• آر اس اس فاقد مطلب

دانلود رمان از نسل آفتاب جاوا، اندروید ،pdf، ایفون ، تبلت

دانلود رمان از نسل آفتاب جاوا، اندروید ،pdf، ایفون، تبلت

دانلود رمان از نسل آفتاب

دانلود رمان از نسل آفتاب

نام رمان: از نسل آفتاب
نویسنده: ثـمین کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستاران: نازآفرین، مریم صناعی، ماهتاب:)، Saeed S.K

منتظر حضور عزیزان و دوستان نگاه دانلود در انجمن هستیم

برای پیدا کردن رمانی که فراموش کردین کلیک کنید.در نظرات سوال نکنید تایید نمیکنم

سخنی با خواننده:

این رمان ادای دینیست به مردم مظلوم، دردمند و مقاوم خطه آذربایجان خصوصا مردم غریب سردشت، به امید فردایی که در آن استشمام گاز خردل نفس های هیچ زن و مرد و کودکی را در هیچ کجای دنیا زخمی نکند. با آرزوی محو شدن تمامی تبعیض ها، گروهک ها ، رنج ها و نسل کُشی ها درسراسر گیتی. به امید یک دل شدن تمام کسانی که قلبشان برای خاک، ناموس و ایران عزیز میتپد . با آرزوی برآمدن آفتاب عاطفه و وزیدن نسیم محبت در کالبد این اقلیم سرفراز و بعد ….اگر خدا بخواهد آمدن آن یگانه نجات بخش.

خلاصه:
این رمان روایتگر قصه زندگی دختری از اهالی کردستان به نام اَوین هست که فریب یه گروهک تروریستی می خوره و به امید فردایی بهتر برای خودش و خانواده فقیرش، به عضویت اون گروهک درمیاد.این تصمیم اشتباه چنان تاثیر عمیقی روی زندگیش می گذاره که دختر در خواب هم نمی دیده .در مدت کوتاهی بعد از ورود به اردوگاه و مسلح شدن، اوین متوجه می شه نه تنها اون آرمان هایی که بخاطرش عضو گروهک شده هرگز معنای واقعی نداشته، بلکه آبرو و پاکدامنیش هم هر لحظه در خطره. اوین از دانیار، که از بستگانش هست و چندین سال پیش عضو گروهک شده ، برای فرار از اردوگاه تقاضای کمک می کنه.دانیار هم حاضر می شه به فرارِ اوین کمک کنه اما در مقابل از اون دختر می خوادکه اگه موفق به فرار شد کاری واسش انجام بده و اون کار چیزی نیست جز….


ژانر:
اجتماعی، پلیسی ، درام و صد البته عاشقانه

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۴) دیدگاه برای “دانلود رمان از نسل آفتاب جاوا، اندروید ،pdf، ایفون ، تبلت” ثبت شده است.
  • vafa گفت:

    خیلی عالی بود عالی و زیبا خیلی هم خوب تموم شد بهتر از این بود که کیان بعد از آزادی بره و اوین رو مات مبهوت کنه من این پایان پر احساس رو بیشتر پسندیدم

    [پاسخ به این نظر]

  • دلناز گفت:

    سلام بر خالق این اثر زیبا ،امید وارم بتونی این رمانو به چاپ برسونی متنت خیلی قوی بود و من خیلی کم تو رمان ها شاهد این ظریف کاری ها هستم البته توی زمان ها که آخر شهریور بود و سردشون بود یکم قاطی کردم فکر کنم زمان ها همخونی نداشت و به امید اینکه شاهد رمان های قشنگ دیگت هم باشم

    [پاسخ به این نظر]

  • اليكا گفت:

    من دوستش داشتم…. قشنگ بود.. خسته نبااااشید☺️

    [پاسخ به این نظر]

  • ثـمین (نویسنده رمان ) گفت:

    سلام .ممنونم از نظر لطف همه عزیزان . سعی کردم پایان رو متفاوت بنویسم تا کلیشه نشه اما صد درصد پایانش خوشه و این رو عزیزانی که خوندن تایید می کنن .بله من هیلر رو دیده بودم اما بهم حق بدین که ملاقات اوین با سیاه پوش نمی تونست هر جایی و به هر شکلی اتفاق بیوفته بنابراین صحنه های پشت بام ممکنه شما رو یاد اون فیلم بندازه .باز هم ممنونم که به من انرژی می دید و امیدوارم وقتتون رو هدر نداده باشم 🙂 روز خوش

    [پاسخ به این نظر]

  • Negin گفت:

    فوق العاده ترین رمانی بود که امسال نوشته شده شک نکنید ممنون نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسمین گفت:

    سلام آخرش خوب تموم میشه یا بد؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ffh گفت:

    سلام تشکر میکنم از نویسنده عزیز بابت کار قشنگشون

    [پاسخ به این نظر]

  • Maryam گفت:

    عاااالی بود دلم نیومد ازش تعریف نکنم نویسنده عزیز واااااااااقعا خسته نباشی فقط یکم زود ت‍موم شد کاش طولانی تر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • رهایی گفت:

    سلام.رمان خوبی بود.ولی آخرش رو من دوست نداشتم.خیلی مبهم شده بود.خوشم نیومد.راستی من اولین بار بود خوندم که اهل تسنن میتونن تو نیروی انتظامی شرکت کنن.

    [پاسخ به این نظر]

  • mahdiye گفت:

    منو یاد فیلم هیلر انداخت احیانا نویسنده فیلم هیلرو ندیده؟آخه صحنه های ملاقات دختره و سیاهپوش مثل صحنه های فیلم هیلر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • طرفدار گفت:

    نویسنده ی عزیز قلمت خیلی خوب بود وداستان پرکشش بود من خیلی لذت بردم وطرفدارقلمت شدم
    اما فکرکنم به هیلرو نسل خورشید خیلی علاقه داری

    [پاسخ به این نظر]

  • نرجس گفت:

    لطفا به من جواب بدید به شدت دنبال این رمانم…به قسمت پیدا کردن رمان های بی نامن رفتم ولی نظرم ثبت نشد…ممنون میشم اسم رمان رو بگید بهم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۷ ب.ظ:

    باید عضو شوید تا نظرتون ثبت بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • رهایی گفت:

    سلام.
    میخواستم تشکر کنم از شما به خاطر گذاشتن این رمان و ازنویسنده عزیز برای نوشتنش.
    خسته نباشید.
    فقط یه خواهشی داشتم ازتون اینکه. لطفا پایانش خوشه یا نه رو بگین

    [پاسخ به این نظر]

  • پریسا گفت:

    قشنگ بود خوشمان آمد
    مرسی از نویسنده و سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    پیشنهاد میدم بخونیدش واقعارمان قشنگیه ارزش خوندن داره.باتشکرازنویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطیما گفت:

    با تشکر از نویسنده عزیز.رمان زیبایی بود.توصیه میشود.

    [پاسخ به این نظر]

  • الهه ۱۸ گفت:

    سلام، رمان خیلی قشنگیه،من در حال تایپ خوندمش، ثمین جان موفق باشی.

    [پاسخ به این نظر]

  • Hadis گفت:

    نگاه جان مرسی رمان فوق العاده ای بود
    منتظر کارهای بیشتر از شما نویسنده عزیز هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    رمان خوبی بود ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Nakisa گفت:

    سلام.میشه فایل apk رو چک کنید.دانلود میشه ولی باز نمیشه خطا میده

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۲ ب.ظ:

    سلام..با گوشی خودم چک کردم هم دانلود شدهم نصب شد هم باز شد…

    [پاسخ به این نظر]

  • آرینا گفت:

    خییلی عالی بود اصلا فکر نمیکردم به این خوبی باشه پیشنهاد میکنم بخونیدش …فقط دوتا نکته نویسنده ی عزیز یکی اینکه آخر رمان خیلی ناگهانی بود و من انتظار داشتم با احساسات بیشتری تموم شه یعنی شخصیتا همو ملاقات کنن و دیگه اینکه توصیف حالات شخصیت ها نسبتا کم بود و من تو تصور حالات و چهره ی شخصیت ها زیاد موفق نبودم ولی بهرحال عالییی بود دستتون درد نکنه بعد از مدت ها یه رمان قابل قبول خوندم

    [پاسخ به این نظر]