نگاه دانلود | مرجع دانلود رمان

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات ارسال رمان به نگاه دانلود تماس با ما
تبلیغات
موضوعات
تولبار نگاه دانلود

با نصب تولبار همیشه به سایت نگاه دانلود دسترسی خواهید داشت وتازه ترین رمانها برای شما نمایش داده خواهد شد .

دریافت تولبار
عضویت در خبرنامه سایت
در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين رمان ها به ايميلتان ارسال شود.

پس از اینکه ایمیل خود را وارد کردید (ایمیل را بدون www وارد کنید) بر روی عضویت کلیک کنید و در پنجره‌ی باز شده کلمه مورد نظر در تصویر را تایپ کنید و ارسال کنید سپس به ایمیل خود رفته و ایمیل را تایید کنید، پوشه اسپم را هم چک کنید.

آرشیو
آمار

دانلود رمان اینجا آخر خط نیست جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,167
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان اینجا آخر خط نیست جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

اینجا آخر خط نیست - www.negahdl.com

اینجا آخر خط نیست – www.negahdl.com

دانلود رمان اینجا آخر خط نیست جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته  مهدیه mhk کاربر انجمن

خلاصه :
داستان در مورد یه دختر به نام تابشِ……متاهل هست و داره با همسرش زندگی میکنه ….تابش بچه پرورشگاه بوده وسختی های زیادی کشیده اما حالا یه زندگی اروم داره ….
عاشق شوهرشه و اونو خیلی دوست داره …اما در زندگیش یه اتفاقی میوفته …باعث میشه زندگی تابش دست خوش تغیراتی بشه …وزمانی میرسه که باید انتخاب کنه …یه انتخاب سخت …..

مقدمه :

دیگـــر برای با تو نشستن، مـــجال نیست

با این هـــجوم درد، امید وصــــال، نیست

هر چند عــــاشقانه تو را، فکر می کــــنم

شوقی برای شاعـــری و شعــر و فال، نیست !

می خواستم که از تو بگویم ولی چه حیف

در قلب سرشکسته ی من شور و حال، نیست

وقـــتی غـــریب باشی و تنـــها میان شهر

فرقی میان شرق و جنوب و شمال، نیست !

بایـــد به غــار و کــوه و بیابان، پنـاه برد

حالا که عشــق شهر، به جز ابتذال، نیست

جز داغــها که مــــرهم دیـــرینه ی منند

بر سینه ی ستـــبر دلم، یک مــدال نیست !

حــس می کنم به آخر این خط رسیده ام

راهی برای زندگی ام جز زوال نیست

شاعــــر، رهــا کن این گله های همیشه را

دنیا که جای شکوه و فکر و خــیال نیست !

“سید اکبر سلیمانی”

دانلود رمان افسانه اولین رانده شده جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 803
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان افسانه اولین رانده شده جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان افسانه اولین رانده شده - www.negahdl.com

دانلود رمان افسانه اولین رانده شده – www.negahdl.com

دانلود رمان افسانه اولین رانده شده جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته میلاد میرادی

خلاصه :
در دنیا اجنه (زمین) جوانی به نام حارث که جنی پاک دامن بود که از نوادگان جان فرزند پدر جنیان شومان بود زندگی میکرد و همیشه به عبادت خداوند می پرداخت او همیشه مورد آزار دیگر جن ها قرار می گرفت خداوند برای حارث توسط جبرئیل وحی را فرستاد و به او دستور داد تا جن هارا هدایت کند به راه راست و دوری از گناه و فساد ها .گروهی از اجنه ها مسلمان شدند ولی گروهی دیگر قبول نکردند و به اذیت و آزار حارث پرداختند و به طرف او سنگهای آتشین می انداختند. خداوند که نظارگر کار آن جن ها بود برای آن ها عذابی بزرگ فرستاد و تمامشان نابود شدند. بعد از سال ها تمام جنیان کافر شدند به غیر از حارث. حارث در حال گریه کردن و گله کردن از مردمشان (جن ها) بود به خداوند می گوید پروردگارا:دیگر نمی توانم آنها را هدایت کنم چون آن ها آتش نفرت در درون خود دارند که آن آتش شعله ور شده است.
خداوند برای آن ها نیزعذابی فرستاد و خانواده حارث هم که عضو کافران بودند نابود شدند به همین دلیل خداوند فرشتگانی را مأمور کرد تا حارث را به بهشت ببرند.

دانلود رمان فرزند خورشید جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 798
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان فرزند خورشید جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان فرزند خورشید - www.negahdl.com

دانلود رمان فرزند خورشید – www.negahdl.com

دانلود رمان فرزند خورشید جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته fatima32 کاربر انجمن

(جلد دوم آینه زمان)

در قسمت اول داستان سفر بچه ها به دوره عیلام باستان بود تا نانارسین دختر عیلامی را که در طول تاریخ گم شده بود به زمان خودش برگردانند اما با شیطنتهای مجید به دوره های دیگر مانند دوره خشایارشاه و دوره انوشیروان ساسانی هم سفر کردند . قسمت دوم رمان بنام فرزند خورشید بیشتر حول و حوش زندگی کوروش کبیره و اینکه بعد از ایشان چه اتفاقاتی رخ میده و حتی با داریوش کبیر هم ملاقات می کنند . اینبار در کنار مجید و محبوبه و آرش ، ما کسانی مثل اردوان و نارسیس و پریدخت را هم داریم . شروع داستان ابتدا به دوره کوروش کبیر می پردازه و اینکه قبل و بعد از تولدش چه اتفاقاتی برایش رخ داد و چی شد که به دوره امروز اومد و چجوری اتفاقی با مجید روبرو شد ، بچه ها با پدر و مادر و خانواده کوروش کبیر هم آشنا می شوند و ماجراهایی متفاوت تر از قسمت اول داستان براشون اتفاق می افتد . تمام اسامی تاریخی ذکر شده در داستان و همچنین وقایع تاریخی همه واقعی هستند . هدف اصلی داستان علاوه بر معرفی گوشه ای از تاریخ سلسله هخامنشیان ، معرفی چند تا شهر پر جاذبه ایران هم هست . پاسارگاد یکی از این شهرهاست که بجز مقبره کوروش ، دیگه کسی از این شهر کوچک و زیبا و بقیه آثار باستانی اش چیزی نمی داند . همینطور نقش رستم . همه ما تا به حال به شیراز سفر کردیم و همه تخت جمشید را چندین بار دیدیم اما نقش رستم به علت اینکه در مسیر فرعی قرار گرفته کسی ازش اطلاع زیادی ندارد … هر کی خوند پایانو بگه لطفا .

ژانر : کمدی – تخیلی – تاریخی – گردشگری

 

دانلود رمان عشق اتفاقی جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,360
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان عشق اتفاقی جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان عشق اتفاقی - www.negahdl.com

دانلود رمان عشق اتفاقی – www.negahdl.com

دانلود رمان عشق اتفاقی جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته مهشید.ش.ه

دانلود رمان از کنار هم میگذریم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,290
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان از کنار هم میگذریم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان از کنار هم میگذریم - www.negahdl.com

دانلود رمان از کنار هم میگذریم – www.negahdl.com

دانلود رمان از کنار هم میگذریم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته Maht!sa کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان :
افکار منفی به ذهن پادنا هجوم آورد. برای اولین بار حس کرد در زندگیش هیچکاره است . حس کرد اضافیست شاید هم نخودی . قدیما وقتی با دختر همسایه هایشان بازی میکردند هستی با اصرار از او میخواست تا او هم بازی کند. و پادنا چشمکی به دوستانش میزد و میگفت ” تو نخودی باش ” نخودی یا اضافی ! پوزخند زد حالا او در خانه اش نخودی شده بود و هستی اینقدر سریع پیش میرفت که او را کنار زده بود و با زبان بی زبانی به او میگفت ” پادنا تو نخودی باش “
دیگر گوشه ای ایستادن و نگاه کردن را جایز ندانست . مداخله کرد :
ـ چسب خوب نیست باید بگیری زیر آب . بیا صابر باید بریم اونور
محکم بازوی صابر را به دست گرفت . در دلش احساس سنگینی و درد کرد .

مقدمه :
انتظار تمام شدنش را نداشتم!
و تمام که شد،
فهمیدم باز هم سیگار می خواهم!
حتی ،تلخِ تلخ !
و تازه آنجا بود که فهمیدم؛
رفتن تو اختیاری بود که اجبارش من بودم…
درست مثل سیگارم…
که هرچه با اشتیاق تر
و عمیق تر کام گرفتم،
زودتر تمام شد.

دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 903
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان آینه زمان - www.negahdl.com

دانلود رمان آینه زمان – www.negahdl.com

دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته fatima32 کاربر انجمن 

این رمان جلد دوم داره که در طی چند روز آینده گذاشته میشه .

داستان درباره سه نفر بنامهای مجید و محبوبه و آرش هست . مجید و آرش دانشجوی رشته تاریخ هستند و محبوبه دانشجوی دکترای باستانشناسی است . ماجرا از روزی شروع میشه که آرش و مجید میرن به یه عتیقه فروشی و خیلی اتفاقی یه آینه قدیمی میخرن . اصل ماجرا از خرید آینه شروع میشه چون باعث میشه این سه نفر یه ماجرای غیرممکن را تجربه کنند و یه سفر به دوره های گذشته ایران داشته باشته باشن

قسمتی از متن :

استاد بعد از پایان مبحث درس و چند دقیقه شوخی و خنده با دانشجویان ، ختم کلاس را اعلام کرد . همه دانشجوها یکی یکی ، دوتا دوتا با سر و صدا و شوخی کنان رفتند بیرون . در بین آنها دو پسرخاله معروف دانشگاه به نامهای مجید و آرش هم بودند . قبل از شروع داستان باید یه کم این دو تا رو معرفی کنم . مجید عزیزی ، ۲۳ ساله دانشجوی رشته تاریخ ، اهل و ساکن شیراز و پسر حاج رضا و زهرا خانم ، یه خواهر بنام محبوبه داره که دانشجوی دکترای باستان شناسی است ….

دانلود رمان هانیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,608
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان هانیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان هانیا - www.negahdl.com

دانلود رمان هانیا – www.negahdl.com

دانلود رمان هانیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته مژگان.س کاربر انجمن نوهشتیا
هشت ماه این بغض لعنتی گلومو سفت چسبیده وتا خفه ام نکنه دست برادرنیست.
بابای کورمو که گذاشتن زیر خروارها خاک منم شده بازیچه دستشون هی از این خونه به اون خونه پاسکاریم کردن.
آخرشم که براد ر بی غیرتم از خونه اش انداختم بیرون.
ا ون وقت شب تازه طعم تلخ تنهاییرو حس کردم.
زندگی کنارالهام راه چاره نبود اما…..
وقتی خودمو تو چنگالای یه مشت مرد مست اسیر دیدم مجبور شد م درمقابل درخواست اون آدرس خونشو بدم…. پایان خوش

ژانر:عاطفی اجتماعی

معرفی شخصیتهای اصلی

هانیا(دختر تنهای شهر)

فرزام(پل ارتباطی دو گمشده)

ماهان(خاطره ای از یک عکس)

گفتم :دست برادر از تنهایی که خیلی وقته اشک نریخته.

گفت:چقدر خوشبختی وقتی

یکیو داری که پنهونی برات اشک بریزه تا

تنهاییت گنده تر نشه.

قسمتی از متن :

بارون سختی میبارید….
هنوز صدای مشاجره شون به گوش میرسید.
دیگه رورو گذاشته بود کنا روعلنا میگفت تحمل بودن منو نداره چقدربدم میاد ازخودم .ازاین بارون حتی که امشب شده بود قوزه بالا قوز.
پاهای کرخت شدمو حرکتی دادم اگر یکجامیایستادم بدون شک یخ میزدم تموم تنم یکپارچه میلرزید. قدرت نگه داشتن دندونامو که جرینگ جرینگ میخورد روهمو نداشتم.
انتظارطولی نکشید انگار شامه اش کشید وفهمید دارم بسمت اتاقشون نزدیک میشم. هنوز پام نرسیده زیر شیرونی توی حیات عینه دیگی خروشان ترکید.
نگاهم بق کرده چرخید سمت پنجره… 

دانلود رمان فرشته ها خواهند آمد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,328
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان فرشته ها خواهند آمد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان فرشته ها خواهند آمد - www.negahdl.com

دانلود رمان فرشته ها خواهند آمد – www.negahdl.com

دانلود رمان فرشته ها خواهند آمد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته  setareyeh paris کاربر انجمن 

رمان من هم عاشقانست
یه عاشقانه ای که در هر صورت توش یه دختر و یه پسر هست
تو این رمان غم داریم
غصه داریم
اشک داریم
تو این رمان همش فصل پاییزه
همش اشک آسمونه
موضوعش تا اونجایی که من اطلاع دارم تکراری نیست
آخرشو تا مرگ شخصیت اول رمانم پیش نمیبرم
تا اونجایی پیش میبرم که مربوط به موضوع رمانم بشه.
دوست ندارم صفحه های رمانم رو با مهمونی های آنچنانی پر کنم
آخه شخصیت رمانم نمیتونه تو این جشن ها پا بذاره
نه که دلش نخوادهاااا خونوادش از اوناش نیستن! ‏
نمیخوام داشته ها و نداشته ها رو به رخ بکشم
نمیخوام دل دختر قصمو بشکونم
ولی غصه هاشو میخوام بگم
غصه هایی که با رفتن یکی براش شروع میشه
خلاصه :
فرشته دختری هستش که باباش جانبازه شیمیایی هستش. وقتی ۷ سالشه مادرش میره تو بیمارستان کار میکنه بخاطر همون از ۷ سالگی مراقب پدرش بود تا اینکه وقتی ۱۱ سالش میشه پدرش شهید میشه. از ۱۱ سالگی هر از گاهی به پیش مادرش تو بیمارستان میره و اینطوری میشه که فرشته عاشق شغل پرستاری میشه وقتی پرستار میشه یکی از روزها یه تصادفی میاد که وضعش خرابه و تو کماست. فرشته تو طول اون مدتی که اون مرد تو کما هست ازش پرستاری میکنه بدون اینکه بشناسه … …. پایان خوش

 

برای مقدمه :
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست
متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست
نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست
لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست
غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست
عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردنست
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست
بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست
خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

شاعر : استاد شهریار

دانلود رمان با من حرف بزن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,752
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان با من حرف بزن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان با من حرف بزن - www.negahdl.com

دانلود رمان با من حرف بزن – www.negahdl.com

دانلود رمان با من حرف بزن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته *noghre کاربر انجمن 

با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم. هستم در خدمتتون با یه رمان جدید .
موضوعش با بقیه موضوع ها فرق داره و اصلا پلیسی نیست. یه جورایی آرومه! شخصیت های این رمان واقعی نیستند اما الهام گرفته از سختی های زندگی یه دختره که حرف هاش پیش منه! گریه ها! غصه ها!
این رمان لحظات شادی هم داره. مثل زندگی ما! گاهی گریه توی تخت و هق هق های خفه شده هم داره! کابوس های ترسناک! اما شیرینی هم داره! مثل یه لبخند واقعی از حرف صادقانه یه دوست!
این رمان درمورد حرف هایی که باید گفت! فاصله هایی که باید برداشت. عاقلی کردن و فکر کردنه! همیشه راست گفتن بهتر از دروغ گفتنه! همیشه پنهان کاری بده!
من دلم می خواد یه زندگی نزدیک به واقعیت رو براتون قلم بزنم! سخته اما غیر ممکن نیست! می خوام بگم که سایه پدر خیلی مهمه! اینکه نظرش و حرفش و تاییدش همیشه باید شرط اصلی هر انتخاب باشه! هیچ پدری بد فرزند خودش رو نمی خواد من می خوام رابطه صمیمی یک دختر و اعتمادش به پدرش رو براتون قلم بزنم. اگر فکر کردید این داستان عاشقانه نیست باید بگم سخت در اشتباهید. چرا که من یک عشق آروم لطیف و چسبناک رو هم براتون رقم زدم. یه رابطه زیر نظر یه پدر. یه پسر که تایید شده ی یه پدره.

خلاصه:
اسمم آسمانه! بابا میگه :
– اسمت رو گذاشتم آسمان چون نزدیک بود از دستت بدم! مادرت زمین خورده بود. منم رو کردم به آسمان و گفتم: خدایا! اگه بهم برگردونیش اسمش رو میزارم آسمان تا خیلی بهت نزدیک باشه! اونم خدایی کرد و هم تورو بهم برگردوند و هم مادرت رو…
حالا من آسمانم نزدیکم بهش ولی گاهی هم باهاش قهر می کنم. می دونم اون قهر نمی کنه و هوامو داره ولی بازم…شرم گاهی اجازه نمیده به زبون بیارم پشیمونیم رو! خودش برام امتحاناتی رقم زده که همه سخت هستن و من خوب می دونم آخر این همه سختی و درد شیرینی و آرامشی خوابیده که ارزشش رو داره! ارزش نفس کشیدن، گریه کردن، کابوس دیدن و ارزش گفتن از ترس هایی که گاهی تنت رو می لرزونه! اما باید حرف زد و من حرف می زنم. … پایان خوش

دانلود رمان فریادهای سوخته من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نویسنده : sh.Admin
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
بازدید : 1,891
به علت کش شدن سایت هربار که وارد صفحه سایت میشوید دوباره ان را رفرش کنید تا مطالب جدید برای شما نمایش داده شود

دانلود رمان فریادهای سوخته من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان فریادهای سوخته - www.negahdl.com

دانلود رمان فریادهای سوخته – www.negahdl.com

دانلود رمان فریادهای سوخته من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته هدیه ک کاربر انجمن

بعضی ها میگویند:با صدای بلند فریاد بزن…بعضی ها میگویند فریاد هایت را خفه کن…!اما من میگویم فریادهایت را بسوزان!
اینطور نه صدایش کسی را اذیت میکند…نه با سکوت کردنش عذاب میکشی…!
پس آنها را بسوزان!فقط…مواظب دودش باش که تو چشمانت نرود و اشکت را در نیاورد…!

داستان دختریست که برادرش در سنین نوزادی گم می شود و در مدتی که به دنبال برادرش میگردد اتفاقاتی برایش پیش می آید…

_خانم…خانم…گوشیتون زنگ میخوره…
چشمام رو از هم باز کردم,نمی دونم چی شد خوابم برد.یه نگاه بهش می اندازم و خودم رو جمع و جور می کنم.گوشیم رو جواب میدم:
-الو..سلام مامان
-سلام عزیزم.هنوز پروازت تاخیر داره؟
-آره.تا ساعت پنج و نیم,رسیدم تهران زنگ میزنم.کاری نداری مامان؟
-نه دخترم.خداحافظ
گوشی رو قطع کردم و بلافاصله شماره سارا رو گرفتم.بعد از دو تا بوق جواب داد:
-به به!چی شده هنوز سوار هواپیما نشدی؟؟؟
-سارا بخدا می کشمت!مامانم زنگ زده بود.بنده خدا نگرانم بود.
-چرا؟
-همش تقصیر سرکار خانمه!اگه من باهات بیرون نمیومدم و تو به من نمی گفتی بلیت رو به جای ساعت دو و نیم,پنج و نیم بگیرم وبه مامانم دروغی بگم که پروازم تاخیر داره,الان اینقدر نگرانم نبود…
یه آن چشمم افتاد به اون پسری که منو از خواب بیدار کرده بود.یه حسی بهم میگفت گوشش به حرفامه…صدای سارا به گوشم خورد:
-الوووووو…
-ببین سارا الان داره یه نفر به حرفای ما گوش میده…
از روی صندلی بلند شدم و …

صفحه 2 از 15212345...102030...قبلی »
تبلیغات
تولبار نگاه دانلود

با نصب تولبار همیشه به سایت نگاه دانلود دسترسی خواهید داشت وتازه ترین رمانها برای شما نمایش داده خواهد شد .

دریافت تولبار
آخرین مطالب ارسالی سایت
توصیه شده توسط کاربران
آخرین نظرات ارسالی
sh.Admin گفته : خوآهشـ . ... sh.Admin گفته : درستش میکنم . ... sh.Admin گفته : درستش میکنم . ... sh.Admin گفته : سلآم . دانلود کردم مشکلی نداش . ... sh.Admin گفته : درستش میکنم . ...
انجمن نگاه دانلود
انجمنی برای همه سلیقه ها
دانلود اهنگ
دانلود اهنگ
الوند موزیک
مرجع موزیکهای ایرونی
تبلیغات متنی ارزان
برای سفارش کلیک کنید