نگاه دانلود | دانلود رمان

ماجرای امیدبخش ترین آیه ی قرآن

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه "ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48 امام ...

ادامه مطلب

داستان کوتاه (درس زندگی از دختر بچه ۷ ساله)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

درس زندگی از دختر بچه 7 ساله.. پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت ...

ادامه مطلب

بهلول و آشپز (داستان کوتاه)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاداز بخاری که از سر دیگ بلند میشدخوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد ! هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی !!! مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دیدکه از آنجا میگذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد … بهلول به آشپز گفت آیا ...

ادامه مطلب

دعا(داستان کوتاه)

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن. بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد. آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تورا نشنیدم! بهلول گفت: مطمئن باش اگر درراه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است…! التماس دعا یا علی مدد

ادامه مطلب

داستان کوتاه فروش سیب

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

فروش سیب در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانند، اما او در عین حال کشاورز ماهری هم بود و باغ سیب بزرگی را اداره می کرد. درآمد حاصل از این باغ صرف مخارج مدرسه و هزینه زندگی شاگردان و مردم فقیر و درمانده می شد… درختان سیب باغ شیوانا هر سال نسبت به سال قبل بارور تر و شاداب تر می شدند و مردم برای خرید سراغ او می آمدند. .. یک سال تعداد سیب ...

ادامه مطلب

داستان کار خیر وشیطان

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

داستان:کارخیر وشیطانمردی صبح زودازخواب بیدارشدتانمازش رادرمسجدبخواند.لباس پوشیدوراهی مسجدشد.درراه مردبه زمین خوردولباسهایش کثیف شد.اوبلندشدوبه خانه برگشت.لباسهایش راعوض کردودوباره راهی مسجدشد.در راه باز درهمان نقطه مجددازمین خوردولباسهایش کثیف شد.باردیگربه خانه برگشت ولباسهایش راعوض کردوراهی مسجدشد.در راه بامردی چراغ به دست روبروشدونامش راپرسید.مردپاسخ داد((من دیدم شمادرراه مسجددوباربه زمین افتادید؛ازاین روچراغ اوردم تابتوانم راهتان راروشن کنم.مرداول تشکرفراوان کردوهردوباهم راهی مسجدشدندهمین که به مسجدرسیدندمرداول از مردچراغ بدست خواست تاواردمسجدشودوبااونمازبخوانداما مرداز رفتنن به داخل مسجدخودداری کرد.مرداول بازخواسته اش راتکرارکردامامجددا همان جواب ...

ادامه مطلب

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن - www.negahdl.com
خلاصه داستان :

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن خلاصه ی داستان: دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن ریرا دختریه که با شرایط سختی بزرگ شده...پدر سخت گیری داشته و از این بابت خیلی افسردست...بخاطر یه اتفاق یا بدشانسی یا هر چیزی که اسمش هست...عزیز ترین گوهر وجودیشو از دست میده و دیگه کاملا خودشو میبازه و اعتقادش به عشق رو هم از دست میده... آیا میتونه دوباره اعتقادش به عشق رو بدست بیاره....عاشق شدن به همین راحتیه؟ داستانو بخونید...پایان خوب...۶۱۶صفحه موبایل [caption id="" align="alignnone" ...

ادامه مطلب

انعکاس زندگی

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

پسر و پدری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید:آآآی‏ی‏ی!! صدایی از دوردست آمد:آآآی‏ی‏ی!! پسربا کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟ پاسخ شنید: کی هستی؟ پسرک خشمگین شد و فریاد زد ترسو! باز پاسخ شنید: ترسو: پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی! ...

ادامه مطلب

دریای عجیبی که در قرآن آمده + عکس

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

آخرین نیوز: در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید. و این همان چیزی است که در قرآن آمده است. سورة مبارکه الرحمن مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲) ۱۹٫ دو دریا ...

ادامه مطلب

دانلودرمان ناشناخته برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت

دانلودرمان ناشناخته - www.negahdl.com
خلاصه داستان :

دانلودرمان ناشناخته برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت خلاصه:رمانی که کاملاً تخیلی و بر گرفته از خاطرات خون آشام و خون واقعی و توایلایت و...کلاً شیرتوشیریه واسه خودش....توی این رمانم همه چی از قبل ِ گرگینه و خون آشام و پری و...هس...موضوع:تخیلی،عاشقانه   خلاصه:راجع به دختری ِ که از مادر ِ پری و پدری خون آشام به دنیا می آد و..باپیداکردن دفترخاطرامادرش پی به گذشته اش میبره و.........پایان خوش

ادامه مطلب

اهدای خون

<?php the_title(); ?>
خلاصه داستان :

اهدای خون سالها پیش زمانی كه به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول كار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم كه از بیماری جدی و نادری رنج می برد. ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود كه او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود و هنوز نیاز به مراقبت پزشكی داشت . پزشك  معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و ...

ادامه مطلب