دانلود رمان باران برای کامپیوتر Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلود رمان باران برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    نویسنده : shadan
    ۳ فروردین ۱۳۹۳
    بازدید : 19,934

    دانلود رمان باران برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    دانلود رمان باران

    دانلود رمان باران

    دانلود رمان باران برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

    نوشته +Lily کاربر انجمن نودهشتیا

    عیدتون مبارک . امیدوارم سال خوبی داشته باشید .

    این رمان امتیاز بالایی داره . دیشب میخواستم رمان رو براتون بذارم که نتونستم آپلود کنم .

    خلاصه رمان: داستان راجع به دختری به نام بارانه که پدرشو از دست داده و دانشجوئه و با مادر و ۳ تا خواهرش زندگی میکنه.توی دانشگاه با یه پسری فوق العاده لجه و همش با هم کل کل میکنن. به دلایلی مجبور میشن خونشونو عوض کنن و دست بر قضا همسایه و صاحب خونشون همون پسره هستش….پایان خوش

    ممنون ازباران -ناز بابت خلاصه  و پایان

    چشمم به النگوهایم می افتد و بغض گلویم را می گیرد؛
    «وقتی که شانه هایم در زیر بار حادثه می خواست بشکند،
    یک لحظه
    از خیال پریشان من گذشت؛ بر شانه های تو…
    بر شانه های تو، می شد اگر سری بگذارم
    وین بغض درد را از تنگنای سینه برآرم به های های
    آن جان پناه مهر
    شاید که می توانست از بار این مصیبت سنگین آسوده ام کند…»

    سرم را به شیشه تکیه می دهم و بی اراده زمزمه می کنم: بابایی… بابایی…
    کاش اینجا بودی… کاش…
    صدایت در ذهنم می پیچد: باران بهار من!
    بغضم را به زور قورت می دهم، کاش بودی و سر خودخواه و یکدنده ام را در آغوش می گرفتی
    و اصرار می کردی گریه کنم؛ من هم با لجاجت لب هایم را گاز می گرفتم، تند تند نفس می کشیدم
    و نمی گذاشتم اشک هایم پایین بیایند. بعد تو می خندیدی و موهایم را با انگشت شانه می کردی…
    پرده ی اشک چشمانم را تار می کند و وقتی نفر روبه رویی ام خم می شود
    و پیشانی دختر کوچکش را می بوسد، اشک از چشمم جاری می شود…

    برای دانلود رمان باران به ادامه مطلب بروید .

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد