دانلود رمان گردنبند برای موبایل Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان گردنبند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

    نویسنده : shadan
    ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
    بازدید : 20,245

    دانلود رمان گردنبند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

    دانلود رمان گردنبند - www.negahdl.com

    دانلود رمان گردنبند – www.negahdl.com

    دانلود رمان گردنبند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

    نوشته !aryana! کاربر انجمن نودهشتیا

    الخلاصه:

    داستان درباره دختریه شیطون اما مغرور که با پدرش زندگی میکنه ی روز خبر میدن از بیمارستان که پدرتون مریضه وزیاد وقت نداره …پدره تو بیمارستان ازش ی قول میگیره که بعد چهلم اون باید شمال رو ترک کنه بره تهران …دختره ی گردنبند داره …..گردنبنده هم از این مدل قاب عکسیاعه ….توش دوتا عکس هست ….تو تهران همه چی تغییر میکنه …..بقیشو بعداا…. 

    قسمتی از متن :

    این امکان نداره …بابای سرحال وشاد من الان…الان تو بیمارستانه ؟باورم نمیشه با عجله رفتم سمت
    پذیرش وبا گریه پرسیدم :خانم خانم.. بابام کجاست
    پرستار که دید اوضام خیطه گفت :خانم آروم باشید بگید اسم پدرتون چیه؟
    با صدایی لرزون گفتم:محتشم …رضا محتشم
    پرستار با چهره ایی ناراحت نگام کرد و گفت :بله بفرمایید ایشون منتظر شما بودن برین اتاق 145

    با دو از پله ها بالا رفتم چند جا هم نزدیک بود بیفتم همه داشتن نگام میکردن اصن برام مهم نبود بابام

    …باباجونم روی تخت بیمارستان بود ….رسیدم به در اتاق ی نفس عمیق کشیدم رفتم تو…..دیدمش

    …..رنگش پریده بود ..تا منو دید لبخند زد من با قدم های لرزونم رفتم پیشش .

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد