دانلود رمان قفسی برای آرامش pdf Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان قفسی برای آرامش جاوا،اندروید،pdf،ایفون

    نویسنده : نگاه
    ۱ مهر ۱۳۹۴
    بازدید : 12,560

    دانلود رمان قفسی برای آرامش جاوا،اندروید،pdf،ایفون

    دانلود رمان قفسی برای آرامش -www.negahdl.com

    دانلود رمان قفسی برای آرامش -www.negahdl.com

    دانلود رمان قفسی برای آرامش جاوا،اندروید،pdf،ایفون

    نوشته سیده راحله موسوی کاربر نودهشتیا

    خلاصه:

    دنیا به مسخرم گرفته.زمان بغ کرده ایستاده وبه چشمای همیشه بارونیم زل زده .انگار دیروز بود که با تور سفید به جای خونه اقبال شدم مهمون خونه پدر.با یه شناسنامه که صفحه طلاق و ازدواجش هنوز خشک نشده خط خطی میشه .این مردم نمیفهمن .به جای من نبودن که به جرم از دست دادن دخترانه هاشون وخط خطی شدن شناسنامشون از جامعه طرد بشن .ومن میشم همخونه کسی که منو به دیروزهاش پیوند میده .شنیدی میگن چوب خدا صدانداره؟؟آخرش میون رقص دلها دل میده به منی که دلمو گم کردم میون غرور مردها…ومنی که میگردم سالهامیون شکسته های غرورم زیر پای نامردها….پایان خوش

    مقدمه.

    همين يك جمله كافي بود تا گريه هاي بي صدام هق بشنو صداي گريه هام پژواك فضاي اتاق …فكرم ديگه نميكشيد .تمام انرژيمو سر ميز آرايشي خالي كردم.رژلبمو برداشتموبا تمام تواني كه توي وجودم ميديدم روي آينه نوشتم ((ازت متنفرم پويا))با ديدن اسمش روي آينه دباره داغ دلم تازه شده بود نفرت رو توي چشمام ميديدم بااون لباس عروسي كه تنم بودو رده هاي به جامونده سياه روي صورتم كه اشكام از آرايشم به جا گذاشته بود تمام نفرتم رو روي جمله روي آينه خالي كردم .تنم داغ بود هنوز نفهميدم سردستم چي آوردم به لباس عروسم چنگ زدم و از تنم در آوردمش روي شيشه خورده هاي كف اتاق انداختم .مايه گرم و قرمز رنگه دستام هرلحظه بيشتر و بيشتر ميشد.خوني كه از دستم ميچكيد دربرابر خوني كه توي دلم راه افتاده بود هيچ بود.

    نويسنده:سيده راحله موسوي

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد