دانلود رمان مرز عجیب عشق

 دانلود رمان مرز عجیب عشق

خلاصه :دختری که یه زندگی عادی داره . مثل بقیه دخترها می خنده و زندگیشو می گذرونه
اما یه اتفاق غیر منتظره میفته. اتفاقی که فقط یک ماه از زندگی اون دختر رو در بر می گیره اما
اثرش برای سالها می مونه. این اتفاق چی می تونه باشه؟ قضیه مرگ و زندگی ؟
نابود شدن دنیا ؟ نه .. خیلی ساده است. اتفاقی که برای هممون یه روزی میفته.
یه دوست داشتن ساده که خیلی چیز هارو عوض کرد. دوست داشتن کسی که اگه
دوستش نداشته باشی می میره…مقدمه :این رمان داستان خودمه. داستان من و یه نفر دیگه.
داستان کمتر از یه ماه از زندگی خودم و اتفاق جالبی که برام افتاد رو توش جا دادم..
یه شخص وارد زندگیم شد. قرار نبود من هیچ وقت داستان زندگی خودمو

 دانلود رمان مرز عجیب عشق

دانلود رمان مرز عجیب عشق

نام رمان : مرز عجیب عشق
نویسنده : nastaran A.N کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر : عاشقانه – اجتماعی
ویراستار: sogol_tisratil

بنویسم اما انگار قرار شد. اون شخص گفت که بنویسم تا یادمون نره. منم نوشتم.
نمی دونم جالب هست یانه ..
ولی برای خودم جالبه. هیجان خاصی نداره ..نه قضیه مرگ و زندگیه و نه مافیا دنبال کسی می گردن..
روی یه روال پیش می ره. نمی دونم کسی خوشش میاد یا نه ولی من قول دادم که بنویسمش و می نویسم.
حداقل برای دل خودم ..

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

” هوشنگ ابتهاج “

دختری که یه زندگی عادی داره . مثل بقیه دخترها می خنده و زندگیشو می گذرونه

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۱۷) دیدگاه برای “دانلود رمان مرز عجیب عشق” ثبت شده است.
  • محدثه گفت:

    من سرچ کردم ولی وقتی نودهشتیا فیلتر شد دیگه پیداش نکردم فقط تا همون جایی که تو نودهشتیا بود داخل (…) گذاشتن (…) هم که میگه اصلا چنین چیزی وجود نداره یه کمکی به من بکنین لطفا.من چند ماهه دنبال این رمانم خواب و خوراک ندارم لطفا یه کمکی بکنین.خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۶ ۳:۱۴ ب.ظ:

    وجود داره و در همون سایت مذکور در حال تایپه.

    [پاسخ به این نظر]

  • محدثه گفت:

    سلام.میگم کسی از رمان مهر یک جاودان از سمیه و زهرا غنی ابادی خبر نداره؟؟؟؟ممنون میشم جواب بدین من خیلی وقته دنبال شم دارم دیوونه میشم لطفا جواب بدین

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۶ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

    سلام. این رمان در سایت دیگری در حال تایپه. در گوگل سرچ کنید نتیجه خواهید گرفت.

    [پاسخ به این نظر]

  • Darya گفت:

    واقعا عالی بود..من خیلی احساساتی شدم.امیدوارم بهترین ها برات اتفاق بیفته..موفق باشی عزیزم.

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    ممنون از تمامی دوستانم بابت نگاهشون به این داستان

    من الان اونی نیستم که باید می بودم
    یا اونی که باید باشم ..
    من تو خودم گم شدم. پس اون نسترن قبل نیستم.

    بازم ممنون از تمام مهربونایی که با احساسشون بهم کمک کردن.

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    لطفا توی انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنین تا بتونم باهاتون صحبت کنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • Hossein St گفت:

    نسترن جان اولا سلام ،دوما اگه پی امم به دستت رسید بدون که واقعا محشری دختر اگه میتونی یه چند خطی از زندگی الانت که بی اونی بنویسی از دیده الان خونوادت نصبت به خودت تا اون دل تنگیای شیرین خودت ممنونم ازت لیلیه ایران زمین

    [پاسخ به این نظر]

  • روزبه گفت:

    اگر این داستان واقعا حقیقت داره، دختر خانم قصه روزی هزار بار باید خدارو شکر کنه که این بچگی تموم شده، سلمان هیچ موفقیتی تو زندگی نداره، نه در تحصیل، نه کار درست و حسابی، حتی انقدر شخصیت ضعیف که از سربازی فرار کرده، انگار سلمان دختر هست شخصیتش، بسیار شکننده و بی منطق، تو دو روز پیشنهاد ازدواج میده، تو یک ماه میخواد بکشه خودشو بخاطر اتمام رابطه، فقط خدارو شکر این بچه بازی تموم شدهفرارککرده انگار

    [پاسخ به این نظر]

  • Hadis گفت:

    دوست عزیز همیشه نمیشه ی پایان خوب داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • هدیه گفت:

    خیلی داستان زیبایی بود.من شخصیت اصلی رو خیلی دوست داشتم.سیر افکارش جالب بود.این داستان واقعا حقیقت داره؟اگر واقعیه باید بگم نگاهم به یه سری مسائل عوض شد.امیدوارم نسترن و سلمان به هم برسند.

    [پاسخ به این نظر]

  • ی بنده خدا گفت:

    این بیشتر مجازی بوده……

    [پاسخ به این نظر]

  • هرکس گفت:

    وای یعنی واقعیه؟؟؟؟؟ خیلی ناراحت شدم انشالله که خدا پشت و پناهتون باشه واقعا نمیدونم چی بگم الان رمانو تموم کردم امیدتو از دست نده من حس میکنم واقعیه اگه واقعی باشه باید بگم‌خیلی خوشحالم که حسی که بینتونه اینقدر پاک و خالصه انشالله خدا شما ها رو به همدیگه ببخشه

    [پاسخ به این نظر]

    مایا پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    سلام من یه خانم ۲۹ساله هستم از روزگار عاشقی و دل دادین خیلی وقته گذاشته اما با خوندن این رمان خیلی چیزها برام تازه شده،باور نمی کردم دختر خانمی به این سن بتونن زمانی چنین دلنشین بنویسن از خوندنش هم لذت بردم هم کلافه شدم کلافگیم هم به این دلیل بود که من هم یه روز این راه و رفتم انتظار کشیدم وبه عشقم هم رسیدم…
    خیلی دلم میخواد از احوال این خانم جوان و عشق و انتظارش با خبر بشم یا حتی باهاش صحبت کنم ان شاءالله هر جا هست خدا پشت و پناهش باشه و عشق اگه واقعیه که براش همیشه بمونه
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

    [پاسخ به این نظر]

  • Fateme078 گفت:

    سلام 🙂 این رمان و در حال تایپ خوندم، زندگی خود نویسنده هست ک
    که واقعا زیبا ترسیم شده 🙂 قلمت آبی و دلت آبی تر :))

    [پاسخ به این نظر]

  • نرجس گفت:

    اسم مستعارم وفا هست

    [پاسخ به این نظر]