مقالات باموضوع مختلف Archives - نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

    هشدار ویروس جدید کامپیوتر : iLivid

    نویسنده : نگاه
    ۱۶ خرداد ۱۳۹۳
    بازدید : 755

    هشدار ویروس جدید کامپیوتر :iLivid

    هشدار ویروس جدید کامپیوتر : iLivid

    هشدار ویروس جدید کامپیوتر : iLivid

    ILividویروس hijacker مرورگر است که تغییر مسیر کاربران ilivid.com بدون اجازه خواسته است. بدون شک، تاییدیه این معنا که رایانه با hijacker مرورگر است که در تغییر تنظیمات DNS رایانه کار می کند و تمام مرورگرهای می یابد آن را بر روی کامپیوتر قربانی نصب hijacks آلوده. بنابراین، هنگامی که داشتن ILivid ویروس بر روی سیستم شما قادر به استفاده از اینترنت اکسپلورر، موزیلا فایرفاکس و یا بینگ بدون پیدا کردن خودتان به ilivid.com هدایت نمی شود. این صفحه که عمدتا به عنوان مدیریت دانلود ارائه شده است، نرم افزارهای مخرب گسترش یافت می بوده است اما هنوز هم، آن به وضوح متکی hijacker مرورگر و تلاش برای افزایش میزان بازدید کنندگان خود را به گونه. علاوه بر این، آن را با ناامن پر شده است و اضافه تبلیغاتی، آگهی های مشکوک و چیزهای دیگر. همچنین شما می توانید نصب نوار ابزار ILivid را از جایی. در واقع آن را با برخی از برنامه های است که شما به تازگی نصب شده باید دریافت می شد. Ilivid نوار ابزار تقریبا یکسان به ILivid ویروس عمل می کند.

    چگونه  کامپیوترمن با ILivid ویروس آلوده میشود?

    بسیاری از کاربران کامپیوتر تبدیل شده اند قربانیان ویروس ILivid پس از دانلود و نصب نرم افزار بر روی رایانه های خود را. به طور معمول، این ویروس می تواند به راحتی به عنوان یک جزء آمده و سپس مستقیما برای مرورگرهای اصلاح. در نتیجه، کاربر همواره به این صفحه آورده و حتی آن ممکن است به عنوان راه اندازی یا صفحه اصلی خود را پیدا کنید. چون نشانه ای روشن که hijacker مرورگر بر روی کامپیوتر خود دارید لطفا نه تاییدیه به Ilivid را نادیده بگیرد. علاوه بر این، این عفونت می تواند کاهش سرعت عملکرد سیستم شما و اجازه دهید تهدید خطرناک بر روی کامپیوتر شما. یاد داشته باشید که شما باید برای پیدا کردن این hijacker مرورگر و از بین بردن آن را اگر شما نمی خواهید برای پیدا کردن مشکلات بیشتری را بر روی دستگاه شما.

    ilivid.com ممکن است شبیه یک وب سایت مناسب و معقول است که می توانید برای به دست آوردن iLivid نوار ابزار مرورگر استفاده کنید. رسمی این نوار ابزار برای کمک به شما در دانلود فایل های ویدیویی از رسانه های میزبانی وب سایت ها قرار است. این تابع اگر شما تماشای فیلم آنلاین اغلب و می خواهید آنها را در کامپیوتر شما، اما مشکل این است که ilivid.com و نوار ابزار iLivid به عنوان امن به نظر می رسد ممکن است قطعا مفید است. با وجود این واقعیت که ilivid.com نرم افزارهای مخرب را توزیع کاربرانی که iLivid نوار ابزار نصب شده برخی از تغییرات در سیستم خود را که آنها انتظار نیست متوجه شده است. در نتیجه, آن بهترین ilivid.com را در یک بار از سیستم شما حذف خواهد.

    چگونه کار می کند ilivid.com؟

    بر خلاف نرم افزارهای مخرب عفونت ilivid.com با استفاده از روش های خفا جهت ورود به سیستم خود را حل. از نوار ابزار iLivid در وب سایت موجود است, تعداد زیادی از کاربران نرم افزار خود را نصب. اگر شما به دنبال روند نصب با دقت، همچنین شما را ببینید که iLivid به شما می پرسد که آیا شما می خواهید به iLivid نوار جستجو را به مرورگر خود اضافه کنید یا تغییر صفحه اصلی پیش فرض به ilivid.com. بنابراین، شما می توان گفت که کاربران نصب نوار ابزار ilivid.com بر روی کامپیوتر خود خواسته، اما کل حقیقت نیست.

    چیزی است که بسیاری از زمان، iLivid نوار ابزار می آید همراه با نرم افزار رایگان و نرم افزار های دیگر که به صورت آنلاین در دسترس است. در این حالت شخص ثالث به راحتی iLivid به جمع آوری اطلاعات شخصی و ارسال آن را بیش از پیش تعیین شده سرور اکسپلویت کند. چه تر است, iLivid نوار ابزار هدایت جستجوهای خود را به وب سایت های وابسته است که ممکن است مربوط به نرم افزارهای مخرب شناخته شده است. قطعا نا امید کننده است و شما باید iLivid از رایانه خود حذف کنید.

    (بیشتر…)

    نحوه شهادت امام حسین(ع)/ آخرین لحظات امام چگونه گذشت

    نویسنده : نگاه
    ۲۳ آبان ۱۳۹۲
    بازدید : 551

    نحوه شهادت امام حسین(ع)

    آخرین لحظات امام چگونه گذشت

    نحوه شهادت امام حسین(ع)/ آخرین لحظات امام چگونه گذشت
    نحوه شهادت امام حسین(ع)/ آخرین لحظات امام چگونه گذشت

    امام اصحاب وفادار خود را صدا می‌زند

    بعد از شهادت یاران باوفا، امام حسین علیه‌السلام پیوسته به راست و چپ مى‌‏نگریست و هیچ یک از اصحاب و یاران خود را ندید جز آنان که پیشانى به خاک ساییده و صدایى از آنها به گوش نمى‏رسید، پس ندا داد:

    «یا مُسْلِمَ بْنَ عَقیلٍ، وَ یا هانِىَ بْنَ عُرْوَةَ، وَ یا حَبیبَ بْنَ مَظاهِرَ، وَ یا زُهَیْرَ بْنَ الْقَیْنِ، وَ یا یَزیدَ بْنَ مَظاهِرَ، وَ یا یَحْیَى بْنَ کَثیرٍ، وَ یا هِلالَ بْنَ نافِعٍ، وَ یا إِبْراهِیمَ بْنَ الُحصَیْنِ، وَ یا عُمَیْرَ بْنَ الْمُطاعِ، وَ یا أَسَدُ الْکَلْبِىُّ، وَ یا عَبْدَاللَّهِ بْنَ عَقیلٍ، وَ یا مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ، وَ یا داوُدَ بْنَ الطِّرِمَّاحِ، وَ یا حُرُّ الرِّیاحِىُّ، وَ یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، وَ یا أَبْطالَ الصَّفا، وَ یا فُرْسانَ الْهَیْجاءِ، مالی أُنادیکُمْ فَلا تُجیبُونی، وَ أَدْعُوکُمْ فَلا تَسْمَعُونی؟! أَنْتُمْ نِیامٌ أَرْجُوکُمْ تَنْتَبِهُونَ؟

    أَمْ حالَتْ مَوَدَّتُکُمْ عَنْ إِمامِکُمْ فَلا تَنْصُرُونَهُ؟ فَهذِهِ نِساءُ الرَّسُولِ صلى الله علیه و آله لِفَقْدِکُمْ قَدْ عَلاهُنَّ النُّحُولُ، فَقُومُوا مِنْ نَوْمَتِکُمْ، أَیُّهَا الْکِرامُ، وَ ادْفَعُوا عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ الطُّغاةَ اللِّئامَ، وَ لکِنْ صَرَعَکُمْ وَاللَّهِ رَیْبُ الْمَنُونِ وَ غَدَرَ بِکُمُ الدَّهْرُ الخَؤُونُ، وَ إِلّا لَما کُنْتُمْ عَنْ دَعْوَتی تَقْصُرُونَ، وَلا عَنْ نُصْرَتی تَحْتَجِبُونَ، فَها نَحْنُ عَلَیْکُمْ مُفْتَجِعُونَ، وَ بِکُمْ لاحِقُونَ، فَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ».

    اى مسلم بن عقیل! اى هانى بن عروة! اى حبیب بن مظاهر! اى زهیر بن قین! اى یزید بن مظاهر! اى یحیى بن کثیر! اى هلال بن نافع! اى ابراهیم بن حُصَین! اى عمیر بن مطاع! اى اسد کلبى! اى عبداللَّه بن عقیل! اى مسلم بن عوسجه! اى داود بن طرمّاح! اى حرّ ریاحى! اى على بن الحسین! اى دلاورمردان خالص! و اى سواران میدان نبرد! چه شده است شما را صدا مى‌‏زنم ولى پاسخم را نمى‌‏دهید؟ و شما را مى‏‌خوانم ولى دیگر سخنم را نمى‌‏شنوید؟ آیا به خواب رفته‌‏اید که به بیدارى‌‏تان امیدوار باشم؟ یا از محبّت امامتان دست کشیده‌‏اید که او را یارى نمى‌‏کنید؟

    این بانوان از خاندان پیامبرند که از فقدانتان ناتوان گشته‏اند. از خوابتان برخیزید، اى بزرگواران! و از حرم رسول خدا در برابر طغیانگران پست، دفاع کنید.

    ولى به خدا سوگند! مرگ، شما را به خاک افکنده، و روزگار خیانت پیشه با شما وفا نکرده، وگرنه هرگز از اجابت دعوتم کوتاهى نمى‌‏کردید، و از یاریم دست نمى‌‏کشیدید، آگاه باشید، ما در فراق شما سوگواریم و به شما ملحق مى‌‏شویم، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ». (معالی السبطین، ج 2 ص 17)

    امام حسین علیه‌السلام فرمود: سلامم را به شیعیانم برسان

    در روایتى آمده است: هنگامى که امام حسین علیه‌‌السلام تنها شد به خیمه‌‏هاى برادرانش سر کشید، آنجا را خالى دید. آنگاه به خیمه‏‌هاى فرزندان عقیل نگاهى انداخت، کسى را در آنجا نیز ندید؛ سپس به خیمه‌‏هاى یارانش نگریست کسى را ندید، امام در آن حال ذکر «لَا حَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِیمِ» را فراوان بر زبان جارى مى‏‌ساخت.

    آنگاه به خیمه‏‌هاى زنان روانه شد و به خیمه فرزندش امام زین العابدین علیه‌السلام رفت.

    او را دید که بر روى پوست خشنى خوابیده و عمّه‌‏اش زینب علیهاالسلام از او پرستارى مى‌‏کند. چون حضرت على بن الحسین علیه‌السلام نگاهش به پدر افتاد خواست از جا برخیزد، ولى از شدّت بیمارى نتوانست، پس به عمّه‌‏اش زینب گفت: «کمکم کن تا بنشینم چرا که پسر پیامبر صلى الله علیه و آله آمده است» زینب علیهاالسلام وى را به سینه‏‌اش تکیه داد و امام حسین علیه‌السلام از حال فرزندش پرسید: او حمد الهى را بجا آورد و گفت:

    «یا أبَتاهُ ما صَنَعْتَ الْیَوْمَ مَعَ هؤُلاءِ الْمُنافِقِینَ؟؛ پدر جان! امروز با این گروه منافق چه کرده‏‌اى؟».

    امام علیه‌السلام در پاسخ فرمود:

    «یا وَلَدِی قَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَانْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ، وَ قَدْ شُبَّ الْقِتالُ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ، لَعَنَهُمُ اللَّهُ حَتّى‏ فاضَتِ الْأَرْضُ بِالدَّمِ مِنَّا وَ مِنْهُمْ؛ فرزندم»

    شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است و جنگ بین ما و آنان چنان شعله‏‌ور شد که زمین از خون ما و آنان رنگین شده است!».

    حضرت سجّاد علیه‌السلام عرض کرد:

    «یا أبَتاهُ أَیْنَ عَمِّىَ الْعَبَّاسُ؟» پدر جان! عمویم عبّاس کجاست؟

    در این هنگام اشک بر چشمان زینب حلقه زد و به برادرش نگریست که چگونه پاسخ مى‏‌دهد- چرا که امام علیه‌السلام خبر شهادت عبّاس را به وى نداده بود.

    امام علیه‌السلام پاسخ داد:

    «یا بُنَىَّ إِنَّ عَمَّکَ قَدْ قُتِلَ، وَ قَطَعُوا یَدَیْهِ عَلى‏ شاطِى‏ءِ الْفُراتِ» پسر جان! عمویت کشته شد و دستانش کنار فرات از پیکر جدا شد!

    على بن الحسین علیه‌السلام آن چنان گریست که بى‌حال شد. چون به حال آمد از دیگر عموهایش پرسید و امام پاسخ مى‌‏داد: «همه شهید شدند».

    آنگاه پرسید:

    «وَ أَیْنَ أَخی عَلِیٌّ، وَ حَبیبُ بْنُ مَظاهِرَ، وَ مُسْلِمُ بْنُ عَوْسَجَةَ، وَ زُهَیْرُ بْنُ الْقَیْنِ؟»

    برادرم على اکبر، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین کجایند؟

    امام علیه‌السلام پاسخ داد:

    «یا بُنَىَّ إِعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ فی الْخِیامِ رَجُلٌ إِلّا أَنَا وَ أَنْتَ، وَ أَمَّا هؤُلاءِ الَّذِینَ تَسْأَلُ عَنْهُمْ فَکُلُّهُمْ صَرْعى‏ عَلى‏ وَجْهِ الثَّرى‏»

    فرزندم! همین قدر بدان که در این خیمه‌‏ها مردى جز من و تو نمانده است، همه آنان به خاک افتاده و شهید شده‏‌اند.

    پس على بن الحسین علیه‌السلام سخت گریست. آنگاه به عمّه‌‏اش زینب علیهاالسلام گفت: «یا عَمَّتاهُ عَلَىَّ بِالسَّیْفِ وَ الْعَصا» عمّه جان! شمشیر و عصایم را حاضر کن.

    پدرش فرمود: «وَ ما تَصْنَعُ بِهِما» مى‌‏خواهى چه کنى؟

    عرض کرد: «أمَّا الْعَصا فَأَتَوَکَّأُ عَلَیْها، وَ أَمَّا السَّیْفُ فَأَذُبُّ بِهِ بَیْنَ یَدَىْ إِبْنِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله فَإِنَّهُ لَاخَیْرَ فِی الْحَیاةِ بَعْدَهُ»

    بر عصا تکیه کنم و با شمشیرم از فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله دفاع نمایم، چرا که زندگانى پس از او ارزش ندارد.

    امام حسین علیه‌السلام او را باز داشت و به سینه چسباند و فرمود: «یا وَلَدی أَنْتَ أَطْیَبُ ذُرِّیَّتی، وَ أَفْضَلُ عِتْرَتی، وَ أَنْتَ خَلیفَتی عَلى‏ هؤُلاءِ الْعِیالِ وَ الْأَطْفالِ، فَإِنَّهُمْ غُرَباءٌ مَخْذُولُونَ، قَدْ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ وَ الْیُتْمُ وَ شَماتَةُ الْأَعْداءِ وَ نَوائِبُ الزَّمانِ سَکِّتْهُمْ إِذا صَرَخُوا، وَ آنِسْهُمْ اذَا اسْتَوْحَشُوا، وَ سَلِّ خَواطِرَهُمْ بِلَیْنِ الْکَلامِ، فَإِنَّهُمْ ما بَقِىَ مِنْ رِجالِهِمْ مَنْ یَسْتَأْنِسُونَ بِهِ غَیْرُکَ، وَ لا أَحَدٌ عِنْدَهُمْ یَشْکُونَ إِلَیْهِ حُزْنَهُمْ سِواکَ، دَعْهُمْ یَشُمُّوکَ وَ تَشُمُّهُمْ، وَ یَبْکُوا عَلَیْکَ وَ تَبْکی عَلَیْهِمْ»

    فرزندم! تو پاک‌‏ترین ذریّه و برترین عترت منى و تو جانشین من بر این بانوان و کودکانى.

    آنان غریب و بى‌‏کس‏‌اند که تنهایى و یتیمى و سرزنش دشمنان و سختى‏‌هاى دوران آنان را فرا گرفته است.

    هر گاه که ناله سر دادند آنان را آرام کن، و چون هراسان شدند مونسشان باش و با سخنان نرم و نیکو، خاطرشان را تسلّى بخش. چرا که کسى از مردانشان جز تو نمانده است تا مونسشان باشد و غم‏‌هایشان را به وى باز گویند. بگذار آنان تو را ببویند و تو آنان را ببویى و آنان بر تو گریه کنند و تو بر آنان.

    آنگاه امام علیه‌السلام دست فرزندش را گرفت و با صداى رسا فرمود: «یا زَیْنَبُ وَ یا امَّ کُلْثُومِ وَ یا سَکینَةُ وَ یا رُقَیَّةُ وَ یا فاطِمَةُ، اسْمَعْنَ کَلامی وَ اعْلَمْنَ أَنَّ ابْنی هذا خَلیفَتی عَلَیْکُمْ، وَ هُوَ إِمامٌ مُفْتَرِضُ الطَّاعَةِ»

    اى زینب! اى امّ کلثوم! اى سکینه! اى رقیّه! و اى فاطمه! سخنم را بشنوید و بدانید که این فرزندم جانشین من بر شماست و او امامى است که پیروى از او واجب است.

    سپس به فرزندش فرمود:

    «یا وَلَدی بَلِّغْ شیعَتی عَنِّیَ السَّلامَ فَقُلْ لَهُمْ: إِنَّ أَبی ماتَ غَریباً فَانْدُبُوهُ وَ مَضى‏ شَهیداً فَابْکُوهُ؛ فرزندم! سلامم را به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریبانه به شهادت رسید پس بر او اشک بریزید.

    امام علیه‌السلام لباس کهنه به تن کرد

    برای ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید

    (بیشتر…)

    تاریخچه عاشورا

    نویسنده : نگاه
    ۲۳ آبان ۱۳۹۲
    بازدید : 490

    تاریخچه عاشورا

    تاریخچه عاشورا

    تاریخچه عاشورا

    روز دهم محرم، روز شهادت سالار شهيدان و فرزندان و اصحاب او در کربلا.عاشورا در تاريخ جاهليت عرب، از روزهاي عيد رسمي و ملي بوده و در آن روزگار، در چنين‏ روزي روزه مي‏گرفتند، روز جشن ملي و مفاخره و شادماني بوده است و در چنين روزي‏ لباسهاي فاخر مي‏پوشيدند و چراغاني و خضاب مي‏کردند.در جاهليت، اين روز را روزه‏ مي‏گرفتند.در اسلام، با تشريع روزه رمضان، آن روزه نسخ شد.گفته‏اند: علت نامگذاري روز دهم محرم به عاشورا آنست که ده نفر از پيامبران با ده کرامت در اين روز، مورد تکريم الهي قرار گرفتند.[1] .
    در فرهنگ شيعي، به خاطر واقعه شهادت امام حسين‏ «ع‏» در اين روز، عظيمترين روز سوگواري و ماتم به حساب مي‏آيد که بزرگترين فاجعه و ستم در مورد خاندان پيامبر انجام‏ گرفته و دشمنان اسلام و اهل بيت اين روز را خجسته شمرده به شادي مي‏پرداختند، اما پيروان خاندان رسالت، به سوگ و عزا مي‏نشينند و بر کشتگان اين روز مي‏گريند. امام‏ صادق‏ «ع‏» فرمود: «و اما يوم عاشورا فيوم اصيب فيه الحسين‏ «ع‏» صريعا بين اصحابه و اصحابه حوله صرعي عراة‏».[2] عاشورا روزي است که حسين‏ «ع‏» ميان يارانش کشته برزمين افتاد، ياران او نيز پيرامون او به خاک افتاده و عريان بودند.امام رضا «ع‏» فرمود: «من ‏کان عاشورا يوم مصيبته و بکائه جعل الله عز و جل يوم القيامة يوم فرحه و سروره‏».[3] ، هرکس را که عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه باشد، خداوند قيامت را روز شادي او قرارمي‏دهد.در «زيارت عاشورا» درباره اين روز غم‏انگيز که امويان آنرا مبارک مي‏دانستند، آمده است: «اللهم هذا يوم تبرکت به بنو امية و ابن آکلة الاکباد…».
    امامان شيعه، ياد اين روز را زنده مي‏داشتند، مجلس برپا مي‏کردند، بر حسين بن‏ علي‏ «ع‏» مي‏گريستند، آن حضرت را زيارت مي‏کردند و به زيارت او تشويق و امر مي‏کردند و روز اندوهشان بود.از جمله آداب اين روز، ترک لذتها، دنبال کار نرفتن، پرداختن به سوگواري و گريه، تا ظهر چيزي نخوردن و نياشاميدن، چيزي براي خانه‏ ذخيره نکردن، حالت صاحبان عزا و ماتم داشتن و… است.[4] .
    در دوران سلطه امويان و عباسيان، شرايط اجتماعي اجازه مراسم رسمي و گسترده در سوگ اباعبدالله الحسين را نمي‏داد، اما هر جا که شيعيان، قدرت و فرصتي يافته‏اند، سوگواري پرشور و دامنه ‏داري در ايام عاشورا به راه انداخته‏اند.در تاريخ است که ‏معز الدوله ديلمي اهل بغداد را به برگزاري مراسم سوگ و نوحه براي سيد الشهدا «ع‏» وادار ساخت و دستور داد که بازارها را ببندند و کارها را تعطيل کنند و هيچ طباخي غذايي نپزد و زنان سياهپوش بيرون آيند و به عزاداري و نوحه بپردازند.اين کار را چندين سال ادامه دادو اهل سنت نتوانستند جلوي آن را بگيرند، چون که حکومت، شيعي بود.[5] .
    از قرنها پيش، «عاشورا» بعنوان تجلي روز درگيري حق و باطل و روز فداکاري و جانبازي در راه دين و عقيده، شناخته شده است.حسين بن علي‏ «ع‏» در اين روز، با ياراني ‏اندک ولي با ايمان و صلابت و عزتي بزرگ و شکوهمند، با سپاه سنگدل و بي‏دين‏حکومت ‏ستم يزيدي به مقابله برخاست و کربلا را به صحنه هميشه زنده عشق خدايي و آزادگي و حريت مبدل ساخت. عاشورا گر چه يک روز بود، اما دامنه تاثير آن تا ابديت‏کشيده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته که همه ساله دهه محرم و بويژه‏ عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حريت و اسوه جهاد و شهادت، حسين بن‏علي‏ «ع‏» مي‏گردد و همه، حتي غير شيعه، در مقابل عظمت روح آن آزاد مردان تعظيم ‏مي‏کنند.عاشورا، نشان دهنده معناي‏ «حسين مني و انا من حسين‏» بود که دين رسول خدابا خون سيد الشهدا آبياري و احيا شد.به تعبير امام خميني‏ «ره‏»: «عاشورا، قيام عدالتخواهان ‏با عددي قليل و ايمان و عشقي بزرگ در مقابل ستمگران کاخ نشين و مستکبران غارتگر بود…»،.[6] «اگر عاشورا نبود، منطق جاهليت ابو سفيانيان که مي‏خواستند قلم سرخ بر وحي وکتاب بکشند و يزيد، يادگار عصر تاريک بت پرستي که به گمان خود با کشتن و به شهادت‏ کشيدن فرزندان وحي اميد داشت اساس اسلام را برچيند و با صراحت و اعلام‏ «لا خبرجاء و لا وحي نزل‏» بنياد حکومت الهي را برکند، نمي‏دانستيم بر سر قرآن کريم و اسلام‏ عزيز چه مي‏آمد.»[7] .
    امام حسين‏ «ع‏» که به دعوت اهل کوفه از مکه عازم اين شهر بود تا به شيعيان انقلابي ‏بپيوندد و رهبري آنان را به عهده گيرد، پيش از رسيدن به کوفه، در کربلا به محاصره‏ نيروهاي ابن زياد در آمد و چون حاضر نشد ذلت تسليم و بيعت با حکومت غاصب و ظالم يزيدي را بپذيرد، سپاه کوفه با او جنگيدند.حسين و يارانش روز عاشورا، لب تشنه، با رشادتي شگفت تا آخرين نفر جنگيدند و به شهادت رسيدند و بازماندگان اين قافله ‏نور، به اسارت نيروهاي ظلمت درآمده به کوفه برده شدند.هفتاد و دو تن ياران شهيد او، بزرگترين حماسه بشري را آفريدند و ياد خويش را در دل تاريخ و وجدان بشرهاي‏فضيلتخواه، ابدي ساختند.[8] به تعبير يکي از نويسندگان معاصر: «عاشورا، مائده بزرگ روح‏انسان است در تداوم اعصار، تجسم اعلاي وجدان بزرگ است در دادگاه روزگار، صلابت ‏شجاعت انسان است در تجليگاه ايمان، طواف خون است در احرام فرياد، تجلي کعبه‏ است در ميقات خون، نقش بيدار گذرها و رهگذرهاست در کاروان دراز آهنگ زندگيها و عبورها، عاشورا، باز خوان تورات و انجيل و زبور است در معبد اقدام، ترتيل آيات قرآن‏است در الواح ابديت، خون خداست جاري در رگهاي تنزيل، حنجره خونين کوه‏ «حرا» ست در ستيغ ابلاغ، درگيري دوباره محمد «ص‏» است با جاهليت بني اميه و شرک ‏قريش، تجديد مطلع رجزهاي‏ «بدر» است و «حنين‏»، انفجار نماز است در شهادت و انفجار شهادت است در نماز، تبلور شکوهزاد جاودانگي حق است در تباهستان نابود باطل، هشدار خونين حسينيه‏هاست در معبر اقوام، فرياد گستر انسانهاي مظلوم است درهمه تاريخ، دست نوازش انسانيت است بر سر بي پناهان، رواق سرخ حماسه است در تاريکستان سياهي و بيداد، قلب تپنده دادخواهان است در محکمه بشريت، طنين بلند پيروزي است در گوش آباديها، عطشي است دريا آفرين در اقيانوس حيات، «رسالتي‏» است بزرگ بر دوش‏ «اسارتي‏» رهايي بخش، عاشورا آبروي نمازگزاران است و عزت ‏مسلمانان، و سرانجام، عاشورا رکن کعبه است و پايه قبله و عماد امت و حيات قرآن و روح نماز و بقاي حج و صفاي صفا و مروه و جان مشعر و منا.و عاشورا، هديه اسلام ‏است به بشريت و تاريخ…».[9] .

    پی نوشتها :
    [1] حياة الامام الحسين، ج 3، ص 179 به نقل از: الانوار الحسينيه.
    [2] بحار الانوار، ج 45، ص 95.
    [3] همان، ج 44، ص 284، وسائل الشيعه، ج 10، ص 394.
    [4] وسائل الشيعه، ج 10، ص 394، سفينه البحار، ج 2، ص 196.
    [5] سفينة البحار، ج 2، ص 196.
    [6] صحيفه نور، ج 9، ص 57.
    [7] همان، ج 14، ص 265.
    [8] درباره عاشورا، از جمله ر.ک: «عاشورا في الاسلام‏» از عبد الرزاق الموسوي المقرم.
    [9] تلخيص شده از «قيام جاودانه‏»، محمدرضا حکيمي، ص 94 به بعد.

    منبع

    بامداد عاشورا

    نویسنده : نگاه
    ۲۳ آبان ۱۳۹۲
    بازدید : 288

    بامداد عاشورا

    پس ازنمازصبح اما حسین ع یاران خویش رابرای جنگ به صف نمودزهیربن قین رادرسمت راست لشکروحبیب بن مظاهررادرسمت چپ
    وپرچم رابه دست برادرش حضرت عباس ع سپردوخیمه ها راپشت سرقراردادواطراف ان راکه پیش خندق کنده بودند،پراهیزم وچوب نموده اتش زدندتادشمن نتواند
    ازپشت حمله کند.

    سپاه یزیددربرابر سپاه امام حسین
    سپاه یزیددربرابر سپاه امام حسین

    سمت راست تصویر سپاهین کفار(یزیدیان)ودرسمت چپ سپاه امام حسین ع
    از آنسوی لشکرعمرسعدلشکرخودرا اراست؛عمربن حجاج رادرسمت راست،شمربن ذی الجوشن درطرف چپ،عروة بن قیس رافرمانده سواره نظام، وشبث بن ربعی راامیر
    برپیاده نظام کردوپرچم رابه دست غلامش درید داد.

    بامداد عاشورا
    بامداد عاشورا

    ازحضرت علی بن الحسین حدیث شده که فرمودند چون بامدادروزعاشورالشکردشمن روبه حسین ع آورد،آن جناب دست های خودرا به سوس اسمان بلند کرده ،عرض کرد:

    «اللّهمّ انت ثقتی فی کلّ  کرب و رجائی فی کلّ شدّة، و انت لی فی کلّ امر نزل بی ثقة وعدّة، کم من همّ یضعف فیه الفؤاد و تقل فیه الحیلة و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه العدوّ بک
    و شکوته الیک رغبة منّی الیک عمّن سواک ففرّجته و کشفته فانت ولیّ کلّ نعمة و صاحب کلّ حسنة و منتهی کلّ رغبة؛
    خداوندا تویی تكيه گاهم در هر سختى، و اميدم در هر گرفتارى. و در گرفتاریها امیدم تنها به توست چه بسیار غم که تاب از دل می برد
    و برای زدودنش راهی نیست. چه غم­هایی که در آن دوستان رهایمان میکنند و دشمن، شماتت مى كند و من از سرِ رغبت به تو، و نه ديگران، شكايتش را نزد تو آورده­ام و تو در آن، برايم گشايش قرار داده اى
    و آن را بر من هموار نمودی. پس تویی ولىّ هر نعمت و از آن توست همه­ی خوبی­ها و تویی نهايت هر مقصودى.

    سپاه عمر بن سعد آماده نبرد شد گروهی از سواران دشمن اسبهاى خود را در اطراف خيمه‏هاى امام حسين(ع) به جولان درآورده
    از پشت به خیام امام(ع)  نزدیک شدند؛ اما چون چشمشان به خندق و آتش شعله­ور آن افتاد یکی از آنان که غرق در سلاح بود نزدیک آمد
    و نگاهی به خیمه­ها و سپس نگاهی به آتش افکند پس چاره­ای جز بازگشت ندید در این هنگام با صدای بلند فریاد زد:
    «ای حسین(ع) پیش از فرا رسیدن قیامت سوی آتش شتافته­ای.» امام(ع) فرمود: «این کیست؟ گویا شمر بن ذی الجوشن است»
    گفتند: «خداوند کارت را به صلاح آورد خود اوست.»  فرمود: «ای پسر زن بزچران، تو به جای گرفتن در آتش سزوارتری»
    در این هنگام مسلم بن عوسجه تیری در کمان گذاشت و به حضرت(ع) عرض کرد: «این فاسق از دشمنان خداوند و بزرگ ستمگران است اینک خداوند شما را بر او مسلط کرده است[اگر اجازه بفرمایید هم اکنون او را به هلاکت می­رسانم]»؛
    اما امام(ع) او را از این کار باز داشتند و فرمودند: «چنین مکن که دوست ندارم من آغازگر جنگ باشم».

    به روایت شیخ مفید س ودیگران حضرت شترخودراطلبیدوبرآن سوارشدوبه آواز بلندکه همه مردم بشنوندفرمود:
    ای مردم! گفتارمرابشنویدودرجنگ شتاب نکنیدتا حق شمارابرخوددرپندواندرزاداکنم،وعذرآمدن خودرا برشما آشکارنمایم ،که اگرعذرمرابپذیروگفتارم راباورکنیدوانصاف دهید
    سعاتمندخواهیدشد وراه تعرض به من نخواهید داشت واگرنپذیرفته وانصاف ندهید
    فاجمعوامرکم وشرکاءکم…(سوره یونس آیه ی 7)
    پس شماوشریکان خودهرمکروتدبیری داریدانجام دهیدتاامربرشماپوشیده نباشدآنگاه به من بپردازیدومرامهلت ندهید
    همانا ولی وسرپرست من خدایی است که قران رافرستاده واوسرپرستنیکوکاران است(سوره اعراف ایه 196)
    چون خواهران ودختران آن حضرت این کلمات راشنیدندفریادزدندوگریستند.
    ایشان برادرخودحضرت عباس ع وفرزندش علی اکبر ع رافرستادتا ایشان راساکت کنند وفرمود:بجان خودم بعداز این بسیار بگریند
    چون زنها ساکت شدند، آن حضرت درنهایت فصاحت وبلاغت حمدوثنای الهی گفت به آنچه سزاوار بودوبرپیامبرخداوفرشتگان وسایر پیامبران درودفرستادکه ازهیچ سخنوری پیش ازاو ونه بعدازاو منطقی بدان بلاغت شنیده نشده است
    انگاه فرمود:
    نسب مرابه یادآوردیدوببینیدمن کیستم،وبه خودآییدوخویش راسرزنش کنیدوبنگریدآیاکشتن وهتک حرمت من برای شما رواست؟مگرمن پسردخترپیغمبرشماوفرزندوصی وپسرعموی اونیستم؟
    همان کسی که پیش ازهمه ایمان آوردورسول خداع رادرهرچه ازجانب پروردگارش آوردهه بودتصدیق کرد؟آیاحمزه سیدالشهداعموی من نیست؟
    آیاجعفربن ابی طالب که بادوبال دربهشت پروازمیکند عموی من نیست؟آیابه شما نرسیده آنچه رسول خداع درباره ی من وبرادرم فرمود:این دو سیّدجوانان اهل بهشت اند؟
    اگرسخن مراباوردارید (دست ازکشتن من برداریدوبدانید)که من راست گویم بخدا سوگندازآن وقت که دانستمم خداونددروغگورادشمن دارددروغ نگفته ام
    اگرسخن من راباورنداریددرمیان شماکسانی هستنداگرازانها بپرسید شماراخبردهندازجابرعبدالله انصار،ابوسعیدخدری،سهل بن سعدساعدی،زیدبن ارقم،انس بن مالک بپرسید شماراخبردهندکه این کلام راازرسول خداع درباره ی من وبرادرم شنیده اند
    آیاگفتاررسول خداجلوگیری ازریختن خون من نمیکند؟!
    شمرگفت:من خدارابریک حرف پرستش کنم(یعنی باشک وتردیدخدای راعبادت کرده باشم)اگربدانم چه می گویی
    حبیب بن مظاهر گفت:بخدامن توراچنین می بینم که برهفتادحرف (یعنی هفتادگونه تزلزل وشک)خداراپرستش میکنی ومن گواهی می دهم که توراست میگویی ونمی دانی
    آن حضرت چه می فرمایدچون خداوندبردل تو مٌهرنهاده است
    امام حسین ع ادامه داد:اگردراین سخن هم تردیددارید،آیادراین نیز شک داریدکه من پسردخترپیامبرشماهستم؟به خدامیان مشرق ومغرب کسی غیرازمن فرزنددخترپیامبرنیست
    وای برشما!آیاکسی ازشماراکشته ام که خون اورامی طلبید؟یامالی ازشمابرده ام؟یاآسیبیبه کسی رسانده ام تاقصاص کنید؟
    آنهاخاموش سخنی نمی گفتند
    حضرت فرمود:ای شبث بن ربعی!وای حجّاربن ابجر!وای قیس بن اشعث!آیاشما به من ننوشتید که میوه هارسیده وباغ هاسرسبز شده واگربیایی سپاهی آراسته درفرمان توست، روبه ماآر؟
    قیس بن اشعث گفت :نمیدانیم ازچه میگویی ولی به فرمان پسرعمویت یزیدوابن زیادسرفرورآرتا ازجانب آنها انچه دوست داشتی ببینی
    امام حسین ع فرمود:
    نه به خداقسم،هرگز دست خواری به شما نخواهم داد ومانند بندگان فرارنخواهم نمود.
    آنگاه فرمود:
    ای بندگاه خدا! «همانا من وپروردگارخودوپروردگارشماپناه می برم از اینکه مرامتهم کنید وبه پروردگار خودوشما پناه می برم ازهرسرکشی وبه روز جزاایمان نیاورد(سوره ی دخان ایه20،سوره غافر ایه27)»
    اولین حمله
    راوی گفت: عمرسعدپیش امد وتیری به طرف سربازان حضرت پرتاب نمودوگفت نزدامیرعبیدالله گواهی دهیدکه نخستیت کسی که تیربه سوی حسین پرتاب کردمن بودم وبه دنبال ان تیره مانندقطرات باران باریدن گرفت.

    منابع»

    1.کتاب سحاب رحمت

    2.لهوف

    3تاریخ طبری

    4.نفس المهموم

    5.بحارالنوار

    6.منتهی الامال

    درشب عاشوراچه گذشت

    نویسنده : نگاه
    ۲۳ آبان ۱۳۹۲
    بازدید : 312

    درشب عاشوراچه گذشت

    درشب عاشوراچه گذشت

    درشب عاشوراچه گذشت

    فرارسیدن عاشورای حسینی وشهادت امام حسین (ع) ویارانش رابه دوستداران ایشان تسلیت عرض میکنم

    همین که شب عاشورا نزدیک شد حضرت امام حسین علیه السلام اصحاب خود را جمع کرد.

    حضرت امام زین العابدین علیه السلام فرموده که من در آن وقت مریض بودم با آن حال نزدیک شدم و گوش فرا داشتم تا پدرم چه می‌فرماید، شنیدم که با اصحاب خود گفت:

    اَثْنی عَلَی اللهِ اَحْسَنَ الثَّناءِ تا آخر خطبه که حاصلش به فارسی اینست: ثنا می‌کنم خداوند خود را به نیکوتر ثناها و حمد می‌کنم او را بر شدت و رخاء، ای پروردگار من سپاس می‌گذارم ترا بر اینکه ما را به تشریف نبوت تکریم فرمودی، و قرآن را تعلیم ما نمودی، و به معضلات دین ما را دانا کردی، و ما را گوش شنوا و دیده بینا و دل دانا عطا کردی، پس بگردان ما را از شکرگزاران خود.

    پس فرمود: اما بعد، همانا من اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی‌دانم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر ندانم، خداوند شما را جزای خیر دهد و الحال آگاه باشید که من گمان دیگر در حق این جماعت داشتم و ایشان را در طریق اطاعت و متابعت خود پنداشتم اکنون آن خیال دیگر گونه صورت بست لاجرم بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا بهر جانب که خواهید کوچ دهید و اکنون پرده شب شما را فرو گرفته شب را مطیه رهوار خود قرار دهید و بهر سو که خواهید بروید چه این جماعت مرا می جویند چون به من دست یابند بغیر من نپردازند.

    چون آن جناب سخن بدینجا رسانید برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبدالله جعفر عرض کردند: برای چه این کار کنیم آیابرای آنکه بعد از تو زندگی کنیم؟ خداوند هرگز نگذارد که ما اینکار ناشایسته را دیدار کنیم.

    و اول کسی که به این کلام ابتدا کرد عباس بن علی علیه السلام بود پس از آن سایرین متابعت او کردند و بدین منوال سخن گفتند.

    پس آن حضرت رو کرد به فرزندان عقیل و فرمود که شهادت مسلم بن عقیل شما را کافی است زیاده بر این مصیبت مجوئید من شما را رخصت دادم هر کجا خواهید بروید. عرض کردند سبحان الله مردم با ما چه گویند و ما به جواب چه بگوئیم؟ بگوئیم دست از بزرگ و سید و پسرعم خود برداشتیم و او را در میان دشمن گذاشتیم بی‌آنکه تیر و نیزه و شمشیری در نصرت او بکار بریم، نه بخدا سوگند ما چنین کار ناشایسته‌ نخواهیم کرد بلکه جان و مال و اهل و عیال خود را در راه تو فدا کنیم و با دشمن تو قتال کنیم تا بر ما همان آید که بر شما آید، خداوند قبیح کند زندگانی را که بعد از تو خواهیم.

    این وقت مسلم بن عوسجه برخاست و عرض کرد یابن رسول الله آیا ما آن کس باشیم که دست از تو بازداریم پس به کدام حجت در نزد حق تعالی ادای حق ترا عذر بخواهیم، لاوالله من از خدمت شما جدا نشوم تا نیزة خود را در سینه‌های دشمنان تو فرو برم و تا دستة شمشیر در دست من باشد اندام اعدا را مضروب سازم و اگر مرا سلاح جنگ نباشد به سنگ با ایشان محاربه خواهم کرد، سوگند با خدای که ما دست از یاری تو برنمی‌داریم تا خداوند بداند که ما حرمت پیغمبر را در حق تو رعایت نمودیم به خدا سوگند که من در مقام یاری تو به مرتبه‌ای می‌باشم که اگر بدانم کشته می‌شوم آنگاه مرا زنده کنند و بکشند و بسوزانند و خاکستر مرا بر باد دهند و این کردار را هفتاد مرتبه با من بجای آورند هرگز از تو جدا نخواهم شد تا گاهی که مرگ را در خدمت تو ملاقات کنم، و چگونه این خدمت را به انجام نرسانم و حال آنکه یک شهادت بیش نیست و پس از مرگ آن کرامت جاودانه و سعادت ابدیه است.

    پس زهیر بن قین برخاست و عرضه داشت به خدا سوگند که من دوست دارم که کشته شوم آنگاه زنده گردم پس کشته شوم تا هزار مرتبه مرا بکشند و زنده شوم و در ازای آن خدای متعال دور گرداند شهادت را از جان تو و جان این جوانان اهل بیت تو و هر یک از اصحاب آن جناب بدین منوال شبیه به یکدیگر با آن حضرت سخن می گفتند و زبان حال هر یک از ایشان این بود:

    مملوک این جنابم و محتاج این درم
    این مهر بر که افکنم آندل کجا برم

    شاها من اربعرش رسانم سریرفضل
    گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر

    پس حضرت همگی را دعای خیر فرمود.

    و علامه مجلسی ره نقل کرده که در آن وقت جاهای ایشان را در بهشت به ایشان نمود و حور و قصور و نعیم خود را مشاهده کردند و بر یقین ایشان بیفزود و از این جهت احساس الم نیزه و شمشیر و تیز نمی‌کردند و در تقدیم شهادت تعجیل می‌نمودند.

    و سید بن طاوس روایت کرده که در این وقت محمد بن بشیرالحضرمی را خبر دادند که پسرت را در سرحد مملکت ری اسیر گرفتند، گفت عوض جان او و جان خود را از آفریننده جانها می‌گیرم و من دوست ندارم که او را اسیر کنند و من پس از او زنده و باقی بمانم. چون حضرت کلام او را شنید فرمود خدا ترا رحمت کند من بیعت خویش را از تو برداشتم برو و فرزند خود را از اسیری برهان، محمد گفت مرا جانوران درنده زنده بردرند و طعمه خود کنند اگر از خدمت تو دور شوم پس حضرت فرمود: ای جامه‌های برد را بده به فرزندت تا اعانت جوید به آنها در رهانیدن برادرش، یعنی فدیة برادر خود کند، پس پنج جامه برد او را عطا کرد که هزار دینار بها داشت.

    شیخ مفید ره فرموده که آن حضرت پس از مکالمه با اصحاب به خیمه خود انتقال فرمود و جناب علی بن الحسین علیهماالسلام حدیث کرده: در آن شبی که پدرم در صباح آن شهید شد من به حالت مرض نشسته بودم و عمه‌ام زینب پرستاری من می‌کرد که ناگاه دیدم پدرم کناره گرفت و به خیمه خود رفت و با آن جناب ود جون آزاد کردة ابوذر و شمشیر آن حضرت را اصلاح می‌نمود و پدرم این اشعار را قرائت می‌فرمود:

    کَمْ لَکِ بِالاشْراق وَالاَصلِ
    وَالدَّهْرُ لایَقْنَعُ بالْبَدیلِ
    وَ کُلُّ حَیٍّ سالِکٌ سَبیلٍ

    یا دَهْرُاُفّ لَکِ مِنْ خَلیلٍ
    مِنْ صاحِبٍ و طالِبٌ قَتیلٍ
    و اِنَّما الْاَمْرُ اِلَی الْجَلیلِ

    چون من این اشعار محنت آثار را از آن حضرت شنیدم دانستم که بلیه نازل شده است و آن سرور تن به شهادت داده است به این سبب گریه در گلوی من گرفت و بر آن صبر نمودم و اظهار جزع نکردم و لکن عمه‌ام زینب چون این کلمات شنید خویشتن داری نتوانست، چه زنها را حالت رقت و جزع بیشتر است، پس برخاست و بیخودانه جانب آن حضرت شتافت و گفت واثکلاه کاش مرگ مرا نابود ساختی و این زندگانی از من بپرداختی، این وقت زمانی را ماند که مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن از دنیا رفتند، چه ای برادر تو جانشین گذشتگانی و فریادرس بقیه آنهائی حضرت به جانب او نظر کرد و فرمود ای خواهر نگران باش که شیطان حلم ترا نرباید و اشک در چشمهای مبارکش بگشت و به این مثل عرب تمثل جست لَوْ تُرِکَ الْقَطانامَ.

    یعنی اگر صیاد مرغ قطا را به حال خود گذاشتی آن حیوان در آشیانه خخود شاد بخفتی، زینت خاتون سلام الله علیها گفت:

    یا ویلتاه که این بیشتر دل ما را مجروح می‌گرداند که راه چاره از تو منقطع گردیده و به ضرورت شربت ناگوار مرگ می‌نوشی و ما را غریب و بیکس و تنها در میان اهل نفاق و شقاق می‌گذاری، پس لطمه بر صورت خود زد و دست بر گریبان خود را چاک نمود و بر روی افتاد و غش کرد. پس حضرت به سوی او برخاست و آب به صورت او بپاشید تا بهوش آمد پس او را به این کلمات تسلیم داد فرمود ای خواهر بپرهیز از خدا و شکیبائی کن به صبر، و بدانکه اهل زمین می‌میرند و اهل آسمان باقی نمی‌مانند و هر چیزی در معرض هلاکت است جز ذات خداوندی که خلق فرموده به قدرت خلایق را و بر می انگیزاند و زنده می‌گرداند ایشان را و اوست فرد یگانه. جد و پدر و مادر و برادر من بهتر از من بودند و هر یک از دنیا را وداع نمودند، و از برای من و برای هر مسلمی است که اقتدا و تأسی کند بر رسول خدا «ص» و به امثال این حکایات زینب را تسلی داد پس از آن فرمود ای خواهر من ترا قسم می‌دهم و باید به قسم من عمل کنی، وقتی که من کشته شوم گریبان در مرگ من چاک مزنی و چهره خویش را بناخن مخراشی و از برای شهادت من بویل و ثبور فریاد نکنی، پس حضرت سجاد علیه السلام فرمود پدرم عمه‌ام را آورد در نزد من نشانید انتهی.

    و روایت شده که حضرت امام حسین علیه السلام در آن شب فرمود که خیمه‌های حرم را متصل به یکدیگر برپا کردند و بر دور آنها خندقی حفر کردند و از هیزم پر نمودند که جنگ از یک طرف باشد.. تمام آن شب را به عبادت و دعا و تلاوت قران و تضرع و مناجات بسر بردند و صدای تلاوت و عبادت از عسکر سعادت اثر آن نور دیدة ‌خیر البشر بلند بود.

    برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی

    منبع

    داستان سرودن «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

    نویسنده : نگاه
    ۱۴ آبان ۱۳۹۲
    بازدید : 3,356

     داستان سرودن «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

    فرارسیدن محرم ،ماه خون وشهادت اباعبدالله حسین(ع) را پیشاپیش به عاشقان ودوست داران ایشان تسلیت عرض میکنم

     داستان سرودن «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

    باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
    باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
    بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
    این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
    کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

    روند شکل گیری ترکیب‌بند محتشم کاشانی به دو روایت است:

    1.محتشم، برادری داشت که در جوانی از دست می‌دهد و مرثیه هایی برای وی سروده بود. شبی در عالم رویا حضرت علی(ع) را می بیند و حضرت از وی گله می کند که چرا فقط برای برادرش مرثیه گفته و برای حسین(ع) شعر نمی گوید! محتشم ادب کرده و عرض می کند که خود را شایسته مقام شاعری آن حضرت نمی داند٬ ضمن این که اگر بخواهد شعری بگوید واقعا نمی داند از کجا باید شروع کند. حضرت مصرع اول را برای محتشم خوانده و می فرماید این گونه شروع کن: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» و محتشم می گوید: یک مرتبه از خواب پریدم در حالی که زیر لب زمزمه می کردم: «باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»
    محتشم شعر را بی وقفه ادامه می دهد تا به این مصرع می رسد که: «هست از ملال گر چه بری ذات ذوالجلال» او اما برای ادامه این بیت تردید می کند. چون قاعدتا مصرع دوم باید به گونه ای عنوان می شد که خداوند را از این واقعه ملول و ناراحت نشان دهد٬ در حالی که ناراحتی و غم از صفات سلبیه الهی است و در خداوند راهی ندارد. به همین دلیل از ادامه باز مانده و به ائمه متوسل می شود. در عالم رویا یا بیداری ادامه این مصرع را به او می‌گویند:

    هست از ملال گر چه بری ذات ذوالجلال

    او در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال

    2. محتشم در عالم رویا،حضرت زهرا(س) را می‌بیند که می‌فرمایند چرا برای پسر ما شعر نمی‌گویی؟ و…
    برای مشاهده ترکیب بند بطول کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

    باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
    باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
    بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
    این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
    کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
    گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
    کاشوب در تمامی ذرات عالم است
    گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
    این رستخیز عام که نامش محرم است
    در بارگاه قدس که جای ملال نیست
    سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
    جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
    گویا عزای اشرف اولاد آدم است
    خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
    پرورده ی کنار رسول خدا، حسین
    کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
    در خاک و خون طپیده میدان کربلا
    گر چشم روزگار به رو زار می گریست
    خون می گذشت از سر ایوان کربلا
    نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
    زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
    از آب هم مضایقه کردندکوفیان
    خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
    بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
    خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
    زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
    فریاد العطش ز بیابان کربلا
    آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
    کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا
    آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
    کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد
    کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
    وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی
    کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
    سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
    کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
    یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی
    کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
    سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
    کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
    جان جهانیان همه از تن برون شدی
    کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
    عالم تمام غرقه دریای خون شدی
    آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
    با این عمل معامله ی دهر چون شدی
    آل نبی چو دست تظلم  برآورند
    ارکان عرش را به تلاطم درآورند
    بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند
    اول صلا به سلسله ی انبیا زدند
    نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
    زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند
    آن در که جبرئیل امین بود خادمش
    اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
    بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
    افروختند و در حسن مجتبی زدند
    وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
    کندند از مدینه و در کربلا زدند
    وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
    بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
    پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
    بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
    اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
    فریاد بر در ِ  حرم کبریا زدند
    روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
    تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
    چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
    جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید
    نزدیک شد که خانه ی ایمان شود بد
    از بس شکست ها که به ارکان دین رسید
    نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
    طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
    باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
    گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
    یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
    چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
    پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
    از انبیا به حضرت روح الامین رسید
    کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
    تا دامن جلال جهان آفرین رسید
    هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
    او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال
    ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
    یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
    ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
    دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند
    دست عتاب حق به در آید ز آستین
    چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
    آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
    آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
    فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
    گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
    جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا
    در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
    از صاحب حرم چه توقع کنند باز
    آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
    پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
    شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
    روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
    خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
    موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
    ابری به بارش آمد وبگریست زار زار
    گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
    گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
    عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
    افتاد در گمان که قیامت شدآشکار
    آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
    شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
    جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
    گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
    با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
    روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
    وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
    نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
    بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
    شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
    هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
    هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
    هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید
    هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
    شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
    چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
    هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
    بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد
    ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
    بر پیکر شریف امام زمان فتاد
    بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
    سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
    پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
    رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
    این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
    وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
    این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
    دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
    این ماهی فتاده به دریای خون که هست
    زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
    این غرقه محیط شهادت که روی دشت
    از موج خون او شده گلگون حسین توست
    این خشک لب فتاده دور از لب فرات
    کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
    این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
    خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
    این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
    شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
    چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
    وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
    کای مونس شکسته دلان حال ماببین
    ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین
    اولاد خویش را که شفیعان محشرند
    در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
    در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
    واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
    نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
    طغیان سیل فتنه و موج بلاببین
    تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
    سرهای سروران همه بر نیزه هاببین
    آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
    یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
    آن تن که بود پرورشش در کنار تو
    غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
    یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
    کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
    خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
    بنیاد صبر و خانه ی طاقت بد شد
    خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
    مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
    خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان
    در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد
    خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
    روی زمین به اشک جگرگون کباب شد
    خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
    دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
    خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
    از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
    خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
    جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
    تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد
    بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد
    ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
    وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای
    بر طعنت این بس است که با عترت رسول
    بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
    ای زاده زیاد نکرده است هیچگه
    نمرود این عمل که تو شداد کرده ای
    کام یزید داده ای از کشتن حسین
    بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای
    بهر خسی که بار درخت شقاوتست
    درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای
    با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
    با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای
    حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
    آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای
    ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
    از آتش تو دود به محشردرآورند
    .::: محتشم کاشانی :::.

    تبی بنام”جاستين بيبر”چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    نویسنده : نگاه
    ۱۷ مهر ۱۳۹۲
    بازدید : 1,527

    تبی بنام”جاستين بيبر”چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    تب بنام  “جاستين بيبر” چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    در اين “پروژه ضد فرهنگي” جديد، از روشي استفاده مي‌شود که بيشترين تاثير را روي ذهن و رفتار نوجوانان خواهد داشت؛ “ناتوي فرهنگي” غرب با استفاده از خود نوجوانان، در فرايندي کاملا برنامه‌ريزي شده، مهره‌هاي خود را به عنوان الگو به جهان معرفي کرده و در طي مدت کوتاهي اين مهره‌هاي نوجوان را تبديل به الهه‌اي براي نوجوانان کشورهاي ديگر بويژه کشورهاي شرقي و مسلمان مي‌کنند.

    به گزارش خبرنگار سياسي باشگاه خبرنگاران؛ در دهه‌هاي گذشته، غرب به سرکردگي “رژيم صهيونيستي”، راه‌هاي گوناگوني را در “جنگ نرم” عليه فرهنگ “کشورهاي در حال توسعه” و بويژه کشورهاي اسلامي در خاورميانه تجربه کرده است،‌ به‌طوري که توانسته برخي از اين برنامه‌هاي ضد فرهنگي و “پروژه‌هاي کنترل ذهن” خود را در بعضي از کشورهاي منطقه مانند ترکيه و “کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس” اجرا کند تا با انحطاط فرهنگ اسلامي اين کشورها، رژيم صهيونيستي و غرب بتوانند سياست‌هاي خود را در “خاورميانه” پياده کنند.

    تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟! تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    در پروژه‌هاي نرم ضد فرهنگي صهيونيستي-غربي، ابعاد و روش‌هاي گوناگوني مورد استفاده قرار مي‌گيرند: از اشاعه فرهنگ خيانت و عادي بودن روابط خارج از خانواده در شبکه‌هاي ماهواره‌اي زرد، ساخت فيلم‌هاي بي‌محتواي ضد اخلاقي که خيانت و بي‌بند و باري را امري رايج نشان مي‌دهند گرفته تا “عروسک‌هاي باربي” و طراحي‌هاي هدف‌دار جلد دفتر و کيف مدرسه و وسايلي که هميشه همراه نوجوانان بوده و تاثير بسزايي بر ذهن آن‌ها دارد.

    تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟! تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    اما غرب و رژيم صهيونيستي در آخرين پروژه ضد اسلامي-فرهنگي خود نسل نوجوان را هدف قرار داده‌اند؛ پروژه‌اي بزرگ که در آن تلاش مي‌شود تا از راه‌هاي غير مستقيم ذهن افراد را از کودکي و نوجواني نسبت به مسائل غير اخلاقي و غير اسلامي به گونه‌اي کنترل کنند که اين مسائل براي نسل جوان و نوجوان عادي انگاشته شده و از آرمان‌هاي فرهنگي خود دور شوند.

    در اين پروژه ضد فرهنگي جديد، از روشي استفاده مي‌شود که بيشترين تاثير را روي ذهن و رفتار نوجوانان خواهد داشت؛ ناتوي فرهنگي غرب با استفاده از خود نوجوانان، در فرايندي کاملا برنامه‌ريزي شده، مهره‌هاي خود را به عنوان الگو به جهان معرفي کرده و در طي مدت کوتاهي اين نوجوانان را تبديل به الهه‌اي براي نوجوانان کشورهاي ديگر بويژه کشورهاي شرقي و مسلمان مي‌کنند.

    تبی بنام"جاستين بيبر"چگونه نوجوانان را به کما مي‌برد؟!

    اين نوجوان‌هاي غربي که اغلب به عنوان ستاره موسيقي معرفي مي‌شوند، با ظاهري بسيار اغواکننده و با پوشش‌هاي نامتعارف در کنسرت‌ها ظاهر شده و تبديل به برند جهاني مي‌شوند. لباس‌هاي خاص و نوع ظاهر آن‌ها که بسيار هوشمندانه طراحي شده‌اند، در کشورهاي هدف تبديل به کالايي به روز و به الگويي براي جوانان و نوجوان هدف تبديل مي‌شوند.

    همزمان با کشف اين مهره‌هاي نوجوانان، تمام رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و مجازي به طور هماهنگ و يکپارچه به تبليغ و پيگيري مدام روابط خصوصي خواننده‌هاي کم سن و سال مي‌کنند و مخاطب نوجوان را وادار به پيگيري قصه‌هايي مي‌کنند که اغلب آن‌ها محتوياتي کاملا غير اخلاقي داشته و هيچ تناسبي با اين رده سني ندارند.

    به‌طوري که اگر نگاهي به سايت‌هاي خبري صهيونيستي غربي انداخته شود، روزي نيست که خبري يا تصويري جنجالي از اين نوجوانان زير 18 سال منتشر نشود.


    دليل اين همه تبليغات گسترده چيست؟

    اگر کمي موشکافانه به روابط اين خواننده‌هاي نوجوان و طرز زندگي آن‌ها و پوشش خبري رسانه‌هاي غربي از زندگي خصوصي آن‌ها توجه کنيم، متوجه پشت پرده اين پروژه‌ جديد کنترل ذهن خواهيم شد. براي مثال هر روز قصه‌اي جنجالي از روابط آن‌ها که يک روز به هم مي‌رسند و يک هفته بعد از هم جدا مي‌شوند يا اينکه روزي خبر خيانت، آن‌ هم در اين سن در رسانه‌هاي خبري غوغا به پا مي‌کند، کار را به جايي مي‌رساند که مخاطبان هدف که اغلب از کشورهاي مسلمان و بويژه خاور ميانه مي‌باشند هر روز پيگير اخبار اين خواننده‌ها و داستان‌هاي آن‌ها شوند.


    عده‌اي از طرفداران نوجوان جاستين بيبر، خواننده 19 ساله کانادايي

    متاسفانه مطلبي که نگران کننده است نفوذ اين جريان‌هاي غير اخلاقي داخل ايران و در ميان نوجوانان است. گرچه نفوذ جريان‌هاي ضد فرهنگي مانند جاستين بيبر در ايران کمرنگ بوده و قابل مقايسه با غرب نيست، اما از آنجايي که گوگل نيز در اين زمينه با سرويس‌هاي ناتوي فرهنگي غرب و صهيونيسم همکاري مي‌کند، به خانواده‌ها و مسئولان فرهنگي توصيه مي‌شود تا دقت بيشتري در اين زمينه داشته و اقدامات مقتضي در اين زمينه را انجام دهند.

    تصوير زير، برخي از کامنت‌هاي کاربران نوجوان ايراني در فضاي مجازي درباره جاستين بيبر، خواننده نوجوان کانادايي است.

    در همين راستا، تمام ابزارهاي تبليغاتي غرب متحد شده‌اند، به‌طوري که موتور جستجوي گوگل که مديريت صفحات وب را در دست دارد نيز به کمک اين پروژه ضد فرهنگي آمده است.

    اين روزها اگر جستجويي فارسي در مرورگرهاي مختلف اينترنتي انجام دهيم‌ متوجه اين امر خواهيم شد که برخي از مرورگرها با شيطنت خاصي به تبليغ جاستين بيبر مي‌پردازند.

    براي مثال اگر چند حرف اول نام جاستين بيبر را در موتور جستجوي گوگل درج کنيم، نام بيبر در اولين گزينه‌ها ديده خواهد شد.

    اما “جاستين بيبر” کيست و چرا و چگونه به اين شهرت جهاني دست يافت؟

    “جاستين بيبر” “Justin Drew Bieber” متولد مارس سال 1994 خواننده نوجوان کانادايي است که در سال 2008 به خاطر پست ويدئوهايي در يوتوب به شهرت جهاني رسيد.

    مادر جاستين( پاتي مالت) در 17 سالگي جاستين را از فردي به نام “جک بيبر” باردار مي‌شود( ازدواجي رخ نداده بود)، به همين دليل، پدر جاستين در همان کودکي به دليل نداشتن هيچ قيد و بندي به خانواده، جاستين و مادرش را به حال خود رها مي‌کند.

    در حالي که هنرمندان نوجوان مشهور بسياري در آمريکا و ديگر نقاط جهان وجود دارند، اما مجله‌هاي معروف آمريکايي اصرار دارند که نام بيبر در ميان بهترين‌ها معرفي شود.

    براي مثال، جاستين بیبر در سال 2011 از طرف “مجله تایم” به عنوان یکی از 100  فرد تأثیرگذار  و دومین فرد ثروتمند زیر 30 سال معرفی شد. در سال 2012 “مجله فوربس”اعلام کرد درآمد بیبر در دو سال گذشته 108 میلیون دلار بوده است و تا ماه مي 2012، بیش از 15 میلیون نسخه از آلبوم‌هایش در جهان به فروش رسید. همچنین جاستين بيبر توسط همین مجله در رتبه سوم فهرست صد شخصیت مشهور قدرتمند سال 2012 قرار گرفت.


    صهيونيست‌ها چگونه مهره جاستين بيبر را کشف کردند؟/ پدر صهيونيستي جاستين کيست؟
    در همان روزهاي اوليه که ويدئوهاي منتشر شده بيبر در فضاي مجازي مخاطبان زيادي را به خود جلب کرده بود، عوامل رژيم صهيونيستي نيز دست به کار شده و با پيشنهادات اغوا کننده، به بهانه پرورش جاستين، مادر وي را قانع کردند تا جاستين را نزد خود تربيت کنند.

    اولين ديدار جاستين و اسکوتر
    هنگامي که جاستين تنها 13 سال داشت، “اسکوتر بران” “Scooter Brown”، مهره‌ياب معروف آمريکايي-اسراييلي، بيبر را شناسايي کرده و پس از رايزني با خانواده او، اين نوجوان کم سن و سال را تحت تربيت خود قرار مي‌دهد.

    اسکتور بران که اکنون مدير برنامه و همه‌کاره جاستين بيبر است به عنوان پدر صهيونيست اين نوجوان شناخته مي‌شود.وي چنان تاثيري روي جاستين گذاشته است که بيبر در تمام کنسرت‌هاي خود آداب صهيونيست‌ها را به جا آورده و علائم و نشانه‌هاي صهيونيستي را در لباس‌ها، خالکوبي‌هاي خود طراحي مي‌کند. به علاوه، در سال 2011، با هماهنگي اسکوتر و حمايت‌هاي مالي بنياد شيمون پرز، جاستين کنسرتي را در سرزمين‌هاي اشغالي برگزار کرد.

    در زندگي‌نامه اسکوتر، تاکيد شده است وي صهيونيستي بوده و پدر و مادر او  که به سختي از واقعه جعلي هلوکاست جان به در برده‌اند!  تا سال 1956 در مجارستان زندگي کرده و سپس به آمريکا فرار کرده‌اند.

    پدر صهيونيستي جاستين، در دوران راهنمايي خود، در يک مسابقه فيلم مستند درباره هلوکاست شرکت مي‌کند و جايزه اولي در منطقه و ايالت و نفر سوم آمريکا مي‌شود. نکته بسيار جالب اين است که فيلم به دفتر صهيونيست بزرگ هاليوود، يعني “استيون اسپيلبرگ” مي‌رود، در همان زمان و آشنايي اسپيلبرگ با اسکوتر، وي نيز به خدمت صهيونيست‌ها در مي‌آيد.

    مدير صهيونيستي برنامه‌هاي بيبر،چگونه پروژه صهيونيستي خود را پيش مي‌برد؟

    اسکوتر همزمان با مديريت برنامه‌ کنسرت‌هاي جاستين بيبر، برنامه‌هاي صهيونيستي خود را نيز روي او اجرا مي‌کند.

    به گزارش پايگاه صهيونيستي هاآرتص، اسکوتر بران در سال 2011، جاستين بيبر را به سرزمين‌هاي اشغالي فرا مي‌خواند تا در آنجا نيز کنسرتي برگزار کند. برگزاري کنسرت بيبر در سرزمين‌هاي اشغالي با حمايت کامل مقامات صهيونيستي از جمله نتانياهو، نخست‌وزير اسراييل همراه مي‌شود، به‌طوري که نخست‌وزير رژيم صهيونيستي از جاستين 17 ساله تقاضاي ملاقات مي‌کند، اما اين ملاقات بنا به دلايلي لغو مي‌شود.

    اما در زماني که جاستين بيبر به همراه پدرش و گروه کنسرت خود در سرزمين‌هاي اشغالي حضور داشت، مدير صهيونيستي برنامه‌هاي او، بيشتر از اينکه برنامه کنسرت‌هاي جاستين را هماهنگ کند با استفاده از روش‌هاي مختلف به ارباب‌هاي خود ثابت مي‌کند جاستين صهيونيستي بوده و به حمايت از اسراييل مي‌پردازد.

    در طول اين سفر، جاستين بيبر به اماکن صهيونيستي رفته و رفتارهاي آن‌ها را مي‌آموزد. اسکوتر جاستين را به ديوار ندبه در غرب بيت‌المقدس ميبرد تا در آنجا زيارت کرده و آداب صهيونيستي را بجا بياورد.

    حمايت جاستين از کودکان صهيونيست به خاطر حملات حماس؟

    در حالي که صهيونيست‌ها بارها با يورش به مناطق فلسطيني‌نشين اراضي اشغالي و حملات جنگنده‌هاي ارتش اين رژيم صدها کودک فلسطيني به فجيع‌ترين وضع ممکن به شهادت رسيده‌اند، جاستين بيبر در ازاي ملاقات نکردن نتانياهو و در راستاي حمايت از يورش‌هاي رژيم صهيونيستي به غزه، حدود 700 بليط رايگان به نوجواناني هديه مي‌دهد که در مرز سرزمين‌هاي اشغالي و غزه زندگي مي‌کنند.

    تجديد پيمان پدر و پسر با خالکوبي عبري

    به گزارش ديلي‌ميل، جاستين بيبر و پدرش هنگامي در تور سرزمين‌هاي اشغالي به سر مي‌بردند، براي تحکيم وحدت خود با اسراييل، نام “مسيح” را به زبان عبري روي سينه خود خالکوبي کردند که با تمجيد رسانه‌هاي صهيونيستي همراه شد.

    اين اقدامات الگوي بسياري از نوجوانان جهان به ويژه مسلمان‌ها، ترديدي باقي نمي‌گذارد که جاستين بيبر خط مشي صهيونيست‌ها را دنبال کرده و صهيونيست‌هاي وابسته به اين رژيم برنامه‌هاي ضد فرهنگي او را طراحي مي‌کنند.

    حلقه صهيونيست‌هاي دور جاستين تنگ‌تر مي‌شود

    به گزارش پايگاه تحليلي Justineisajew، يکي ديگر از افراد بسيار نزديک جاستين بيبر که در همه جا همراه او بوده محافظ اسراييلي وي، “موشه بنابو” “”Moshe Benabo است.

    موشه بنابو يک افسر سابق صهيونيستي است که مسئوليت حفاظت از جان جاستين بيبر را بر عهده داشته است.

    نام او در اصل موسی بنابو است که در زبان عبری موشه تلفظ میشود و موشه 47 ساله که خودش متولد حیفا است به زبان عبری تسلط کامل دارد و خانواده‌اش همانند خانواده اسکوتر براون ساکن فلسطین اشعالی هستند.

    موشه بعدها به دليل اينکه قبلا محافظ خواننده ديگري به نام جاستين تيمبرليک بوده و بيبر از آن اطلاعي نداشته است، همکاري خود با او را قطع کرد.

    نمايش جاستين در شوهاي غير اخلاقي صهيونيستي

    يکي از اقدامات ضد فرهنگي جاستين بيبر شرکت در شوهاي غير اخلاقي است که هدايت آن‌ را صهيونيست‌ها بر عهده دارند و حضور افراد زير 17 سال در اين نمايش‌ها ممنوع بوده و نمي‌توانند به تماشاي آن‌ بنشينند. نکته جالب اين است هر جا که بيبر مي‌رود اشخاصي صهيونيستي طرفدار اسراييل پشتوانه او هستند.

    حضور جاستين بيبر در شوهاي زننده، همواره با خشم گسترده‌اي از خانواده‌هاي غربي همراه بوده است.

    يکي از اين نمايش‌ها، شوي مد شرکت “Victoria’s  Secret”‌ يا “راز ويکتوريا” است که لباس‌هاي بدن‌نما و زننده توليد مي‌کند. اما حضور يک نوجوان هفده هجده ساله در اين نوع نمايش‌هاي ضد فرهنگي چه توضيحي دارد؟ آيا مگر اين است که ناتوي فرهنگي غرب ترويج بي‌بند و باري و برهنگي در ديگر فرهنگ‌ها را پيش رو گرفته است؟

    شرکتVictoria Secret به دلیل تولید لباسهای زننده و بدن‌نما برای دختران نوجوان بارها مورد اعتراض خانواده‌هاي آمريکايي قرار گرفته است.

    به گزارش Examiner، در حالي که بسياري از طرفداران بيبر نوجواناني هستند که هنوز سيزده سالشان هم نيست، ديدن خواننده مورد علاقه‌شان در ميان عده‌اي از زن‌هاي برهنه و و ايجاد صحنه‌هايي مسهتجن الگويي بسيار نامناسب براي نوجوانان است.

    بنا براين گزارش، دخترهاي نوجوان بسياري از رفتارهاي بيبر الگوبرداري مي‌کنند و اين الگوبرداري سال‌ها ادامه خواهد داشت و تاثير بسزايي در آينده نوجوانان دارد. اين گزارش در هشداري به خانواده‌هاي آمريکايي از آن‌ها مي‌پرسد آيا مي‌خواهيد دخترهاي نوجوان با تماشاي چنين برنامه‌هايي رو به فرهنگ برهنگي بياورند؟ آن‌ها در خانه تمام اين نمايش‌هاي غير اخلاقي را مشاهده‌ مي‌کنند تا جاستين بيبر برنامه خود را اجراکند.

    اين گزارش مي‌افزايد، آيا نسلي که تنها به مدرسه راهنمايي يا دبيرستان مي‌رود بايد الگويي مانند بيبر داشته باشد؟ آيا اين نمايش‌هاي مد در حال تخريب فرهنگ سنتي کشورها نيست و تنها اعتماد به نفس دخترهاي جوان را به حدي پايين مي‌آورد که مي‌خواهند مانند اين مدل‌ها شوند؟

    اگزمينر در ادامه گزارش، به سوء استفاده شرکت‌هاي مد و لباس مي‌پردازد که با استفاده از چهره‌هايي نوجوان مانند بيبر، نسل کم سن و سال را پاي تماشاي اين نمايش‌هاي غير اخلاقي مي‌کشد تا فرهنگ پوشش آن‌ها را تغيير دهد.

    نويسنده اين گزارش مي‌افزايد: اين نمايش‌ها باعث مي‌شود پوشش نوجوان‌ها و به‌ويژه دخترها در مدرسه، رفته رفته تغيير کند و رو به برهنگي روند. شوهاي مد ضد اخلاقي مانند ويکتوريا که با همراهي خواننده‌اي مانند بيبر انجام مي‌شود مي‌تواند فرهنگ جوامع را به سرعت تغيير دهد.

    پايگاه تحليلي آمريکايي ديگري با نام theblacksphere، در گزارشي با عنوان “‌راز ويکتوريا نسل نوجوان را هدف قرار داده است” به مسائل ضد فرهنگي اين نسل مي‌انجامد.

    اين پايگاه با توجه به حضور بيبر در نمايش‌هاي مد غير اخلاقي ويکتوريا مي‌نويسد: در حالي که ميليون‌ها دختر نوجوان اين برنامه‌ها را از هر طريق ممکن تماشا خواهند کرد پيام اين شوي تبليغاتي اين است که “من جاستين بيبر را دوست دارم، جاستين بيبر شوي مد ويکتوريا را دوست دارد، بنا براين من هم بايد از لباس‌هاي زننده ويکتوريا خريداري کنم”.

    اين گزارش در خاتمه با اشاره به اين موضوع که ويکتوريا در حال قرباني کردن معصوميت دخترهاي نوجوان است مي‌افزايد:‌

    دخترهاي ما ارزشمند هستند و لياقتشان بيشتر ازاينها است، آن‌ها بايد مورد مراقبت قرار بگيرند.

    باز هم ردپاي صهيونيست‌ها همگام با جاستين بيبر/ رييس صهيونيستي راز ويکتوريا کيست؟

    هر چه به جزييات عوامل پشت پرده بيبر و حاميان مالي او دقت مي‌کنيم، بوي صهيونيست‌ها بيشتر منتشر منتشر مي‌شود.

    مالک شرکت ويکتوريا که جاستين در بسياري از نمايش‌هاي زننده آن شرکت مي‌کند هم يک صهيونيستي تمام عيار است.

    لزلي وکسنر Lesly Wexner، ثروتمند مشهور آمريکايي و مالک صهيونيستي 75 ساله شرکت ويکتوريا در سال 2008  توسط جورج بوش به صورت افتخاري همراه هيئتي، او را در سفر به سرزمين‌هاي اشغالي در شصمتين سالگرد تاسيس رژيم منحوس صهيونيستي همراهي کرد.


    وکسنر در کنار نخست‌وزير رژيم صهيونيستي

    وکسنر سرمايه‌گذاري عظيمي در سرزمين‌هاي اشغالي کرده و يکي از بزرگ‌ترين حاميان مالي آمريکايي رژيم صهيونيستي است. او که از پدر و مادري صهيونيست زاده شده، داراي يکي از بزرگ‌ترين بنيادهاي صهيونيستي در سرزمين‌هاي اشغالي است.

    گفته مي‌شود، وکسنر در کنار اسکوتر بران، مدير برنامه‌هاي جاستين بيبر، پروژه ضد فرهنگي مورد نظر رژيم صهيونيستي را اداره مي‌کند.

    جاستين!! شلوارت را بکش بالا

    يکي از شاخصه‌هاي ضد فرهنگي جاستين بيبر که به نظر مي‌رسد کاملا حساب شده دنبال مي‌شود، پوشش خاص جاستين بيبر است که توجه نوجوانان را به خود جلب کرده و باعث مي‌شود آن‌ها از اين نوع پوشش زننده الگوبرداري کنند.

    به نظر مي‌رسد، پوشش‌هاي ضد فرهنگي جاستين بيبر که مورد تاييد خود غربي‌ها هم نيست، کاملا حساب شده باشد. بيبر در بسياري از برنامه‌هاي خود برهنه بوده است. اما نکته جالب توجه نوع پوشيدن شلوار او است که بسيار زننده مي‌باشد. اين نوع پوشش عجيب صداي والدين غربي را هم در آورده است.

    به گزارش ديلي‌ميل، طبق نظرسنجي‌هاي انجام شده، پوشش جاستين بيبر زننده‌ترين پوشش خواننده‌هاي آمريکايي انتخاب شده است. بر همين اساس يکي از شرکت‌کنند‌ه‌ها عقيده دارد خواننده‌هاي پاپ مانند بيبر الگوي نامناسبي براي جوانان و پوشش آن‌ها هستند.

    بوستون گلوب نيز در گزارشي به پوشش زننده بيبر اشاره مي‌کند. نويسنده اين گزارش با اشاره به تبليغاتي بودن پوشش بيبر و ترويج فرهنگ نامناسب در ميان جوانان مي‌نويسد: وقت آن رسيده که پوشاک زننده خود را تغيير دهي. نگاهي به اطراف بيانداز هيچ کس چيزي که تو مي‌فروشي را نمي‌خرد.

    به عقيده بوستون گلوب، بسياري از والدين طرفداران بيبر از او مي‌خواهند تا شلوارهاي عجيب خود را بسوزاند.

    روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز در گزارشي به موضوع جاستين بيبر و تاثر او روي فرهنگ جوانان پرداخته است.جاستين بيبر بارها از خو رفتارهاي خشونت‌آميز نشان داده و محافظان اسراييلي وي نيز در بسياري از موارد با هواداران و روزنامه‌نگاران زد و خورد داشته‌اند. اين روزنامه آمريکايي با اشاره به رفتارهاي پرخاشگرانه اين خواننده نوجوان در تحليلي جامع نسبت به تاثير رفتارهاي بيبر روي ذهن نوجوانان هشدار داده و مي‌نويسد؛ در کنار الگوي نامناسب روابط و پوشش‌ بيبر، رفتارهاي خشونت‌بار وي نيز مي‌تواند تاثيرات منفي بسزايي روي نوجوانان داشته باشد.

    اين روزنامه بر اساس کتاب “اهميت فرهنگي ستارگان نوجوان” نوشته “جين او کونر” مي‌نويسد:ستاره‌هاي نوجوان با  استفاده از مواد مخدر، لباس‌هاي زننده، نوجوانان را خواسته يا نا خواسته به تقليد از خود فرا مي‌خوانند.

    حمايت جاستين بيبر 19 ساله از همجنس‌بازها

    بيبر که ديگر رفتارهاي زننده و غير اخلاقي را به اوج خود رسانده، با حمايت از گروه‌هاي همجنس‌باز، بار ديگري نشان مي‌دهد چه اهدافي پشت سر او قرار دارند.

    پروژه IT gets better، توسط Dan Savage””  همجنس‌باز معروف آمريکايي و همسر(مرد) او راه‌اندازي شده است. دن سويج فعاليت‌هاي بسياري در زمنيه اشاعه همجنس‌بازي در آمريکا داشته است.


    دن سويج به همراه دوست همجنس‌باز خود در راهپيمايي همجنس‌بازها

    بر اساس گفته‌هاي خود وب‌سايت اين پروژه، هدف آن حمايت از همجنسگراهاي سراسر دنيا و ترويج آن است.

    جاستين بيبر که در حال تبديل شدن به الگويي براي نوجوانان بوده، نيز با عضويت و سرمايه‌گذاري مالي در اين پروژه، حمايت خود از همجنس‌بازها را اعلام کرده است.

    خانواده‌ها و مسئولين فرهنگي مراقب نفوذ جاستين‌بيبرها در ميان نوجوانان، بويژه دخترها باشند

    نقش گوگل در پروژه ضد فرهنگي بيبر

    گوگل نيز در اين پروژه ضد فرهنگي به کمک صهيونيست‌ها آمده است. با جستجويي ساده در اينترنت متوجه پروژه محبوب کردن جاستين در ميان نسل نوجوان ايراني خواهيم شد، به طوري که اگر در موتور جستجوي گوگول حرف “جا” را جستجو کنيد به سيلي از گزينه‌هاي مرتبط با جاستين بيبر بر خواهيم خورد و يا اگر کلمه طرفدار را جستجو کنيم باز نام جاستين بيبر به چشم خواهد خورد.

    به علاوه، با توجه به اينکه به علت فرهنگ غني ايران اسلامي، ميزان نفوذ جريان ضد فرهنگي بيبر در اين پايين بوده و قابل مقايسه با غرب نيست، اگر در نگاهي به وبلا‌گ‌هاي نوجوانان ايراني به ويژه دخترها انداخته شود، وبلا‌گ‌هايي را ملاحظه خواهيد کرد که طرفداران جاستين بيبر و دوست دختر او هستند و با نگاهي به نظرات اين نوجوانان درباره بيبر و زندگي شخصي او، متوجه بحراني که شايد گريبانگير نسل نوجوان و آينده ساز کشور شود خواهيم شد.

    از آنجايي که هدف اصلي پروژه جاستين بيبر نفوذ در نوجوانان است، ناتوي فرهنگي صهيونيسم تنها به الگوي رفتاري بسنده نکرده و با ترويج لباس‌ها و کالاهاي مرتبط با بيبر قصد دارد نفوذ اين جريان را بيش از پيش تقويت کند.

    در حالي که الگوهاي طراحي  زيادي از اسطور‌ه‌ها و فرهنگ ايراني در عرصه مد و پوشاک تاکنون عرضه شده‌اند، اما برخي از فروشگاه‌هاي پايتخت با سوء استفاده از آب گل‌آلود و شايد هدفمند به دنبال ترويج و فروش کالاهي مرتبط با اين ناتوي فرهنگي هستند.

    در تحقيقات صورت گرفته توسط باشگاه خبرنگاران، کالاها و پوشاک مرتبط با جاستين بيبر درفروشگاه‌هاي پايتخت به راحتي قابل خريداري هستند.

    با توجه به موارد اشاره شده و اثبات رابطه جاستين بيبر با رژيم صهيونيستي و برنامه‌هاي ضد اخلاقي و ضد فرهنگي که وي که با مديريت ناتوي فرهنگي غرب و صهيونيسم اجرا مي‌شوند، به خانواده‌ها و مسئولين فرهنگي کشور هشدار داده مي‌شود، ضمن کنترل فضاي اينترنت، هرچه سريع‌تر نسبت به مقابله با چنين پروژه‌هايي که نسل نوجوان بويژه دخترها را هدف قرار داده، اقدامات مقتضي را انجام دهند.

    منبع مطلب

    5 توصیه عجیب(علمی)

    نویسنده : نگاه
    ۲۷ فروردین ۱۳۹۲
    بازدید : 331

    شاید باور نکنید اما شما همیشه یک پزشک همراه خود دارید که آماده پاسخ به نیازهای پزشکی‌تان است. این پزشک، روان ماست. 5 توصیه عجیب زیر را بخوانید تا باورتان شود.

    1. آلرژی دارید؟ بخندید!
    وقتی دچار آلرژی می‌شوید، سعی کنید خود را در موقعیت‌ خندیدن قرار دهید. شرکت‌کنندگان در تحقیقی که از سوی محققان ژاپنی انجام شده بود.
    زمانی‌که به تماشای یک فیلم خنده‌دار نشسته بودند کمتر دچار حساسیت‌می‌شدند اما همین افراد زمانی‌که به تماشای یک فیلم جدی نشستند، پیاپی عسطه می‌کردند. خنده موجب عملکرد سریع سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما می‌شود و سبب می‌شود فرد کمتر دچار حساسیت شود.

    2. بدنتان زخم است؟ خوش‌اخلاق باشید!
    خوش‌رفتاری موجب می‌شود که زخم‌های بدنتان زودتر بهبود یابد. دکتر جانیت کیکلت، استاد روانپزشکی دانشگاه اوهایو معتقد است که رفتار خصمانه و خشونت‌آمیز، روند بهبود زخم‌ها و کبودشدگی‌ها را افزایش می‌دهد. اما خوش‌رفتاری و مثبت اندیشی موجب می‌شود که میزان واسطه شیمیایی سایتوکین در بدن افزایش یابد. سایتوکین موجب می‌شود که سلول‌هایی که برای ترمیم زخم یا هر نقطه آسیب‌دیده بدن نیاز هستند، در نواحی اطراف زخم، زود‌تر تکثیر شوند. بنابراین سعی کنید شاداب و سرحال باشید. دوستانتان را با یک دعوت برای شام یا ناهار غافلگیر کنید. به دیدن اقوام و خویشان‌تان بروید و سعی کنید به مردم کمک کنید. خواهید دید که در مدت کوتاهی خوب می‌شوید.

    3. بیمارید؟ خوش‌بین باشید!
    کنار گذاشتن بدبینی گاهی بیماری‌ شما را تا حد بسیاری بهبود می‌بخشد. نتایج تحقیقات نشان داده است افرادی که در تست‌های خوش‌بینی نمره خوبی گرفته‌اند 55 درصد کمتر از افرادی که همیشه احساس شکست و ناامیدی می‌کنند در معرض خطر مرگ به خاطر بیماری‌های قلبی و عروقی قرار دارند. بنابراین سعی کنید در هر هفته فهرستی از افرادی که سپاس‌گزارشان هستید مانند دوستان، اقوام و… تهیه کنید. همچنین سعی کنید از ناراحتی و ناامیدی در خصوص نداشتن چیزهایی که هنوز به آنها دست‌ نیافته‌اید، خودداری کنید. تمرکز بر حس سپاس‌گزاری موجب می‌شود که نگاه مثبتی به زندگی داشته باشید.

    4. دنبال تناسب‌اندامید؟ تصویرسازی کنید!
    در ذهن خود تصویری از ورزش‌ها و نرمش‌ها را تداعی کنید تا روند بهبودتان سریع‌تر شود. دانشمندان دانشگاه کلیولند آمریکا معتقدند که تنها ساختن تصویری ذهنی از بلند کردن وزنه و یا وزنه‌برداری موجب می‌‌شود که ماهیچه‌های قوی‌تر داشته باشید و روند بهبودتان سریع‌تر شود. در تحقیقات دانشمندان دانشگاه کلیولند مشخص شد مردانی که تنها در ذهن خود تصویری از ورزش و وزنه‌زدن برای عضله دوسربازو ساخته‌اند حجم ماهیچه‌ای آنها بدون اینکه حتی یک کیلوگرم وزنه زده باشند به اندازه 13 درصد افزایش یافته است. بنابراین هر روز برای 15 دقیقه در ذهن خود تصور کنید که ماهیچه آسیب‌دیده‌تان را نرمش می‌دهید. تمام جزییات ورزش را در ذهن خود تصویر کنید. هر فشاری را که به ماهیچه‌تان وارد می‌شود، در ذهن تصویر کنید. انبساط و انقباض ماهیچه‌تان را هم همین‌طور. این‌کار را انجام دهید و تاثیر آن را ببینید.

    5. کارتان حساس است؟ موسیقی گوش کنید!
    وقتی در جاده در حال رانندگی هستید و چشمان‌تان از فرط خستگی قرمز می‌شود، رادیوی اتومبیل‌تان را روشن می‌کنید. محققان ژاپنی معتقدند موسیقی گوش کردن زمانی‌که در حال انجام کارهای روزانه‌تان هستید، موجب می‌شود کمتر احساس خستگی کنید و کارتان را دقیق‌تر و با حوصله بیشتری انجام دهید.
    موسیقی موجب می‌‌شود بدنتان به درخواست‌های استراحتی که از مغز صادر می‌شود، پاسخ دهد. همچنین موسیقی برخی احساسات بی‌حاصل و خستگی آفرین را در نطفه خفه می‌کند و موجب می‌شود بر سختی کارتان غلبه کنید. بنابراین هنگامی‌که فردای یک شب شلوغ و پر از مهمان در آشپزخانه مشغول شستشوی ظرف‌ها هستید ضبط‌ صوت خانه خود را روشن کنید و با فراغ بال به کارتان ادامه دهید.

    تاریخ چهارشنبه سوری وایین های ان

    نویسنده : نگاه
    ۲۹ اسفند ۱۳۹۱
    بازدید : 613

    چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

    در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.[۱]

    واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده‌است[نیازمند منبع]. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود[۲] که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.[۳] به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

    تاریخ چهارشنبه سوری وایین های ان

    رقص با آتش

    در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجّه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند

    مابقی درادامه مطلب

    (بیشتر…)

    شانس شما چی هست ؟حیوان روز تولد؟!؟

    نویسنده : روژینا
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۱
    بازدید : 860

    یه نگاه به شناسنامتون بندازید،تاریخ تولدتون تو کدوم یکی از این 8 ردیف قرار گرفته؟

    سگ
    11 تا 19 دی
    12 تا 14 فروردین
    25 تا 30 خرداد
    19 تا 24 تیر
    6 تا 8 مهر
    10 تا 25 آذر

    مـوش
    20 دی تا 4 بهمن
    25 اسفند تا 3 فروردین
    26 فروردین تا 6 اردیبهشت
    11 تا 13 خرداد
    10 تا 18 تیر
    25 مرداد تا 3 شهریور

    شیــــر
    5 تا 11 بهمن
    22 تا 24 اسفند
    1 تا 10 خرداد
    10 تا 25 آبان

    گربـه
    12 تا 16 بهمن
    4 تا 11 فروردین
    4 تا 9 تیر
    5 تا 9 مرداد
    24 شهریورتا 5 مهر
    26 آبان تا 9 آذر

    کبوتـر
    17 تا 25 بهمن
    24 تا 31 اردیبهشت
    25 تیرتا 4 مرداد
    10 تا 23 شهریور
    5 تا 10 دی

    لاک پشت
    26 بهمن تا 2 اسفند
    7 تا 10 اردیبهشت
    14 تا 24 خرداد
    4 تا 9 شهریور
    24 مهر تا 5 آبان

    پلنگ
    3 تا 9 اسفند
    15 تا 25 فروردین
    6 تا 9 آبان

    میمون
    10 تا 21 اسفند
    11 تا 23 اردیبهشت
    31 خرداد تا 3 تیر
    10 تا 24 مرداد
    9 تا 23 مهر
    26 آذر تا 4 دی
    10 تا 14خرداد

    سگ: وفاداروخواستنی

    هرگزنمی توان دروفاداریتان شک کرد.درکارتان صداقت وخلوص نیت به چشم می خورد.
    بسیارساده دل وبی شیله پیله.
    اهل جروبحث کردن نیستید.
    متواضع،خاکی وواقع بین.به همین دلیل است که دوستانتان دل بسته ی شما می شوند.
    درانتخاب پوشاک وسواس وسلیقه ی خاصی دارید.
    اگرلباسهایتان مطابق مدروزنباشد،مسلماً ناراحت می شوید.
    محبوب، پرطرفدار،خوش برخوردوباگذشت هستید.دوستانی بسیارخوب وقابل احترام دارید،دوستانی که هرکدام شخصیت برجسته ای ارند.

    مابقی درادامه مطلب

    (بیشتر…)

    صفحه 1 از 3123
    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد