دانلود رمان این آخر راه است

دانلود رمان این آخر راه است

خلاصه :دانلود رمان این آخر راه است گاهی اوقات ، مسیر زندگی آدم ها با یه موضوع ساده یا حتی یک اشتباه تغییر می‌کنه ؛ بعضی اشتباهات ، فقط باعث تباه شدن زندگی خود فرد خاطی نمی‌شه ، بلکه زندگی یه گروه بزرگ رو تحت تاثیر قرار می‌ده.داستان ما هم از یک اشتباه شروع شد . اشتباهی ناخواسته ؛ شاید هم برنامه ریزی شده ؛ اما هر چه که بود ، باعث عوض شدن مسیر زندگی همه شخصیت های رمان ما شد. نترسیدن از عدالت بدون بخشش ، کار دست شخصیت های ما داد . نترسیدن از عدالتی که بخشش در آن بی معنی بود ؛ شخصیت های ما رو گرفتار عواقب وحشتناکی کرد .

دانلود رمان این آخر راه است

دانلود رمان این آخر راه است

تنها راه کمک شما دوستان به سایت نگاه دانلود عضویت در انجمن آن هست حالا با خود شما کمک کنید به پایداری یا فقط مطالعه کنید

نام رمان : این آخر راه است.
نویسنده : MATINA کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر : ترسناک ،هیجان انگیز ، جنایی ،حادثه ای
ویراستار : mina_s

طراح جلد:نیلوفر شعبانی

سخن نویسنده:
داستان ما ، نه روایت جنی داره ، نه موجودات ماوراءالطبیعی ؛ اما ژانر

داستان ترسناکه.شاید با خوندن چند صفحه از رمان متوجه بشید که قضیه

از چه قراره ؛ اما به خاطر داشته باشید رمانهایی با این سبک رو باید خوند

تا فهمید داستان دقیقا چه جوریه .منم تا جایی که می‌تونستم سعی در

نوشتن خلاصه ای کردم که هم بتونید متوجه بشید داستان از چه قراره

وهم داستان رمان فاش نشه . امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید!

مقدمه:عدالت بدون بخشش ، جمله ای غریب اما ترسناکی است . کمتر

کسی معنی این جمله را می‌فهمد . خدا آن قدرخطاها را دیده و بخشیده

که به نوعی ، هم عدالت را برقرار کرده و هم آن را به دیگران بخشیده . درکی از

نام رمان : این آخر راه است

نویسنده : MATINA کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : ترسناک ،هیجان انگیز ، جنایی ،حادثه ای

ویراستاران : mina_s

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف79 جار 886

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/122861/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۱۳) دیدگاه برای “دانلود رمان این آخر راه است” ثبت شده است.
  • ندا گفت:

    اسم این رمان نذار دنیا رو دیوانه کنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ياس گفت:

    اسم این رمانی که ندا گفت “نزار دنیا رو دیوونه کنم” هست

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    فصل دومش کی میاد؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • سریر گفت:

    دوستان لطفا اونی ک لطف میکنه رمان مینویسه مخاطب حذب کن باشه ن دفع کن اونقدم دخترای رمانتونو اپن نشون ندین نمیگم مذهبی ن ولی اونقدم باز ن ولی هر داستانی میخونی دختره زیادی ریلکسه ممنون میشم رسیدگی کنین

    [پاسخ به این نظر]

  • yalda گفت:

    خوب نبود انتخاب اسما خیلی بد بود موضوعشم خیلی بچه گونه بود اصلا هیجان نداشت

    [پاسخ به این نظر]

  • مهدیه گفت:

    نویسنده ی بزرگ میشه دقیقا دلیل ارش رو توضیح بدین؟
    دوستاشو کشت تا به اهدافش برسه؟اگه هدفی داشت که با وجود اونا نمیشد انجام داد میتونست از بین دوستاش بره
    قوی نبود نوشته
    دلایل،عملیات هیچ کدوم

    [پاسخ به این نظر]

  • Hossein گفت:

    سلام. ممنون از سایت خوبتون. میگم جلد دومش کی حاضر میشه؟

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    موضوع و تم داستان خیلی جالب و قشنگه ولی حیف خیلی کم بود و سرسری گذشت اگه بیشتر روش مانور میداد واضح تر و دقیق تر با ریز بینی بیشتری گفته میشد فوق العاده بود بهرحال ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam گفت:

    تا به حال رمان تو این سبک نخونده بودم
    واقعا عالیه
    منتظر فصل های بعدیش هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • مامان هانی گفت:

    سلام. خدا قوت بابت داستانی که نوشتی.. تم داستانت بددد نیست.. هر چند تکراریه.. ولی شما گفتی جن و روح توش نیست که.. پس این رعد و برق و شکستن شیشه و کشته شدنا از کجا اومد؟ فیلمای جنایی زیاد میبینی شما نه؟؟؟
    در ضمن چرا اینقدر ریتم داستان تنده؟ هنوز چار پنج صفحه نگذشته از داستان دو نفر کشته شدن.. دو نفر بیهوش شدن.. به رابطه نامشروع متهم شدن.. کلا نصف داستانت تموم شد که.. در ضمن اگه افعال رمانت رو از اول ماضی انتخاب میکنی تا آخر ماضی نگهش دار.. اگه مضارعه تا آخر مضارع باشه.. این جالب نیست نصف ماضی بعد مضارع.. دوباره وسطاش ماضی باز هر وقت میلت کشید مضارع.. اگه هم دوست داری محاوره ای بنویسی تا آخر محاوره ای بنویس.. ببخشد ایراد زیاد گرفتم.. بهر صورت برای پیشرفتت به آدمای منتقد همیشه ناراضی نیاز داری ؛))

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    سلام و خسته نباشی ممنون از رمانهای خوبی که میگذارید،
    ببخشید من چند بار سوال کردم جواب ندادین من دنبال رمانی هستم دختر داستان در هنگام صحبت با عموش که سرپوستیشو به عهده داره تصادف میکنه و پسر عموش مرگ پدرشو تقصیر دختر میدونستن و به همین دلیل خیلی اذیتش میکنه که بعد در اخر داستان عاشق دختر میشه

    [پاسخ به این نظر]