دانلو رمان تازیانه ام نزن برای ایپد Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان تازیانه ام نزن برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    نویسنده : shadan
    ۱۱ اسفند ۱۳۹۲
    بازدید : 6,188

     

    دانلود رمان تازیانه ام نزن برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    نوشته hotsummer001 کاربر انجمن نودهشتیا

    من حاصل عمر خود ندارم جز غم
    در عشق زنیک و بد ندارم جز غم
    یک همدم باوفا ندیدم جز درد
    یک مونس نامزد ندارم جز غم

    عنوان کتاب : تازیانه ام نزن

    ژانر : اجتماعی_عاشقانه

    خلاصه :

    تاريك است…صدايي نمي ايد…جز شنيدن صداي ناله هاي زني تنها و زخم خورده…ناله ها شديد تر ميشود…تاريكي محو ميشود…قدم هاي ارامي برميدارم و به سمت ناله هاي زن مي شتابم…پشت به من با شانه هاي خميده رو به دريايي پر از خون ايستاده است…شانه هايش مي لرزد…حال صداي شيون و ناله هايش بهتر به گوشم ميرسد…صدايش پر از درد…نزديك ميروم…نزديك تر…حال در پشت او ايستادم…دستم را بالا مي اورم و بر روي شانه هاي خميده اش ميگذارم…صدايش قطع ميشود…سرش را برميگرداند…
    با چشم هاي گرد شده صورتش را ميكاوم…ميخواهم از او دور شوم اما نمي توانم…بدون حرف فقط در چشم هايم نگاه ميكند…سعي ميكنم دستم را از روي شانه هايش بردارم اما انگار او زرنگ تر از من است…دست هايم را با خشونت مي گيرد و به سمت درياي پر از خون ميكشد…

    تا کي غم آن خورم که دارم يا نه
    وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه
    پرکن قدح باده که معلومم نيست
    کاين دم که فرو برم برآرم يا نه
    این قافله عمر عجب می گذرد
    دریاب دمی که با طرب می گذرد
    ساقی غم فردای حریفان چه خوری
    پیش آر پیاله را که شب می گذرد
    بر خیر و مخور غم جهان گذران
    خوش باشو دمی به شادمانی گذران
    در طبع جهان اگر وفایی بودی
    نوبت به تو خود نیامدی از دگران

    مقدمه :

    چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری

    نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری

    غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد

    که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

    چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان

    که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری

    دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی

    چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

    نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند

    دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

    همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد

    دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری

    سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ست

    تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

    به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من؟

    که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

    چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی

    بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری

    نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم

    منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

    سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر

    که به غیر مرگ دیر نگشایدت کناری

    به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها

    بنگر وفای یاران که رها کنند یاری

    برای دانلود رمان تازیانه ام نزن به ادامه مطلب بروید .

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد