معامله باخدا Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات ارسال رمان به نگاه دانلود تماس با ما
تبلیغات
موضوعات
  • اخبار
  • اس ام اس
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان کوتاه
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلودرمان
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • کانون زبان
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • تولبار نگاه دانلود

    با نصب تولبار همیشه به سایت نگاه دانلود دسترسی خواهید داشت وتازه ترین رمانها برای شما نمایش داده خواهد شد .

    دریافت تولبار
    عضویت در خبرنامه سایت
    در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين رمان ها به ايميلتان ارسال شود.

    پس از اینکه ایمیل خود را وارد کردید (ایمیل را بدون www وارد کنید) بر روی عضویت کلیک کنید و در پنجره‌ی باز شده کلمه مورد نظر در تصویر را تایپ کنید و ارسال کنید سپس به ایمیل خود رفته و ایمیل را تایید کنید، پوشه اسپم را هم چک کنید.

    آرشیو
    آمار

    معامله باخدا

    نویسنده : elahe
    ۷ خرداد ۱۳۹۰
    بازدید 183

    زارعی تصمیم گرفت خدارادرکار زراعتش شریک کندتاخداباران کافی وبه موقع بفرستدوبه کشت وزرعش برکت بدهدومتقابلا اوهم سرخرمن سهم خداراجداکندوبپردازدسال اول زراعتش خیلی پرمحصول شدووقتی خرمن هارادرو کردوخواست سهم هاراتفکیک کندبه خداعرض کرد: شماکه الحمدلله بی نیازیدولی من خانه وزندگی حسابی ندارم امسال بااجازه شمامن همه ی محصول راخودم برمیدارم وسال آینده سهم شماراحساب خواهم کرد.سال دوم هم زراعتش خیلی پربرکت شدولی بازموقع تقسیم کردن سهمش باخدا،گفت:خدایامن یک مقدارخرجهای ضروری دیگردارم،امسال هم بااجازه شماتمام محصول رابرمیدارم وسال آینده تمام طلب شمارایکجامیدهم.این داستان چندسال عیناتکرارشدوزارع هرسال به بهانه ای ازدادن سهم خداطفره رفت تااینکه یکسال بعدازدروکردن خرمن به ذهنش خطورکردکه بگویدخدایااصلاشماشریک نیستی،ناگهان دیددیواربزرگی ازدور داردنزدیک میشودخوب که دقت کرد دیدسیل عظیمی به سمت ده می آید.ازترس پابه فرارگذاشت وحتی کفشهایش هم ازپایش بیرون امدوجاماند.سیل آمدوهمه ی زمین کشاورزی وخانه وزندگی اوراباخودبرد.زارع که به یادعهدشکنی های خودش باشریکش یعنی خداافتاد،فهمیدکه لطمه را ازکجاخورده است لذادرحالی که پابرهنه بودوکفشهایش راهم سیل برده بودسربه آسمان بلندکردوبه خداعرض کردکه فهمیدم چه شد،ولی که میخواستیم باهم شریک شویم من کفش که پایم بوداماسیلی که فرستادی کفشهایم راهم برد

    نگاه دانلود را دنبال کنید در:facebookgoogle_plusrssinstagram
    تبلیغات
    تولبار نگاه دانلود

    آخرین مطالب ارسالی سایت
    توصیه شده توسط کاربران
    Alexa Rank
    آخرین نظرات ارسالی
    نگاه گفته : سلام خواهش میکنم...دوستان لطفا معرفی کنید ... نگاه گفته : برزخ اما... ... نگاه گفته : هنوز ترجمه نشده ... نگاه گفته : سلام... ... شایسته گفته : رمان جالبی بود.در واقع مشکل جوونای مونث امروزه رو ... نازناز گفته : رمان قشنگی بود ارزش وقت گذاشتنو داشت از نویسنده مم ... شایسته گفته : ببخشید می تونم بپرسم نویسنه این رمان چند سالشونه؟؟ ... ati گفته : رمان باحالی بود .ممنون. ... haniyhe گفته : سلام .. درسته رمانه کوتاهی بود ولی موضوع و سبک رما ... nafas گفته : اگه کسی اسم این رمانو میدونه خواهشا بگه:دختری که ش ...
    آپلود عکس
    آپلود عکس , آپلود فایل
    زیرنویس
    دانلود زیرنویس فارسی فیلم و سریال
    انجمن نگاه دانلود
    انجمنی برای همه سلیقه ها
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزیک
    مرجع موزیکهای ایرونی
    تبلیغات متنی ارزان
    برای سفارش کلیک کنید
    خرید هاست