دانلود رمان دریای مرگ جاوا ، اندروید ،pdf،ایفون،تبلت

دانلود رمان دریای مرگ جاوا ، اندروید ،pdf،ایفون،تبلت

دانلود رمان دریای مرگ جاوا ، اندروید ،pdf،ایفون،تبلت

دانلود رمان دریای مرگ جاوا ، اندروید ،pdf،ایفون،تبلت

منتظر حضور عزیزان و دوستان نگاه دانلود در انجمن هستیم

رمان دریای مرگ به قلم darya و  niazکاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر:پلیسى عاشقانه

ویراستار: darya/نویسنده

خلاصه:

زندگی بالا و پایین های زیادی داره گاهی میری اوج اوج و گاهی همین که برمی گردی می بینی قعر چاهی اون پایین پایینا اگر از من پرسند صعود بهتر است یا فرود خواهم گفت فرود با تو اوج رویای من است ای بت پرستیدنی من. من دریا به اوج اوج رسیدم پیش ماه و ستاره ولی باز می گویم امیر مهدی من، من در کاشانه بودن با تو را به عرش پادشاهیم ترجیح می دهم.

مقدمه:

باور کن این ثانیه ها دست خودم نیست!

من پشت رد توبه یک بن بست می رم

حس میکنم این لحظه رو صد بار دیدم

من روبروی چشم تواز دست می رم.

دریا آربین

روی نیمکت های پارک نشسته بود تمام حواسم حول وهوش اون می چرخید از جاش بلند شد و گوشیش و دم گوشش

گذاشت، رفتم یه نیمکت نزدیک بهش نشستم صدای ضعیفی ازش به گوشم می رسید: منم تبریک عرض می کنم

جناب سرهنگ،اگه رهبری مدبرانه ی شما نبود نمی تونستیم این عملیات رو با موفقیت به اتمام برسونیم

دیگه بقیه ی حرفشو نشنیدم چون ازم دور شد
مثل فشنگ از جام پریدم و دنبالش رفتم از پشت صداش زدم:امیر مهدی جونم امیر

برگشت طرفم و با دیدنم گفت:لا اله الا الله خانم بازم شما؟

بهش نزدیک شدم طوری که سینه م با سینش مماس شده بود یهو یه قدم به عقب برداشت،منم با چشمای آبی نافذم

بهش زل زدم و با لوندی و بریده بریده بهش گفتم: سیّد من دست از سرت بر نمی دارم.

امیر مهدی:استغفر الله خانم شما چرا متوجه نیستید من چند بار به شما گفتم که دست از این کاراتون بردارید.
 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۲۸) دیدگاه برای “دانلود رمان دریای مرگ جاوا ، اندروید ،pdf،ایفون،تبلت” ثبت شده است.
  • Ava گفت:

    سلام عزیزم من واقعا از رمانت خوشم اومد و برام جذاب بود
    میشه رمان های دیگت رو معرفی کنی
    ممنون عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام چرا انقدر دیر به دیر رمان میزارید؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۳:۱۶ ب.ظ:

    سلام..چون من باردارم و با حال بدم زیاد نمیتونم بشینم اپ کنم

    [پاسخ به این نظر]

  • Sabrina گفت:

    سلام…رمان قشنگی بود همونطور‌که دوستان گفتن جای کار داشت ولی واقعا عشق دریا ستودنی بود…کاش میشد زنده می موند و به محمدمهدی میرسید…
    مرسی از قلم قشنگت…و مرسی از نگاه عزیز بابت سایت خوبش…

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    با سلام و خسته نباشی

    از سایت خوبتون واقعا ممنوم

    این رمان اصلا خوب نبود واقعا حیف وقت

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۳:۱۷ ب.ظ:

    سلام..ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • fatemeh.p گفت:

    سلام نگاه جان…بابته رمانایی ک میذاری مچکرم . فقط چرا انقد دیر به دیر میذارید?الان دریای مرگو چند روزه گذاشتید من خوندمش تمام شد همش میام سر میزنم ولی خبری نیست…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۶:۰۵ ب.ظ:

    سلام..هم رمانها درحال ویراستاری غلط املایی هستند که طول میکشه هم اینکه من بعلت حال بدم کم میتونم بیام

    [پاسخ به این نظر]

  • mahdiye گفت:

    سلام. ممنون از سایت خوبتون… میشه رمان بیداری خوناشام رو بذارید؟؟؟؟؟!!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسمین گفت:

    سلام . نگاه جان میشه لطفا یکی دو تا رمان خوب مثل ناگفته ها بهم معرفی کنی …دستت طلا

    [پاسخ به این نظر]

  • بهاره گفت:

    سلام ،من می خوام تو انجمن جستجوی رمان ها خلاصه ی رمانی که اسمش و فراموش کردم بذارم ولی نمی شه اگه می شه لطفا راهنماییم کنین من تازه عضو سایت شدم،لطفا جوابم و بدین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۶:۰۸ ب.ظ:

    سلام اینجا
    http://forum.negahdl.com/threads/94582/

    [پاسخ به این نظر]

  • YALDA_80 گفت:

    رمان خوبی بود.به اونایی که حوصله دارن پیشنهاد میکنم بخونن،نگاه جون خسته نباشیـــد

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    سلام ببخشید کاشکی رمانای طولانی تری بذارین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Raha6369 گفت:

    سلام ،نگاه جان ادامه رمان راز شاهزاده شهر جادو رو.کی میذارید؟من خیلی وقته منتظر ادامه این رمانم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۲ ب.ظ:

    سلام …هرزمان تایپش تموم بشه دست نویسنده است

    [پاسخ به این نظر]

  • mohadese گفت:

    سلام دوستان من دنبال یه رمان هستم با موضوع:یه دختروپسربودن که مادر وپدرشون میرن شمال واونا ازطریق دفترچه ای که توی کتابخونه پیدامیکنن میفهمه پسرفرزند واقعی خانواده نیست وبعدم پسرعاشق دخترمیشه ممنون میشم اگه اسمشو میدونید راهنمایی کنید.ممنون میشم جواب بدین

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۳ ب.ظ:

    دراینجا دنبال اسم رمانتون باشید
    http://forum.negahdl.com/threads/94582/

    [پاسخ به این نظر]

    alma پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۴۰ ق.ظ:

    عشق عسلی

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام ، مرسی بابت سایت خوبتون
    یه سوال داشتم چرا رمانهای پگاه رستمی نمیذارین؟ فقط یک رمانش هست.
    منتظر جوابتون هستم
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۴ ب.ظ:

    سلام..خواهش..چون دسترسی به ایشون ندارم که اجازه بگیرم

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    خیلی روند تندی داشت،تهشم که خیلی تلخ تموم شد با مرگ دریا و آیدین،دلم گربت،فک کنم کل تموم شدن داستان و کشت و کشتار ها تو ۱دقیقه اتفاق افتاد،هنوز تو هنگم ک چی شد!

    [پاسخ به این نظر]

  • ZQUEENZ88 گفت:

    قلم نویسنده خوبه موضوع داستانم جالبه..اما نویسنده انگار عجله داره زود تموم شه..خیلی جای کارداره..اگه طولانی تر مشد دریا هم اخر نمیمرد بهتر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • اتوسا گفت:

    سلام کسی این رمان رو خونده؟

    [پاسخ به این نظر]

  • Tahour گفت:

    اولش خیلی مسخره بود ولی عالی تموم شد

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahsabanoo گفت:

    دوست عزیزم خسته نباشی
    فکرکنم این اولین نوشته شما بود وقعا تشکر میکنم که تونستید یک رمان بنویسید
    یکم ضعیف بود رمان:دریا که میگه خیلی مغرور بوده باید امیر مهدى رو جور دیگه عاشق خودش میکرد نه اینکه بهش میچسبید
    و التماسش میکرد که یه مدت باهم باشن
    رمان انگار شبیه یک مقاله بود مدام مینوشت دیداربعد
    درکل امیدوارم رمان هاى بعدیت حتى از این رمان هم بهتر باشه
    ^_^

    [پاسخ به این نظر]

  • الناز گلی گفت:

    سلام و خسته نباشید ب شما نگاه عزیز و نویسندگان محترم . من رمانتون رو خوندم از اونجایی ک رمان زیاد میخونم باید بگم موضوعتون خیلی خوب بود ولی حیف که اصلا بهش پر و بال نداده بودید و سر سری تموم شد در کل رمان نبود داستان کوتاه بود ولی اگه واسش بیشتر وقت میذاشتید و یکم تحقیق بیشتری میکردید با قلم خوبی و روانی ک داشتید یه رمان خیلی خوب میتونست باشه همه چیز خیلی سر سری ازش گذشته بودید و اینکه امید وارم توی رمان های دیگتون اینقدر مصنوعی ابراز عشق نکنن شخصیت ها چون واقعا غیر قابل باور بود یه دختر اینجوری خودشو خار و خفیف کنه البته عشقش خوبه ولی کلماتی ک استفاده میکرد اصلا خوب نبود .خیلی هم ابهام توی رمان وجود داشت که کامل رفع ابهام نکرده بودید واسه خواننده و ….
    به هر حال امیدوارم دفعه بعد کار قوی تری از شماها ببینم
    موفق باشید ……..

    [پاسخ به این نظر]

  • Eli a گفت:

    عالی بود
    عشق دریا قشنگ بود

    [پاسخ به این نظر]