دانلود رمان مهبد جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون ، تبلت

دانلود رمان مهبد جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون ، تبلت

خلاصه: دانلود رمان مهبد مهبد پسری از تبار رنج و سختی و مردانگی. از جنس احساس و غیرت.از جنس مقاومت…بزرگ مردی کوچیک که برای محافظت از خواهر برادرای کوچیکش جنگیده با تمامی مشکلاتش.برای رسیدن به عرش تلاش کرده… و ازون طرف رایکا دختری که روزی سرد ،مغرور و خودخواه بوده پولهای پدرش از پارو بالا میرفته…!کسی نمی فهمه حکمت خدا رو.. مهبد به رایکا دل می بنده و… !همراهمون باشین تا باهم ببینیم ایا میشه دو قشر متفاوت از جامعه کنار هم، باهم عاشقانه بمونن و به اهدافشون برسن یا نه!

دانلود رمان مهبد

دانلود رمان مهبد

دانلود رمان برفراز عشق و تاریکی جلد دوم مهبد

با نهایت احترام و ارادت این رمان تقدیم میشه به کودکان مظلوم و بی پناه کاره سرزمینمون ایران…
مقدمه:
برای تو می نویسم …
تویی که هر بار می بینمت غم تلخی در وجودم تازه می گردد…
تویی که حاصل بی رحمی روزگاری …
تویی که تکه نانی را با سرما و گرمای هوا، می خری …
تویی که کودک کاری …
تویی که شب ها به جای ناز بالش کودکانِ پول، آجر و سنگ زیر سر کوچکت می گذاری …
تویی که فقر را با آن دستان کوچکت احساس کردی …
تویی که نه سیاست بلدی، نه دروغ پردازی
تویی که در آمار، وجود نداری و در پیش چشم ما از گرسنگی رنج می بری .
این بار برای تو می نویسم …
گرچه این نوشته آهنگین نیست …
ولی تو به آهنگ آکاردئون و ر*ق*ص برادرانت برای سکه ای خُرد، مرا ببخش …
دیر گاهی ست که دلم را مالآمال گرفته اید …
مجالی نبود برای گفتن …
ذهن، آشفته بود و هست …
کودکان کار … کودکانی که نامتان را (( خیابان ها )) بر شما نهاده اند ..
از کدامین پدر ؟ با کدامین مادر ؟؟
برای تو می نویسم …
که اشک هایت را پاسخی باشد …
که ناله های شبانه ات را التیامی باشد …

نام رمان : رمان مهبد

نویسنده : Malihe2074 و اریا کاربران انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه . اجتماعی

تعداد صفحات کتاب : 634 پی دی اف ، 1793 پرنیان

ارتباط با نویسنده : http://forum.negahdl.com/members/4907/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/92055/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۷۴) دیدگاه برای “دانلود رمان مهبد جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون ، تبلت” ثبت شده است.
  • رویام گفت:

    من قصدتوهین نداشتممم،،،سوال بود فقط،،،بعضی ازرمانای رئال هم کلا درست نمینویسند،،پرسیدم برااشنایی بیشترهمین،،امااگ توهین میدونیدببخشید

    [پاسخ به این نظر]

  • مهراد( مهبد) گفت:

    @رویام, شما معنی رئال میدونی چیه دیگه حتما!!!! وقتی میگن رئال یعنی دیگه سوالی نمی مونه بد بینی هم یه چیز شخصی با اینجور سوالات رمان و وجودیت اشخاص حقیقی داستان رو از زیر سوال نبرید! توهین به نویسنده ها و رمان به حساب میاد!

    [پاسخ به این نظر]

  • رویام گفت:

    سلام ،،،،جالب شداپس واقعیت داره رمان،،همه مسائل واقعیت داره؟؟همه وهمشوون؟؟داداشاش آجیش عشقش وضعش همش؟؟؟حتی اتفاقای تووش؟؟،،،این پسره چقددردکشیده خداخودش همیش پشت وپناهش باش
    ببخشین هاشایدبازم سوال بپرسم چیکارکنم همش سوال پیش مییاددا،،ج من وبدینا،،،فعلا بای خخخ

    [پاسخ به این نظر]

  • Malihe2174( نویسنده سه جلد مهبد) گفت:

    @رویام,
    سلام ممنون از نظر مثبتتون این رمان تمام و کمال واقعیت داره مهراد همون مهبد هست که با من کمک کرده رمان نوشته شده چون رمان رئال پس جو دادن و بزرگنمایی توش نیست مرسی از وقتی که گذاشتید

    [پاسخ به این نظر]

  • رویام گفت:

    سلام رمان رمان خیلیی خوبی بودقرارنیس ک همه عاشقانه باشن دومنش اگ هم میگین خوب نیس ازبس ک ازجامعه پرتین شایدرمان یجایی ی بزرگنماییایی کرده یاجوش بیشتربوده یااشتباداشت خب قرارنیس ک اشتبانداشت باش تنهاکتاب خداس ک اشتبانداره کتاب بدون اشتباب غیرکتاب خداپیدانمیش،،،،،،فقط ی سوال این مهبدواقعیت داشت کلا یاکماپیش یااصلا چجوریاس قضیش؟؟اززندگیه کسی نوشته شده یانه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • sanaz گفت:

    جلد دوم رمان رو سایت گذاشته نشده؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۶ ۴:۵۱ ب.ظ:

    اگه مرحمت بفرمایید همین پست رو (زیر جلد رمان) به دقت نگاه کنید لینک جلد دوم گذاشته شده !

    [پاسخ به این نظر]

  • majnontarin_leili گفت:

    تبریک میگم به نویسنده ی واقعا زیبا بود یه موضوع ناب وجذاب
    جای تاسف داره که اینقدر کم لایک خورده

    [پاسخ به این نظر]

  • پریسا گفت:

    این رمان رمان خیلی فوق العاده ایه. به کل نظرم ذاجع به بچه های کار عوض شد جلد دومش رو چرا نمیزارین؟ تموم نشده هنوز؟ خیلی دوست دارم بدونم ادامه داستان رو. کی میاد جلد دوش؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۶ ۶:۰۶ ب.ظ:

    جلد دوم تموم شده و بزودی برای دانلود در سایت قرار خواهد گرفت.

    [پاسخ به این نظر]

  • sara.s گفت:

    به به سلام لیلا جون
    یخ کردی؟
    ما که خیلی سوختیم وقتی حقیقت یه گوشه جامعه برامون روشن شد
    و این نثروقلم توانا رو تحسین میکنم
    ملیحه ومهراد عزیز
    همواره پاینده باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • الناز گفت:

    @لیلا, دوست عزیز نظر شما محترم ولی اگه فکر می کنین مبتدیه‌ شما بنویسین‌ ببینیم‌ چ طوری می نویسین؟

    [پاسخ به این نظر]

  • مهراد گفت:

    @لیلا,
    نظرتون برای خودتون فقط محترمه شما احساس نداری انگار یا متوجه نیستی رئال چیه یا اصلا جامعه نمیدونی چیه همه میگن خوب بود شما میای فقط با کلمات بازی میکنی

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    با اینکه موضوع نسبتا متفاوتی داشت.کاملا یخ بود.با یه اتقاقات الکی میخواست بهش هیجانی که نداشت بده.خیلی هم مبتدیانه بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • ناهید گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید رمان خوبی بود. کسی تو سبک رمان بهادر یا از خیانت تا عشق رمان سراغ داره به من بگه ممنون میشم.

    [پاسخ به این نظر]

  • الهه گفت:

    @مهراد,
    قصد ناراحت کردن کسی رو نداشتم ،شاید باید به واقعی بودن قصه رمان بیشتر توجه میکردم…قبول دارم که کسی نمیتونه جای کسی باشه و از احساسش با خبر بشه به همین دلیل متاسفم

    [پاسخ به این نظر]

  • مهراد گفت:

    @ٍeli, رمان همون چیزی که در حقیقت هست نوشته شده خواننده ها بهتر در نظر بگیرن که هیچوقت نباید نظر خودشون رو اونقدر با ارزش بدونن که نویسنده اصلی داستان خودش رو رها کنه و هر چی که تو ذهن خواننده س بنویسه

    [پاسخ به این نظر]

  • مهراد گفت:

    @زهرا,
    عزیزم شما درکت نمیرسه به این چیزا نظر نده یا نفهمیدی موضوع رمان چی بود یا اومدی فقط یچی بگی نقد کردن بازی با کلمات نیست

    [پاسخ به این نظر]

  • ٍeli گفت:

    رمان زیبایی بود و چون زندگی سخت بچه های کار رو به مردم جامعه معرفی میکرد واقعا قابل ستایش و تحسینه اما من از نویسنده محترم این رمان چند تا نقد دارم:
    اول اینکه پسری مثل مهبد تموم درد ها رو کشیده درد بی مادری، کودک کار شدن،جون دادن پدرش در آغوشش،گذشتن از بهترین هاش از خواهر و برادراش و عذاب وجدانی که تو ذهنش نسبت به مرگ پدرش داشت همه و همه باعث میشه من مهبد رو خیلی بزرگ تر ،قوی تر ،مرد تر و شایسته تر از مهبد نوزده ساله رمان ببینم ،مهبدی که در سن نه سالگی اون تصمیم بزرگ رو گرفت با منطق پا رو احساس گذاشت … واقعا سخته تصور اینکه چنین شخصیتی بعد از ده سال احساسش بر منطقش غلبه کنه ؛من توقع داشتم مهبد صد برابر قوی تر باشه در برابر مشکلاتی که بعد ها براش پیش اومد… اون باید خیلی سخت تر از اینها می بود …و متاسفانه مهبد داستان برای من خواننده تصویر پسری نوزده به دور از درد و غم رو که به یکباره در مسیر سختی قرار گرفت رو به نمایش گذاشت …
    و البته در رابطه با رایکا میشه گفت به یکباره عشق برای مهبد شکل گرفت و البته نه با بیان مهبد بلکه شرط بندی لیلا و سهیل و تصورات آرمین…
    راستش من از وجود این همه درد و سختی در داستان کمی ناراضی بودم اما بعد از اینکه بر واقعی بودن داستان واقف شدم می توانم بگویم رمان زیبایی بود و با قلمی زیبا احساسات را به نماش می گذاشت اگر مهبد همان مرد نه ساله بود…

    [پاسخ به این نظر]

  • Fatemeh گفت:

    سلام. رمان فوق العاده ای بود. خیلی خوب تونستم بود شرایط و محیط زندگی بچه های کارِ کشورمون رو به تصویر بکشه. ایده ی جالبی بود که قلم پخته و زیبای نویسنده هم باعث قشنگ تر شدن رمان شده بود. واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم. بی صبرانه برای اومدن جلد دومش لحظه شماری می کنم.
    سپاس از نگاه جان و نویسنده ی خوب رمان.

    [پاسخ به این نظر]

  • ویدا گفت:

    سلام
    یه خسته نباشید حسابی میگم به نویسندگان واقعا قلمشون قوی بود خیلی خوب اون حس رو به خواننده القا میکردن
    واقعععععععععععععععععااااااااااااااا عالی بود به بقیه توصیه میکنم حتمااااااااااااااااااااااااااااااا بخونن
    خودم اول دودل بودم اما وقتی شروع کردم یه سره خوندم تا تموم بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    خیلی افتضاح بود.رمان نخوندیدن نمیدونین رمان چیه.این عالی بود/.؟؟؟؟یه دختر ۵/۶ساله دست چپ و راستشو هم نمیشناسه چ برسه ب اینکه همچین کارایی کنه.ب نظرم اگه با قلم دانای کل یا همون سوم شخص مینوشتین بهتر بود چون حرفای یه بچه ۶ساله یا ۸ساله اینجوری نیست.مثلا تو همون صفحه های اول دختر بچه میگه از پسرای محله خوشم نمیاد اذیتم میکنن.یعنیییییییییییییی چی؟؟؟؟یه دختر۶ساله؟؟؟؟استغفرالله./تو محل ما هم دختر۶ساله فقیر هست اما ب دختر ۶ساله اخه کی…وای بی رودروایستی رمان نبود مزخرف بود.اگه عادلانه است سایتت مدیر ثبت کن

    [پاسخ به این نظر]

  • Malihe2074 گفت:

    @سپیده,
    سلام ممنون از نظر مثبت که داشتین ولی من متوجه منظورتون از نثر نا پخته نشدم. رمان عامیانه س و فکر میکنم تمام سعی م رو کردم که روان باشه با این حال ممنون از نظرتون 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • سپیده گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید به نویسنده و داستان جالبش راستش رو بخواین من رمان های ایرانی و خارجی زیادی خوندم و بیشتر از رمان نویس های با سابقه این رمان داستان جالب و غیر تکراری و همینطور اجتماعی داره اما کمی ناپخته است ینی نثر رمان میتونست خیلی بهتر از این ها باشه ولی باید به نویسنده اثر بابت انتخاب نوع داستان احسنت گفت امیدوارم نقد من مورد بررسی قرار بگیره تا رمان های خیلی بهتری نوشته شه

    [پاسخ به این نظر]

  • Malihe2074 (نویسنده مهبد) گفت:

    @السا, سلام خیلی ممنون از نظر مثبتی که داشتید بله نویسنده دوم این رمان کسیه که اسمش تو رمان مهبد هستش و بسیار انسان والا و شایسته ای هستش.

    [پاسخ به این نظر]

  • --yegli-- گفت:

    awli bud vqn,yki az bhtrin romanaei bud kw khundm

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق گفت:

    خسته نباشید میگم به نویسندگان این رمان ، رمانتون بسیار زیبا بود و در عین حال موضوعی واقعی رو دنبال میکرد …
    توصیه میکنم بقیه دوستان هم این رمانو بخونن

    [پاسخ به این نظر]

  • sisi گفت:

    تبریک میگم به نویسنده عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • السا گفت:

    سلام اول یه خسته نباشید به نویسنده رمان
    دوم واقعا رمان زیبایی بود واقعااااااا
    یه سوال مهبد چقد وجود خارجی داره؟
    واقعا کسی هست بااین همه بلا بازم سرپا باشه ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • setareh گفت:

    سلام به نویسندگان عزیز و گرامی این رمان عالی
    واقعا از خوندن این کتاب لذت بردم
    بیصبرانه منتظر پایان جلد دوم این رمان هستم
    باید بگم فوق العاده بود
    و خب موضوعی که داشت باعث خاص شدنش شده بود
    خیلی خیلی خسته نباشید
    موفق و پیروز باشید
    به امید خواندن کار های زیباتر از شما

    [پاسخ به این نظر]

  • حميد گفت:

    خسته نباشید
    واقعا عالی بود بیصبرانه منتظر جلد دوم هستم

    [پاسخ به این نظر]

    malihe2074(نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۹ ب.ظ:

    @حمید,
    سلام جلد دو رو میتونید از انجمن نگاه دنبال یا از کانال تلگرام

    بخونید 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • صدف گفت:

    سلام. فکر کنم همه فک و فامیلا و دوستای نویسنده اومدن نظر دادن.
    خیلی چرت بود.
    .
    .
    .
    .
    میدونم اینم تایید نمیکنید اما کم باند بازی در بیارید.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۶:۵۴ ب.ظ:

    سلام..شمایید که فقط بلدید انتقاد کنید رمان به این خوبی اگه خودتون میتونید یاعلی ببینم میتونید یه صفحه داستان کوتاه بنویسید

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    سلام خسته نباشید رمان بسیار زیبایی بود اما ما چجوری میتونیم کاربر انجمن نگاه دانلود بشیم و رمانمون رو تو وبلاگ بزاریم لطفا جواب بدین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۶:۵۱ ب.ظ:

    سلام..ممنون…اجازه گذاشتم رمانها در وبلاگ را ندارید…

    [پاسخ به این نظر]

  • f_m گفت:

    عالی بود.
    جلد دومش چرا نمیاد پس؟!زمانش مشخص نیست؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۶ ب.ظ:

    درحال تایپه

    [پاسخ به این نظر]

  • sanaz گفت:

    سلام
    رمان خیلی خیلی خیلی خوبی بود عالی بودش❤

    [پاسخ به این نظر]

  • شیرین گفت:

    با تک تک جمله هاش اشک ریختم واقعا عالی

    [پاسخ به این نظر]

  • تینا گفت:

    بببینید کادر مدیریت. ..
    من ک میدونم تایید نمیشه…
    ولی خوب این کارتون اشتباهه…
    شاید نظرات منفی دیگه ای هم بوده باشه ک شما نشونش ندادید..
    ولی من نظرمو گفتم…. انجمنتون با این کار ک رفیق بازیو پارتی بازی میکنید ب هیچ جایی نمیرسه…
    یکمی به خودتون بیاید و فقط درمقابل حرفا نگید پیش میاد.. .
    بازم مرسی…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    هیچ رفیق بازی نیست نظرات هم به ترتیب تایید میشن…اینجا هم کسی نه پولی از شما در قبال نوشتن یا دانلود کردن نمیگیره که
    که شما کاربران گرامی همه طلبکارید هم از من هم از نویسنده ها ..هرکس مینویسه برای دل خودشه شما هم میتونید بخونید یا نخونید این به شخص خودتون مربوطه

    [پاسخ به این نظر]

  • مهرناز گفت:

    سلام
    بعد از مدت ها یه رمان عالی خوندم
    دست نویسنده درد نکنه با این قلم پختش…
    اینقدر قشنگ و روان همه چیز توصیف شده بود که با شادیشون خندون میشدم و با ناراحتیشون گریون…
    نگاه جون شما خبر داری جلد دوم کی اماده میشه؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    سلام تو پست رمان گفتم

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

    @مهرناز,
    سپاس از وقتی که گذاشتید و نظر لطفتون 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • Delaram گفت:

    خیلی خیلی رمان قشنگی بود و البته تاثیر گذار!!
    ممنون از نویسنده ،واقعا خسته نباشید،،امیدوارم بیشتر تو جامعه به این مسائل رسیدگی بشه
    فقط جلد دوم رو چرا نمیذارید؟!

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    @Delaram,
    سپاس از نظر لطف و نگاه قشنگتون. 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • hoda گفت:

    خیلی عالی بود یکی از بهترین رماناییه ک تا حالا خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • sara گفت:

    سلام رمان واقعی عالی بود و من برای اولین بار بعد خوندن چندصدتا رمان همپای این داستان واقعی گریه کردم و یه همه دوستان توصیه میکنم که حتما این رمان بخونن چون واقعا داره یه پرده از حقیقت جامعه ما رو به زیبایی بیان میکنه .
    با تشکر از نویسنده و راویان داستان و اینکه لطفا هر چه زودتر جلد دوم رمان آماده کنین چون من بی صبرانه منتظر ادامه اش هستم ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • elina76 گفت:

    واقعا دست هر دو نویسنده درد نکنه
    هم ملیحه جان و هم آقا مهراد
    خیلی خوبه که رمانی با موضوع متفاوت و صد البته رئال رو نوشتن.
    جزء به جزء رمان آدم رو جذب میکرد تا بفهمه آخرش چی میشه
    خوبه آدم بفهمه هنوز هم مردهایی وجود دارند که باعث افتخار خانوادشون هستند.مردهایی که از خودشون میگذرن تا خانواده اشون در آسایش و راحتی باشه
    در آخر بازم میگم رمان خیلی خیلی عالی بود.
    منتظر جلد دومش هستم

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۰ ق.ظ:

    @elina76,
    خواهش میکنم عزیزم خوشحالم که پسندیدی ممنو از همراهی بی دریغتون من به داشتن طرفدارهایی مثل شما افتخار میکنم 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • Birgul گفت:

    بالاخره دیشب تمومش کردم بایدبگم خیلی وقت بودبرای قصه ای اشک نریخته بودم خیلی خسته شده بودم ازداستان های تکراری همخونه بودن وروابط دخترهاوپسرها…برین یکباربرادران کارامازوف یایکی ازرمان های برترجهان روبخونین ببین چراسال هاست هنوزم معروفن شمانویسنده هاومخاطب هاخسته نشدین ازبس تکرارهارومیخونین ازچیش لذت میبرین به نظرمن به تعدادآدم های روی زمین قصه وجودداره که نویسندش خداست دست بکشین ازاین تکرارها..توجامعه پرازایده برای داستان هست
    کتاب مهبددوست داشتم چون ازدل همین جامعه اومده بیرون واقعیتی که هممون یکبارهم شده دیدیم مخاطب های قبل خیلی سنجیده رای میدادن اماالان قصه های خوب رای نمیاره وقصه هایی که ارزش خوندن ندارن لایک هامیخورن ..نویسنده عزیزازنوع قلمت وداستان بردم خداکنه جلددوم هم به زیبایی همین باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • پارسا گفت:

    اخه دختر شیش ساله و پسر هشت ساله این کارا رو میکنه حداقل شناشونو یخورده بالا تر میبردین

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۴ ق.ظ:

    @پارسا,
    شما لطفا اول درک اجتماعی و دید بصری تونو تو جامعه افزایش و بعد بیاید نظر بدید. ممنون!

    [پاسخ به این نظر]

    elina76 پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۷ ق.ظ:

    @پارسا,
    چرا نکنه؟؟
    وقتی شما توی رفاه زندگی میکنید و خبری از محیطکودکان کار ندارید صددرصد چنین نظری دارید.
    یکم تحقیق کنید میفهمید.

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام….من اولین باره اینجانظرمیذارم…خیلی وقته همراه این سایت هستم ورمان هاشودنبال میکنم…ولی واقعا حیفم اومد به نویسنده ی این کتاب خسته نباشید نگم…برای من خیلی تجربه خوبی بود…هم بهم انگیزه زندگی داد…هم اینکه قدرهمین زندگی روکه دارم بیشتربدونم…بی صبرانه منتظرجلددوم رمان هستم…مرسی نویسنده عزیز…خداقوت

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۳ ق.ظ:

    @مریم,
    خوشحالم که تونستم تاثیر گذاشتم بانو. بابت لطفتان، سپاس

    [پاسخ به این نظر]

  • zohre گفت:

    این رمان به رمان کاملا اجتماعی هستش که نویسنده کاملا اطلاع دقیقی راجب چیزایی که نوشته شده داره فقط به نظر من انقد بلا اومد سر مهبد یکم زیادی غیر قابل باور بود اما زحمت زیادی کشیده شده برای نوشتنش منتظر جلد دومش هستم

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

    @zohre,
    گاهی تقدیر و چرخ فلک خیلی بلاها سره انسان میاره که برای ماها که در پر قوییم غیر قابل تصوره ولی هرچیزی ممکنه. ممنون از وقتی که گذاشتید. سپاس

    [پاسخ به این نظر]

    elina76 پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۱ ق.ظ:

    @zohre,
    شاید غیرقابل باور بود ولی همه ی اتفاقا کاملا واقعیت داره

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطیما گفت:

    موضوع رمان خیلی قشنگ و تازست.ولی خب به قول دوستمون یکم باور بعضی چیزاش سخته شاید چون ما ندیدیم اینجور مسائل رو.مکالمات میتونست خیلی بهتر از این باشه به جای اینکه هر بار از زبون یه نفر صحبت کنه داستان رو از زبون سوم شخص مینوشتید بهتر بود البته این نظر شخصی بندست و جسارت به قلم توانای نویسنده نمیکنم.امیدوارم جلد دومش زیباتر و پخته تر نوشته بشه.ممنون از نویسنده عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    @فاطیما,
    من کلا سبکم تو تمام رمان هام از زبون چند شخصیته بنظرم رمان اینجوری ملموس تر و قابل لمس تره. ممنون ازینکه وقتتونو نگاه قشنگتون رو گذاشتید. سپاس…

    [پاسخ به این نظر]

  • مروارید گفت:

    میتونم بگم تا حدودی قشنگ بود ولی دور از ذهن بود کاش تحقیقات کاملتری میکردن مثلا یه دختر بچه شیش ساله چطور میتونه کار خونه انجام بده یا یه پسر هشت ساله پدرشونو هم که خیلی ذلیل نشون داد ازدواجاشون هم که اصلا منطقی نبود
    ولی موضوعش خوب بود و بیشتر هم به خاطر موضوعش دانلود کردم ولی حوصلم سر میرفت برای یه جاهایی ببخشید که اینقدر رک گفتم برای اینکه نویسنده تو رمانای بعدیش تحقیقش رو کاملتر کنه
    بازم ازت ممنونم نگاه جان نویسنده های خوبی داری

    [پاسخ به این نظر]

  • ♡nila♡ گفت:

    بنظرم یکم غیر واقعیه اخه یا دختر ۶ساله چطور این کارارو میکنه ولی بازم ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۲ ب.ظ:

    @♡nila♡,
    ممنون که خوندینش دوست گرامی ولی این رمان عینا واقعیت داره و اشخاص حقیقی هستن 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    مریم پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۸ ب.ظ:

    منم اولش وقتی میخوندم میگفتم اخه یه بچه چطورمیتونه همچین ذهنیتی داشته باشه….

    [پاسخ به این نظر]

    elina76 پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    @♡nila♡,
    چرا غیر واقعی؟؟
    منم باورم نمیشد تا زمانیکه واقعا اون صحنه رو جلوی چشمام دیدم
    گاهی وقتا سرنوشت باعث میشه چیزای غیرقابل باور رو هم بشه دید و لمس کرد

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطیما گفت:

    سلام.بیست و هشت نفر این رمان رو لایک کردن ولی دریغ از یک نظر در مورد این رمان.بابا نظر بزارید بفهمیم چی میخواییم بخونیم.بعد خوندنش نظر میدم امیدوارم خوب باشه.

    [پاسخ به این نظر]

  • Birgul گفت:

    تبریک به نویسنده
    داستان بکروفوق العاده ای داره من تاصفحه ۳۰۰فعلاخوندم تابه اینجاچنان مجذوبم کرده که به تمام دوستانم پیشنهادش دادم دوست دارم اروم اروم برم جلوکه لحظه لحظه داستان روبه زیبایی خودش لمس کنم درسته برای باورعموم سخته بپذیرن مگه بچه هم میتونه رفتاروگفتاروحتی احساسات بزرگترهاروداشته باشه امااین واقعیت بچه های کارهست که فرصت بچگی کردن روندارن رمان تاحدودی شباهتی بارمان های مودب پورداره که دارا ونداررونشون میده بااین تفاوت که اینجاداراوندار یکین.بازم تشکربابت قلم مجذوبت

    [پاسخ به این نظر]

    Malihe2074 (نویسنده مهبد) پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۴ ب.ظ:

    @Birgul,
    باعث افتخار که نظر شما اینه عزیز. از نگاه زیباتون سپاس!

    [پاسخ به این نظر]

  • Saeed S.K گفت:

    عالیه افرین

    [پاسخ به این نظر]

    ❤Malihe2074 ❤. نویسنده کتاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۸ ق.ظ:

    @Saeed S.K,
    خوشحالم که پسندیدین. سپاس از وقتی که گذاشتید

    [پاسخ به این نظر]