• آر اس اس فاقد مطلب

دانلود رمان تاکسی

دانلود رمان تاکسی

خلاصه:در زندگی هرکسی، حداقل یک الی دوتا اتفاق وجود دارد که هیچگاه فراموش نمی شود. اغلب زمانی

رخ می دهند که اصلا حواسمان بهشان نیست و فقط به یک هدف خاص، توجه می کنیم. این اتفاق ها بروز

پیدا می کنند و مسیر زندگی مان را برای همیشه تغییر می دهند و در تاریخ روح ما ثبت می شوند!این داستان

درباره دختر نوجوانیست که فکر می کند تمام آدمها مثل همدیگر هستند، او از همان نوجوانی، خودش را درگیر

مسائلی می کند که قرار نیست، فعلا اتفاق بیافتد. مثل نفرت و انزجار از جنس مذکر!غافل از اینکه همه این

ها، باعث می شود اون هرچه سریع تر به سمت بلوغ زودرس و عشق و عاشقی و درگیر شدن با همان افراد

نفرت انگیز خیالش، کشیده شود.در همین زمان او فرد استثنائیه زندگیش را پیدا می کند و فکر می کند او، مردِ

همه زندگی اش است. درحالی که تنها، دختر نوجوانی بیش نیست!تاکسی…
حدیثه اسماعیلی

دانلود رمان تاکسی

دانلود رمان تاکسی

نام رمان : تاکسی
نویسنده : h.esmaeili
ویراستار : FATEME078
ژانر: اجتماعی

طرح جلد:F.sh.76

روز گرمی بود، اوایل مهرماه بود و هنوز پاییز، رو نشان نداده بود. نه برگ ها زرد شده و ریخته بودند و نه دمای هوا تغییری کرده بود.
دانلود رمان تاکسی
آن روز از تمام روز های قبل گرم تر بود و من، طبق عادتی که داشتم، مانتوی سیاه رنگی به تن کرده و زیر آن

خورشیدِ تابان، درحال ذوب شدن بودم. کلاسم تازه به اتمام رسیده بود و با جمعی از دختران به سمت پارکی

که در مسیرمان بود، پیش می رفتیم! چند نفری از ما جدا شدند و به سمت پسرانی که منتظرشان بودندو

لقب “دوست پسر” را داشتند، حرکت کردند.

موجودات نفرت انگیز!

همین طور که دخترها، خودشان را روی چمن ها ولو می کردند، بالا سرشان ایستادم زمزمه کردم که باید هرچه زودتر بروم. صدایشان

نام رمان : تاکسی

نویسنده : h.esmaeili

ژانر : اجتماعی

ویراستاران : fateme078

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف54 جار 990

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/138146/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۷) دیدگاه برای “دانلود رمان تاکسی” ثبت شده است.
  • فردوس گفت:

    سلام
    عالی بود خسته نباشین

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق گفت:

    در عین اینکه کوتاه بود ولی موضوع جالبی داشت…
    اتفاقی بود که ممکنه واسه هرکدوم از ماتا افتاده باشه و یا بیوفته!!!
    “هیچوقت همه چیز اونطوری نیس که ما فکر میکنیم”
    به نظرم این جمله ایه که این داستان رو توصیف میکنه.

    [پاسخ به این نظر]

  • tomy گفت:

    خیلى قشنگ بود.حقیقت از این تلخ تر نمى شد

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    قشنگ بود….یاد خودم افتادم..فقط شاید پایان داستان من تلخ تر از فروش یه تاکسی باشه…یا شایدم یه حلقه توی انگشت دوم دست چپ

    [پاسخ به این نظر]

  • Fateme گفت:

    کوتاه و جالب 🙂 شخصیت های این رمان ،آدمای عادی دور و ورمون بودن، موضوع جدیدی داشت به دور از کلیشه. با پایانی متفاوت ؛)
    ممنون از نویسنده عزیز 🙂

    [پاسخ به این نظر]