دانلود رمان اریکا pdf Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    دانلودرمان اریکا (موبایل:جاوا،اندروید،ایفون،تبلت،pdf،ایپد)

    نویسنده : shadan
    ۱ مرداد ۱۳۹۲
    بازدید : 15,299

    دانلودرمان اریکا (موبایل:جاوا،اندروید،ایفون،تبلت،pdf،ایپد)

    نوشته نادیا و هیوا بهرامی کاربران انجمن نودهشتیا

    apk مشکل داشت جدید ساختم .

    لینک jar غیر مستقیم گذاشتم .  

    درخواستی دوستان 

    راوی : دانای کل  ، ژانر: عاشقانه، اجتماعی، پلیسی، کمی معمایی

    خلاصه: اریکا، سرکش، معترض از او و از آن خانه می گریزد، دلشکسته از محبت هایِ پولی، فرار را بر قرار ترجیح می دهد، راهیِ مسیری می شود که پایانیش را نمی داند. اوایل راه، مزاحمت سه جوان، باعث آشنایی او با شخص میانسالی می شود، حامد خان، کسی که او را حامی خود می داند، غافل از اینکه… پایان تلخ

    این داستان، قصه ی گناهکارانی است که بی گناهن، و شاید، بی گناهانی که گناهکارن…!
    قضاوت با شماست…

    چشمانم راببند…
    نگذار که تلخی روزگار راببیند.
    چشمانم را به زور ببند.
    این چشمان کنجکاو، با دیدن تلخی واقعیت، سر شکسته می شوند.
    نگذار چشمانم باز بماند!
    چشمانم را از من بگیر…
    اما نگذار ببینم آنچه را که ندیده می دانم…
    طاقت دیدنش را ندارم.

    – اریکا درست می گه. ما آدم ها تکرار می شیم. تکرار در تکرار…
    نگاه خیره اش را به مهسا دوخت و ادامه داد:
    – تکرار من کی می تونه باشه؟
    – هه! تکرار تو؟! هیچ احمقی حاضر نیست تکرار تو باشه… مگه اینکه واقعا یه احمق ِ دیوونه باشه!

    توضیحات بیشتر: دستش را از صورتش جدا کرد و از پشت پرده ی اشک به آن خیره شد. چه می دید؟! این دست به احساسش خیانت کرده بود. اما با کدام اراده؟! از این دست متنفر بود. حالا چطور می توانست از این انگشت ها انتقام بگیرد!

     

    دانلودرمان اریکا (موبایل:جاوا،اندروید،ایفون،تبلت،pdf،ایپد)

     

    (بیشتر…)

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد