رمان سقوط برای کامپیوتر Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان سقوط برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    نویسنده : نگاه
    ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
    بازدید : 4,510

    دانلود رمان سقوط برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    دانلود رمان سقوط برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    دانلود رمان سقوط برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

     

    دانلود رمان سقوط برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    داستانش هم درمورد جوونیه که عاشق یه دختری میشه بعدرفیقش نامردی میکنه با عشقش دوست میشه
    —-

    موسیقی ملایمی به گوش میرسید. فضای نیمه روشن یک کافه. فضایی عاشقانه. مرد جوانی در گوشه آن به تنهایی نشسته بود. کافه تقریبا خلوت. گه گاه شخصی می آمد و میرفت. گاهی صدای خنده می آمد اما کسی نمیخندید. جوان خیره به یک نقطه. در فکر گذشته عجیب خود. چشمش روی در کافه قفل. کلید قفل را گویی گم کرده بود. در چشمانش غم را میشد دید. در باز میشد. نگاه جوان لحظه ای میلغزید بر روی کسی که وارد میشد و باز با تاسف باز میگشت به جای خود. کار جوان همان بود. هر روز به آن کافه می آمد، در همانجا مینشست و دنبال گمشده اش میگشت. آن روز هم مثل روز های دیگر حدود ساعت شش عصر وارد کافه شد. هوا بارانی بود. نه چتر داشت نه بارانی بر تن. قطرات باران از موهایش میچکید. مستقیم به سمت همانجا رفت. بی صدا. مانند همیشه به در خیره شد. در باز و بسته میشد. نگاه میلغزید و باز میگشت. باران شدیدتر از قبل شده بود. در کافه باز شد. نگاه لغزید ولی باز نگشت….

    برای دانلود رمان سقوط به ادامه مطلب بروید .

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد