دانلود رمان دل میرود جاوا ،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان دل میرود جاوا ،اندروید،pdf،ایفون

خلاصه: دانلود رمان دل میرود ادما واسه نداشته هاشون میجنگند بعضی ها پول ندارند. بعضیام یه اغوش گرم که بهش پناه ببرند و اونجا بشه امن ترین جای دنیا.رمان درباره خرید و فروش این آغوشهای امنه. خرید و فروش قلبهایی که بیتاب عشقند. هیچکس نمیتونه بگه سیبی که تو هوا پرتاب میشه چند بار میچرخه . سرنوشت آدما هم به همین نامعلومیه

دانلود رمان دل میرود جاوا ،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان دل میرود جاوا ،اندروید،pdf،ایفون

به نام خدا

قطره عرق از تیره کمرم به سمت پایین سقوط کرد زیر افتاب داغ تابستون منتظر نشسته بودم تا

وحید رفیقم سر برسه تو دلم هر چی فوش اب نکشیده بلد بودم بارش کردم خیلی گرم بود و

من یک ساعت تو این ایستگاه اتوبوس معطل بودم.نگام به اتوبوس دهمی افتاد دوباره ملت مثه

زامبی ها حمله کردن به در ورودیش. به سه تا دختر بچه دبیرستانی جلوم نگاه کردم. مغنعه

هاشونو تا وسط سرشون داده بودن عقب و گوشاشونم انداخته بودن بیرون. یکیشون که هفت

هشت تایی گوشواره تو گوشش بود! گوشاش پاره نمیشد! اینا دست کم پنجاه کیلو زلم زیبو

داشتن. دانلود رمان دل میرود
موقع سوار شدن یکیشدن نگاش به من افتاد و با ارنج زد به کناریش اونم یه نگاه به من انداخت و

با عشوه برام پشت چشم نازک کرددانلود رمان دل میرود
نه حوصله این لوس بازیا رو داشتم نه جیب پر پول که دخترا بتونن تیغم بزنن واسه همین قبل از

اینکه خر درونم بیدار بشه یه پوزخند زدم بهشو رومو برگردوندم. یه ۲۰۶ سفید داشت میامد اگه

این یکی هم وحید نباشه قید این کارو میزدم و میرفتم خونه.دانلود رمان دل میرود
ماشین کشید کنار و پشت سر اتوبوس وایساد خود وحید بود چه عجب! از صندلی ایستگاه بلند

شدم و رفتم طرف ماشینش . به محض باز کردن در هوای خنک کولر دانلود رمان دل میرود

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۱۵) دیدگاه برای “دانلود رمان دل میرود جاوا ،اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • fatemeh گفت:

    سلام.میشه رمان هایی مثل ته دیگمو پس بده معرفی کنید بهم؟

    [پاسخ به این نظر]

  • Haleh گفت:

    واقعا رمان عالیی بود خیلی خوشم اومد دستت مرسی نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    سلام میشه لطفا رمانای کلکلی بزارین ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • رمان خون گفت:

    سلام
    عالی بود
    بالاخره بعد از مدتها یه رمان خیلی جذاب خوندم
    مرسی نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۳ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • مروارید گفت:

    عالی بود خیلی دوسش داشتم
    نگاه جان واقعا نویسنده هات حرفه این چی دارین تو انجمنتون ؟ آموزش ؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    بله

    [پاسخ به این نظر]

  • سولماز گفت:

    قشنگ بود ….همون جمله کلیشه ایه معروفه ارزش یکبار خوندن رو داره ،در مورد این رمان صدق میکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahan گفت:

    سلام رمان خیلی قشنگ بود میشه بگین قشنگ ترین رمان کدوممه

    [پاسخ به این نظر]

  • nargec گفت:

    وای من اصا پایانشو دوس نداشتم انگاری نصفه و هول هولکی تموم شد خودش خوب بوداا ولی پایانش زود بود

    [پاسخ به این نظر]

    1 پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۸:۰۶ ب.ظ:

    @nargec,
    پایان باز یه نوع از رمان نویسیه

    [پاسخ به این نظر]

  • عابدینی گفت:

    خیلی خوبه
    متشکرم خانم فروزان
    در پناه خدا باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • shakil گفت:

    سلام ممنونم خیلی قشنگ بود نگارشش عالی بود و حیف که کم یعنی به نظرم جای ادامه دادن داشت.

    [پاسخ به این نظر]

  • ♡nila♡ گفت:

    خبلب قسنگ بودساده و بدون حاشیه عالی بود رمان ارومی بودش مرسی نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]


  • <