دانلود رمان یاسمینا

دانلود رمان یاسمینا

خلاصه رمان:رمان یاسمینا روایت زندگی دختری تنها است که برای کار پا

در خانه ای می گذارد که سرنوشتش عوض می شود…….مقدمه:دختری

تنها….پسری مغرور….دختری که طعم محبت را نچشیده….پسری

خشک…ایا دختر قصه مون می تونه دل پسرمون رو به دست بیاره؟ در با

صدای تیکی باز شد اروم درو باز کردم از چیزی که رو به روم دیدم دهنم

بازموند یه خونه بزرگ که یک راه شنی به سمت خونه حیاط رو به دو دسته

تقسیم کرده بود سمت راستم پر از گل های رز رنگارنگ بود سمت چپم

هم یه استخر بزرگ بود که دورتادورش گل بود یه آلونک چوبی هم با فاصله

زیاد از استخر بود خیلی خونه زیبایی بود با بهت به خونه نگاه می کردم که

با صدای پسر جوانی از بهت در امدم به سمتش برگشتم وای چه جیگری

بود این عجب هیکلی داشت به پسره که نمی دونم اسمش چیه سلام

کردم اونم با سر جوابمو داد راه افتاد سمت خونه و گفت:

دانلود رمان یاسمینا

دانلود رمان یاسمینا

نام رمان : یاسمینا
نویسنده: زهرا فرهنگ دهقان کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر: عاشقانه
ویراستار: narcissus
…این رمان اولین رمانی است که من شروع کردم امیدوارم از خواندنش لذت ببرید…..

از اتاق رفتم بیرون و با سیمین جون به سمت اشپزخونه رفتیم وقتی جاهای وسایلارو گفت از اشپزخونه رفت بیرون من هم شروع کردم به درست کردن ماکارونی به خاطر این که گرمم بود شالمو در اوردم با خودم گفتم حالا معلوم نیست در این پسره کی بیاد و مشغول درست کردن سالاد شدم با صدای سرفه ای به سمت در اشپزخونه برگشتم سهیل بود که با عصبانیت نگام می کرد فکر کنم همیشه این جوریه سلام کردم اونم با سر جوابمو داد بدبخت زبون نداره همش کله تکون میده .دستمو به سرم کشیدم تا شالمو بکشم جلو که دیدم اصلا شالم نیست زود شالمو از روی

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۱۰) دیدگاه برای “دانلود رمان یاسمینا” ثبت شده است.
  • Sara گفت:

    واقعا رمان سطحی بود.از سه چهار صفحه اولش میشد آخرشو فهمید.موضوعش کاملا تکراری بود و خیلی سریع همه ی اتفاقا افتاد انگار که نویسنده میخواس یه جوری سر و ته داستان رو هم بیاره.تذکر من به نویسندش اینه که دوست عزیز هیچ کس با خوندن چهار تا رمان کلیشه ای نمیشه که نویسنده بشه و وقت مردم رو هدر بده

    [پاسخ به این نظر]

  • ســـآرآآ گفت:

    رمان اصلا خوب نبود…به نظرم نباید هر کی ی رمان میخونه فک کنه میتونه رمان بنویسه..به زور تا اخرش خوندم بلکه یخورده جذاب باشه اما نچ..خیلی خیلی ابکی و بد بود :/
    توروخدا کمی دقت کنین :/
    با تچکر..
    مرسی اه :/

    [پاسخ به این نظر]

  • نارسیس گفت:

    تکراری وآبکی…بدون هیجان و سرد…
    نویسنده ی عزیز رمان فیلم نیست که هی دو خط بنویسی و یه ترانه وسط افکار و حرفای شخصیتا بیاری…بجای جذاب بودن رمانت حرص درآر بود.هی یه خط میخوندیم سه خط بعدی یا شعر بود یا ترانه…
    لطفا اول در خصوص نویسندگی رمان مطالعه کنید بعد دست به قلم ببرید

    [پاسخ به این نظر]

  • asraid70 گفت:

    سلام … دوست عزیز باور کن اگه بیشتر روی متنت و نحوه‌ی نوشتنت وقت بزاری میتونی خیلی خیلی بهتر بشی … اما باز هم خسته نباشید بابت نوشتن این رمان زیبا

    [پاسخ به این نظر]

  • kim گفت:

    تکراری و خسته کننده و غیر منطقی…..آخه واسه چی ازین نفرت داره نچ نچ نچ

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    رمان خوبی بود اما خوب بعضی جاهاش خیلی زود از رومطلب رد میشد بعضی جاها خیلی کش داااااار داستان و بیان میکرد
    اما در کل به نویسنده بابت نوشتن این رمان خسته نباشید میگم

    [پاسخ به این نظر]

  • آزیتا گفت:

    رمان خوبی بود.قشنگ بود.ولی یخورده نظم نداشت توی نوشتن.نویسنده ی عزیز یخورده به نوشته هات نظم بدی و مرتب تر بنویسی من مطمعنم میتونی بهترین رمانا رو بنویسی عزیزم.در کل قشنگ بود پر از حسای خوب

    [پاسخ به این نظر]