دانلود رمان پایان تمام قصه ها برای جاوا Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

    نویسنده : shadan
    ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
    بازدید : 9,593

    دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

    دانلود رمان پایان تمام قصه ها - www.negahdl.com

    دانلود رمان پایان تمام قصه ها – www.negahdl.com

    دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

    نوشته پانیا.ف.ن کاربر انجمن نودهشتیا
    می شنوی؟!

    صدای مرگ می آید

    از پس هیاهوی بی خودی من و تو…

    از پس نشنیده های من و تو…

    از پس رنج های خود کرده…

    از پس شادی های تلف شده…

    از پس غم های تلنبار شده…

    از پس اشک های مانده در اسیر…

    از پس حس های ناتمام…

    از پس روزهای شروع نشده…

    می شنوی؟!

    صدای مرگ می آید

    پایان نزدیک است

    پایانت را تغییر نمی دهی؟؟؟

    قسمتی از داستان:

    کمی نزدیکم شد و گفت:
    -آرامبخش نیست…فقط کاملا هوشیارنیستی.
    حس بدنم از بین رفته بود.هم حس خوبی داشتم،هم بد.قبل اینکه دیگه هیچی نفهمم گفتم:
    -مخدر؟
    صداش رو نشنیدم فقط حس کردم کسی من رو بلند کرد و بعد از اون حجم عظیمی از لباس های روشن که چشمم رو می زد و بوی تند ضد عفونی زیر بینیم رو حس کردم.
    خبیث شده بودم که دلم نمی خواست فکر کنم چه بلایی سر مامور دم در اتاقم اومده.اهمیتی ندادم و فقط سعی می کردم آنقدر هوشیار باشم تا بفهمم کی میاد سراغم.مدام چشم می چرخوندم و دلم می خواست فقط یک نفر رو احساس کنم و یا حداقل صداش رو بشنوم.دلم نمی خواست به خودم بگم حالا که می دونم کار کار خودشه،دلم می خواد ببینمش.
    حجم لباس های روشن از روم برداشته شد و این بار روشنی چراغ های خیابون باعث شد با دست ناتوانم جلوی چشمام رو بگیرم.چشمم بسته بود و فقط کمی از بویاییم کار می کرد و وقتی تونستم بوی عطر تندش رو حس کنم دنبالش گشتم.
    جایی تنگ قرار گرفتم و وقتی جلوم تاریک شد چشم باز کردم و از شانس بدم تار می دیدم و این نشون می داد دارم از هوش میرم.اما من سرسختانه می جنگیدم تا بیدار بمونم.
    کسی جلوم بود و تکانی نمی خورد.نمیدیدمش اما دلم می خواست همونی باشه که…
    -گلین…
    وقتی صداش رو شنیدم،وقتی بوی عطر تندش تند تر شد ناخواسته اشک به چشمام اومد.کمی نزدیک ترم اومد،هر چی چشمم رو باز و بسته می کردم باز تار میدیدم،اما خودش بود،مطمئن بودم.دستم رو به زور بلند و حریصانه می خواستم حداقل صورتش رو لمس کنم اما تا نیمه ی راه بیشتر نرفت.نرفت اما حس گرمای دستش سرمای تنم رو در کسری از ثانیه از بین برد.
    -نمیذارم کسی اذیتت کنه گلینم.

    (ژانر:عاشقانه- معمایی)

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد