• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان کلبه تنهایی من جاوا، اندروید، pdf، ایفون،تبلت

دانلود رمان کلبه تنهایی من جاوا، اندروید، pdf، ایفون،تبلت

دانلود رمان کلبه تنهایی من

دانلود رمان کلبه تنهایی من

نام : کلبه تنهایی من
نویسنده : ساجده_فرجی sajedeh.m کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر : عاشقانه_اندکی_اجتماعی

جهت افزایش اجتماع نگاه دانلود افزایش کیفیت رمان ها در انجمن نگاه دانلود لطفا عضو بشید
مقدمه :
بغل کن مرا
چنان تنگ که
هیچکس نفهمد
زخم
روی تن من بود
یا تو!
خلاصه:
گهگـاهی با خودم فــکر میکنم .زندگی ما آدم ها انقدر پر خم و پیچہ ،نه می تونی به خوشی هات

دل ببندی ، و نه به غصہ هات ….!
چـرا کہ هروز سرنـوشــت تو را با صحنـہ ی دیگــر زندگی سوق می دهــد ..
و امــا زندگی مــن ……..؟
زندگی مـرا به روز هایی می برد که فکر نمی کردم در پس این روزها،کسی بیاید در این خانه ی

شوم که مرا همچون برده در خود حبس کرده است برهاند …
و به خانه ای ببرد که طعم تلخی یا شیرینی روزگار را در بچشانم …
روز هایه خوب عاشقی برای دختر روستایی کمی خنده دار است .دختر روستا را چه به عاشفی ؟؟….!
ولی من عاشق شده بودم هر لحظه ریشه ی عشق در قلب من تناور می شد ،

لحظه هایه ناب عاشقی در وجودم رخنه می کرد ….
ولی انگار سرنوشت جور دیگر تقدیر کرده است ..
تقدرراین زندگی انقدر پر پیچ و خم بود ،که حتی خدا هم نمی دانست با من چه کرده …

قسمتی از رمان کلبه تنهایی من »

صدای پای بابا از میان علف های نم خورده ی باغ به گوشم می رسید منتظر خبری بودم

که یک هفته ذهنم رو در گیر خودش کرده بود کنارم ایستاد دستی بروی کاپشن مشکیش

کشید و گردو خاک های که بروی لباسش پراکنده شده بود در هوا معلق شدن با اینکه

هوای پاییز ملایم بود و باد پاییزی کمی بوی بهار رو داشت و اندکی رنگ و بوی زمتسون

ولی بابا با این حال کاپشن مشکی رنگش رو که فکر کنم ۳ سالیست به تن دارد

می پوشد ، کمی خم شد با کف دستش به آرومی بروی کفش ورنی و براقش کشید ،

نگاهم رو به سمت چشم های بابا سوق دادم و با خوشحالی گفتم
_ وای بابا جونم ، مرسی تمومش کردی؟ باورم نمیشه .
لبخندی بر روی لب هایش نقش بست

تعداد صفحات کتاب : 754 پی دی اف ، 1998 پرنیان

ارتباط با نویسنده رمان : http://forum.negahdl.com/members/5393/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/106811/

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۴) دیدگاه برای “دانلود رمان کلبه تنهایی من جاوا، اندروید، pdf، ایفون،تبلت” ثبت شده است.
  • لیلی گفت:

    نویسنده عزیز این خیلی خوبه که ریسک کردید و دست به قلم بردید اما بهتره کمی بیشتر به مخاطبان توجه کنید این رمان به من این حس و داد که نویسنده یک دختر بچه رویاپردازه و اصلا به اصول جامعه توجهی نمیکنه،نوشتن تنها ملاک نیست خوب نوشتن مهمه

    [پاسخ به این نظر]

  • Samaneh گفت:

    ممنونم از نویسنده خوب این رمان
    لذت بردم از خوندنش زیبا بود و آدم رو مجذوب خودش میکرد ..
    خسته نباشی

    [پاسخ به این نظر]

  • termeh گفت:

    عالی عالی عالی هرچی بگم کم گفتم خیلی خوشم اومد
    خسته نباشی نویسنده جونم
    منتظر رمان بعدیت هستم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • آسمان گفت:

    محتوای خوب و قشنگی داشت . من که خیلی دوست داشتم و از خوندنش لحظه ای دست نکشیدم ..همین که اتفاقاتی که درش افتاده تکراری نبود خیلی می ارزیدد..موفق باشی نویسنده نو قلم .مطمنم روزی شاهد پیشرفتت خواهم بود

    [پاسخ به این نظر]

  • ترمه گفت:

    رمان عالی و قشنگی بود واقعا لذت بردم از خوندش.منتظر رمان بعدیت هستم عزیزم واقعااا برای اولین رمان معرکه بود

    [پاسخ به این نظر]

  • امیر گفت:

    سلام رمان زیبایی بودمیتونم توی وبلاگ خودم این رمان روبزارم؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    سلام..با ذکر منبع مشکلی نداره

    [پاسخ به این نظر]

  • الهه گفت:

    رمان خوبی بود ساجده جون،دمت جزغاله
    مطمعنم اگه روی قلمت بیشتر کارکنی،میتونی رمانای خیلی خیلی قشنگ تری بنویسی عزیزم،

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    خیلی الکی کش پیدا کرده من وسطش ولش کردم حوصلم سر رفت

    [پاسخ به این نظر]

  • مارال گفت:

    سلام دوستان رمان خیلی خوبی بود من دنبال اسم یه رمانم که دختره عاشق یه پسری میشه اما پسره میره با خواهرش ازدواج میکنه بعد تو یه پارتی با شوهر خواهرش دستگیرشون میکنن و مجبورشون میکنن با هم ازدواج کن و از خونه ترد میشه هر کس میدونه اسمش چیه بگه ممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

    اتوسا پاسخ در تاريخ آبان ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۰ ق.ظ:

    @مارال,
    سلام اسم رمان در حسرت اغوش تو هستش

    [پاسخ به این نظر]

    .:~LiYaN~:. پاسخ در تاريخ آبان ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۸ ب.ظ:

    @مارال,

    رمان در حسرت آغوش تو
    راستی تو انجمن ثبت نام کنید و از این تاپیک رمانهای مورد نظرتونو راحت پیدا کنید

    http://forum.negahdl.com/threads/94582/page-39

    [پاسخ به این نظر]