دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه نگاه دانلود
(3.1)میانگین امتیاز از(13)رأی(61.54%)

دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه نگاه دانلود آل، امپراطور آینده‌ی یونان، بر‌خلاف میلش به خواسته‌ی پدرش

کشور روم را تصرف خواهد کرد. در این میان، مریلا به‌سبب نجات خانواده‌اش مشقت‌های فراوانی می‌بیند.

اتفاقاتی رخ می‌دهد که این دو‌… (پایان خوش)

رمان امپراطوری به نام آل :

– اما پدر، چرا شما همیشه به فکر تصرفِ کشورها هستید؟ من نمی‌توانم همانند شما عمل کنم.
پدرم دستی در موهای سفیدش کشید و گفت:
– نه پسرم، به گفته‌ی پیشگویان، تو در آینده‌ی نه‌چندان دور امپراطوری این کشور را به دست خواهی گرفت؛

پس باید بتوانی قلمرو و سرزمینت را گسترش دهی.
اما من با جنگ و خونریزی زیاد موافق نبودم. بالاخره به اصرار پدرم مجبور به قبول خواسته‌اش شدم.
– چشم پدر، می‌دانم که اصرارکردن بی‌فایده است؛ اما من یک ماه فرصت می‌خواهم تا برای جنگ سپاه

عظیمی آماده کنم. می‌دانی که روم کشور قدرتمندی است.
– برو پسرم، در این یک ماه تمام سعی خود را بکن، می‌خواهم توانایی‌هایت را بسنجم.
تصمیم گرفتم به سپاهیان کشورم آموزش های لازم را بدهم؛ چون نمی‌خواهم کشور روم پیروز میدان باشد.

با جان، محافظ شخصی‌ام، به مکانی که سپاهیان را آموزش می‌دادند رفتیم. همه‌چیز به خوبی پیش می رفت؛

فقط تجهیزات نظامی کم بود.

دانلود رمان امپراطوری به نام آل

دانلود رمان امپراطوری به نام آل

سری تکان دادم و رو به محافظ شخصی‌ام گفتم:
– جان؟
– بله قربان؟
– آهنگر را خبر کن، تجهیزات نظامی می‌خواهیم؛ باید تیر و کمان، شمشیر و وسایل نظامی بسازد.
– چشم قربان.

پیشنهاد : دانلود داستان کوتاه بازگشت به زمین ویژه نگاه دانلود

***
«مریلا»
با عجله وارد آشپزخانه شدم و فریاد زدم:
– مادر… مادر کجایی؟
– چه شده مریلا، چرا فریاد می‌زنی؟
– مادر، حال پدر وخیم‌‎تر شده است.
– هرچه سریع‌تر برو و طبیب را خبر کن.
– چشم مادر.
از خانه بیرون آمدم. خدایا! من پدرم را از تو می‌خواهم، کمکم کن. درون کوچه همچنان می‌دویدم و

اشک می‌ریختم و مردم مرا با تعجب نگاه می‌کردند و بعضی هم می‌گفتند:«دخترِ دیوانه شده!»
به خانه‌ی طبیب رسیدم و محکم در چوبی را کوبیدم و فریاد زدم:
– در را باز کنید، شما را به خدا در را باز کنید!
– چه شده دخترم؟ چه خبر است؟

پیشنهاد : دانلود رمان فصل تاریکی جلد دوم زاده ی تاریکی ویژه نگاه دانلود

– زود باشید، پدرم دوباره حالش بد شده.
دستی به پیراهنش کشید و گفت:
– صبر کن دخترم، آمدم.
***
همراه طبیب به طرف خانه راه افتادیم. اشک‌هایم بی‌مهابا روی گونه‌هایم جاری بودند. طبیب می‌گفت:

«نگران نباش دخترم حال پدرت خوب می‌شود.»؛ اما من فقط می‌گریستم.
طبیب در حال معاینه‌کردن پدرم بود و مادرم هم برای سلامتی او دعا می‌کرد. چند دقیقه بعد طبیب در

حالی که در کیف دستی‌اش را می‌بست، توصیه‌های لازم را به من و مادرم کرد:

دانلود رمان امپراطوری به نام آل ویژه نگاه دانلود
(3.1)میانگین امتیاز از(13)رأی(61.54%)

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : رمان کوتاه امپراطوری به نام آل

نویسنده : Negar_hashemi کاربر انجمن نگاه‌دانلود

تعداد صفحات کتاب : 162 پی دی اف.418 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/178784/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

10
دیدگاه بگذارید

avatar
7 نظر دادن ها
3 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
9 نظرات نویسندگان
فاطمه تاجیکیمحمد بوژمهرانیPanizطهورNegar_hashemi اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
محمد بوژمهرانی
مهمان

یه کم بچگانه بود میتونه بهتر بشه

Paniz
مهمان
Paniz

میشه جلد دومش روهم تایپ کنید خیلی خوبه حتما جلد دوم هم تایپ کنید

طهور
مهمان

بد نبود 

Delaram
مهمان
Delaram

در کل خوب بود ولی یه کم بچگانه بود میتونه بهتر بشه!

Negar_hashemi
مهمان
Negar_hashemi

مرسی از نظرت سعی می کنم رمان های بعدی جبران بشه چون این رمان اول من بود!

بد گرل
مهمان
بد گرل

رمان خیلی سطح ابتدایی داشت، واقعا خیلی چیزا خارج از ذهن بود و هست. زمانی که دو تا کشور باهم دیگه در حال نبرد یا جنگ هستن امکان این وجود نداره که خیلی راحت وارد کشور هم بشن حالا هرچند بگیم باستان یا قدیم باشه، یا اروپایی که رسم خواستگاری رو ندارن و همین طور ازدواج کردن رعیت و پادشاه بیشتر توی داستان ها وجود داره تا واقعیت، یا اینکه یه کشور یهو تصمیم می گیره که به یک کشور حمله نظامی کنه و بعد در کمال آرامش با هم صلح میکنن که دیگه خیلی عجیب غریبه، در کل رمان… ادامه مطلب »

Negar_hashemi
مهمان
Negar_hashemi

سلام بر شما. تو این رمان گفته شده بود که کشور روم خبری از جنگ نداشت و یونانیان به شکل ناگهانی حمله کردند و اینکه پدر آل به نظرپسرش احترام گذاشت در ضمن هیچ کدوم از پادشا ها قصد جنگ رو نداشتن و هر دو هدفشون اتحاد بود برای همین به راحتی با همدیگه صلح کردن.

Gharibe
مهمان
Gharibe

این چی بود اخه ؟مگه روم هم میرن خاستگاری ودختر پسرم باهم حرف میزنن ؟

الهه
مهمان
الهه

سلام
من در انجمنتون ثبت نام کردم ولی ایمیل برای تایید حساب کاربریم نیومده الان تقریبا یه هفته شده ولی ارسال نشده
یوزرمم Elahe_banooo است

فاطمه تاجیکی
مدیر
فاطمه تاجیکی

حساب کاربریتون رو تایید کردم.