تعداد صفحات کتاب : 385 پی دی اف ، 1008 جاوا

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/192361/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

16
دیدگاه بگذارید

avatar
16 نظر دادن ها
0 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
14 نظرات نویسندگان
دختربلاقطرهRahidornahani اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
دختربلا
مهمان
دختربلا

سلام.قلمت و شیوه نگارشت خیلی خوب بود ولی آخرش نفهمیدیم میلاد و آروین دوستش داشتن یا نقش بازی میکردن؟.خانواده میلاد همگی برای نازنین توطئه کرده بودن؟مگه میشه دکتر بگه هیچوقت حافظه اش و به دست نمیاره؟توی روند ابتدای داستان اصلا هیچ اشاره ای به دوست داشتن میلاد نکرد چطور یهو عاشق نازنین شد؟چرا ساغر راجع به عشق میلاد دروغ گفت؟اصلا چرا آروین حضانت چیچک رو از نازنین گرفت در صورتی که پدر و جد پدریش زنده بودن و احتیاجی به این کار نبود؟ نویسنده عزیز خیلی برای داستان زحمت کشیده بودی .اتفاقات جالبی هم افتاد .خوبه که بعضی داستانها پایان… ادامه مطلب »

قطره
مهمان

دوست عزیز خسته نباشی لحن قلمتو دوس داشتم اما به نظرنم داستان زیادی بی منطق پیش رفت باتوجه به اینکه نوشته نشده بود حق طلاق با نازنین هست یا نه یعنی میلاد نمی تونست به جای اینکه یه سال بازی دربیاره و خودشو مرده جابزنه راحت طلاقش بده؟ اصلا مردن اینام جای بحث داره مگه نازنین نگفت جلوی چشمام اتیش گرفتن وسوختن پس چه طوری زنده موندن؟ ادای سوختن که نمی شه دراورد! حتی توضیحی درباره اینکه میلاد تو شرکت بابای نازنین چی کار میکرده هم داده نشده بود آیا اونجا مشغول به کار بوده؟ یا حتی توضیحی درباره ی… ادامه مطلب »

Rahi
مهمان

رمان هیجان انگیزی بود

Rahi
مهمان

خیلییی قشنگ بود

dorna
مهمان
dorna

جمله هایی که توی رمان استفاده شده بود ابکی و بیخود و بچگانه نبود از این نظر واقعا خوب بود و من نثر رمان رو دوست داشتم اما چیزی که اذیت میکرد کلیت داستان بود چرا واقعا؟از اول تا اخر نازنین زجر کشید…میلاد و سارا و بقیه چرا همچین بازی سرش در اوردن دستور از بالا بود؟یعنی چی؟چرا بردنش تیمارستان؟دوسالو نیم؟؟فراموشی همیشگی؟؟؟!!!بعد اون همه بلا قراره راحتش بذارن تا ازدواج کنه؟؟اول رمان که باباش فوت کرد اینقدر یهویی بود که من فکر کردم یه تکه از داستان تایپ نشده….درسته بعضی مسائل مبهم بمونه بد نیس اما نه کلیت داستان…این رمان… ادامه مطلب »

hani
مهمان
hani

دوست نداشتم رمانتو

پارمیس
مهمان
پارمیس

فقط یه حرف میتونم راجب رمانت بذار=فوق العاده بود

ary
مهمان
ary

خسته نباشید نویسنده ی عزیز. رمان رو دیشب دانلود کردم و همون دیشب هم تموم کردم.باید تبریک بگم بهتون واقعا تو هر لحظه از رمان سوپرایز شدم…بعده دو ماه تنها رمانی بود که رغبت کردم تا آخرش ادامه بدم!چرا لایکاش کمه؟دوستان حتما وقتی به این صفحه سر میزنین این رمان رو دانلود کنین. درسته که کم و کاستی هایی داشت. مثلا اینکه روند رمان خیلی خیلی تند بود،واقعا خیلی حیفه که همچین رمانی اینطوری پیش بره.به مسائل اصلی خوب پرداخته نشده بود.کاشکی یکم روند اروم تر بود و خواننده رو با آرامش با کارکتر ها آشنا میکردین. مثلا کاش یکم… ادامه مطلب »

یاس
مهمان
یاس

سلام و خسته نباشی به نویسنده گرامی
خیلیییی قلمی خوب و عالی داشتین،واقعا چقدر خوب نویشتین نویسنده عزیز.هنوز احساس منگی میکنم و احساس میکنم تو فضای رمانم:))))))و از شما ممنونم که احترام به پدر و مادر در رمان رعایت شده بود
فقط کاش جلد دوم داشت:( به امید پیشرفت هر چه بیشتر شما در زندگیتون

فاطمه
مهمان
فاطمه

به نظرم اگه ادامه دار بشه خیلی جای پیشرفت داره مخصوصا که خیلی ابهامات میتونه رفع بشه
ولی قلم خوبی دارید و اوج و فرود داستان هیجان زیادی داشت و این خیلی خوبه

بهار
مهمان
بهار

عالی بود
عالی بود
عااالللییییی بود

ز.سلیم زاده(NAZ-BANOW)
مهمان
ز.سلیم زاده(NAZ-BANOW)

فدات عزیزه دلم

سارا
مهمان
سارا

داستان جالب بود و کشش خوبی هم داشت اما بعضی قسمت ها به نظرم کم و کاستی داشت و خیلی جاها هم مبهم و گنگ موند.مثلا چرا این همه اذیت شد چرا این همه نامردی کردن درحقش فقط بخاطر به دوس داشتن؟چرامیلاداونقدرنامردبود.وجرایاشارکه فرستادش تیمارستان باز اومد سراغش؟

فاطمه تاجیکی
مهمان

خسته نباشی نازنین جانم قلمت مانا

ز.سلیم زاده(NAZ-BANOW)
مهمان
ز.سلیم زاده(NAZ-BANOW)

ممنون عزیزم، لطف داری
مرسی که از اول رمانم همراهم بودی و بهم دلگرمی دادی

کیمیا.ق
مهمان
کیمیا.ق

سلام و خسته نباشید به نازنین عزیزم
تبریک میگم بهت ^-^
از اول تا آخر رمان رو همراهت بودم، رمان قشنگی بود 🙂
به امید پیشرفت های افزون ♡