رمان آتلیه عشق برای اندروید Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان آتلیه عشق اندروید،جاوا،pdf،ایفون

    نویسنده : shadan
    ۱۴ تیر ۱۳۹۴
    بازدید : 16,735

    دانلود رمان آتلیه عشق اندروید،جاوا،pdf،ایفون

    دانلود رمان آتلیه عشق - www.negahdl.com

    دانلود رمان آتلیه عشق – www.negahdl.com

    دانلود رمان آتلیه عشق اندروید،جاوا،pdf،ایفون

    نوشته *Mahsa.z کاربر انجمن نودهشتیا

    -رمان من یه رمان هست مانند زندگی همه عادی وپراز مشکل و دغدغه ایی که ممکن برای هرکس توی زندگی اش پیش بیاد….پر از خنده و شادی که تو زندگی همه هست…

    خلاصه رمان”” اصدای زنگ گوشیم چشمامو از روی صفحه مانیتوربرداشتمو به گوشی جواب دادم….._بله؟؟
    _بله و کوفت…بله و مرض..کیمیانیستم اگه هفت جدوابادتو نیارم جلو چشمت…
    _اخه…چلا..عجقم؟؟
    _مرض و عجقم صدباربهت نگفتم اینطوری حرف نزن؟حالمو بهم میزنی..لوس..
    _خب عزیزم چون حالت بهم میخوره اینطوری جرف میزنم دیگه…
    _ههههه بانمک…چقدرتوبامزه ای…
    _نیستم؟؟؟؟
    _ببین تارا بحث رو عوض نکن…فکردی من نمیفهمم داری لوس بازی درمیاری مثلا یادم بره؟عمرا من دیگه نمیتونم….
    _حالا ببینا یه بار ازت خواستم یه کاری برام انجام بدیا….

    قسمتی از متن :

    _برات بگم خواهربزرگه که خرید بودیم…مشخص نیست ایا؟؟؟
    _خب تو کی رفتی؟
    _همون موقع که تو اومدی…حالا اگه بازجویی تمومه…برم دست به اب که داره رسوام میکنه…
    باخنده بهش نگاه کردمو گفتم
    _برو تا رسوات نکرده…
    رفتم سرمیز شام تاجایی که جا داشتم معده ام روپر ماکارونی کردم..مشغول خوردن بودم که ناراگفت..

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد