دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد
(4)میانگین امتیاز از(2)رأی(80%)

دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

درخواستی

به درخواست نویسنده  رمان حذف شد

دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

نوشته ((fatemeh ashkoo)) کاربرنودهشتیا

نویسنده رمانهای..زیر یک سقف…همسان من..طلسم خاکستری

خلاصه ی داستان:
اینجا خبری از یه دختر نیست اینجا دخترانگی هارو نمیبنید اینجا همه چیز تو زن بودن خلاصه میشه زنی که تو یه عشقی ممنوع دست و پا میزنه …ممنوع…!
پروانه ی ما پروانه ای پر از پرواهای ِ زنانه بود… زنانگیش در عین ِ دخترانگی، بکارتش را حفظ کرده بود.دلش به وسعت ِ گذشتن از عشق دریایی بود. میتوانست اما خود را به ناتوانی میزد…. میدانست اما خودرا به نادانی میزد….عشق را لمس میکرد اما خود را به اغمای ِ بی حسی کشانده بود . بانوی قصه ی ما با روح ِ بزرگش در مقابل کتک ها لبخند میزد، در مقابل لبخند ها خنده سر میداد، او همیشه یک قدم از هر ماهیتی جلوتر بود…..
او مهربان بود اما افسوس که این مهربانیش واسطه ای برای قطع ِ مهربانی از هر سو به سویش میشد….پایان خوش

 

منبع»

رمان آرامشم باش | ((fatemeh ashkoo)) کاربر انجمن نودهشتیا

دانلودرمان آرامشم باش برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد
(4)میانگین امتیاز از(2)رأی(80%)

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

8
دیدگاه بگذارید

avatar
5 نظر دادن ها
3 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
7 نظرات نویسندگان
arezoo786نگاهسولمازرهاmaryam اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
arezoo786
مهمان
arezoo786

سولماز جون اسم رمان طالع ماه هستش از مهرسا

سولماز
مهمان
سولماز

سلام اول اینکه بابت سایت خوب و پرطرفدارتون بهتون تبریک میگم دوم من دنبال یه رمانی هستم که تا حالا پیداش نکردم تو سایت خودتون هم هست اسم شخصیت هاش و دقیق یادم نیست ولی فکر می کنم اسم پسر رادین بود داستان راجب به دختری بود که فال قهوه می گرفت طی یک تصادف با پسر یکی از مشتریاش آشنا میشه و به رستورانش میره سعی در جلب توجه اون پسر داشت که بعد با هم ازدواج می کنن در ضمن زمانش هم حال بود هم گذشته دخترداستان هم تو اون موقع با پسری به اسم رامین دوست بود… ادامه مطلب »

maryam
مهمان

سلام نگاه جون. خوفی دستت درد کنه واسه رمانای خوبت. این رمان فوق العاده بود. دمت جیز.بوس بوس

رها
عضو
رها

سلآم.ممنون.

mahsa
مهمان
mahsa

سلام عزیزم…رمانت نثر فوق العاده ای داشت…من از خوندنش واقعا لذت بردم…با اون خندیدم وباهاش گریه کردم…حتی برای دوتا از خواهرامم که اصلا رمان نمی خونن تعریف کردن وکلی خوششون اومد…رمانت رو به چند تا از دوستامم معذفی کردم…امیدوارم به نوشتنت ادامه بدی که من یکی از طرفدارات هستم…راستی نگاه جون دستت درد نکنه…خسته نباشی

farzan-27
مهمان
farzan-27

سلام
ممنون بابت رمانهایی که میذاری
خسته نباشی
میشه
رمان اجبار اختیاری .. اختیار اجباری
و
رمان غرور تو سهم منه
هم بذاری؟؟

رها
عضو
رها

سلآم.خواهش میکنم.ممنون.اولیو گذاشتمش.واما رمان غرور تو سهم منه،اگرنویسنده اجازه دادهش،درخواستتون تو نوبت قرار میگیره وبعد گذاشته میشه.